کد خبر: ۱۹۴۳۴۱
تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۳۹۹ - ۲۱:۴۶

حاکم شدن « روزمرگی» با چاشنی« نتیجه‌گرایی» در ورزش (نکته ورزشی)


 
سرویس ورزشی-
مطالبه بزرگ و انتظار واقعی مردم از ورزش و از مسئولان ورزش، فراتر از هیاهو و هیجان و برد وباخت‌های گذرا و صعود فوتبال به جام جهانی وکسب سالیانه چند مدال جهانی و المپیکی و... مسائلی از این دست، که البته در جای خود مهم و مورد علاقه مردم هم هست‌، سروسامان دادن به وضع ورزش و ریل‌گذاری مناسب در جهت تحول و پیشرفت ساختاری است. در واقع این خواسته عمومی مردم درباره حوزه‌ها و عرصه‌های مختلف زندگانی جمعی در ابعاد اقتصادی، فرهنگی‌، آموزشی‌، تربیتی و... است. پرهیز ازسیاست‌ها و روش‌های مبتنی بر روزمرگی و کار باری به هرجهت و تفکر امروز گذشت و
« چو فردا رسد فکر فردا کنیم » و... به هیچ وجه مطلوب و مشکل‌گشا نیست‌، خاصه برای ملت و مردمی که انقلاب کردند تا بساط روزمرگی و کارهای سطحی و صوری و نمایشی را جمع کنند و سعادت و پیشرفت واقعی برای کشورشان به ارمغان بیاورند.
البته این هدفی بزرگ است که به آسانی تحقق نمی‌یابد و اتفاقی است که به سادگی رخ نمی‌دهد. هزار و یک عامل بیرونی و درونی و ده‌ها مانع فرهنگی و فکری از درون و صدها ترفند و دشمنی خباثت آلود دست به دست هم‌می‌دهند تا آن هدف تحقق پیدا نکند.مردم هم البته اینها را خوب متوجه می‌شوند و می‌فهمند. توقع آنها هرگز این نیست که یک‌شبه کار و بار مملکت و شرایط اقتصادی و فرهنگی از این رو به آن رو شود، بلکه انتظار و مطالبه مردم این است که حرکتی قدرتمند و جدی و همه‌جانبه و وقفه ناپذیر به ویژه از سوی مسئولان و دست‌اندرکاران به سوی آن اهداف و آرمان‌ها در جریان باشد. مردم نمی‌پذیرند در حالی که دشمنان این آب و خاک سربلند و مقاوم، بدترین و وحشیانه‌ترین فشارها و تحریم‌ها راعلیه آنان به کار گرفته و با همدستی دنباله‌های داخلی، نان و معیشت و زندگی آنان را هدف رذالت‌های خود قرار‌داده‌اند عده‌ای در داخل که عنوان « مدیر» و « مسئول» را یدک می‌کشند به جای اینکه «حاج قاسم» وار در میدان خدمت به مردم و جهاد با دشمنان این مردم، بی‌امان و خستگی ناپذیر عمل کنند، مدیریت به روش‌های غیر مسئولانه و طاغوتی و طلبکارانه را در پیش گرفته‌اند و با شیوه‌هایی که انگار ورزش یا فلان هیئت ورزشی یا فلان فدراسیون و... ارث پدری و ملک طلق آنهاست، دنبال برآوردن تمنیّات شخصی و خانوادگی و یا تحقق اهداف جناحی و سیاسی خود و استفاده هر چه بیشتر از مواهب مدیریتی خود هستند.
وقتی مردم این حرکت و اراده را اینجا و آنجا نمی‌بینند معترض و
گلایه‌مند می‌شوند. وقتی مردم مشاهده می‌کنند که دستگاهی‌، مسئولی، مدیری و... به وظیفه خود عمل نمی‌کند ودنبال تحقق اهداف اجتماعی نشأت‌گرفته از انقلاب نیستند، به جای پرداختن به«مسئولیت»‌ها در پی
 « مشغولیت»‌های شخصی و خانوادگی و جناحی هستند، به جای کار مخلصانه برای مردم وافتخار خدمتگزاری مردم‌،متفرعانه و طاغوتی رفتار می‌کنند،
به جای اینکه طبق فرمایش و سفارش مولا(ع) به مسئولیت به مثابه« امانت» نگاه کنند به عنوان« طعمه» می‌نگرند و یکسره در پی استفاده یا سوءاستفاده از مواهب مدیریتی به نفع خودشان و وابستگان و آقازاده‌هایشان هستند و... از آن فردمسئول یا آن دستگاه و تشکیلات، به حق، احساس نارضایتی و ابراز ناخشنودی می‌کنند. واقعیت غیرقابل انکار والبته ناخوشایند این است که در عرصه ورزش، انتظارات و توقعات اشاره شده به هیچ عنوان برآورده نشده است. آنچه که در اکثر مقاطع و دوره‌ها بر ورزش ما حاکم بوده « روزمرگی» با چاشنی« نتیجه گرایی» است. واین دلیل اصلی همه انتقادها و گلایه‌هایی است که از زبان کارشناسان خیرخواه شنیده می‌شود و بر قلم‌های دلسوز و مصلح جاری می‌شود.
مسئولان و مدیران ورزش ما چون غالبا غیرورزشی هستند و از بد یا خوش روزگار سر از این حوزه درآورده‌اند وغالباً هم درباره ورزش و سرنوشت ورزش دغدغه و حتی تعریف مشخصی ندارند‌، سهل است، در خلوت خود و در لایه‌های پنهان ذهن خود اصلا آن را موضوعی جدی و مهم ندانسته و ورزش را چیزی در حد« توپ بازی» می‌دانند‌، به طورطبیعی زیاد حوصله شنیدن وصف ورزش از زبان ورزشیان را ندارند و به همین دلیل هم پیرامون و اطراف اینگونه مدیران غیر متخصص را افرادی به عنوان مشاور و خط دهنده و... اشغال کرده‌اند که غیر ورزشی هستند که یا بعضی به این جایگاه‌ها به عنوان فرصتی برای رسیدن به مناصب بهتر وبالاتر از ورزش نگاه می‌کنند و یا بدتراز همه، بعضی هم به دنبال سوءاستفاده وبه اصطلاح« بستن خودشان» هستند.
 ریشه پدیده‌هایی مثل شارلاتانیزم ودلالی افسارگسیخته وبالاخره
طایفه سالاری و باندبازی و آقازاده بازی و فقدان رعایت اصول بسیار مهم و کار‌سازی مثل « شایسته‌سالاری» را در این واقعیت باید جست‌وجو کرد.غرض اینکه اگر مسئولان ارشد ورزش، ورزشی بودند و ورزش را کمی « جدی» می‌گرفتند و در‌باره انجام صحیح وظیفه خود دغدغه و نگرانی داشتند و اگر این آقایان برای جامعه ورزش احترام قائل و در پی برآوردن انتظارات و مطالبات آنان بودند حتما پای صحبت استخوان خردکرده‌های ورزش و افراد باشخصیت و تحصیلکرده و صاحب تحلیل این حوزه- که خوشبختانه تعدادشان هم کم نیست- می‌نشستند تا ببینند ورزش به چه نیاز دارد و ورزشیان‌چه مطالباتی دارند و...؟ آنگاه به خود وکاروبار خود و روشی که درباره اداره امور ورزش در پیش گرفته‌اند نگاهی می‌انداختند تا ببینند چگونه به قول مرحوم سهیلی «میان ماه من تا ماه گردون»‌، تفاوت از زمین تا آسمان است!

captcha