کد خبر: ۱۹۴۴۲۰
تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۹:۱۵
در قالب یک تحقیق میدانی بررسی شد

تصویر ذهنی دانشجویان از دانشگاه چیست؟




تک‌بُعدی بودن و درس خواندن صرف، از جمله مواردی است که دانشجویان زیادی از آن فراری هستند و از دلایل عمده دانشگاه آمدن را مهیا بودن شرایط و محیطی برای انجام فعالیت‌های فوق‌برنامه و عضویت در کانون‌های فرهنگی و هنری و انجمن‌های سیاسی در دانشگاه می‌دانند و معتقدند که انجام فعالیت‌های جانبی، قدرت تحلیل و درک فرد برای شناخت مسائل پیرامون خود در جامعه را بالا می‌برد.
در پژوهشی با عنوان «تحلیل پدیدارشناسی معنای ذهنی دانشجو از دانشگاه» که توسط جمعی از محققین دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم انجام شده، آمده است: «هدف از پژوهش حاضر دستیابی به معنای ذهنی دانشجویان و درک آنها از دانشگاه پیش از ورود به این محیط بوده است و نتیجه تحقیق، توصیفی سیستماتیک از معنای ذهنی دانشجو نسبت به دانشگاه ایرانی بوده است.»
در این پژوهش آمده است: «تصور و ذهنیت دانشجویان نسبت به دانشگاه از جمله موضوعاتی است که در حوزه آموزش عالی طی سال‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. این مسئله که دانشجو با چه انتظاراتی وارد دانشگاه شده است و تصور او از محیط آموزشی، فیزیکی، پژوهشی، فرهنگی و تعاملی در دانشگاه چه بوده است موضوع بسیار مهمی است؛ خصوصاً در دانشگاه‌های طراز اول کشور که دانشجو در زمان قبولی در آنها سختی‌های بیشتری متحمل شده و انتظاراتی را در قبال این سختی‌ها داشته است.
هر دانشجو با مجموعه‌ای از تفاوت‌های شخصی، خانوادگی، محیطی و تجربه‌های اجتماعی به دانشگاه وارد می‌شود و آرزوها و‌اشتیاق زیادی برای ورود به محیط دانشگاه و تحصیل در آن را دارد، زیرا همانطور که پژوهش‌ها نشان می‌دهند، افراد خوش‌ شانسی که دسترسی و پذیرش در نظام آموزش عالی را قسمت خود می‌کنند، یک سرمایه‌گذاری شخصی با منافع مادام‌العمر انجام می‌دهند. اما اینکه دانشجو قبل از این مرحله و پیش از ورود به دانشگاه دارای چه تصورات و ذهنیتی نسبت به این محیط آموزشی بوده است حائز اهمیت است.»
محققان این پژوهش، نظریه‌های مختلف در رابطه با آموزش عالی را چنین بیان کردند: «در فرهنگ عمومی، عموماً سه نظریه درباره علت حضور مردم در نهادهای آموزش عالی وجود دارد. نظریه نخست اعلام می‌کند که آموزش، شایسته سالاری است. آموزش، یک طبقه‌بندی‌کننده اجتماعی است که به‌طور اثربخش افراد را بر پایه تمایل و توانایی برای نمایش دامنه‌ای از شایستگی‌ها مرتب می‌کند، جامعه به سازوکاری نیاز دارد تا افراد باهوش‌تر را از سایرین جدا کند. نظریه دوم رویکرد دموکراتیک است که بر پایه این رویکرد، آموزش تأمین‌کننده شهروندان روشنگری است که بازتاب دهنده مهارت‌ها، نگرش‌ها و خصوصیاتی است که نوع بشر را در بهترین حالت متمایز می‌کند. دانشگاه شهروندان آینده را در معرض دانش و اطلاعاتی قرار می‌دهد که آنها را روشنفکر و توانمند می‌کند، صرف‌نظر از هر حرفه‌ای که آنها سرانجام انتخاب کنند.
نظریه سوم مدعی است که آموزش عالی باید با محوریت مشاغل حرفه‌ای باشد، به‌ویژه طوری طراحی شود که دانشجویان را مرتبط با یک شغل، آموزش داده و تجهیز کند، با توجه به اینکه اقتصادهای پیشرفته، متقاضی دانش و مهارت‌های تخصصی هستند و با توجه به اینکه هدف دبیرستان یادگیری عمومی است دانشگاه جایی است که افراد می‌توانند چیزهایی را که برای ورود به یک حرفه نیاز دارند، بیاموزند.
پشت این سه نظریه متمایز پرسش‌هایی در خصوص اینکه دانشجویان کدامیک از این عملکردها را از دانشگاه انتظار داشته و نقش پُررنگ تری در انتخاب دانشگاه آنها داشته است، قرار دارد. دانش‌آموزان و خانواده‌های آنها هنگام ورود به دانشگاه انتظارات مختلفی از دانشگاه دارند. کسب موقعیت‌های شغلی مناسب، پایگاه اجتماعی بالا از جمله آن انتظارات است. دانش‌آموزان با جنسیت متفاوت و با پایگاه‌های اجتماعی و اقتصادی گوناگون و انتظارات گوناگون وارد دانشگاه می‌شوند.
این انتظارات می‌تواند بخش‌های مختلف دانشگاه اعم از سخت‌افزاری و نرم‌افزاری را شامل شود به عبارتی دانشجویان انتظاراتی از استاد، همکلاسی‌ها، فضاهای فیزیکی و آموزشی دانشگاه و... دارند که شناخت این انتظارات و حرکت در مسیر تحقق آن‌ها، نتیجه‌ای جز بهبود کیفیت آموزش عالی و دانشگاه‌ها و افزایش انگیزش دانشجویان در بر نخواهد داشت. می‌توان به این واقعیت در تحقیقات و گزارش‌های رسمی‌اشاره کرد که در کشورهای پیشرفته یکی از انگیزه‌های مهم ورود به دانشگاه پرورش استعداد و علاقه‌های تحصیلی در راستای اهداف شغلی و حرفه‌ای است.»
در این پژوهش آمده است: «دانشجویان براساس زمینه خانوادگی و اجتماعی خود انتظارات متفاوت و گوناگونی برای ورود به دانشگاه دارند. هرچه این انتظارات روشن‌تر و واضح‌تر باشد کار برای مسئولان دانشگاه آسان‌تر است؛ چراکه جهت‌گیری بسیاری از تصمیمات آنها روشن می‌شود. انگیزه شغلی در کنار انگیزه علاقه تحصیلی و علمی مهم‌ترین انگیزه‌های جوانان برای ورود به دانشگاه را تشکیل می‌دهند. در این میان، انگیزه شغلی مهمترین انگیزه اکثر جوانان دنیاست. این انگیزه در راستای تحولاتی است که در جایگاه آموزش عالی در دنیا به وقوع پیوسته است. برخی از عوامل مؤثر بر انتخاب دانشجو برای حضور در دانشگاه با جنبه‌های اجتماعی، چشم‌انداز شغلی، جدا شدن از خانه و استقلال یا یادگیری مرتبط است.»
بر اساس این پژوهش دانشجو با علاقه به تحصیل و امید به آینده‌ای بهتر به‌علاوه حسب عوامل خانوادگی و اقتصادی رهسپار دانشگاه می‌شود. در یک تحقیق به صورت مصاحبه‌ای 74 درصد اظهارات، تجربه منفی دانشجویان را از دانشگاه بازتاب می‌دهد. حس تبعیض در میان دانشجویان به‌وضوح دیده شده است و فرهنگ شفاهی و چهره به چهره و عاطفی همچنان برای دانشجویان ایرانی مهم است.
فضای دانشجویی ایران در حال عبور از دوره‌ نخبه‌گرایی آکادمیک و حس استاد و شاگردی به معنای سنتی کلمه است. مقررات خشک حداکثری و روالی بوروکراتیک دانشگاه در ادراک زیسته دانشجویان، بازتاب بسیار ناراحت‌کننده داشته است. مشارکت‌کنندگان در پژوهش از بیشتر درس‌های عمومی دل زده شده‌اند. گفتگو با دانشجویان مختلف این امر را نشان می‌دهد که عدم توجه مسئولان به انتظارات و ادراکات دانشجو نسبت به دانشگاه می‌تواند گاهی سبب بروز مشکلاتی برای دانشجوی تازه‌وارد به دانشگاه شود.
محققان این پژوهش ضمن تأکید بر اینکه دانشجویان یکی از ذی‌نفعان حوزه آموزش عالی هستند، افزوده‌اند: «توجه به انتظارات دانشجویان و برآورده کردن آنها سبب افزایش سطح کارایی و کیفیت آموزش عالی کشورمان خواهد شد. بدون فهم ادراکات این دانشجویان که بالاترین زحمت‌ها را برای ورود به دانشگاه‌های دولتی و طراز اول کشور داشته‌اند، نمی‌توان در آینده از ایشان انتظار برترین بودن را داشت. معنای ذهنی دانش‌آموزانی که در شُرف ورود به دانشگاه طراز اول کشور بوده‌اند، این بود که کلاس‌های درس سطح علمی بالایی دارند و محیط آکادمیک قوی‌ای را تجربه خواهند کرد؛ اما این انتظار برآورده نشده است.»
در این پژوهش آمده است: «دانشجویان صرفاً برای درس خواندن به دانشگاه نیامده‌اند، دانشجویان ممکن است داوطلبانه به‌عنوان بخشی از مشارکت مدنی از سوی دانشگاه؛ درگیر فعالیت‌های خودگردان با هدف کسب تجربه و یا افزایش چشم‌انداز‌اشتغال خود یا برای کمک به جامعه، یا به این دلیل که از آنها خواسته شده بشوند. دانشجویان می‌خواهند با ورود به دانشگاه بزرگ و جامع در پایتخت پایگاه اجتماعی خود را بالاتر ببرند و کسب اعتبار کنند و داشتن ذهنیت ایده آل از دانشگاه را بسیاری از دانشجویان دارند. حتی در هنگام ورود به دانشگاه، آن را به‌صورت آرمان‌شهر و قبله آمال خود و مکانی بسیار متفاوت‌تر از محیط‌هایی که تاکنون تجربه کرده‌اند تصور داشتند. یکی از مواردی که توسط دانشجویان عنوان شد امکانات بالای دانشگاه بود که تصور بسیاری از دانشجویان پیش از ورود به دانشگاه بوده است؛ که اغلب با آنچه پس از ورود به دانشگاه با آن مواجه شده‌اند متفاوت بوده است.»
محققان این پژوهش اظهار کرده‌اند: «دانشجویان از انفعال و بی‌تفاوتی به محیط پیرامون خود بیزارند. همواره از دانشجویان انتظار می‌رود که فعال، پویا و حساس به اطراف خود باشند و گویا این ویژگی با دانشجو پیوند خورده است. شاید به خاطر همین انتظار افراد جامعه از قشر دانشجو است که یکی از معانی ذهنی فرد در زمان ورود به دانشگاه، این‌چنین شکل می‌گیرد و محیط دانشگاه را بهترین محیطی می‌داند که می‌تواند این پویایی را در آن جستجو کند.»
محققان این پژوهش با ‌اشاره به اینکه تعداد کمی از دانشجویان، معنای کسب مهارت در دانشگاه برای‌اشتغال در آینده را در ذهن دارند، عنوان کرده‌اند: «تعدادی از دانشجویان این انتظار را از دانشگاه دارند که امکانات آموزشی و یادگیری را برایشان تسهیل کند. نکته قابل ‌توجه اینکه تعداد کمی از دانشجویان، معنای کسب مهارت در دانشگاه برای ‌اشتغال در آینده را در ذهن داشتند. درصورتیکه در پژوهش‌های خارجی بیان می‌دارند که انگیزه شغلی بالاترین انگیزه جوانان دنیا برای ورود به دانشگاه است. شاید این را بتوان با ناامیدی جوانان از کسب شغل مرتبط با تحصیل پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه مرتبط دانست. بازدهی اجتماعی آموزش عالی در ایران بالاتر از بازدهی اقتصادی آن است و به‌طورکلی بین فضای آموزش و فضای کسب‌وکار جدایی درونی وجود دارد. می‌توان اینطور نتیجه‌گیری کرد که دانشجویان در زمان ورود به دانشگاه انتظار کسب مهارت‌هایی که در آینده به‌اشتغال آنها کمک کند را ندارند.
از سوی دیگر، عوامل سازنده بر هویت حرفه‌ای دانشجویان را باید درون متن زندگی دانشجویی جستجو کرد. در ارزیابی هویت دانشجویی باید دید که آگاهی و تحلیل فرد از خودش به‌عنوان یک دانشجو چیست و چه درکی از عضویت در یک دانشگاه دارد. بسیاری از دانشجویان کسب هویت دانشجویی و احساس استقلال و ابراز وجود را ازجمله ادراکات خود از محیط دانشگاه می‌دانستند؛ اما این تصورات در مقایسه با معانی دیگر ازجمله سطح علمی بالا، توانمندسازی فردی و کسب مهارت و فعالیت در کانون‌های فرهنگی و تشکل‌های سیاسی به میزان بسیار کمتری مورد توجه قرار گرفته است. پیشنهادی که به مسئولان آموزش عالی داده می‌شود این است که هر چه بیشتر به درک و تصور دانشجویان از دانشگاه توجه کرده و سعی در برآوردن این انتظارات داشته باشند، همواره روحیه شادی، نشاط و رضایت در میان دانشجویان وجود داشته و به دنبال آن افزایش سطح علمی و تعاملات مفیدتر و سازنده میان دانشجویان و اساتید و سایر مسئولان دانشگاه برقرار خواهد شد.»