بایدهای روابط همسران
نسبت به هم خوشگمان باشیم
* محمدمهدی رشادتی
ودیعه الهی
به فرموده امامصادق(ع): «حسن ظن و گمان نیک از ایمان و قلب سالم افراد ناشی میشود. به هر چیزی که مینگرد، جز خوبی و خیر نمیبیند. زیرا خداوند در ذات و فطرت بشر صفاتی را مانند حیا، امانت، صفا، صداقت و... نهاده است که مقتضای آنها، داشتن حسن ظن و خوشگمانی به همه عالم از جمله رفتار انسانهاست.
به عنوان مثال، اگر احتمال میدهیم که عمل همسرمان خوب است، اما آن را بدبینانه نگاه کنیم، در این حالت، گویی دچار بیحیایی شدهایم. و یا اگر فقط صفات ناپسند او را ببینیم و از دیدن صفات خوب وی چشمپوشی نماییم، در این حالت، گویی خیانت در امانت کردهایم.»
در همین رابطه از رسول اکرم(ص) نقل شده است: نسبت به برادران مومن خود (و به قطع همسرتان) خوشگمان باشید. زیرا خوشگمانی موجب صفا و پاکی دل شما خواهد شد. برعکس، سوءظن و بدگمانی، کدورت دل و تیرهگی باطن را در پی دارد.»
(مصباحالشریعهًْ، عبدالرزاق گیلانی، ص 515 - 517)
چگونه قضاوت و داوری کنیم؟
درباره این قضاوت و نگاه و نظر ما نسبت به همسرمان و دیگران چگونه باشد، دو حالت به نظر میرسد: یکی قضاوت درباره ظاهر اعمال است. و دیگری قضاوت راجع به باطن اعمال و افراد میباشد.
الف) قضاوت درباره اعمال و رفتار ظاهری همسرمان و یا سایر مردم:
در این مرحله از روشهای زیر استفاده میشود، و امید است که با به کار بستن آنها، مشکلات زندگی کاهش یابد.
1- ابتدا سعی کنیم و در این خصوص شایسته است که بسیار ممارست و تمرین نماییم که «چشم عیببین» نداشته باشیم. حضرت امیرالمومنین علی(ع) میفرماید: «شخصی که به عیب خود توجه کند، از توجه کردن به عیب دیگران باز میماند.»
آن حضرت در فراز دیگری میفرماید: «خردمندترین و عاقلترین انسان کسی است که بینای عیب و نقص خود بوده و کور عیب دیگران باشد.» (نهجالبلاغه حکمت 349 - میزان الحکمهًْ، محمدی ریشهری ج 2 ص 755)
سخن امام(ع) بسیار روشن و بینهایت تاثیرگذار است. من سر تا پا گناهکار و خطاکار، لازم است ابتدا به خودم برسم و تکلیف خود را روشن کنم و نه این که از موضع برتر و از نگاه عاقل اندر سفیه، مرتب از همسرم ایراد و اشکال و عیب بگیرم.
باور و یقین کردن و سپس عمل به همین سخن و راهکار حکیمانه، خدا میداند که چه اندازه میتواند، زندگی ما را شیرین و دوستداشتنی کند.
2- در مرتبه دوم، باید تلاش کنم آن خطا و نقص را به بهترین وجه ممکن توجیه و تفسیر نمایم. در ادامه اگر نتوانستم برای آن عذری و توجیهی پیدا کنم، ضروری است برایش عذر بتراشم.
در همین رابطه پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «برای گفتار و رفتار برادرت (به طور قطع برای همسرت) عذر پیدا کن، و اگر عذری نیافتی، برای آن عذر بتراش».
علی(ع) نیز فرمود: «رفتار برادرت (همسرت) را به بهترین شکل ممکن توجیه و تفسیر کن.»(همان ص 636 - 637)
3- در مرتبه بعد، چنانچه برای خطای همسرمان، راهی برای عذرتراشی نیافتیم، در این صورت مناسب است از اصل «تغافل» استفاده نموده و خطای وی را ندید گرفته و آن را پنهان کنیم. اصل تغافل از مهمترین اصول اخلاقی و دارای آثار درخشان تربیتی است که از نظر روانشناسی و جامعهشناسی، نقش بسزایی در آرامش روانی افراد دارد.
تغافل، به این معناست که شخصی چیزی را میداند، اما از روی مصلحت، خود را غافل و بیخبر نشان میدهد. همان مثلی که میگویند «شتر دیدی، ندیدی».
امیرالمومنین(ع) در همین رابطه میفرماید: «ارجمندترین اخلاق یک شخص بزرگوار آن است که نسبت به آنچه آگاهی دارد، تغافل کند.»
«کسی که از بسیاری از امور تغافل نکند، آرامش و آسایش خود را متزلزل و ناموزون نموده است». (گفتار معصومین(ع) ناصر مکارم شیرازی ج3 ص 133)
همچنین در حدیث آمده است: «هر کس گناه و خطای مومنی را بپوشاند، چنان است که گویی، دختر زنده به گوری را از گورش نجات داده است». «مومن در برابر برادر مومن (مرد و زن نسبت به یکدیگر) وظیفه دارد که 70 خطای بزرگ او را پنهان نماید». (میزانالحکمهًْ، محمدی ریشهری، ج 2 ص 755)
بدیهی است که مراد از عدد 70 کثرت و بیشماری تغافل است و نه خصوص عدد 70، اینطور نیست که اگر خطای همسرمان بیش از 70 بار شد، دیگر لازم نیست تغافل و پنهانکاری کنیم، بلکه شایسته است تا میتوانیم هرچه بیشتر خطاهای یکدیگر را پوشانده و ندید بگیریم.
4- در مرحله چهارم، اگر واقعا- تاکید میشود بهطور یقین- هیچ راهی برای عذرتراشی و تغافل و نادیده گرفتن، پیدا نکردیم، لازم است با رعایت نهایت ادب و آرامش، از روش «نهی از منکر زبانی» استفاده نماییم. البته روش نهی از منکر، مراتبی دارد که برای اطلاع بیشتر به رسالههای عملیه (توضیحالمسائل) مراجعه شود. (با استفاده از همسرداری، ابراهیم امینی ص113)
ب) قضاوت درباره نیت و باطن همسران و سایر مردم: گاهی درباره باطن و نیات افراد داوری و قضاوت میکنیم. براساس تعالیم دینی: اولا، ضروری است که اینگونه فکر کنیم و باور جدی داشته باشیم که ذات و باطن همه مردم از جمله همسرمان، خوب و سالم است. همانطور که از قول امام صادق(ع) خواندیم، صرفنظر از عوامل بیرونی و شرایط محیطی و تربیتی، تمام آدمیان در مرتبه فطرت و ابتدای آفرینش از هرگونه عیب و ناپاکی و ناراستی، مبرا هستند.
ثانیا، هنگامی که خودمان را با دیگران و به ویژه با همسرمان، مقایسه میکنیم، از این لحاظ که کدامیک از حیث تقوا، پاکی، میزان تقرب به خدا و دیگر کمالات معنوی و میزان خطا و گناه، بهتر و بالاتر است، در این مقایسه و نمره دادن، باید دیگران و بهویژه همسرم را بهتر و بالاتر و درستکردارتر از خود دانسته و احتمال سعادتمندی ابدی او را بیشتر از خود بدانم. (تحفالعقول، شعبهالحرانی، ص409)
تاکید میشود که، این روشها و دستورالعملهای الهی را اولا، خوب در ذهنمان بسپاریم و مفهوم آنها را دقیق هضم نماییم و ثانیا، در مقام عمل به آن روشها، همت و جدیت کنیم. آنگاه شیرینی و لذت زندگی قشنگ را تجربه خواهیم کرد.
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالودهام به بد دیدن
به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات
بخواست جام می و گفت، عیبپوشیدن
(حافظ)
مثبتنگری عیسی(ع) و امام خمینی(ره)
نقل میکنند: عیسی مسیح(ع) به همراه حواریون بر لاشه سگی گذشتند. حواریون گفتند: این سگ چه بوی گندی میدهد. اما عیسی(ع) گفت: این سگ عجب دندانهای سفیدی دارد. (میزانالحکمه، محمدی ریشهری ج 2، ص755)
در وصف امام خمینی(ره) آمده است: امام خمینی به جریانات با دید مثبت نگاه میکرد. یعنی حمل بر صحت داشتند. سعه صدر به خرج میدادند. بعضیها آمدند و میگفتند: برخی چادریها بدحجاب شدهاند. ایشان میگفت: چرا اینطور نگوییم که بیحجابها، حالا به این شکل (باحجاب) شدهاند. امام همیشه قسمت پر لیوان را میدیدند. (چند حکایت از روحالله، احمد عدالتی، ص17)
تاثیرات حسن ظن و خوشگمانی
در روایات اسلامی از حسن ظن و قضاوت مثبت، نتایج و دستاوردهای ارزشمندی یاد شده است، از جمله: «1- خوشگمانی، غمها و غصههای آدمی را کاهش میدهد. 2- حسن ظن، موجبات سلامت دین را فراهم میکند و آدمی را از افتادن در حیطه گناه حفظ مینماید.»
3- مثبتنگری، عامل آرامش قلب و روح انسان است.
مرحوم حاج اسماعیل دولابی میفرمود: زیاد عیوب را دیدن چشم و دل را معیوب و گاهی کور میکند و برعکس، دیدن خوبیها، دل را بینا و نورانی میرساند و آدمی را به آرامش میسازند. (مصباحالهدی، مهدی طیب، ص 377)
4- خوشگمانی، باعث جلب محبت و دوستی میشود.
5- حسن ظن، موجب بهرهمندن شدن از خیر دنیا و آخرت میگردد. و خداوند چیزی از خیر دنیا و آخرت را به بنده عطا نکرده مگر به خاطر خوشاخلاقی و خوشگمانی». (غررالحکم، آمدی، ج1 ص334)