موزیکالی در مدح تفکرات صهیونیستی سقوط از بام روسیه در حیاط آمریکا! (هالیوود زیر ذرهبین)
فاطمه قاسم آبادی
در طول تاریخ سینمای غرب و بهخصوص هالیوود، ثابت شده که این صنعت زیر نظر صهیونیستهای ثروتمند اداره میشود و بزرگترین کمپانیهای هالیوودی که متعلق به همین سرمایهداران است هم همیشه در راستای اهداف و جهانبینی صهیونیستی صاحبانشان، اداره شدهاند.
فیلم «ویولن زن روی بام» به عنوان قدیمیترین فیلم موزیکالی که با تمرکز بر زندگی یهودیان روسیه ساخته شده، شناخته میشود. این فیلم که با وجود نقدهای مثبت منتقدان غربی نتوانست نظر مخاطبین عام را به خاطر موضوعش به خود جلب کند، در زمان خود علاوه بر دریافت سه جایزه اسکار، سروصدای زیادی به پا کرد.
در ویولنزن روی بام هم مانند بیشتر فیلمهای مهم در مورد یهودیان، نقش اصلی فیلم یا «خیم توپول»، خودش یک یهودی اسرائیلی است.
ویولن زن به روی بام میرود
«ویولونزن روی بام» نام فیلمی موزیکال است به کارگردانی «نورمن فردریک جویسن»، محصول1971. این فیلم براساس نمایشی با همین نام و اقتباسی از داستان «تویه و دخترانش» نوشته «شولم علیخم» نویسنده یهودی است.
داستان فیلم ویولنزن روی بام، درباره پیرمرد شیرفروش فقیری، به نام «تویه»(با بازی «خیم توپول» بازیگر یهودیالاصل اسرائیلی) است. این پیرمرد که یهودی بسیار معتقدی است، به همراه همسر و پنج دخترش در دهکدهای به نام اناتوکا (واقع در اوکراین که آن زمان جزئی از روسیه و تحت حکومت تزار بود) زندگی میکند.
سنتها بالاتر از شریعت هستند
در ویولنزن روی بام داستان روی راه و رسم زندگی یهودیان و مهمترین مسئله برای آنها که طبق ادعای فیلم، سنتهاست میچرخد.
در فیلم «تویه» شیرفروش، به عنوان مردی که به خانواده و سنتها مقید است، تصمیم میگیرد به کمک پیرزن دلال ازدواج «یِنته» برای پنج دخترش شوهرانی مناسب پیدا کند اما هر سه دخترش ازدواج را از راههای قدیمی نمیپسندند و خودشان شوهرانشان را پیدا میکنند. دختر اول «زایتسل» به رغم اینکه قول ازدواجش را به قصاب پولدار داده بودند با یک جوان یهودی که خیاطی فقیر است، ازدواج میکند و دختر دوم «هودل» با «پرچیک» دانشجوی یهودی و مارکسیستی که به عنوان معلم سرخانه با او آشنا شده است، پیوند ازدواج میبندد. تویه در جشن عروسی «زایتسل» با وجود اینکه ادعا میکند برای سنتها ارزش خاصی قائل است اما اجازه میدهد برای نخستین بار مردان و زنان با هم برقصند و سنت دیگری را میشکند.
در همین وقت قزاقها به تحریک حکومت تزاری به خانه یهودیها حمله میکنند و جشن عروسی را به هم میزنند و «پرچیک» داماد دوم تویه را به جرم شرکت در تظاهرات انقلابی به سیبری تبعید میکنند و «هودل» هم به دنبال او میرود. ولی در این بین «چاوا» دختر سوم خانواده بدون آنکه حتی از پدرش تویه اجازه بگیرد با پسری مسیحی ازدواج میکند. تویه وقتی نوبت به ازدواج این دخترش میرسد دیگر تاب نمیآورد و از اعضای خانواده میخواهد که چاوا را فراموش کنند چرا که نهایت سنتشکنی را انجام داده است! سرانجام طبق روایت فیلم حکومت تزاری، یهودیها را از اناتوکا بیرون میکنند و آنان هر کدام به مکانی در جهان کوچ میکنند.
داستان فیلم «ویولنزن روی بام» به نوعی به دغدغه تویه در مورد تغییر و تحولات آداب و سنن زندگی و سرانجام تسلیم شدن او در برابر برخی از این تغییرات برای حفظ و بقای نسل میپردازد.
فیلم با صحبتهای تویه شروع میشود در مورد اینکه در آن زمان زندگی آنها (یهودیان) مثل یک ویولنزن، روی بام است، چون درست است که آهنگی بسیار زیبا را مینوازند ولی هر آن، احتمال افتادن و شکستن گردنشان هم هست! البته تویه تنها راه سقوط نکردن از روی بام را عمل به «سنتهای» یهودی میداند و در هیچ کجای این داستان مخاطب خبری از شریعت و پایبندی به مذهب را از سوی تویه و خانوادهاش نمیبیند.
راه و نسل ما به هر بهایی ادامه دارد
فیلم «ویولنزن روی بام» به عنوان یکی از مهمترین فیلمهای مورد ستایش یهودیان در دهه 70 میلادی در واقع شرح زندگی و عادات و رسوم یهودیان است در قالبی موزیکال، که سعی دارد به مردم نشان بدهد، این یهودیان مردمی هماهنگ، ساده و مهمتر از همه به شدت طالب صلح هستند... در این فیلم شخصیتپردازیها با مخلوطی از طنز آمیخته شده و به خاطر همین هم اغراق در نشان دادن برخی خصوصیات مثبت آنها به خاطر ژانر طنز فیلم، منطقی به نظر میرسد. البته نویسنده با هوشمندی تمام سعی کرده است در این فیلم برخی خصوصیات قوم یهود را که در دنیا با آن شناخته میشوند، مانند اتحاد در عین اختلاف و حسابگر بودن و مادیگرایی این مردم را، در موقعیتهای مختلف و دیالوگهایی که بین شخصیتها رد و بدل میشود، نشان دهد که موفق هم بوده است. در فیلم ویولنزن روی بام «سنت» یهود امر بسیار مهمی است که بارها و بارها توسط شخصیت اصلی تویه و در اکثر آهنگها تکرار میشود. تویه به عنوان مردی که به سنتها وفادار است به خاطر صلاح دخترانش و مهمتر از همه ادامه نسلش اجازه میدهد که چهارچوبهای این سنت کمی برای ازدواج دخترانش با جوانان یهودی جابهجا شود ولی همین تویه وقتی نوبت به دختر سومش میرسد که با جوانی مسیحی ازدواج میکند به هیچ وجه با این موضوع کنار نمیآید و این ازدواج را نامبارک و خلاف سنتها میداند.
ازدواج در فیلم ویولنزن روی بام، به نوعی نقطه عطف به حساب میآید و کسانی که بانی این ازدواجها هستند در راه سنتها قدم بر میدارند و در راه ادامه نسل یهود تلاش میکنند. این شخصیتها میتوانند گاه به شکل «ینته» پیرزن دلال ازدواج، باشند که به صورتی سنتی اقدام میکند و گاه مانند تویه هستند که کمی مدرنتر همان روش را دنبال میکند.
در واقع شاید مهمترین قسمت فیلم ویولنزنی روی بام، همین تلاش برای ازدواج باشد. تویه در این فیلم صاحب پنج دختر است که سه تای آنها در زمان ازدواج خود هستند. طبق تفکرات یهود، نسل از مادر به فرزند منتقل میشود به خاطر همین هم تویه در تلاش است تمام فرزندان خود را که از قضا همگی دختر هستند، به خانه بخت بفرستد و هرگز شکایت جدی به خاطر دختر بودن این فرزندان ندارد و آنها را ادامهدهنده نسل خود میداند.
تبعید اجباری ولی هدفمند
در نهایت پایانبندی فیلم «ویولنزن روی بام» درست زمانی که دولت روسیه دستور رفتن قوم یهود را از این کشور میدهد، حرف اصلیاش را میزند.
در قسمتهای پایانی هر شخصیتی به همراه خانوادهاش قرار است به مکانی برود و ینته به عنوان نمادی از سنتهای قدیمی یهود، اورشلیم و به قول خودش، سرزمینهای مقدس که همیشه آرزوی اقامت در آن را داشته است، انتخاب میکند و تویه هم به عنوان نماینده سنت مدرن یهود، آمریکا را انتخاب میکند و آینده خود و خانوادهاش را در این کشور میبیند و فیلم با صحنهای که ویولنزن روی بام به دنبال تویه بهراه افتاده است و همچنان مینوازد تمام میشود، گویی قرار است آوای این ویولن یهودی در جایی دیگر و بر بامی مطمئنتر ادامه پیدا کند.
عنوان موزیکال فیلم (ویولون زنی روی بام) برگرفته از یک تابلونقاشی اثر «مارک شاگال» یکی از نقاشهای سوررئال است که زندگی یهودیان اروپای شرقی را توصیف میکند. این فیلم در زمان خودش توانست جوایز اسکار و گلدن گلاب و... بسیاری را از آن خود کند و با تبلیغات فراوان در گیشه هم نسبتا موفق باشد.