ظرفیتسنجی کرونا در تغییر نظام جهانی (نگاه)
طی دو سه ماه گذشته و در شرایطی که ویروس کرونا کشورهای جهان را یکی پس از دیگری فتح میکرد، هر کسی از وجهی در اینباره تحقیق کرده و قلم زده است. در حوزه علوم انسانی و روابط بینالملل نیز بسیاری از کارشناسان و محققان مشهور گرفته تا افراد گمنام در ارتباط با پیامدهای سیاسی و اقتصادی کرونا، مطالب بسیاری نگاشتهاند.
صرفنظر از اینکه اوضاع و احوال خاص و شرایط قرنطینه و انزوای کنونی زمینهساز توجه همگان به یک مسئله بوده و نویسندگان را به نگارش و پر کردن لحظات تنهایی خود وادار کرده است، در اینجا میخواهیم بدانیم که آیا واقعاً کرونا تا چه اندازه میتواند بر روندهای جهانی و نظم بینالمللی موثر با شد و آن را به چالش بکشد و به اصطلاح، یک نسخه جدید به آنچه تا به حال گفته شده، اضافه کنیم.
کرونا برای اینکه نظم جهانی را به چالش بکشد، باید مولفههای قدرت در جهان را نشانه برود؛ چرا که منطق تغییر نظم جهانی در طول تاریخ همین بوده است. بهعنوان مثال، زمانی که آمریکا در 1898 کشتی اسپانیا را غرق کرد، در حقیقت، به قدرت دریایی اسپانیا ضربه زد و با این اقدام خود، زمینهساز ظهور یک نظم بر آمریکای مرکزی و لاتین شد و سلطه خود بر جهان را نیز زمینهسازی کرد. یا در پی وقوع جنگهای مذهبی 30 ساله در اروپا و انعقاد قرارداد وستفالی، یک نظم جدید در جهان شکل گرفت و به تدریج موازنه قدرت را در قاره اروپا ایجاد کرد.
این موارد همانطور که میبینیم، با جنگهای خونین شروع شده و کشورهای رقیب، مولفههای قدرت طرف مقابل را در هم میکوبیدند و نظم مورد نظر خودشان را جانشین آنها میکردند. اما، همین تغییر نظام جهانی ممکن بود با حوادث طبیعی نیز به وقوع بپیوندد، مثلا گفته شده است که خشکسالی با عث نابودی برخی تمدنها شده است و یا زلزله و سیلاب تمدنی را نابود کرده است.
کرونا را نیز باید از همین منظر دید. ولی این مولفه قدرت چیست که کرونا آن را هدف قرار میدهد؟ ویروس کرونا بهطور مستقیم قدرت نظامی حامیان نظم جهانی فعلی را به چالش نمیکشد. این ویروس میتواند قدرت اقتصادی جوامع را ضربه بزند. این چیزی است که رسانهها مرتباً از آن در کشورهای قدرتمند اقتصادی خبر میدهند. اگر بساط کرونا طی هفته و یا یکی دو ماه آتی برچیده شود، ممکن است کشورهای قدرتمند آسیبدیده اقتصادی، شرایط را ترمیم کنند و به قبل بر گردانند. اما اگر بحران کرونا بیش از یکی دو سال تداوم داشته باشد، به احتمال زیاد یک جهان متفاوت پسا کرونایی را شاهد خواهیم بود.
با این حال، کرونا اگر در مأموریت تغییر نظام جهانی ناکام بماند، تا همینجا عوارض و پیامدهایی را برای غرب داشته است که به این راحتی قابل جبران نیست؛ کرونا هیبت دروغین غرب را جلوی چشم جهانیان شکسته، و به همه نشان داده است که «لیبرال دموکراسی» سازوکار جالب و بدون رقیب برای جوامع نیست.
کرونا همچنین، فضاسازیهای کاذب رسانهای غربی علیه ایران را به چالش کشید. کرونا زشتیهای مکتوم در لایههای پنهان جوامع غربی را برملا کرد و به همگان نشان داد که تبعیض و نابرابری در جامعه آمریکا و انگلیس، امری ذاتی و ساختاری است و در کلیت غرب، انسان منفعتمحور و خودخواه، چه راحت با جان آنان که حاشیهای هستند (مثل سالمندان) معامله میکند.
این موارد هر چند مستقیما نظام جهانی را به چالش نمیکشند، ولی بیتردید بنیانهای این نظم را نشانه رفتهاند و اثرات درازمدت آنها بر جوامع و جهان، غیرقابل کتمان است.
سبحان محقق