رسانههای برونمرزی تحـريـم گردشــگری
در حالي كه تحريمهای غرب درآمد و زندگي ملت ما را هدف قرار داده ضروريترين اقدام جستوجوي روشهاي جديد ارزآوري و اشتغالزايي است. میتوان به جاي دست روي دست گذاشتن از پتانسيل بالاي فرهنگي كشور كمك گرفت و به اقتصاد ايران ياري رساند. يك همافزايي سودبخش و استثنايي. اما چگونه؟
بدون شك، گردشگري رونق نميگيرد مگر با اطلاعرساني و در اين ميان، رسانه و عليالخصوص شبكههای برونمرزي داراي توانايي مرتبط ساختن اقتصاد و فرهنگ كشور و كسب درآمد ملي هستند. هم رشد فرهنگي و هم تقويت درآمد سرانه ملي.
به جهان بايد با ديد دقيقتري نگاه كرد. بسياري از امور تغيير كرده كه براي آن بايد از مدتها قبل آماده میشديم. مسائلي كه معادلات سنتي در سياست تاثيري در اصل ماجرا نداشتند و میتوانستيم سالهای گذشته را صرف بهرهمندي از آن رهيافتها کنیم.
در شرایطی که غربیها ایران را تحریم کردند، نباید گردگشری خارجی را تعطیل شده بدانیم بلکه آن را به عنوان فرصتی برای بازسازی شبکههای برون مرزي و تنوع دادن به مولفههای این صنعت درآمدزا و کارآفرین دریابیم و براساس آن برنامهسازی کنیم.
بخش بزرگی از فعالیتها برای جذب گردشگر به رسانهها به ویژه تلویزیونهای برونمرزی معطوف میشود اما همه این فعالیت ترغیبی بر عهده آنها نیست. راهحل در تفکیک قائل شدن بین تولید محتوا با توزیع محتواست.
اقدام جمعی در توزیع محتوا
در حقيقت اولين كشوري كه بيشترين گردشگر را به خارج اعزام میكند چين است نه کشورهای غربی.بیش از 150 میلیون نفر گردشگر چینی هر ساله به کشورهای دیگر سفر میکنند و از این لحاظ چین رتبه اول را در اعزام گردشگر به خارج داراست. کشوری که خود میزبان 60 میلیون نفر گردشگری خارجی در سال 2018 بوده است.
طبق معمول، هدف بيشتر شركتهای گردشگري ما جستوجوي مخاطب در اروپا بوده و طبعا براي آگاه كردن جمعيت 150 ميليون گردشگر چيني، از جذابيتهای توريستي ايران چندان كار بزرگ و سترگي انجام نشده است.
بهترين راهكار براي آگاهسازي گردشگران ديگر كشورها از ظرفيت توريستي ايران، فعاليت رسانهاي به ويژه شبكههای تلويزيوني است اما باید میان وظیفه یک شبکه تلویزیونی که تولید محتواست با توزیع همان محتوای آماده شده، تفکیک قائل شد.
قرار دادن زیباییهای تاریخ ایران، مقابل دیدگان گردشگران خارجی به بسیاری از فعالان عرصه فرهنگ و اقتصاد نیاز دارد. از رایزنیهای فرهنگی و اقتصادی ایران در سفارتخانهها تا کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی و مهمتر از همه شرکتهای توریستی.
در این میان پرس تي وي با برنامههايي مانند «ايران» و نيز «بازار» اثبات كرده میتواند مخاطب را جذب كند اما نميتوان همه مسئوليت آگاهسازي ديگر ملتها را بر عهده يك رسانه دانست. ديگران هم نقشي در توزيع محتواي رسانهاي دارند.
قطعا چینیهایی که برای گردشگری به کشورهای دیگر سفر میکنند و برای آن هزینه میپردازند از نظر علمی در سطحی هستند که به زبان انگلیسی مسلط باشند از این رو نیازی نیست برای جذب این گردشگران شبکهای به زبان چینی داشته باشیم بلکه میتوان برنامههایی منطبق بر سلائق گردشگری آنان در شبکههای انگلیسی زبان ایرانی به ویژه پرستیوی تولید کرد.
در توزیع و انتشار محتوا نباید تنها به شبکههای مجازی یا پخش رایگان ماهوارهای بسنده کرد بلکه میتوان مجموعهای ایجاد کرد که شرکتهای گردشگری محتوای تولید شده را در سایتها و شبکههای محلی كشور هدف منتشر کنند تا این برنامهها به مخاطبان هدف خود برسند.
هزاران شبکه تلویزیونی و میلیونها سایت، برنامههای مربوط به گردشگری را منتشر میکنند و هر شرکت گردشگری میتواند از این فرصت برای انتقال پیامهای خود استفاده کند. مهم این است که چه محتوایی تولید میشود و چگونه به مخاطب القا میشود. IPTVها و تلویزیونهای هتلی (که به صورت خاص فقط برای مراکز اقامتی هستند) تنها یکی از محورهایی است که شرکتهای گردشگری میتوانند محتوای تولید شده را به دیدگان مخاطبان خود و مشتریان آیندهشان برسانند.
بنابراين در يك تقسيم كار، بخش تولید را شبکههایی مانند پرستیوی انجام دهند اما بخش توزیع محتوا را شرکتهای گردشگري، میتوانند بر عهده گیرند. طبعا این فعالیت هم به سود رسانه و هم به نفع شرکتهای گردشگری است.
این روند یک همپوشانی میان بخشهای مختلف ذینفع در گردشگری را شامل میشود؛ سایتهای گردشگری که هدف سفر توریستها هستند، هتلها یا اماکن اقامتی، شرکتهای هواپیمایی و سایر وسائل نقلیه نیز باید توسط آژانسهای توریستی هماهنگ شوند. به همین صورت روند همکاری برد برد باید میان رسانههای برونمرزی و این شرکتهای گردشگری به نحو برجستهای ایجاد شود.
رسانههای برونمرزي در زمینه تولید محتوای جذاب برای گردشگری مهارت دارند و آژانسهای گردشگری نیز در توزیع این نوع تبلیغات فرهنگی به بازار هدف خود معمولا تسلط بیشتری دارند از این رو میتوانند نقش کلیدی را در انتقال محتوای مناسب برای جذب گردشگران خارجی بر عهده گیرند.
نگاه به همسایگان
کشورهای ميزبان گردشگر، بیشتر تلاش خود را برای جذب گردشگر از کشورهای همسایه خود سپس شرق آسیا، خاورمیانه و حتی آفریقا متمرکز میکنند. پس باز هم فضا برای ایران باز است اگر فقط اگر دیدمان را تغییر دهیم.
لازم نیست برای بررسی فعالیت رسانهای به کشورهای دور یا ابرقدرت خیره شویم. کافیست شبکهای مانند تیآرتی و سایر تلویزیونهای این کشور را بررسی کنیم که درهمکاری با آژانسهای توریستی این کشور چگونه توانستند میلیونها گردشگر از کشورهای غرب آسیا، آفریقا، روسیه و.... را جذب کنند. خیلی تاسفبار است ما از همسایه خود عقب باشیم.
ترکیه تعدادی گردشگری خارجی جذب نمیکند بلکه رتبه هشتم جذب گردشگر را در دنیا دارد و بیش از 38 میلیون نفر در سال از این کشور دیدن میکنند، خرید میکنند و فرصتهای تجاری و نحلههای همکاری اقتصادی برای این کشور به ارمغان میآورند. دقت کنیم ترکیه توانسته با فعالیت درست رسانهای و مساعدتهای دولتی تعدادی از گردشگران خارجی را جذب کند که به اندازه نیمی از کل جمعیت کشورمان است. این شوخی نیست. بخشی از درآمد ترکیه از گردشگری سلامت است حال آنکه ایران برای جذب متقاضیان مدیکال توریسم از عراق، کویت، قطر، جمهوری آذربایجان، 5 کشور آسیای میانه و مردم آفریقا بسیار بسیار قویتر و جذابتر است اما متاسفانه فعالان این عرصه در گذشته به اهمیت رسانههای برون مرزی توجه نداشتهاند و این ضعف دیدگاه به عقب افتادن از رقابت حتی با همسایگان منجر شده است.
به راستی چرا از ظرفیت گردشگری کشور برای جذب توریستهای چینی، روسی و آفریقایی استفاده نمیکنیم. دقت کنید چه تعداد آبشار و منظره عالی در طبیعت ایران وجود دارد که خارج از مراکز جمعیتی است و میتواند برای استفاده گردشگران مورد توجه قرار گیرد. بخش زیادی از پیشرفتی که ترکیه در جذب گردشگر به دست آورد مرهون ارتباطی است که شرکتهای گردشگری آن کشور با دولت و تلویزیونهای برونمرزی ترکیه داشتند.
معادله پیچیدهای نیست. اگر کمی تامل کنیم خواهیم دید ما فرصتهای بسیار بیشتری داریم. بخواهیم با هم باشیم و با هم کار کنیم و سود مشترک اما افسانهای به دست آوریم.