یک حرف جدی!
پژمان کریمی
سینمای پیشرو را مترادف با سینمای استراتژیک میدانم. سینمای استراتژیک مختصات سادهای دارد: پرداختن به هویت و افتخارات ملی، ارزشهای بومی و اسلامی! سینمای استراتژیک به ما کمک میکند تا مرز و عمق نفوذ فرهنگی جامعهمان را امتداد دهیم.
خوب میدانیم که بدون نفوذ فرهنگی اقتدار و نفوذ و تفوق سیاسی و پاسداشت هویت و امنیت و استقلال هر کشوری ممکن نیست. چرا؟ چون فرهنگ حامل عناصر و گزارههای سیاسی است خاصه اینکه؛ بافت و گفتمان سیاسی جمهوری اسلامی و جامعه ما جدای از فرهنگ ما
معناپذیر نیست.
دلیل این هم واضح است؛ انقلاب و ساختار حاکمیتی و حکومتی جمهوری اسلامی بر آمده از دین اسلام است و هر دینی ترادف قطعی با فرهنگ دارد!
اگر سینمای پیشرو را سینمای تحلیل و بصیرت بخشی و فرهنگ ساز و اندیشه پرداز بدانیم؛ آیا نزدیکی و همبندی میان سینمای استراتژیک و سینمای پیشرو و در قدمی جلوتر؛ با سینمای ملی احساس نمیکنید؟
بازگویی و شرح تحلیلی رخدادها و مقاطع تاریخی، یکی از لوازم تحقق و استمرار حیات سینمای پیشرو است. چرا که تاریخ خود آینه تمام قد هویت و ارزشهای یک ملت است.
در این سینما هر اندازه نگاه هنرمندانه و سینمایی به تاریخ اهمیت دارد؛ وفاداری به اصالت تاریخ و دقیق بودن تحلیل تاریخی نیز اهمیت دارد!
اهمیت یاد شده تا چه حد برای فیلمسازان ما قابل درک است؟
آرش فهیم- منتقد فیلم- فیلم سینمایی «روز صفر» را اثری در زمره آثار سینمای استراتژیک دانسته است. درست هم میگوید. اما این اثر تنها گامی در مسیر سینمای آرمانی ماست.
فیلم بازگویی چگونگی دستگیری تبهکاری سیاسی و تروریستی مزاحم است که در رویکردی دماگوژیستی با استفاده ابزاری از دین، اراده بر باطل کرده است. اما آیا فیلمساز توانسته است به اصالت رویدادی تاریخی وفاداری تام و کامل صرف نشان دهد؟ از یک حیث خیر! میتوانم در این باره مفصل حرف بزنم. اما تنها به یک دلیل و مصداق اشاره میکنم.
در جایی فرمانده عملیات دستگیری سرکرده تروریستها میگوید: «من عاشق ایرانم...اگر همه عاشق ایران بودند وضعیت کشور این نبود!»
بله هر مامور و رزمنده اطلاعاتی و امنیتی عاشق ایران است. اما ماهیت دیگری هم دارد که آرمانخواهی و فداکاری وی را موجبیت قطعی میدهد: او مسلمان است.
وقتی از و ادری به اصالت صحبت میشود، ترسیم ماهیت اصلی و انگیزههای شخصیتها نیز جزیی از وفادرای به اصالت تاریخی است!
سینمای پیشرو و استراتژیک ما به شکل نارس نیز تحقق نیافته است چرا که فیلمسازان ما هنوز با «تاریخ» از موضعی تخصصی مواجه نیافته اند!
آنچه اشاره شد کتمان برخی وجوه فیلم نیست؛ مثل: نفس پرداختن به یک رویداد تاریخی، جسارت ورود به این عرصه، جلوههای ویژه...!
تاریخ را جدیتر انگاریم همچنان که دشمنی به نام هالیوود بسیار جدی انگاشته است!