هالیوود زیر ذرهبین
افشاگری درباره حمایت پلیس آمریکا از متجاوزین
فاطمه قاسم آبادی
بعد از موج اعتراضات جنسی که تقریبا از دو سال پیش در آمریکا بهراه افتاد، فیلمها و سریالهای زیادی در هالیوود، پیرامون این قضیه ساخته شد که تقریبا در تمام این ساختهها، در نهایت مسئله تعرض به زنان، امری عادی و یکی از معضلات حل نشدنی در جامعه غرب معرفی شد.
در سریال «باورنکردنی» که سال گذشته توسط شبکه HBO ساخته و پخش شد نیز، همین نگاه وجود دارد ولی این بار به بیان جزئیاتی پرداخته میشود که در حقیقت بعد از این اتفاق شوم برای زنان و دختران جامعه آمریکایی اتفاق میافتد. در باورنکردنی، از بیاهمیتی آزار زنان و بیتوجهی به این امر، از جانب پلیس ایالاتمتحده که باید حافظ امنیت جامعهاش باشد، صحبت به میان میآید.
این سریال که بر اساس ماجراهای واقعی ساخته شده است، با استناد به یکی از پروندههای مختومه تجاوز، از بین صدها پرونده بینتیجه و همچنان باز، در این کشور پرداخته است.
بعد از واقعه
باورنکردنی یا (Unbeliveble) نام یک سریال کوتاه تلویزیونی است در ژانر درام، روانشناسی و معمایی که داستانش در مورد مجموعهای از تجاوزها در «واشینگتن» و «کلرادو» است که براساس گزارشهای مستند «کریستین میلر» و «کن آرمسترانگ» ساخته شده است. این سریال توسط «سوزانا گرانت»، «ایتل والدمن» و «مایکل چابون» ساخته شده و محصول سال ۲۰۱۹ شبکه نتفلیکس است.
داستان سریال از جایی شروع میشود که دختری به نام «ماری آدلر»، که نوجوانی 18 ، 19 ساله است، در سوئیت خود، توسط غریبهای ناشناس، مورد هتک حرمت قرار میگیرد ولی وقتی برای شکایت به پلیس مراجعه میکند، پلیس که ترجیح میدهد چنین پروندهای را باز نکند، طبق صحبتهای مادرخوانده ماری، به او تهمت دروغگویی میزند و ماری برای نجات از قضاوتها، شکایت خود را پس میگیرد و میگوید که چنین اتفاقی نیفتاده است... از طرف دیگر ماجرای این متجاوز سریالی به غیر از ایالتی که در آن زندگی میکرده، در ایالتهای دیگر نیز دست به کار میشود و به خانه زنان و دختران بیشتری حمله میکند... در این بین دو کارآگاه زن به نامهای «گریس راسموسن» و «کارن دووال» با همکاری هم تصمیم میگیرند که به هر قیمتی که شده این مجرم را دستگیر کنند و در نهایت هم وقتی مجرم اصلی شناسایی میشود، با پیدا کردن عکسهایی از ماری آدلر در وسایل شخصیاش، ثابت میشود که این دختر نوجوان، دروغگو نبوده ولی سیستم پلیس با فشار و عدم قبول حرفهای او، سعی در پاک کردن صورت مسئله داشته است.
بیهویتی فراگیر
در سریال «باورنکردنی» مخاطب از همان قسمتهای اول ماجرا میبیند که با شخصیتها و جامعهای روبرو است که هویت خود را از دست داده است. شخصیت اصلی ماجرا یا همان ماری، دختری است که طبق گفتههای خودش در طول زندگی 19 ساله خود هزاران نامادری داشته است! این دختر وقتی اتفاق ناگوارِ هتک حرمت، برایش میافتد به نامادری فعلی و نامادری قبلیاش مراجعه میکند و در این بین مخاطب هیچ تصویری از مادر یا پدر این دختر حتی در حد عکسی روی دیوار نمیبیند!
مسئله عدم حضور والدین در طول داستان به شکلهای متفاوت دیده میشود و در نهایت هم وقتی مجرم و متجاوز پیدا میشود، برادرش در جواب پلیس میگوید: «مادرمان حتما از شنیدن این مسئله ناراحت میشود» و هیچ اسمی از پدر مجرم به میان نمیآید.
موضوع بیهویتی و پدران و مادران غایب در صحنه ، مخصوصا برای شخصیتهای کلیدی ماجرا، باعث میشود باورنکردنی به سریالی تبدیل شود که علاوه بر مسائل جنایی و پلیسی، به مسائل و معضلات اجتماعی نیز قدم گذاشته و تصویری بسیار واقعی از آنچه واقعا در جامعه آمریکا وجود دارد، را به مخاطب نشان دهد.
پلیس ضد امنیت
در سریال «باورنکردنی» مسئله عدم اطمینان مردم به پلیس و مخصوصا بیاعتمادی زنان به این نهاد اجتماعی، مرتب تکرار میشود و در جایی حتی دو کارآگاه زن نیز در مورد آمار بالای لاپوشانی و شرکت و همکاری پلیس در جرایم این کشور صحبت میکنند.
در «باورنکردنی» مخاطب میبیند که اگر در کشورهای شرقی مسئله تعرض به زنان به خاطر مسائلی مثل حفظ آبرو و... سربسته میماند در عوض در غرب، معضل بزرگ زنان دیده نشدن و جدی نگرفتن شکایاتشان در این مورد است!
در یکی از صحنههای سریال وقتی زن شاکی به مرکز پلیس میآید و چاقویی بزرگ را که به وسیله آن شش ماه پیش در خانه خود مورد تهدید قرار گرفته است را به پلیس نشان میدهد، میگوید: «شما مثلا به خانه من آمدید و تحقیق کردید و به قول خودتان همه جا را زیر و رو کردید اما چاقوی بزرگ مجرم را که در باغچه انداخته بود، ندیدید!»
در جای دیگری از سریال هم وقتی مجرم اصلی دستگیر میشود، در جواب کارآگاهان در مورد احتمال دستگیریاش میگوید:
«من در اولین تجاوز همه جا اثرات بزرگی از خودم باقی گذاشته بودم و به خاطر همین هم با توجه به سوابق نظامی که داشتم، مطمئن بودم بهراحتی گیر میافتم و فردایش پلیس به در خانهام میآید ولی این اتفاق نیفتاد و من هم گفتم چه عالی! بازم میتونم این کار رو بکنم و ادامه دادم.»
این مکالمات در کنار دیگر اتفاقات سریال، بخوبی نشان میدهد که سیستم پلیس در آمریکا نسبت به مسائل مربوط به زنان چگونه عمل میکند و اولویت بررسی تخصصی، هرگز به این جرایم اختصاص داده نمیشود.
زنان در حمایت از یکدیگر
در سریال «باورنکردنی» مخاطب با دو افسر پلیس زن روبهرو میشود که بر خلاف سریالهای دیگر در چنین ژانری، به شدت خانواده محور هستند و بدون هیچ حس رقابت و سهم خواهی، تنها دغدغهشان پیدا کردن مجرمین است. این دو افسر که بر خلاف تصویر چند سال اخیر سریالهای اینچنینی از افسران زن، هر دو ازدواج کردهاند، فرزند دارند و رابطه صمیمانه و حمایتگری با همسران خود دارند، به نوعی نمادی از زنان آمریکایی هستند که بدور از پزهای فمنیستی، به معنای واقعی کلمه برای برقراری امنیت تلاش میکنند و بدون در نظر گرفتن مسائل اعتقادی، هر دو برای جبران کمکاریهای همکاران مرد خود در زمینه مسائل مربوط به زنان و در راه برقراری عدالت به کمک همسرانشان، شبانهروز در تلاشند.
تکان دهنده ولی بیسر و صدا
سریال «باورنکردنی» با وجود نقدهای مثبتی که از جانب منتقدین دریافت کرد، به خاطر تبلیغات بسیار کمی که برایش شد، خیلی بین مخاطبین شبکه HBO سریال محبوب و شناخته شدهای نشد و در جوایز بینالمللی هم نامزدیها و موفقیت چندانی نداشت و با وجود فیلمنامه قوی و شخصیتپردازیهای قابل لمسش، نتوانست مورد توجه داوران جشنوارههای داخلی آمریکا قرار بگیرد و روایت این زنان معترض که به دنبال عدالت بودند، از دریافت جوایز بینصیب ماند.