کد خبر: ۱۸۶۷۱۰
تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۲۰:۳۹
نگاهی به فیلم «معکوس» به کارگردانی پولاد کیمیایی

زیر سایه پدر!




با توجه به سابقه خانوادگی و اینکه مسعود کیمیایی از کارگردان‌های قدیمی سینمای ایران است، عجیب به نظر نمی‌رسد اگر پسرش پولاد هم بخواهد راه پدر را ادامه دهد. اما مسئله اساسی این است که به چه روشی و چگونه می‌خواهد به این هدف برسد؟! آیا این مسیر را به درستی انتخاب کرده و طی می‌کند و به موفقیت خواهد رسید؟ فیلم اول او یعنی «معکوس» راهنمای خوبی برای رسیدن به این پاسخ هاست.
اولین نکته درباره «معکوس» این است که انتخاب موضوع جسورانه است، هر چند که تازگی ندارد. این موضوع یعنی مسابقه اتومبیل‌رانی یک ظرفیت جذاب و مناسب برای ساخت فیلم است. اما نوع نگاه و پرداخت فیلم برابر است با خراب کردن سوژه فیلم.
هر مولف برای خلق اثر باید یک امضای واضح در کارش داشته باشد که بتواند وجه تمایزی با دیگر آثار باشد. اما وقتی یک هنرمند، جهان‌بینی و اندیشه مستقل ندارد، مجبور است از آثار دیگران وام بگیرد یا کپی‌کاری کند. درواقع اساس یک فیلم بر اندیشه کارگردان و هویت مستقل او استوار است و اگر این اندیشه و هویت‌یابی غنی نباشد، امضای کارگردان را کمرنگ جلوه می‌دهد. این مسئله درباره فیلم «معکوس» هم دقیقا صدق می‌کند. چون این فیلم را هم می‌توان به نوعی ادامه ضعیف شده فیلم‌های مسعود کیمیایی دانست نه خود پولاد! نوع شخصیت‌پردازی، دیالوگ‌ها، غالب بودن تم انتقام‌گیری و ذهنیت حاکم بر فیلم، همه و همه ما را به آثار مسعودخان کیمیایی نزدیک می‌کند. گویی فضای ذهنی پدر بر فیلم پسر سایه افکنده است.
یک موضوع مهم که مورد غفلت کارگردان فیلم قرار گرفته این است که ملاک قضاوت و تحلیل درباره یک فیلم، خود فیلم است و نه مصاحبه‌های کارگردان یا نقدها و گزارش‌هایی که درباره فیلم نوشته می‌شود. یعنی کارگردان به‌جای اینکه حرفش را در مصاحبه و نشست خبری و... بزند، باید بتواند در فیلم بگوید. اما پولاد کیمیایی نتوانسته این کار را در فیلم اولش انجام بدهد چون اساسا حرفی برای گفتن نداشته! یکی از سینماگران، قبلا گفته بود که چگونه حرفی که طی دو ساعت در یک فیلم نتوانسته به نمایش دربیاورد را در دو دقیقه توضیح دهد؟
موضوع دیگر، عناصر ساختاری و تکنیکی فیلم است؛ وقتی موضوع یک فیلم مسابقه اتومبیل‌رانی است که در ذات خودش سرعت را تداعی می‌کند و همه یاد فرمول یک و رالی می‌افتند، باید ضرباهنگ فیلمی هم که به این موضوع می‌پردازد، متناسب باشد. حداقل باید تدوین و ریتم نماهای فیلم با محتوا هماهنگی داشته باشد. اما در فیلم «معکوس» وجود سکانس‌های طولانی و کشدار و البته بی‌هدف، لطمه بزرگی به فیلم وارد کرده است و با موضوع فیلم در تضاد است. اصولا این گونه فیلم‌ها نباید تبدیل به قرص خواب تماشاگر خود شوند! علاوه‌بر این‌ها، «معکوس» فاقد داستانی پرکشش است و این در کسل‌کنندگی فیلم، مزید بر علت شده است! گره، تعلیق و غافلگیری که از عناصر لازم در این گونه فیلم‌هاست، در فیلم پولاد کیمیایی وجود ندارد! به اضافه اینکه مخاطب می‌تواند داستان فیلم را حدس بزند و این نقطه ضعف بزرگ در این فیلم است. این درحالی است که یک کارگردان خوب، باید بتواند با نبوغ خودش، مسیر روایت فیلم را طوری پیش ببرد که مخاطب شگفت زده شود و با ماجراهایی فراتر از پیش‌بینی مواجه گردد.
احمد سیمای عراقی