شعر انقلا ب در سوگ خورشید
رضا اسماعیلی
شر بتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیر ند یدیم و برفت
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
بار بر بست و به گردش نرسیدیم و برفت
(حافظ)
️تلخترین رخداد تاریخ انقلاب
«با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوی جایگاه ابدی سفر میكنم. و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم. و از خدای رحمان و رحیم میخواهم كه عذرم را در كوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد.»
(فرازی از وصیت نامه سیاسی- الهی حضرت امام)
از میان تمام رخدادها، اگر بخواهیم به تلخترین رخداد تاریخ چهل ساله انقلاب اسلامی اشاره کنیم، بدون هیچ تردیدی واقعه ارتحال امام(ره)، تلخترین و جانگدازترین رخداد تاریخ انقلاب اسلامی است. در شامگاه ۱۳ خرداد ۱۳۶۸ خبری که همچون زلزلهای جان و جهان ایران را لرزاند و آتش به جان مرد و زن و پیر و جوان زد، پژواک این خبر بود: «روح خدا، به خدا پیوست». آری حقیقت داشت. مردی که «زنجیر غلامان را شکسته بود»، مردی که خود را خادم ملت مینامید، مردی که برای احیای بزرگواری ما آمده بود، مردی که میگفت مستضعفان و زاغهنشینان ولینعمت ما هستند، مردی که شهیدان را چشم و چراغ ایران میدانست از میان ما رفته بود و ما مانده بودیم با داغی بر دل و دریغی بر لب:
ببار از دیده، دامن دامن ای اشک
که غم زد آتشم در خرمن ای اشک
که بر این آتشم آبی فشانم
چو خشکیدی تو در چشم من ای اشک
دریغا، ای دریغا، ای دریغا
خدایی سایهای رفت از سَرِ ما
و به راستی برای مردمی که بعد از 15 سال دوری و مهجوری از رهبر خویش و تحمل مصائب فراوان، با پیروزی انقلاب در بهمن ۵۷، گل لبخند بر لبهایشان شکفته بود و به وصال محبوب خویش رسیده بودند، تحمل داغی به این سنگینی، سخت و جانکاه بود. چرا که هنوز بیش از 11 بهار از ورود امام به ایران نگذشته بود و «ما به او محتاج بودیم، او به ما مشتاق بود.»
خبر ارتحال امام، در جان شاعران انقلاب نیز- همچون دیگر اقشار جامعه- آتشی سوزنده به پا کرد و منجر به خلق و آفرینشاشعار فراوانی با عنوان «سوگ سروده» شد که تحلیل و بررسی آنها میتواند موضوع یک تحقیق گسترده و کاربردی باشد. ولی قصد ما در این نوشتار تنها بررسی مضامینی است که در این سوگ سرودهها از بسامد بالایی برخوردار است. مهمترین محورهایی که شاعران در این سوگ سرودهها به آن پرداختهاند عبارتند از:
1- بُهتزدگی و ناباوری
2- روایت داغ بیالتیام امام
3- دعوت به صبر و شکیبایی
4- درد دلهای شاعرانه با یادگار امام
5- تأکید بر ادامه راه امام
6- بیعت با رهبری
7- بیان سجایای اخلاقی امام
️خبر، پُتک سنگین در آیینه بود
برای مردمی که تازه به دولت وصل امام رسیده بودند، باور این واقعیت تلخ که روح آن غوّاص معنا به ملکوت آسمانها پرواز کرده و دیگر در میان آنان نیست، سخت و دشوار بود. برای مردمی که بعد از پشتسر گذاشتن زمستان اختناق و شب یلدای استبداد، در بهار آزادی نفس تازه کرده بودند، باور این خبر که دیگر دستهای مهربان امام بر سر آنان نیست، همچون کابوسی هولناک بود.
«ناگهان اعلام شد که مظهر تمام ارزشها و آرزوها چشم از این سراچه ترکیب فروبسته و به رفیق اعلی پیوسته است. اما این حقیقت در ظرف باور مردم مشتاق در نمیگنجید و یارای آن را نداشتند که این واقعه تلخ را به خویش بقبولانند. از این رو، آسیمه سر، به سر و سینه میزدند و شوریده و بیقرار فریاد میکشیدند و دردمندانه خوناب سرشک خونین از دیده میباریدند و از خویش میرفتند...»
ولی، تقدیر الهی چنین بود و این خبر تلخ حقیقت داشت. محمدرضا عبدالملکیان این بهت و ناباوری را به زبان شعر چنین روایت کرده است:
خبر، فرصت تیغ با سینه بود
خبر، پتک سنگین در آیینه بود
خبر آمد و هرچه بر پا شکست
خبر آمد و پشت دریا شکست
خبر، تیشه بر ریشه جان گرفت
خبر، از دلم بود و باران گرفت
خبر آمد و چشم این خانه رفت
دلی داشتم شانه بر شانه رفت
دلم رفت و شیون تماشایی است
و دیگر غم اینجا، غم اینجایی است
غم و غربت و من به هم آمدند
شب و شهر و شیون به هم آمدند
در این شهر و شیون کسی گم شده است
و در سینه من کسی گم شده است
دریغا ستونهای این سینه سوخت
و یک شهر در سوگ آیینه سوخت
بیا سوز ماتم که میخواهمت
خرابم کن ای غم که میخواهمت
خرابم کن ای غم، که بارانیام
سزاوار آوار و ویرانیام
خرابم کن امشب شکستن سزاست
غریبانه با غم نشستن سزاست
روایت داغ بیتسلای امام
روایت داغ بیتسلای امام، محور ثابت اکثر سرودههایی است که شاعران در رثای آن پیر مسیحادم سرودهاند. پرداختن به این مضمون که داغ جانسوز امام هیچ تسلایی ندارد، جز سوختن و ساختن. چنانکه سعدی میگوید: «چاره همین بیش نیست سوختن و ساختن». در آن روزها زمزمه این سوگ سروده ها مرهمی بود بر داغ هجرانِ امت داغدیدهای که در کمال ناباوری پیر و پدر معنوی خویش را از دست داده بودند و اینک در روزهای «بیامام»، با بغضی در گلو و داغی بر دل، خاطرات روزهای خوش همنفسی با امام را مرور میکردند و با خود میگفتند:
شبهای هجر را گذراندیم و زندهایم
ما را به سختجانی خود این گمان نبود!
دعوت به صبر و شکیبایی
از دیگر محورهای سوگ سرودهها، عنان از کف ندادن و دعوت به صبر و شکیبایی در برابر این مصیبت عظماست. درسی که ملت ایران از آموزههای قرآنی و وحیانی آموخته است. چنانکه در آیه ۱۲۷ سوره نحل میخوانیم:«وَ اصْبرِ وَ مَا صَبرْکَ إِلَّا بِاللهِ». محمدعلی بهمنی نیز با عنایت به مضمون این آیه قرآنی، در غزلی با اشاره به اینکه امام خمینی حقیقتی نامیرا و همیشه زنده است، ارتحال ملکوتی امام را به تولدی دوباره تشبیه کرده است و گریستن در شب میلاد او را تلخ خوانده و ما را به صبر و شکیبایی دعوت کرده است:
زندهتر از تو کسی نیست چرا گریه کنیم
مرگمان باد و مباد آنکه تو را گریه کنیم
هفت پشت عطش از نام زلالت لرزید
ما که باشیم که در سوگ شما گریه کنیم
رفتنت آینه ی آمدنت بود ببخش
شب میلاد تو تلخ است که ما گریه کنیم
ما به جسم شهدا گریه نکردیم مگر
میتوانیم به جان شهدا گریه کنیم؟
گوش جان باز به فتوای تو داریم بگو
با چنین حال بمیریم و یا گریه کنیم؟
ای تو با لهجه خورشید سراینده ما
ما تو را با چه زبانی به خدا گریه کنیم؟
آسمانا همه ابریم گره خورده به هم
سر به دامان کدام عقدهگشا گریه کنیم؟
باغبانا ز تو و چشم تو آموختهایم
که به جان تشنگی باغچهها گریه کنیم
️درددل با یادگار امام(ره)
استاد عباس براتي پور که از شاعران نام آشنا، پیشکسوت و تأثیرگذار نسل اول انقلاب اسلامی است، برای تسلا به خویش و ملت ایران، به درد دل با یادگار امام متوسل شده و اندوه خویش در فراق امام را در غزلی زیبا باعنوان «سایبان» به تصویر کشیده است. این غزل که درد دلی شاعرانه با یادگار امام است، از بار عاطفی بسیار بالایی برخوردار است. شاعر در این غزل تأثیرگذار ضمن بیان تأثرات روحی خویش به فرزند امام چنین تسلیت گفته است:
پدر از شما رفت و جانی ز ما
دلی از شما، دلستانی ز ما
گرفت آخرالامر گلچین دهر
گلی از شما، گلستانی ز ما
اجل از شما بیمحابا ستاند
ز سر سایه و سایبانی ز ما
بلندای نخل جماران شکست
سپیدار و سرو روانی ز ما
ز بار غمش قامت دل خمید
ز ماتم شکست استخوانی ز ما
مسیحایی از دامن خاک رفت
بر افلاکیان میهمانی ز ما
به میهمانی لالهها رفته است
شکوفا گل ارغوانی ز ما
پدر رفت و دل رفت و دلدار رفت
به جا ماند سوز نهانی ز ما
بگو خانه ماست در کوی دوست
کسی گر بگیرد نشانی ز ما
نثار رهش آه غمدیدگان
دل و دیده خونفشانی ز ما
️ادامه راه و مرام امام(ره)
مقام معظم رهبری میفرمایند: «مکتب امام یک بسته کامل است، یک مجموعه است، دارای ابعادی است؛ این ابعاد را باید با هم دید، با هم ملاحظه کرد. دو بُعد اصلی در مکتب امام بزرگوار ما، بُعد معنویت و بُعد عقلانیت است. بُعد معنویت است؛ یعنی امام بزرگوار ما صرفاً با تکیه بر عوامل مادی و ظواهر مادی، راه خود را پی نمیگرفت؛ اهل ارتباط با خدا، اهل سلوک معنوی، اهل توجه و تذکر و خشوع و ذکر بود؛ به کمک الهی باور داشت؛ امید او به خدای متعال، امید پایانناپذیری بود. و در بُعد عقلانیت، به کار گرفتن خرد و تدبیر و فکر و محاسبات، در مکتب امام مورد ملاحظه بوده است.»
(بیانات مقام معظم رهبری در بیست و دومین سالگرد امام خمینی، 14 خرداد 1390)
شاعران انقلاب نیز بعد از رحلت حضرت امام(ره)، در سرودههای خود هوشمندانه بر ادامه راه و مرام معمار کبیر انقلاب اسلامی تأکید کردهاند. شاعران دردآشنای انقلاب بعد از کوچ امام، برای مرهم تسلا نهادن بر داغ دل مردم به صحنه آمدند. برای همدردی و همنوایی و نشان دادن راه. برای ابلاغ این پیام که هر چند داغ سنگین است، ولی نباید از راه ماند. بلکه استوارتر و ثابتقدمتر از پیش باید پرچم حقخواهی و ظلمستیزی را برافراشت و برای بالندگی شجره طیبه انقلاب اسلامی مجاهدت کرد. آری، شعر انقلاب به صحنه آمد تا میثاقی را که با اماممان بسته ایم به یادمان آورد و ما را به ادامه راه دعوت کند، چنانکه قیصر شعر انقلاب در غزل زیر به زیبایی بر این دقیقه تأکید کرده است:
خوشا که خط عبور تو را ادامه دهیم
شعاع چشم تو را تا خدا ادامه دهیم
دوباره خواب شب شوم را بیاشوبیم
بهرغم خوف و خطر، جاده را ادامه دهیم
بیا به سنت پیشینیان کمر بندیم
که یا ز پای درآییم یا ادامه دهیم
اگرچه عکس تو در قاب تنگ دیده شکست
تو را به وسعت آیینهها ادامه دهیم
️بیعت با رهبری
مهمترین فرازی که در سوگ سرودههای نسل شاعران انقلاب بعد از ارتحال ملکوتی حضرت امام(ره) بر آن تأکید شده، درس آموزی از مکتب امام، ادامه راه امام و بیعت با رهبری برای تداوم انقلاب است.
استاد مشفق کاشانی نیز که در آن روزها همچون مردم ایران عزادار این داغ سنگین بود، در فرازی از ترکیب بند فاخر خود بر این مهم تأکید کرده و با هوشمندی گفته است:
با تو آن عهد كه بستیم خدا میداند
بی تو، پیمان نشكستیم، خدا میداند
با تو، سرلوحه انصاف گشودیم به عدل
بی تو، دیباچه نبستیم، خدا میداند
با تو، هر بند گرهگیر گشودیم ز دست
بی تو، از پا ننشستیم، خدا میداند
با تو، بستیم به هم سلسله صبر و ثبات
بی تو، هرگز نگسستیم، خدا میداند
با تو، در میكده خوردیم می از جام ولا
بی تو، با یاد تو مستیم، خدا میداند
با تو، بودیم و نهادیم به فرمان تو سر
بی تو، در راه تو هستیم، خدا میداند
با تو، از دامگه حادثه جستیم و كنون
بی تو، سر بر سر دستیم، خدا میداند
حالی ای روح خدا، لطف خدا یاور ماست
پرتو روی نبی، پور علی، رهبر ماست
️بیان سجایای اخلاقی امام
گروهی دیگر از شاعران در شعرهایی که بعد از رحلت امام گفتهاند، به جای سوگ و مرثیه، شخصیت معنوی و انسانی آن عبد صالح خدا را ستوده و به بیان سجایای اخلاقی ایشان پرداختهاند. به تبیین و تحلیل این دقیقه که حضرت امام که بود؟ چه کرد؟ چه میخواست؟ و از چه سجایایی برخوردار بود. آنان در این شعرها پیش و بیش از هر چیز دیگر، سعی کردهاند از سیمای انسانی و الهی امام خمینی پردهبرداری کنند و بگویند که امام شخصیتی است که میتواند برای انسان عصر حاضر الگو باشد.
جان کلام آنکه، سیمای امام در آیینه شعر انقلاب، سیمای مردي است كه دل به خدا سپرد، و براي آزادي در بندشدگان و پابرهنگان تاريخ، با مجاهدتي بينظير پا به ميدان نهاد، و شمشير «حقخواهي» و «ظلمستيزي» را از نيام «عدالت» بركشيد، و سربلند و پيروز، آتش در خرمن كفر و شرك و نفاق برافروخت. یادش گرامی و راهش مستدام باد.
قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز
ورای حد تقریر است شرح آرزومندی
______
منابع و مآخذ در دفتر روزنامه موجود است.