کرونا و جهاد اجتماعی ملت ایران(نگاه)
مهدی امامقلی
در میان اخبار و گزارشهای مربوط به کرونا، برخی واقعیات عینی، نه تنها بیانگر منحصربه فردترین گزارههای اخلاقی و سیاسی هستند که ذهن آرمان اندیش انسانهای متفکر را نوازش میدهد بلکه حاکی از حقایقی قابل تأمل از نهاد حکومتداری و ولایت بر مردم در نظام جمهوری اسلامی است؛ اینکه جمهوری اسلامی در طول بیش از 40 سال از حیات خود، به بهترین نحو توانسته است زمینههای تعاون و همکاری را در جامعه ایرانی تمهید و در رفتار عمومی ملت خود، همبستگی اجتماعی و سیاسی را نهادینه کند و اینکه ملت ایران به قول رهبر معظم انقلاب توانسته در این آزمون کرونایی به خوبی بدرخشد و به همه جهانیان بفهماند که میان ملت متمدن ایران و فرهنگ غرب فاصلهای به درازای حداقل چند قرن از تاریخ است.
ایرانیان، ملتی هستند که بخشی از ریشههای فرهنگیشان به چندصد سال از تاریخ تمدن اسلامی برمیگردد و اکنون نیز خود پرچمدار تمدن نوین ایرانی اسلامی شدهاند.
به شیطنت رسانههای معاند و انتشار عکسهایی از یکی دو تجمع محدود و معدود در اتوبوسهای عمومی - آن هم به دلیل تبعات اقتصادی کرونا در بخشی از طبقات جامعه و البته عدم مدیریت مطلوب دستگاههای ذیربط- نباید توجه کرد بلکه بایستی رفتار عمومی ملت ایران را در برابر افکار عمومی جهانیان قرار داد که در مقایسه با جوامع دیگر که حاکمان آنها به ضرب و شتم و تحکم و جریمه و... روی آوردهاند، در عمل کردن به توصیههایی مانند فاصله گذاری اجتماعی و رعایت بهداشت فردی و اجتماعی که ستاد ملی مبارزه با کرونا اعلام میکند، چه قدر خوب عمل میکنند.
فارغ از نکات فوق، اتفاق منحصر به فردی که در ایران در حال شکلگیری است رزمایش و جهاد اجتماعی و بروز و ظهور اوج بسیج همگانی و همبستگی ملی و دینی است که یادآور دوران دفاع مقدس در دهه اول انقلاب اسلامی است. به راستی در کجای جهان میتوان سراغ گرفت که شهروندان یک جامعه بهصورت خودجوش، بسیج شوند و چنین صحنههایی از فداکاری و گذشت را رقم بزنند.
البته که در علوم سیاسی و روابط بینالملل، در کنار مولفههایی مانند جمعیت، نیروی نظامی، وسعت سرزمینی، یکی از گزارههایی که نشاندهنده اقتدار و ابهت یک نظام سیاسی است، مسئله یکپارچگی اجتماعی است؛ گزارهای که ملت ایران در عین برخورداری از سایر مولفهها در برهههای مختلفی چون دفاع مقدس، حماسه 9 دی، انتخابات و سایر مشارکتهای مدنی در سیل و زلزله و... اکنون در کارزار مقابله با کرونا آن را به خوبی به نمایش گذاشتهاند.
در شرایطی که پزشکان خارجی از ترس ابتلا به کرونا از بیمارستانهای کشورهای به ظاهر پیشرفته، پا به فرار میگذارند پزشکان و پرستاران ایرانی حتی در ایام نوروز و تعطیلات، به دور از خانواده خود، شبانهروز در حال فداکاری و خدمترسانی به مردم هستند تا جاییکه تعداد قابل توجهی از آنها به خیل شهدای عرصه سلامت میپیوندند.
از سوی دیگر در میان آحاد جامعه، صحنههایی از رزمایش همدلی شهروندان ایرانی شکل میگیرد. در شرایطی که خبر میرسد شاخصهای جهانی بورس سقوط کرده و قیمت طلا به بالاترین نرخ خود در 7 سال گذشته رسیده است، کرونا مغلوب مهربانیها میشود و تعداد قابل توجهی از مالکین و بازاریها در تهران و برخی شهرستانها، پویش بخشش اجارهها را راه میاندازند. اوایل سال جاری بود که با اوج گرفتن میزان مبتلایان به کرونا و همزمانی آن با تعطیلات نوروز، اخباری مبنی بر جمعآوری کمکهای مردمی و خیرین برای افرادی که قادر به پرداخت اجاره بها نبودند، در صدر رسانهها قرار گرفت؛ مثلا در شهرستان چابهار، بیش از 300 نفر از صاحبان واحدهای تجاری اجاره خود را بخشیدند یا آنکه اجاره بهای بیش از ۵۰۰ واحد تجاری و مسکونی در استان لرستان از سوی صاحبان آنها به مستأجران بخشیده شد و...
از سوی دیگر، بسیج محلات و هیأتهای مذهبی و مساجد سراسر کشور به مراکز تهیه و توزیع مواد بهداشتی و ضدعفونیکننده تبدیل شدند و کارگاههای تولید ماسک راهاندازی کردند. حتی وقتی نیمهشعبان شد، هیئتهای مذهبی نگذاشتند قرنطینه خانگی برهم بخورد، آنها در کوچهها و خیابانها آذین بستند و با پخش مولودی و موسیقی در معابر عمومی، نگذاشتند شادی و نشاط مذهبی در جشن تولد حضرت صاحبالزمان(عج) از خانوادهها دریغ شود.
سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب و تقدیر ایشان از همراهی مردم در مقابله با کرونا و البته فراخوان ولیفقیه امت اسلامی برای رزمایش همدلی و کمک به نیازمندان نمونه منحصربه فردی از نگاه دقیق حکومت اسلامی به مردم است.
اشارات رهبر معظم انقلاب اسلامی به برخی رویدادهای خبری این روزهای کرونایی، فرازهای دقیق و نکات ارزشمندی برای شناخت هرچه بهتر جامعه ایرانی، نظام اسلامی و دقت نظر ولیفقیه زمان است. معظمله در بخشی از سخنرانی تلویزیونی خود در خجسته عید نیمهشعبان سال جاری فرمودند: «و مردم؛ انصافاً مشارکتهای مردمی هم، مشارکتهای بسیار زیبا و صحنههای جالب و شگفتانگیزی را بهوجود آورده که در همه جا هست؛ من چند مورد را بخصوص اسم میآورم. این به معنای این نیست که این چند مورد اختصاص دارند؛ نه، حالا اینها به بنده گزارش شده، اینها را من عرض میکنم: مثلاً در سبزوار، طرح «هر محلّه یک قربانی» شروع شده؛ اهل محل جمع میشوند یک گوسفند قربانی میکنند، به نیازمندانِ همان محل گوشت میدهند؛ این خیلی چیز لازم و مهم و کار جالبی است که اینها انجام میدهند برای اِطعام نیازمندان. یا در یزد، مادر شهیدی با همکاریِ جمعی از بانوان که همراه کرده با خود عدّهای از بانوان را، خانههای خودشان را تبدیل کردهاند به خیّاطخانه که در این خیّاطخانهها ماسک تولید میکنند و مجّانی در اختیار مردم میگذارند. یا در نهاوند، گروهی از بانوان که در زمان دفاع مقدّس نان میپختند و برای جبهه میفرستادند، فعّال شدهاند برای مهار بیماری و کمک میکنند. در خوزستان، طلّاب قرارگاه تشکیل دادهاند و حتّی داخل خانههای مردم را هم ضدّعفونی میکنند. در شیراز، معتمدین محلّی با صاحبان املاک - صاحبان خانهها و مغازهها- صحبت میکنند که اجاره نگیرند یا تخفیف بدهند یا مهلت بدهند و کمک بشود به کاسب. در تبریز، رئیس حوزه علمیّه خودش وارد شده و به شکل میدانی مشغول فعّالیّت است. در یکی از شهرها، نامزد حزباللهیای که در انتخابات رأی نیاورده، ستاد خودش را تعطیل نکرده و نگه داشته و فعّالان را در خدمتِ حرکتِ جهادی و مبارزه با کرونا سازماندهی کرده. اینها البتّه گزارشهای محدودی است که بنده حالا علیالعجاله در اختیار داشتم؛ ولیکن صدها مورد شبیه این، بلکه هزارها مورد شبیه این در سرتاسر کشور به شکلهای گوناگون وجود دارد.»
توماسهابز، یکی از نظریه پردازان عصر روشنگری که الهامبخش بسیاری از اندیشمندان غربی بعد از خود شد و سایرینی چون جان لاک (نظریهپرداز نظام پادشاهی مشروطه و کسی که بنیانگذاران آمریکا او را لاک دانا خطاب میکردند) و دیگر طرفداران نهاد «قرارداد اجتماعی» و حتی بعدها اندیشمندانی چون هگل (در فلسفه سیاسی حق) و غیره ازترکیبات و اصطلاحات او گرتهبرداری میکردند، انسان را ذاتاً شرور میدانست و در لویاتان (مهمترین اثر هابز) عنوان میکرد که انسان گرگ انسان است! و بر این انسان باید مطلقاً حکومت کرد. اگرچه اندیشمندان غربی بعد از او، نظریاتش را تعدیل کردند و رنگ و لعاب آزادی فکر و اندیشه هم دادند اما فرجام همان انگارهها هم همین بود که صرفا ظواهری از فرهیختگی و تمدن برای شهروندان یک جامعه کافی است. کاربست همین مفروضات و انگارهها در حکمرانی غربیها نتیجهاش این شده که در بحرانی مانند کرونا، کار به جایی برسد که آمریکاییها محمولههای بهداشتی و پزشکی انگلیسیها را غارت کنند یا شهروندانشان که به حاکمانشان بیاعتمادند از ترس بحران قحطی به فروشگاهها هجوم بیاورند و برای خرید کالاهای بهداشتی به جان هم بیفتند.
رهبر انقلاب در بخشی از همین سخنرانی اخیرشان نکته دیگری را هم یادآور شدند؛ «من اینجا این را هم عرض بکنم که یکی از سناتورهای غربی در همین چند روز گفته بود که غربِ وحشی زنده شده؛ این حرف آنها است. وقتی که ما میگوییم در غرب یک روح وحشیگری وجود دارد که با ظاهر آراسته و ادکلنزده و کراواتبستهاش منافاتی ندارد، بعضیها تعجّب میکنند و انکار میکنند؛ این را حالا خودشان میگویند که این، نماد زنده شدن غربِ وحشی است.» و این است فرق ما و جوامع غربی. همین بس که نخستوزیر اسپانیا چند روز پیش در سخنرانی تلویزیونی خود که برای اعلام تمدید قرنطینه در این کشور داشت به یکی از شعرهای سعدی شیرازی، شاعر پارسی گوی ایرانی اشاره کرد و برای شهروندان کشورش این 2 بیت را خواند: «بنی آدم اعضای یکدیگرند- که در آفرینش ز یک گوهرند- چون عضوی به درد آورد روزگار- دگر عضوها را نماند قرار».