کد خبر: ۱۸۹۵۴۵
تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۰:۱۴
مقاومت در فضای مجازی

ناخـدای باخـدای کشتی انقلاب





 نشریه مجازی «حق» در شماره جدید خود به مناسبت فرا رسیدن سالگرد آغاز رهبری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، اقدام به بازنشر یادداشت 15 سال قبل روزنامه کیهان به قلم «حسین قدیانی» نموده است. در بخشی از این یادداشت با عنوان «خامنه‌ای، خامنه‌ای است» آمده:
مدیریت بحران و تبدیل حادثه به حماسه، اما در رهبر انقلاب مسبوق به سابقه است. اوایل رهبری، در منصب ریاست‌جمهوری، هنگام حضور در خط مقدم جبهه‌ها، در مجلس، در قبل و بعد از پیروزی انقلاب، در مبارزات، در جوانی... آری! «حضرت‌آقا» همواره بر یک مناط بوده و یک راه پیموده. چه، ایشان از انسان‌هایی است که بیشتر به یک «شخصیت» می‌مانند تا به یک «شخص». و بیشتر به یک «راه» می‌مانند، تا به یک «راهبر». پس تعجب نباید کرد ویژگی‌های متفاوتی که بعضی‌ها در خودهای مختلف‌شان بروز می‌دهند، «آقا» همه را در همان یک خودی که رو کرده، نهفته دارد. در حالی که تاریخ را خوب خوانده و سرشار از شعور سیاسی است، دستی چیره نیز بر شعر و احساس دارد. در حالی که در جوانی به ترجمه کتابی درباره‌ «صلح امام حسن» می‌پردازد، در سالیان میانی عمر، لباس رزم بر تن می‌کند و پس از رهبری نیز بارها و بارها گفته‌اند: «اگر دشمن بیشتر فشار بیاورد، حادثه کربلا در این کشور تکرار می‌شود، نه صلح امام حسن». در حالی که یک روحانی است، روشنفکران را از خودشان بهتر می‌شناسد. در حالی که یک حوزوی است، دانشگاه را پایگاه تبلیغ خود در قبل و بعد انقلاب قرار داده است. در حالی که خطیرترین مسئولیت نظام، روی دوش اوست، از کوچک‌ترین وقت‌ها بهره می‌برد تا رمان بخواند. مرد سیاست است، اما با ادبیات متأخر و جدید، مثل یک ادیب خبره آشناست. «شولوخوف» را به همان خوبی می‌شناسد که با «گورباچف» آشناست. با «بینوایان» ویکتور هوگو همان قدر مأنوس بوده که «با نگاهی به تاریخ جهان» لهل نهرو. خامنه‌ای یکی هم از این رو برای ما باعث افتخار است که رهبر هیچ کشوری اندازه‌ او کتاب نخوانده... و به خاطر همین مطالعه بوده که همگان بر گستره‌ اطلاعات و علوم ایشان صحه می‌گذارند. هم موسیقی می‌داند و هم سینما، و عجبا که هم فقه و هم اصول. مگر وقت یک نفر چقدر می‌تواند برکت داشته باشد؟! مگر در تاریخ، جز این بوده که نویسندگان خوب، عمدتا سخنرانان بدی بوده‌اند؟! پس چگونه است که خامنه‌ای به همان قرایی خطبه می‌خواند که «آینده در قلمرو اسلام» را می‌نویسد؟! مگر یک نفر، چند فرد می‌تواند در ضمیر خود نهفته داشته باشد؟!
«آقا»ی ما اما با تمام این ویژگی‌های بزرگ به وقتش شوخ‌طبع و مهربان است. آن زمان که رئیس‌جمهور بود و دستی در هیئت دولت و دستی در جبهه‌ها داشت: «روزی از پادگان دوکوهه بازدید می‌کنند. بعد از بازدید، لشکرهای ۲۷ محمد رسول‌الله و سیدالشهدا یک‌جا جمع شدند تا «آقا» برای‌شان سخنرانی کند. در یکی از فرازهای سخنرانی- که جای تکبیر نبود- یکی احساس کرد باید تکبیر بگوید! بلند شد و گفت تکبیر! همه تکبیر گفتند! ایشان همان جا به رزمندگان گفت: عزیزان! تکبیر باید به موقع باشد و الا رشته‌ سخن از دست سخنران خارج می‌شود. همین که این تذکر «آقا» تمام شد، یکی دیگر از بچه‌ها بلند شد و تکبیر گفت! «آقا» که خودشان هم به شدت خنده‌شان گرفته بود، گفت: حالا سر به سر من پیرمرد می‌گذارید؟! اما بچه‌ها که «آقا» را به خودشان نزدیک‌تر از این حرف‌ها می‌دانستند، دست از مطایبه برنداشتند و دوباره یکی از میان جمع بلند شد و گفت تکبیر! اینجا دیگر خنده «آقا» دیدنی بود! آن ایام اوضاع جبهه‌ها به لحاظ روحی مناسب نبود، و همین قضیه‌ تکبیرها کلی روح و روان بچه‌ها را شاد کرد. جالب اینجاست که بعد از این تکبیر آخر، سخنرانی «آقا» ادامه پیدا کرد و تا آخر، رزمندگان سراپا گوش شدند تا سخنان ایشان را دقیق و کامل بشنوند». این حکایت همان «آقا»یی است که انضباط نظامی‌اش در جنگ، زبانزد فرماندهان بود. «آقا» را همه‌ فرماندهان دوست می‌داشتند، حتی فرماندهانی که با هم اختلاف داشتند. از همان زمان هم این محبت، آمیخته به مهر ولایت بود. خیلی از مواقع جنگ، توصیه‌های «آقا» حلال مجادلات بود... و همین جامعیت بود که امام خمینی(ره) را بر آن داشت تا در وصف مولای ما بگوید: «اگر گمان بکنید در تمام دنیا، رئیس‌جمهور و سلاطین و امثال اینها، یک نفر را مثل آقای خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و بنای قلبی‌اش بر این باشد که به ملت خدمت کند، پیدا نمی‌کنید». تعابیری از این دست، آنقدر بسیار است که گویی امام می‌خواست پس از رفتنش خط را داده باشد که کدام ناخدای با خدا را یارای این هست که کشتی انقلاب را به ساحل امن برساند. مروری کوتاه بر آنچه که بعد از امام بر انقلاب رفت، نشان می‌دهد هر جا تبعیت از ولایت بوده، در آن امر، نظام موفق‌تر بوده. مسئولین هم هر جا مطیع رهبر بوده‌اند، خدمت بیشتری به ملت کرده‌اند. زمان امام هم همین‌طور بود. هر وقت زاویه‌ دولت با ولایت کمتر می‌شد، مردم از وضع خود راضی‌تر بودند. این مهم بدین خاطر است که در اسلام، میان امام و امت، و ولی‌فقیه و ملت، رابطه‌ای قلبی وجود دارد. رهبر خوب می‌داند که اصلی‌ترین دغدغه‌ مردم، رفع فقر و فساد و تبعیض است و مردم هم خوب می‌دانند اگر دولتمردان، بی‌اعتنا به‌اشارات رهبر باشند و هر روز ساز جدیدی کوک کنند، گره‌ای از مشکلات باز نخواهد شد. حل کردن مشکلات مردم از طریق جامه‌ عمل پوشاندن به دستورات رهبر، بالاترین افتخار و مهم‌ترین ابتکاری است که یک رئیس‌جمهور می‌تواند انجام دهد. نظامی که در رأس آن ولی‌فقیه است، اگر رئیس‌جمهور بتواند تدارکاتچی رفع غم و غصه‌ ملت باشد، به توفیق بزرگی رسیده. و الا شعار دادن و شعور مردم را به بازی گرفتن، هنر چندانی نمی‌خواهد.