تغییر نسل دانشگاهها با ظهور سراهای نوآوری
کریدورهای علم و فناوری یکی از زیرساختهای توسعه اقتصاد دانشمحور است. نوآوری در فناوری نقش چشمگیری در اقتصاد جهانی بازی میکند و با افزایش چیرگی بسترهای فناوری اطلاعات و شبکه، اهمیت آن نیز روندی فزاینده را نشان میدهد. بهگونهای که بسیاری از دانشمندان بر این باورند که همزمان به جلوهنمایی نقش یادگیری و دانایی، نوآوری تعیینکنندهترین عامل موفقیت و رشد مناطق و در نهایت توسعه ملی است. هرچند که نوآوری پدیدهای نوین نیست و با آغاز تاریخ انسان برای رشد و توسعه همزاد بوده است ولی روند تکوین و کمال این تعبیر از ابتدا تا به امروز براساس اقتضائات جهانی صورت گرفته است.
نوآوری را میتوان فرآیند تجاریسازی اختراع پس از یک وقفه زمانی دانست. در حقیقت در این تعریف نقش کارآفرینان در فرآیند خلق نوآوری بالاست و جایگاه آنها را در شکوفایی زیست بوم فناوری یک کشور نشان میدهد. در سالهای اخیر توسعه اقتصادی و بهویژه توسعه حضور بخش خصوصی در اقتصاد کشورها نیز از طریق دانشگاه اتفاق افتاده چراکه این کشورها درک کردهاند که تمرکز دولت بر اقتصاد و از بین بردن مبانی رقابت تا چه اندازه میتواند بر پیکره اقتصاد خلاق و پویای متکی بر بخش خصوصی صدمه وارد کند.
نسل امروز اقتصاد کشور نیز در حال گذار از مفاهیم و پلتفرمهای سنتی به پلتفرمهای نوظهور تحت شبکه است. با نیمنگاهی به بحرانی که شیوع ویروس کرونا در کشور بهوجود آورد، میبینیم که بسیاری از مشاغل میتوانند بهمرور زمان تغییر شکل دهند و شاخ و برگهای مازاد خود را از چرخه کسبوکار حذف کنند. به تعبیری قرنطینههای اجباری مفهوم بعضی از استارتآپهای روزمره را عیان ساخت و نشان داد که سازوکارهای اقتصادی خیلی سریع میتوانند خود را بهکمک ابزارهای فناورانه و رویکردهای نوآورانه منعطف کنند و به سیالیت خود ادامه دهند.
حال سؤال اینجاست که سرمنشأ این تغییر فرمهای آنی و انعطافپذیریها کجاست و چه پیشنیازهایی برای تقویت آن لازم است؟ بدون شک و تحقیقاً منشأ اصلی این تحولات دانشگاه است. بدون تردید دانشگاه بهعنوان مهمترین نهاد آکادمی، اثر چشمگیری در توسعه و ارائه الگوهای سیاستی و حمایتی شرکتهای فناور دارد. رفتار دانشگاه در زیستبومهای فناوری اینگونه است که هرچه مقدار تراکم و کیفیت مهارتآموزی دانشگاه در زیست بوم بالاتر باشد شانس رقابتپذیری در نوآوری نیز افزونتر میشود. چندین دلیل برای چرایی اثرگذاری دانشگاههای پژوهشمحور و فناورمحور در اقتصاد منطقهای وجود دارد که تربیت نیروهای متخصص و دستاوردهای دانشبنیان ازجمله این دلایل است.
اقتصاد ایران در شرایطی به سوی «پلتفرم محوری» حرکت میکند که دانشگاههای کشور کماکان مکانیسمهای مناسبی برای ارتباط با صنعت و ایجاد یک بازار فناوری را ندارند و ناکارآمدی مدلهای قبلی نیز از سالها پیش به اثبات رسیده است. این کمکاری دانشگاهها ظرفیتهای مناطق مختلف کشور و اقتصاد پویای شهری را کمسو کرده و موجب از بین رفتن مشاغل سنتی و زیرساختهای چندین ساله مردمان شهرهای کوچک و حتی بعضاً بزرگ و دورافتاده میشود. هرچند که اقتصاد دولتی و وابستگی به نفت سهم بالایی در نبود حرکت دانشگاههای شهرهای مختلف به کانال فناوری دارد، آیا دلایل دیگری همچون رویکردهای سنتی مدیران هم میتواند یکی از دلایل باشد؟
انتقال فناوری در مشاغل و انتقال نوآوری در فناوری با حفظ اصالت کسبوکارهای ایرانی و بهرهبرداری از ظرفیتهای محلی عمده ویژگیهایی است در الگوی بومی «سرای نوآوری» در دانشگاهها دیده میشود. کشورمان با بهرهمندی از حدود 3هزار واحد دانشگاهی و مراکز آموزش عالی بدون اتکا به بودجه عمومی کشور توانسته الگویی بومی برای دوران انتقال فناوری و همگامسازی فناوری و اقتصاد طراحی کند. «سرای نوآوری و بازار فناوری» الگویی است از ساختارهای بازارهای سنتی ایرانی ولی با پلتفرمهایی نوین تعریف شده است. شتابدهندهها و مراکز رشد در جوار پارکهای علم و فناوری مأموریت رشد و وارد کردن یک هسته فناور را به زیست فناوری برعهده گرفتهاند تا محصولات آنها در بازاری تخصصی و شبکهای هوشمند ارائه شود.
به نقل از ایسکانیوز؛ الگوی سرای نوآوری از آنجایی برای فناوران امیدوارکننده است که منحصر به تهران و کلانشهرهای بزرگ نیست. دانشگاهها میتوانند با بهرهمندی از بزرگترین شبکه حقیقی دانشجویی کشور و زیرساختهای عظیم فیزیکی و آزمایشگاهی، جریان اثرگذاری در زیست بوم فناوری کشور ایجاد کند.
در این سالها که کشور نیازمند بازسازی اقتصادی و تقویت بنیانهای اصل تولید است، باید نقشه راه برونرفت را از اتاقهای فکر دانشگاه و فناوران و پژوهشگران دانشگاهی گرفت. دانشگاه در این راه پرپیچ و خم یا باید اثرگذار باشد و ایفای نقش کامل خود را به جای آورد یا باید در الگوهای آموزشی صرف باقی بماند و اثرگذاری اجتماعی و شهری خود را از دست دهد.