کد خبر: ۱۸۱۸۳۷
تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۲:۲۵
نگاهی به فیلم لباس شخصی

نفوذی ها را جست‌و‌جو کنید!





 گالیا توانگر
«لباس شخصی» فیلمی سیاسی و تاریخی است که به اتفاقات دهه شصت و فعالیت حزب توده در ایران می‌پردازد.
حزب توده مهرماه سال ۱۳۲۰ تاسیس شد. بعد از سقوط رضاشاه ناشی از اشغال ایران به دست متفقین، زندانیان سیاسی هم آزاد شدند. تعدادی از زندانیان مارکسیست معروف به گروه پنجاه‌وسه ‌نفر این حزب را تاسیس کردند. در سال ۱۳۲۷ حزب توده غیرقانونی اعلام شد و وقایع منجر به کودتای ۲۸ مرداد حسابی حزب را بدنام کرد. بعد‌ها کیانوری و سایر رهبران ریز و درشت حزب دستگیر شدند و حزب توده به کل متلاشی شد.
اما فیلم سینمایی «لباس شخصی» مربوط به فعالیت‌های جاسوسی یک گروه مخفی حزب توده بعد از انقلاب و در دوران جنگ تحمیلی است. این گروه مخفی از طریق نیروهای نفوذی خود در بدنه نظامی و دفاعی ایران، متهم به دادن اطلاعات جنگی ایران به دشمن است. هر حمله عراق به معنای این است که ماموران امنیتی ایران باید با سرعت بیشتری در پی یافتن جاسوس داخلی باشند، جاسوسی که در بدنه افرادِ رده بالای نظامی پیگیرش هستند. «لباس شخصی» در نشان دادن واقعیت داستان، محافظه‌کاری‌ها را کنار می‌گذارد. اتاق بازجویی را نشان می‌دهد و حتی در بیان تأثیر عاطفی «یاسر» -مامور امنیتی ایران- بر دختری از بدنه حزب توده ابایی ندارد. می‌خواهد جزییات و واقعیات بیشتری را نشان دهد.
بی‌شک یکی دیگر از نکات پرقوت این فیلم فضا‌سازی منطبق با شاخصه‌های دهه 60 و نیز گریم و لباس بسیار باورپذیر بازیگران، منطبق بر اِلِمان‌های آن دهه شمسی است.
«لباس شخصی» انصافا فیلم پُرکششی است که لااقل تا پایان، مخاطب را در هیجان تعلیق خود فرو می‌برد. اگر چه برخی منتقدان از ریتم کندتر نیمه اول فیلم انتقاداتی دارند، ولی در جانب انصاف باید بگوییم که فیلم تا پایان جاذبه خود را با یک بسامد حفظ می‌کند.  بخشی از فیلم، معطوف به کشمکش‌های یک مدیر گروه امنیت داخلی با نیروهای زیر دستش است. کشمکشی تکراری که در این قبیل فیلم‌های تاریخی- سیاسی پرشمار سراغش داریم؛ بنابراین جا داشت از حجم این قبیل کشمکش‌ها کاسته  و به گستردگی بستر اصلی داستان اضافه می‌شد.  در اولین ساخته بلند سینمایی امیرعباس ربیعی، هرچند که بازیگرانش چندان شناخته شده نیستند، ولی تلاش آنان برای نزدیکی به نقششان پرثمر شده است.
فیلمنامه از چفت و بست خوبی برخوردار بوده و جملاتی  مثل جمله تاثیرگذار پایانی فیلم بر غنای آن افزوده است. زندانی توده‌ای به یاسر می‌گوید: «از این به بعد باید نفوذی‌ها را نه بین نظامی‌ها که بین مدیران و هنری‌ها و... در یک کلام آن‌هایی که لباس شخصی پوشیده‌اند، جست‌وجو کنید.» این جمله پایانی با عقبه تاریخی‌اش ما را به شرایط فعلی و فضای مدیریتی کشور درمی‌اندازد.