کد خبر: ۱۸۴۵۴۷
تاریخ انتشار : ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۱:۳۱
به بهانه ‌اشاعه کرونا

شیوع ویروس‌های خطرناک در سینما



  در فیلم «وحشت در خیابان‌ها» ساخته الیا کازان در سال 1950 و با شرکت جک پالانس، شاهد شیوع بیماری طاعون در شهر نیواورلئان آمریکا هستیم. وقتی در دوران پس از جنگ جهانی دوم و روزگار جنگ سرد، جنگ با سلاح‌های بیولوژیک، شکل تازه‌ای از غیرانسانی‌ترین درگیری بشر امروز به شمار می‌آمد و فیلم «وحشت در خیابان‌ها» هشداری برای مقابله با این نوع جنگ‌ها به شمار می‌رفت. در این فیلم یک پزشک به نام دکتر رید (ریچارد ویدمارک) به همراه یک افسر پلیس به دنبال پیدا کردن و دستگیری قاتلان مردی بیگانه هستند که به طور قاچاق وارد خاک آمریکا شده و مبتلا به ویروس کشنده طاعون بوده است. ویروسی که قطعا به قاتلان سرایت کرده و حالا برای ریشه‌کن کردن ویروس طاعون بایستی قاتلان را پیدا کرد.
در فیلم «12 میمون» ساخته تری گیلیام به سال 1995، جهانی را مشاهده می‌کنیم که در آن بیش از پنج میلیارد نفر براثر ابتلا به ویروس خطرناکی مرده‌اند و یک درصد باقی مانده انسان‌ها در زیرزمین‌ها زندگی می‌کنند. سالها بعد، دانشمندان با دست یابی به فن آوری سفر در زمان، برخی زندانیان را به زمان گذشته فرستاده تا از منشاء ویروس یاد شده باخبر شوند. گفته می‌شود یک گروه تروریستی به نام «12 میمون» باعث انتشار ویروس یادشده بوده‌اند اما یک زندانی به نام جیمز کول (بروس ویلیس) که به چند سال قبل‌تر و یک آسایشگاه روانی پرتاب شده به واقعیات تکان دهنده ناشی از یک جنگ بیولوژیک می‌رسد.
در فیلم «اپیدمی» به کارگردانی ولفگانگ پیترسن به سال 1995، در اردوگاه سربازان مزدور آمریکایی در زییر، ویروس کشنده‌ای پیدا می‌شود. سرانجام دکتر بهداری ارتش به نام سام دانیلز (داستین هافمن) پی می‌برد که ویروس یاد شده بخشی از یک جنگ بیولوژیک علیه شورشیان زییر بوده است.
در فیلم «28 روز بعد» از دنی بویل محصول 2002، ویروس کشنده‌ای پس از فرار گروهی از شامپانزه‌ها در لندن که تحت آزمایش برای بدست آوردن یک سلاح کشنده بیولوژیک بوده‌اند، نشر پیدا کرده و بسیاری از مردم کره زمین را دچار می‌کند.
در فیلم «تهاجم» ساخته الیور هیرشیبگل که چهارمین برداشت از رمان «ربایندگان جسد» نوشته جک فینی است (فیلم نخست در سال 1956 با نام «هجوم ربایندگان جسد» توسط دان سیگل ساخته شد و فیلم دوم را با همین نام، فیلیپ کافمن در سال 1978 ساخت. ابل فرارا ، کارگردان سومین نسخه بود) ویروسی با عطسه یا آب دهان، دیگران را مبتلا می‌سازد که اصلا از سقوط ناگهانی یکی از شاتل‌های فضایی به کره زمین منتقل شده است. ولی ویژگی این ویروس این است که (برخلاف خصوصیت وحشی کردن آدم‌ها در فیلم‌های موسوم به زامبی)، انسان‌ها را بسیار آرام ساخته، به طوریکه از هرگونه احساس خالی شده و به تعبیری روح انسانی خود را از دست می‌دهند.
فیلم «من افسانه هستم» به کارگردانی فرانسیس لارنس در سال 2007 سومین اقتباسی بود که از رمان ریچارد ماتسون انجام گرفت. وینست پرایس در سال ۱۹۶۴ با فیلم «آخرین مرد روی زمین» در اولین اقتباس این داستان بازی کرد و پس از آن در سال ۱۹۷۱ نیز مرد امگا (The Omega Man) با بازی چارلتون هستون ساخته شد. هم در این فیلم و هم در فیلم «مه» به کارگردانی فرانک دارابانت و براساس داستانی از استفن کینگ، در جریان آزمایشات سلاح‌های بیولوژیک توسط ارتش آمریکا، ویروس‌های خطرناکی انتشار می‌یابند که باعث دچار شدن انسان‌ها و تبدیلشان به زامبی و یا سرانجام مرگ‌های دردناک می‌شوند.
در فیلم «کوری» به کارگردانی فرناندو میرلیس در سال 2008(که امسال فیلم «دو پاپ» را در فصل جوایز هالیوود داشت) و براساس داستان معروف خوزه ساراماگو، ویروسی ناشناخته باعث کوری آدم‌ها می‌شود. دولت و رسانه‌ها، وعده‌های دروغین می‌دهند که کوری در حال کنترل است، نظم و ترتیب شهر از بین می‌رود و کسانی که یکباره کور می‌شوند همه چیز را از بین می‌برند اعم از اتوبوس‌ها و وسایل حمل و نقل، هواپیماها سقوط می‌کنند و مسائل و حوادثی از این قبیل رخ می‌دهد. در قرنطینه که همانند کشوری مستقل است دسته‌ای از کورهای اوباش و مسلح، کنترل غذا را به‌دست می‌گیرند و از بقیه کورها می‌خواهند که به خواسته‌های آنها تن دهند وگرنه غذای هر بخش قطع می‌شود، کورها هم برای زنده ماندن تن به همه چیز می‌دهند.
و البته فیلم‌های بسیار دیگری هم ساخته شده که مانند آثار یاد شده به انتشار ویروس یا بیماری خطرناک پرداخته اند، برخی از فیلم‌ها، رواج بیماری خطرناک در میان انسان‌ها به خاطر آزمایش‌ها یا پروژه‌های بیولوژیک ارتش آمریکا نشان داده شده و برخی هم دلیل رواج بیماری را بر اساس تغییر و تحولات زیست محیطی و یا طبیعی به تصویر کشیده‌اند. در برخی فیلم‌ها مبتلایان به نوعی زامبی بدل شده و در برخی دیگر به وضعیت دلخراشی می‌میرند. اغلب این آثار هم سمت و سوی آخرالزمانی هم یافته‌اند.
اما از میان همه فیلم‌های نامبرده یا نام نبرده، فیلم سال 2011 استیون سودربرگ یعنی «شیوع» بیش از سایرین به وضعیت امروز شایع شدن ویروس کرونا در جهان شباهت دارد. فیلمی که فیلمنامه‌اش را «اسکات زی برنز»، نویسنده برخی دیگر از آثار سودربرگ مانند «خبرچین» و «عوارض جانبی» نوشته و همین امسال هم علاوه‌بر ساخت فیلم «گزارش»، فیلمنامه «لاندرومات» را هم برای سودربرگ نوشت.
در فیلم «شیوع» یک بیماری ویروسی از هنگ کنگ و توسط یک زن آمریکایی به نام بث امهوف (گویینت پالترو) شروع شده، توسط وی به شیکاگو و یکی از دوستان قدیمی‌اش سرایت می‌کند و سپس وقتی به میناپولیس، محل سکونتش بازگشته، پسرش را دچار کرده و همسرش میچ (مت دیمن) را هم در معرض ابتلا قرار می‌دهد.
اما ویروس یاد شده که نتیجه حاصل از ترکیبات بیولوژیک درون بدن خفاش و خوک بوده توسط خوک آلوده به رستورانی در هنگ‌کنگ رسیده و از طریق سرآشپز آن رستوران به بث امهوف که علاقه به دیدن سرآشپز داشته منتقل می‌گردد.
از این پس ویروس افراد بسیاری را در دنیا آلوده کرده و پس از مرگ سریع بث و پسرش براثر آنسفالیت مغزی و همچنین دوستش در شیکاگو، به دیگر نقاط جهان مانند انگلیس و هند و... کشیده شده و در طی مدت 26 روز، دو و نیم میلیون نفر را در آمریکا و 26 میلیون نفر را در سراسر جهان می‌کشد.
سازمان‌هایی مانند کنترل و پیشگیری از بیماری (CDC) و سازمان بهداشت جهانی (WHO) تحقیقات وسیع خود را به سرپرستی فردی به نام دکتر چیورز (لارنس فیشبرن) آغاز کرده که در همان اواسط کار یکی از متخصصین خود به نام دکتر میرز (کیت وینسلت) را براثر ابتلاء به بیماری از دست می‌دهند ولی متخصص دیگر یعنی دکتر الی هکستال (جنیفر الی) تا پایان ماجرا حضور داشته و اساسا واکسن اصلی را هم او کشف می‌کند.
در این میان یک خبرنگار اینترنتی یا وبلاگ نویس به نام آلن کروموید (جود لاو) هم مدام به شایعات دامن زده و همه تلاش‌ها برای نابودی ویروس و بیماری را نتیجه زد و بند شرکت‌های دارویی با سازمان‌های بین‌المللی دانسته و خودش که گویا دوازده میلیون مخاطب در صفحه فیس بوکش دارد، دارویی را به عنوان واکسن اعلام کرده که بابتش میلیون‌ها دلار به جیب می‌زند، بدون آنکه ذره‌ای از واقعیت را به مخاطبانش انتقال داده باشد! البته در کنار این شایعه پراکنی‌ها، خود دکتر چیورز هم به آزمایشات بیولوژیک ارتش آمریکا که معمولا سرچشمه چنین اختلالات بیولوژیک و محیط زیستی است نیز مشکوک شده است.
فیلم «شیوع» تقریبا از اواسط خود به یک فیلم آخرالزمانی شبیه می‌شود، خیابان‌ها و اماکن شهرها خالی شده، مردم به فروشگاهها و خانه‌ها حمله می‌کنند، ارتش شهرها را ایزوله کرده و اجناس را میان مردم تقسیم می‌کنند، گروههایی به غارت می‌پردازند و... اما برخلاف فیلم‌های مشابه که به حضور زامبی‌ها و یا موجودات عجیب و غریب می‌انجامد، فیلم «شیوع» به گونه‌ای واقع گرایانه و براساس همان تحقیقات آزمایشگاهی برای یافتن واکسن و پیشروی بیماری پیش می‌رود.
استیون سودربرگ همچنان مانند دیگر فیلم‌هایش، خودش با نام «پیتر اندروز» فیلمبرداری فیلم را برعهده داشته و با ریتمی قابل توجه فیلم را شروع و ادامه داده و به پایان می‌رساند. او تعلیق وحشت از ویروس و بیماری ناشناخته را در اواسط فیلم به نقطه ناگزیری رسانده اما همچنان می‌تواند با انبوه بازیگران معروف فیلم، آن را از نقطه یاد شده رها ساخته و به انجام قابل قبول و امیدبخشی برساند، در حالی که از هیچ تغییر و تحول غیر منطقی و فراتر از فیلمنامه نیز بهره نگرفته و همه ابعاد قصه اعم از شخصیت‌ها و داستان را با منطق خود قصه پیش می‌برد.
شباهت‌های فیلم «شیوع» و آنچه امروز تحت عنوان کرونا، به صورت اپیدمی درآمده، باعث شده که شک و شبهه‌هایی درمورد ساخت فیلم بوجود بیاید و اینکه گویا سناریوی چنین واقعه‌ای از حدود 10 سال پیش ریخته شده بوده است. اینکه هر دو بیماری چه در فیلم «شیوع» و چه به عنوان کرونا، از چین آمده، منشاء آن خفاش بوده و علائمی همچون آنفولانزا دارد و به سرعت سرایت کرده و مرگبار است (اگرچه کرونا مثل ویروس فیلم «شیوع» مرگبار نبوده) موضوعاتی است که بسیاری را نسبت به فیلم یاد شده و منشاء بیماری کرونا مشکوک گردانده است. مصاحبه‌هایی هم که اخیرا و پس از اپیدمی ویروس کرونا توسط برخی دست‌اندرکاران فیلم صورت گرفته به این شک‌ها و ابهامات افزوده است.
اسکات زی برنز نویسنده فیلمنامه «شیوع» در مصاحبه‌ای با نشریه معروف «هالیوود ریپورتر» در تاریخ 4 فوریه 2020 می‌گوید:
«شاید بعضی‌ها بگویند که این شباهت‌ها غیر طبیعی است؛ اما من متعجب نیستم. چون زمانی که با متخصصان در این زمینه صحبت کردم، آنها به من گفتند که این موارد روزی در جهان اتفاق خواهند افتاد.»!
تهیه‌کننده فیلم «شیوع» هم در مورد شباهت‌ها در گفت‌و‌گویی با همان شماره «هالیوود ریپورتر» اظهار می‌دارد:
«عقیده سودربرگ و اسکات برنز این بود که فیلمی به شدت دقیق بسازیم که با پروتکل‌های واقعی و علوم مطابقت داشته باشد.»!!
توجه داشته باشیم که فیلم «شیوع» توسط کمپانی‌هایی مانند برادران وارنر (از جمله استودیوهای اصلی هالیوود) تولید شده است که در ساخت فیلم‌های به اصطلاح پیشگویانه مانند «جن گیر» (که تئوری حمله به عراق را سی سال قبل از آن ارائه کرد) و «هکرز» و «برادران سوپر ماریو» (تصویر سازی قبلی از حمله به برج‌های دوقلوی نیویورکی و واقعه یازده سپتامبر) و «جوکر» (تصویر سازی و نسخه پیچی برای شورش‌های ضد سرمایه‌داری سال 2019) و... سابقه طولانی دارد و همچنین کمپانی «ریجنسی» متعلق به آرنون میلچان که به عنوان تامین‌کننده اصلی صنعت سلاح‌های هسته‌ای اسرائیل از سوی شیمون پرز رئیس‌سابق رژیم صهیونیستی، لقب پسر خوب اسرائیل را دریافت کرد!
نکته جالب اینکه شباهت‌های فیلم «شیوع» با قضایای ویروس کرونا در جهان باعث شده، پس از گذشت 9 سال مجددا میلیون‌ها نفر در دنیا به تماشای این فیلم بنشینند و باعث شوند تا به نوشته «هالیوود ریپورتر» در تاریخ 28 ژانویه 2020، در همین یکی دو هفته اخیر در زمره پربیننده‌ترین فیلم‌های اینترنتی و در وب سایت‌هایی مانند «آی‌تونز» در کنار فیلم‌های جدیدی همچون «روزی روزگاری در هالیوود» و «انگل» قرار بگیرد!!