بازخوانی پیام امام خمینی(ره) به هنرمندان
هنـر در زمـانه جنـگ فقـر و غـنا
آرش فهیم
طی قرون اخیر، نظریات و مکاتب بسیاری درباره هنر و جنبههای گوناگون آن منتشر شده است. دیدگاههای مختلفی که اغلب در محدوده نخبگان هنری و تکنیکها و فرمهای مختلف محدود ماندهاند. هر چند که در برخی مکاتب واقع گرا و همچنین مارکسیستی، اشاراتی به تأثیرات و تأثرات اجتماعی و سیاسی هنر شده است؛ اما بدون تردید، رادیکال و پرشورترین متن درباره رسالت هنر در میدان کشمکشهای اجتماعی، در سرزمین ما و از سوی یک رهبر دینی و سیاسی که البته خودش یک هنرمند و ادیب هم بود، صادر شد. متنی جامع و مانع که تکلیف هنر متعهد و انقلابی را بر همگان مشخص کرد. در این متن که به «منشور هنر» مشهور است، به طور صریح و بدون هیچ محافظه کاری و تعارفی، هنر منتسب به جمهوری اسلامی ایران، رسانهای در خدمت محرومان و مستضعفها تعیین و تبیین شده است.
امام خمینی(ره) 30 شهریور سال 1367 با انتشار پیامی، یک مکتب هنری مبارزاتی را برای آینده ایران و ایران آینده پایهگذاری کردند. این متن، تقریبا پس از پایان جنگ تحمیلی و آغاز دوران جدید ظهور کرد. عصری که امام راحل آن را آغاز جنگی جدید و جبههای نوین معرفی کرده بودند؛ امام خميني(ره) از اين جبهه نوين داخلي به عنوان جنگ فقر و غنا ياد كردند. همچنانكه در پيام قطعنامه و به مناسبت پايان جنگ فرمودند: «امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعفاف و استكبار، جنگ پابرهنهها و مرفهين بيدرد شروع شده است...» و پيام امام به هنرمندان نيز در جهت پیام قطعنامه صلح بود. تک تک عبارات و واژگان این بیانیه، مسئولیت هنر و هنرمندان در برابر شرایط اقتصادی پیشِرو و فضای فرهنگی در حال وقوع در آن مقطع از زمان و سالهای بعد را وضع کردهاند؛ هنری که باید با گلادیاتورهای اقتصادی گلاویز میشد و با شوالیههای جنگ نرم، نبردی سخت و پیچیده را در پیش میگرفت:«هنري زيبا و پاك است كه كوبنده سرمايه داري مدرن و كمونيسم خون آشام و نابودكننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومايگي، اسلام مرفهين بيدرد و در يك كلمه اسلام آمريكايي باشد.»
معمولا هنر در زمانه پساانقلابی در خیلی از کشورهای جهان، رویکردی تخدیرآمیز مییابد؛ یا زينتي در كاخاشراف میگردد و یا افيوني در دست روشنفكران برج عاج نشين است. اما منشور هنر، نهیبی است تا هنر و خالقان آثار هنری به خواب نروند و بانشاط و بیقرار و در جبهه مردم و طبقات ضعیف بمانند: «هنر در مدرسه عشق، نشان دهنده نقاط كور و مبهم معضلات اجتماعي، اقتصادي، سياسي و نظامي است. هنر در عرفان اسلامي ترسيم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسیم تلخكامي گرسنگان مغضوب قدرت و پول است. هنر در جايگاه واقعي خود تصوير زالوصفتاني است كه از مكيدن خون فرهنگ اصيل اسلامي، فرهنگ عدالت و صفا لذت مي برند.» این عبارات با شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی امروز ما بیشتر تطابق و کاربرد دارند.
يكي ديگر از آرمانهاي حضرت امام در زمينه هنر، حضور جهاني و بينالمللي آن است. در اين چارچوب، هنر مكلف است كه در عرصه جهاني نيز حضوري فعال و حقطلبانه داشته باشد. امام در بخش ديگري از پيام تاريخي خود به هنرمندان فرموده اند: «تنها به هنري بايد پرداخت كه راه ستيز با جهانخواران شرق و غرب و در رأس آنان آمريكا و شوروي (سابق) را بياموزد. هنرمندان ما تنها زماني مي توانند بيدغدغه كولهبار مسئوليت و امانتشان را زمين بگذارند كه مطمئن باشند مردمشان بدون اتكا به غير، تنها و تنها در چارچوب مكتبشان به حيات جاويدان رسيدهاند و هنرمندان ما در جبهههاي دفاع مقدسمان اينگونه بودند، تا به ملأ اعلا شتافتند و براي خدا و عزت و سعادت مردمشان جنگيدند و در راه پيروزي اسلام عزيز، تمام مدعيان هنر بيدرد را رسوا نمودند.»