کد خبر: ۱۸۵۳۷۳
تاریخ انتشار : ۲۲ فروردين ۱۳۹۹ - ۲۱:۴۹

راوی آسمانی!(اخبار ادبی و هنری)

«روایت فتح» تنها گزارشی از روزهای دفاع مقدس نبود! روایت فتح؛ روایت مکتب عاشورا بود که سبب بروز و پیروزی نهضت انقلاب اسلامی و سپس حاکمیت الله در سرزمین‌مان شد! روایت مکتبی که هویت ماست و رمز بقا و رستگاری ما! روایت فتح؛ روایت سرمشق مشی انقلابی و جهادی و پایداری و پیروزی است!



مستند روایت فتح برآمده از نگاه متعالی سازنده و راوی آن بود. سید مرتضی آوینی پس از مرور اندیشه‌های گوناگون به نقطه‌ای از «شناخت» رسید که پیامد این شناخت؛ درک کامل مکتب عاشورایی بود و وقتی که بازتاب این درک بزرگ را در مشی حضرت روح‌الله دید، به برانگیختگی معنوی و بصیرت حسینی رسید. چنین شد که اثر  روایت فتح بزرگ‌ترین تفاوت و بزرگ‌ترین جلوه جذابیت را نسبت به آثار دیگر مستند جنگی داخلی و خارجی یافت. روایت فتح تبدیل به سبکی در مستندسازی شد.
درخشش این اثر کافی بود که معاندان  و نفوذی‌ها از روی واهمه - واهمه از تاثیرگذاری روایت فتح و استمرار ماهیت  و اندیشه این اثر  و تعریفی روشن که از هنر و رسالت هنر شده بود- به تکاپو و ایستادگی در برابر سیدمرتضی ترغیب شوند.
گفتیم تعریفی از هنر! بله: سیدمرتضی آوینی هنر را از دریچه تعهد دیده بود. هنری که در خدمت باور الهی قرار دارد و او اگر نه واضع آن تعریف اما بی‌شک یکی از واضعان تعریف عملی آن  به شمار می‌آید. سیدمرتضی سینما و ادبیات را به هم آمیخت و توانست از دل این آمیختگی مخاطب را به آسمان دلالت دهد.
در آثار آوینی بر خلاف قاعده سینمایی، همه قهرمانند؛ هر آن‌کسی که پا در رکاب عاشقی گذاشته است، قهرمان است و ضدقهرمان کسی است که در جبهه باطل قرار دارد. در  این آثار متعلق به حوزه هنر دینی، مخاطب به تزکیه دعوت می‌شود و در مواجهه با تلاقی شهادت و زندگی؛ معنای رستگاری را درمی‌یابد. در مستند «شهری در آسمان» یک شهر دروازه رستگاری تصویر می‌شود:
«خرمشهر دروازه‌ای در زمین دارد و دروازه‌ای دیگر در آسمان. آن روزها زمین و آسمان به هم پیوسته بود و مردترین مردان از همین خاك بال در آسمان‌ها می‌گشودند. زمین عرصه ‌ظهور یك حقیقت آسمانی است و جنگ بر پا شده بود تا آن حقیقت ظهور یابد...!» (کلام مستند شهری در آسمان به قلم سیدمرتضی آوینی).
می‌توان گفت که مستندهای آوینی همان قدر با مستندهای جنگی متفاوت است که با جنگ یا دفاع ما با مردان و زنان جنگ‌های دیگر متفاوت محسوب می‌شوند. آوینی تفاوت‌ها و مرزها را به خوبی می شناخت. می‌دانست که انسان برای انسان شدن یا ماندن و انسان آسمانی شدن، راهی جز درک حقیقت و جزیی از حقیقت شدن ندارد. و چنین بود که وقتی دوربین به‌دست گرفت؛ انسان‌های حق‌طلبی را تصویر کرد که از حیث اندیشه و خواست و غایت؛ راهی به آسمان گشوده بودند و به تعبیری عارفانه؛ یا در جست‌وجوی پرندگی بودند یا خود معنای پرندگی!
سینمای آوینی و هنر آوینی؛ تجلی روحی بلند، نگاهی عمیق و گامی سترگ در مسیر عاشورایی شدن  است. این است که درک سینمای آوینی برای برخی معاندان و زمین‌گیران «سنگین و تحمل‌ناپذیر» و برای برخی دوستدارانش«تقلید‌ناپذیر» است. سینمایی که بی‌شک  به گفته‌ای؛ تراز سینمای انقلاب خمینی کبیر به شمار می‌آید!
روز بیستم فروردین سالروز شهادت راوی روایت فتح را که به‌درستی روز هنر انقلاب  اسلامی نامیده شده گرامی می‌داریم!
بدانیم در فروردین 1372 آوینی در فکه و با انفجار مین، نه تنها شهادت را تجربه کرد بلکه به ما آموخت در فکه رخدادها؛ گاه باید خون داد تا پیام الهی و عاشورایی را ابلاغ کرد.