مصادیق خوف از خدا(3)(پرسش و پاسخ)
پرسش:
اینکه در روایات وارد شده قلب انسان باید در حالت خوف و رجا به صورت متوازن قرار داشته باشد تا او را از حالت تعادل رفتاری خارج نکند، حال در اینجا این سؤال مطرح میشود که خوف از خدا چه مصادیق و آثاری در بعد رفتاری انسان دارد؟
پاسخ:
در دو بخش قبلی پاسخ به این سؤال به 13 مورد از مصادیق خوف ممدوح و سازنده شامل: 1- خوف از معاصی 2- خوف از ملکات سیئه 3- خوف از غوطهور شدن در نعمات 4- خوف از استدراج 5- خوف از مرگ بدون توبه 6- خوف از نقص توبه 7- خوف از قساوت قلب 8- خوف از انحراف 9- خوف از علم خدا به نهان رفتار عاصی 10- خوف از غفلت از خدا 11- خوف از عدم قبولی طاعات و عبادات 12- خوف از رد مناجات 13- خوف از ادا نکردن حقوق الهی به نحو اجمال پرداختیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی میگیریم.
14- خوف از ظاهر شدن نقص عبادات
آنجایی که انسان بیم داشته باشد نکند غشی که در عبادات و انجام فرایض هست و بر او پنهان بوده و برای خدا آشکار است، ظاهر شود. یعنی آن عیوبی که در عبادات انسان نمیدانسته و خدا به آن آگاه بوده است، این خوف نیز ممدوح و سازنده است.
15 خوف از مغرور شدن به دنیا
انسان اگر بیم داشته باشد که نکند به زخارف و مظاهر دنیوی مغرور و فریفته شود، این خوف نیز ممدوح و سازنده است، زیرا زر و زیور و زرق و برق دنیا به شدت فریبنده و غافل کننده است.
16- خوف از تعجیل در عقوبت
انسان اگر خائف باشد که نکند خداوند در عقوبتش در دنیا تعجیل کند، به طوری که موجبات رسوایی او را در دنیا فراهم آورد. این بیم نیز ممدوح و سازنده است. چون یک دسته از معاصی است که خداوند در دنیا و قبل از آخرت شخص عاصی و گناهکار را عقوبت میکند، و برخی اعمال زشتی که اثر وضعی آن در همین عالم آشکار میشود و موجب رسوایی و فضاحت شخص عامل خواهد شد.
17- خوف از توجه به غیر خدا
اگر انسان خائف باشد که در این عالم به غیر خدا توجه پیدا کند، و در آن هنگام که به غیر خدا توجه پیدا کرده است،خدا هم نگران و ناظر بر او باشد، یعنی کسی که ادعا میکند، دوست خدا است، توجه به غیر دوست پیدا کند،در حالی که دوست ناظر بر او است. این هم یکی از خوفهای ممدوح و سازنده است.
18- خوف از گذشته و سوء خاتمه
اگر انسان نسبت به سابقه و سوء خاتمهاش خائف باشد، و اگر نسبت به گذشته و آیندهاش بیمناک باشد، این هم یکی از خوفهای ممدوح و سازنده است. در مقام دعا انسان همواره از خدای متعال حسن عاقبت خود را طلب میکند. «اللهم اجعل عاقبه امورنا خیرا» پیامبر گرامی اسلام(ص) در خطبهای به این معنا اشاره کرده و میفرماید: «الا ان المومن یعمل بین منافقین» هان! آگاه باشید که مومن بین دو بیم عمل میکند. «بین اجل قد مضی، لایدری ما الله صانع فیه» بین زمانی که گذشته است و نمیداند که خداوند در ارتباط با گذشتهاش با او چه میکند. این یک بیم و خوفی که نسبت به گذشته است. «و بین اجل قدبقی» یک خوف هم در رابطه با آینده او است. «لایدری ما الله قاض فیه» نمیداند که در آینده چه میشود و خداوند چگونه نسبت به او حکم میکند. «فلیأخد العبد المومن من نفسه لنفسه» چون عملکرد مومن بین دو خوف است، یکی نسبت به گذشته و دیگری در رابطه با آینده، پس بنده مومن باید بهرهگیری کند و از جانش برای خودش مایه بگذارد. (الکافی، ج2، ص70)
اگر انسان در اثر یقین و قوت ایمان نسبت به سوءخاتمه خود خوف داشته باشد، موجب میشود که صفحه روح و دل را از کثافات هواهای نفسانیه پاک کند، و عاقبت او در دنیا ختم به خیر شود. ولی اگر ضعف ایمان بر او غلبه کند و از عاقبت به سوء خود خائف نباشد، در این شرایط با غلبه هواهای نفسانی و رذایل اخلاقی عاقبت او ختم به خیر نخواهد شد.
به عنوان جمعبندی این بحث میتوان به نحو اجمال به این نکته اشاره کرد که انسانی که خوف ممدوح و بیم ستایششده ندارد، یا در اثر این است که ایمان ندارد، و یا اینکه ایمانش ضعیف است. فرض ایمان نداشتن که محل بحث ما نبود، بحث ما درباره انسانهایی بود که میگویند ایمان آوردیم گروهی از مومنین هستند که خوف ندارند، اینها باید برای رسیدن به این معرفت و حالت روحی که انسانساز است روی نفس خود کار کنند و از مرحله ضعف ایمان به مرحله یقین برسند.