سیما و کارنامه نوروزی؛ ناکامیها و تحسینها
مانا شهیدی
سیمای جمهوری اسلامی ایران بهار امسال نیز دست پر آمد. از آنجا که امسال مردم به دلیل مبارزه با بیماری کرونا مجبور به ماندن در خانهها بودند و فرصت بیشتری برای خانواده برای استفاده از برنامههای صدا و سیما وجود داشت، سیما خود را برای تلاشی پربارتر از پیش آماده کرده بود. اما افسوس که به چند دلیل تلاش و محصولات سیما با توفیق چندانی روبرو نشد.
پر حاشیه و کم فروغ
طبق معمول شبکههای مختلف با ویژه برنامه تحویل سال به استقبال از بهار رفتند. باید گفت اگر ملاک ما ایجاد نگاه نوروزی و شور بهارانه مبتنی بر فرهنگ و ارزشها و آداب دینی و ملی باشد، هیچ ویژه برنامهای نمره خوبی بدست نمیآورد. جدای از این نکته؛ در میان چنین برنامههایی تنها مجموعه اتفاق شبکه سه بود که نسبت به ویژه برنامههای دیگر شبکهها تا اندازهای با جذابیت همراه شد. یعنی اگر اجرای عوامانه و پر ادعا و نمایشی مجری - تهیهکننده حاشیه ساز آن را کنار بگذارید، میتوان گفت که مجموعه اتفاق ظرفیت حداقلی همراه کردن مخاطب با خود را داشت! اگرچه دعوت کردن- اغلب - از بازیگران و فوتبالیستها و بیشتر از زندگی شخصی و احساسات آنان دانستن بواقع برای مخاطبان تازه وخواستنی تلقی نمیشود.
ویژه برنامه شبکه یک نیز از حیث حاشیهسازی قابل تامل بود و نشان داد که برای کلیت برنامه؛ استراتژی و غایتی کلان تعریف نشده بود، طراحی هوشمندانه و تدبیر برنامه سازی وجود نداشت و برای دعوت از مهمانان ملاکی در نظر گرفته نشده بود! مجری تسلط لازم را برای اداره علمی بحثها نداشت و در قبال بازگویی القائات رسانههای بیگانه از زبان بازیگر درجه سه دعوت شده ، نتوانست مدیریت ابتدایی نماید.
مجموعههای بدون بینش دینی
از سه مجموعه نوروزی سیما سریال پایتخت پربیننده بود. اما بدون شک این سری ، ضعیفترین سری پایتخت محسوب میشود. باید گفت؛ شوخیهای سخیف با شعائر دینی مثل شوخی با آب زمزم و آموزش مناسک حج و...قابل اغماض نیست و تاثیرات منفی خود را دارد. بی احترامی به بزرگترها، تحقیر جایگاه پدر در خانواده، محور قرار گرفتن حمل مواد مخدر و قبح زدایی از این مسئله، ترویج روابط نامتعارف و غیرمشروع زن و مرد، ترویج سبک زندگی غربی و ... را نیز می توان به دیگر موارد مطرح شده در این سریال افزود.
اما بزرگ ترین «بیماری» سریال «پایتخت6» ادای دین به فاسدترین فیلمفارسی های ساخته شده در دوران پیش از انقلاب است. در قسمت پایانی این سریال، بدون اینکه الزامی وجود داشته باشد، دو صحنه، با شبیه سازی به دو فیلمفارسی عصر پهلوی به تصویر کشیده شد. سریالهایی چون دوپینگ و کامیون نیز جدا از نداشتن جذابیت لازم برای نوروز، از حیث دوری از قوانین اسلامی مانند حفظ حریم ...قابل تامل
به شمار میآیند.
فیلمهای به روز و قابل نظر
شبکههای اصلی سیما امسال با نزیک به 140 اثر سینمایی توانست علاقه مندان به سینما را راضی نگه دارد. شبکه چهار تلاش کرد در کنار نمایش فیلم بخش نقد و نظر را هم برپا کند اما متاسفانه در این بخش- آگاهانه یا ناآگاهانه- جای نقد ایدئولوژیک و سیاسی خالی بود.
حضور ناموفق بازیگران در کسوت مجری
یک تجربه شکست خورده!
استفاده از بازیگران در کسوت و جایگاه مجریان همواره به عنوان یک عامل جذابیت در نظر برنامه سازان سیما بوده است. اما تجربه سالهای گذشته نشان داده که این عامل؛ یک فرمول نیست بلکه تنها یک شیوه با پایانی نامشخص است!
در بهار امسال تلویزیون به سراغ بازیگران و چهرههایی رفت که شاید بتوانند ضعف ساختاری و محتوایی برنامههای شتابزده سیما را جبران کند امابه دلیل جدا بودن دو مقوله اجرا و بازیگری از یک سو، نداشتن احاطه علمی بازیگران از دیگر سو، نه بازیگران شبه مجری و نه برنامههای هدف اجرا اینان، توفیقی در ایجاد جذابیت برنامه بدست نیاوردند.
برنامههایی چون مسابقه ایران با اجرای سام درخشانی، یک گام تا سه نقطه با اجرای سحر ذکریا وزند، مسابقه پنج ستاره با اجرای حمید گودرزی... نمونههایی هستند که با نظر بدانها میتوان در استفاده از فرمول یاد شده، تجدیدنظر کرد!
در پایان...
برنامه سازی سخت است. صدا و سیمای جمهوری اسلامی با مشکلات بزرگی روبروست: کارشکنی دولت در راه اختصاص بودجه
لازم و کمبود نیروهای متعهد و متخصص و هنرمند! اما چه باید کرد؟ مشکل بودجه مهم است اما از این مهمتر شناسایی و بکارگیری نیروهای متخصص است.نیروهایی که عاشقانه برای مردم خود کار کنند و رسانه ملی را تریبون خود و خواستههای نامعقول و دیدگاههای غیرتخصصی قرار ندهند. نظارت در رسانه ملی باید جدیتر و تخصصیتر از پیش اعمال شود و برای حفظ حریمها و اصول رسانه تراز انقلاب اسلامی، مصلحت سنجی نشود!
با همه اینها؛ میتوان بهار امسال را برای مدیران انقلابی رسانه ملی بهاری سخت توصیف کنیم زیرا برنامه سازی برای مقطعی که بیماری واگیر بحرانی جهانی ایجاد کرده است؛ کاری بزرگ به شمار میآید!