نگاهی به «شنای پروانه»
ســودای قــدرت
«شنای پروانه» یک ملودرام تقریبا کلیشهای با پرداختی متفاوت در فضاسازی و شخصیت پردازیست. مسئله «ناموس پرستی» همواره برای فیلمسازان ایرانی سوژهای ملتهب و جذاب بوده که سرآمد آن را میتوان فیلم «قیصر» دانست از این جهت «شنای پروانه» بسیار وامدار «قیصر» است شخصیت اصلی آن «حجت» همچون «قیصر» در پی هویتی متفاوت از آنچه برادرش بود میباشد اما غافل از اینکه جبر حاکم بر زمانه سرنوشت اجتنابناپذیری را برای وی مقدر نموده است و او مجبور است تا همچون اسلافش در مسیری پیکارجویانه و ناهموار قدم بردارد. لذا نمیتوان فیلم را اثری متفاوت در سینمای ایران دانست آن هم با توجه به اینکه در چند سال اخیر شاهد تولید آثاری هستیم که توجه ویژهای به عناصر «دِکلاسه» در جامعه دارد همچون سالهای پایانی سلطنت پهلوی که شاهد ظهور چنین سبکی از فیلمسازی بودیم. مسلما جریان فیلمسازی با مضامین اجتماعی نسبت به پدید آمدن عناصر «دِ کلاسه» در جامعه ایران آگاه است جامعه ایران در یک بحران سخت و جدی قرار دارد رکود اقتصادی، بیکاری و سیاستهای خصوصیسازی و کوچکسازی دولت پیامدهای اجتماعی نابهنجاری در پی داشتهاند که بزهکاری مهمترین آنهاست اگر به کشورهایی که در حوزه بزهکاری ید طولایی دارند نگاهی بیاندازیم همچون عمده کشورهای آمریکای جنوبی متوجه میشویم که این کشورها با معضل جدی بیکاری و رکود روبرو هستند و به نوعی روی آوردن به بزهکاری برای نسلهای بعدی امری اجتناب ناپذیر به نظر میرسد.
این اتفاق حتی در قلب پیشرفتهترین اقتصاد دنیا یعنی ایالات متحده نیز امری عادیست فقط کافی است به شهر دیترویت در سالهای 1980 نگاهی بیاندازیم که به دلیل رکود اقتصادی و تعطیلی صنایع (که ناشی از سبقت گرفتن چین در عرصه نیروی کار بود) با حجم عظیمی از بزهکاری و قاچاق مواد مخدر روبرو شد. لذا ظهور یک طبقه بیهویت و لمپن که از طریق اعمال غیرقانونی کسب روزی میکند پیامد اجتماعی بحرانهای اقتصادی است. اما به فیلم بازگردیم در نیمه ابتدایی فیلم «شنای پروانه» با خشونت مبالغهآمیزی روبرو هستیم که حول محور یک رسوایی ناموسی پدید آمده اما در ادامه متوجه میشویم که داستان عناصر نوستالژیکی را به تدریج وارد فضای فیلم میکند که بخشی از هویت سینمای موج نو ایران را تشکیل میدادند مانند «جنوب شهر» ،«زن بیگناه»، «مرد ناموسپرست» و «پدر سرخورده» تنها یک تم «انتقامجویی» لازم است تا بفهمیم که فیلمساز به چه اندازه همچنان متاثر از این گونه سینما است. شخصیت اصلی فیلم «حجت» در ابتدا شمایل یک شخصیت محافظهکار و قانونمدار را دارد درست بر خلاف برادرش «هاشم» اما رسوایی به بار آمده همچون یک موج او را با خود میبرد به وسط ماجرا تا او ماموریت پیدا نمودن مسببان آن بیآبرویی را برعهده بگیرد. فیلم به بهانه این کاوشگری مخاطب را به مکانهای ناشناختهای از شهر میبرد که تماشای آن از جذابیت بالایی برخوردار است فیلمساز به ما نشان میدهد که در تحتانیترین نقاط این شهر به ظاهر لوکس و مدرن چه وضعیت تاسفانگیزی حاکم است.
این فضاسازی یکی از دستاوردهای قابل توجه فیلم است که هویت تازهای به آن میبخشد. میتوان «شنای پروانه را فیلمی دانست که در آن «فضا» دارای هویت و بعد تاریخیست و شخصیتها را در ذیل خود قرار میدهد. اما مهمترین نکته درخصوص فیلم تصویریست که از عناصر «دِ کلاسه» یا همان اراذل و اوباش ارائه میدهد. کاملا مشخص است که فیلمساز شناخت جامعی از این طبقه دارد زیرا در پرداخت جزئیات آن بسیار دقیق است هویت این طبقه بسیار مجهول است آنها تلفیقی از سنت و مدرنیته در دفرمهترین حالت هستند از یک طرف مدعی مروت و جوانمردی و از طرفی بیرحم و محدود ناپذیر. در اصطلاح روانشناسی میتوان آنها را افرادی «سایکوپات» نامید که در سادهترین تعریف یعنیاشخاصی که قادر به برقراری روابط عاطفی با هیچ کسی نیستند و از هر شخصی به عنوان ابزاری برای پیشبرد تمایلات خودشان بهرهبرداری میکنند.
سایکوپاتهای ایرانی عناصر تاریخی خاصی را در هویت خود گنجاندهاند شمایلی از یک گنگستریسم ایرانی را دارند که نتیجه بحران اقتصادی ناشی از سیاستهای نولیبرالی است آنها به طرز چشمگیری در حال افزایش هستند همچون گروههای مافیایی که جنایت بخشی از هویت آنان را تشکیل میدهد. در پایان متوجه میشویم که این شهر بیقانون و احاطه شده توسط گردنکشان میتواند رنگ آرامش را نیز به خود بگیرد به شرط آنکه شهوت قدرت در میان شخصیتهای آن تعدیل یابد که «حجت» نمادی از این نسخه تعدیل یافته است این پایانبندی کمی از تاریکی خشونت بار ابتدای فیلم فاصله میگیرد و دریچه امیدبخشی را نشان میدهد اما همچنان «فقر» آزاردهندهترین عنصر حاکم بر فضای فیلم است که نشان دهنده آگاهی اجتماعی فیلمساز در فضاسازیست.
به طور کلی «شنای پروانه» بسیار متاثر از اتفاقات اخیر گنده لاتهای تهران بود و توانست ماهیت بیرحمانه و جنایتکارانه شخصیت آنان را نمایان سازد که این امر دستاوردی قابل توجه است که مرحلهای از شناخت برای مخاطبانش پدید میآورد.
مسعود قدیمی