ای که بخشنده هر جرم و گناهی العفو
امیر عظیمی
خبر آمد که بهار دل ما آمده است
مژده کم شدن فاصلهها آمده است
باز از عرش خداوند ندا آمده است
بندگان ماه خدا، ماه خدا آمده است
من که پابند هوسها و گناهم چه کنم؟
نفسِ سوختهای در تهِ چاهم چه کنم؟
خبر آمد که کریم آمد و در وا شده است
سفرهپرداز قدیم آمد و در وا شده است
اسم رحمان و رحیم آمد و در وا شده است
درد عصیان مرا خویش مداوا شده است
آی مردم به خدا ربِّ رحیمی داریم
سجده آرید، خداوند کریمی داریم
ای که بخشنده هر جرم و گناهی، العفو
به پشیمانشدگان نیز پناهی، العفو
من پشیمان شدهام؛ نیمنگاهی، العفو
یا الهیّ و الهیّ و الهی العفو
سائلی را به سر سفره خود راه بده
من گدای توأم ای حضرت الله - بده!-
یارب این سوخته دل را که محک لازم نیست
بچهای را که کتک خورده، فلک لازم نیست
گرد خوان تو فقیرم من و شک لازم نیست
تا سر سفره حسین است نمک لازم نیست
به لبم خورد کمی آب، مرا بخشیدند
ای فدای لب ارباب، مرا بخشیدند