کد خبر: ۱۸۱۲۶۱
تاریخ انتشار : ۱۲ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۲:۱۱

دانشگاه،چگونه اسلامی می‌شود؟(خوان حکمت)


  انسان قرآن را که تلاوت مي‌کند، زيارت مي‌کند،تفسير مي‌کند، چند طور ممکن است برداشت بکنند: يکي اينکه اوصاف خدا را قرآن دارد ذکر مي‌کند؛ اوصاف خدا را ذکر مي‌کند اما ما چه بهره‌اي مي‌بريم؟ ديگري مي‌گويد خدا وقتي که اوصاف خودش را ذکر کرده و عده‌اي را خلفاي خود قرار داده و عده‌اي را جانشينان آنها قرار داده که فرمود عدّه‌اي وارثان انبيا هستند يعني اين کارهايي که من کردم شما جامعه را با همين وضع اداره کنيد. من جامعه را هم،کريم خلق کردم،هم کريمانه خلق کردم، يک قطره آب را به صورتي درآوردم که الآن صدها دانشگاه بخواهند اين بدن را بشناسند نمي‌توانند، براي اينکه بسياري از بيماري‌ها هنوز کشف نشده است؛ فرمود: «أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْني؛ آیا او نطفه‌ای از منی که در رحم ریخته می‌شود نبود؟»؛(1) مگر يک قطره آب بيشتر بود؟
راه اسلامی شدن دانشگاه
يک سطر خط خوب، يک شعر خوب را اگر کسي جايي بنويسد فوراً مي‌گوييد چه کسي نوشته، ما از او تشکر کنيم؛دانشگاه عزيز ما وقتي ديني مي‌شود که علم آن ديني بشود،دانش آن ديني بشود؛ البته داشتن نمازخانه، داشتن کلمات و شعار و اذان و اينها وظيفه همه ماست، اما اسلامي شدن دانشگاه به اسلامي شدن دانش است. آنچه فعلاً رايج است لاشه علم است که در دانشگاه تدريس مي‌شود.اين زمين‌شناس، آن آسمان‌شناس، آن سياه‌چاله‌شناس، آن شمس و قمرشناس مي‌گويد اين جِرم چند ميليارد سال قبل این چنین بوده، الآن اين چنين است، پيش‌بيني مي‌شود که در چند ميليون يا چند ميليارد سال بعد فلان بشود! اما چه کسي کرد، براي چه چيزي کرد؟ «هو الأول هو الآخر» در جامعه مطرح نيست در علم مطرح نيست؛ قرآن همه اينها را مطرح مي‌کند مي‌گويد اوست که اين کارها را کرده است،براي اينکه شما فرشته‌خوي بشويد. از درياشناسي تا سپهرشناسي آنچه را که قرآن کريم نقل مي‌کند با «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ»(2) ذکر مي‌کند.
هستی، جلوه وجود خدا
در بخشي از قرآن فرمود:چرا اينها آسمان را نگاه نمي‌کنند؟ چرا زمين را نگاه نمي‌کنند؟ چرا کوه‌ها را نگاه نمي‌کنند؟ چرا شترها را نگاه نمي‌کنند؟(3) بعد در جاي ديگر فرمود اينها کور هستند.آیا مردم حجاز کور بودند؟ يا آسمان و زمين را نگاه نمي‌کردند؟ اين عزيزان ما به اندازه يک سطر و يک بيت شعر خوب که کسي بنويسد فوراً مي‌گويند چه کسي نوشته؟ اين آسمان محير العقول، اين نظم دقيق رياضي، آنقدر منظم و ظريف است که ابوريحان بيروني مي‌گويد عالم اگر به حرف دربيايد مي‌شود موسيقي؛ از بس خوش‌آهنگ است، از بس منظم است از بس زيباست. الآن يک منجّم دقيق اگر حساب رياضي را خوب بداند مي‌تواند هزار سال قبل و هزار سال بعد کاملاً در کف دست او باشد که چند تا کسوف اتّفاق افتاده؟ چند تا خسوف اتّفاق افتاده؟ مقدار آنچه بود؟ از بس رياضي‌گونه ساخته شده است؛ فرمود: «ما تَري‏ في‏ خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ؛ در آفرینش خداوند رحمان هیچ تضادّ و عیبی نمی‌بینی!»(4) حالا يک شعر را، يک کلمه را کسي با خط خوب مي‌نويسد، ما همين که ديديم مي‌گوييم چه کسي نوشته تا از او تشکر کنيم! اين جهان زيبا را خدا آفريد اما انسان نه او را مي‌بيند،نه هدف او را مي‌بيند، نه پايان او را مي‌بيند. فرمود مردم حجاز کور هستند براي اينکه آسمان را نمي‌بينند، زمين را نمي‌بينند، کوه را نمي‌بينند، شتر را نمي‌بينند؛ ما يک چنين دانشگاهي مي‌خواهيم که اين آسمان را ببيند، زمين را ببيند، دريا را ببيند،صحرا را ببيند؛ وقتي مي‌بيند بگويد کيست؟
خدا غريق رحمت کند شيخنا الاستاد مرحوم الهي قمشه‌اي را «عقل داند طاير اندر بيضه،بال و پر ندارد».(5) مي‌فرمودند اين طاووس در اين يک تخم که آن بال و پر رنگين و زيبا نيست. آدم اين آيات محير العقول را ببيند و موحّد نباشد کور است، وگرنه چرا قرآن کريم مردم حجاز را مي‌فرمايد: «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ؛ آنها کران، گنگها و کورانند؛ زیرا تعقل نمی‌کنند!»(6) براي اينکه اينها کوه را نمي‌بينند، اينها زمين را نمي‌بينند که اين کُرِه چقدر زيباست؛ زمستانش زمستان است، تابستانش تابستان. اگر پی به این عظمت برد، آن وقت خودش مي‌شود موحّد، جامعه را موحّدانه و کريمانه اداره مي‌کند، ديگر ما نه اختلاسي داريم، نه نجومي داريم، نه گراني داريم،نه عده‌اي در فشار هستند، نه عزيزاني داريم که برنجند و داد بزنند، چرا اينقدر فشار ببينند که داد بزنند؟ اين در اثر اين است که ما با داشتن همه اين نعمت‌ها، نتوانستيم و نمي‌توانيم مردم را اداره کنيم، براي اينکه کريمانه اداره نمي‌کنيم. فرمود شما فرشته‌ايد بگوييد خدايا توفيقي به من بده طوري منزّه زندگي کنم که خوبان جامعه به من اقتدا بکنند، اين را همه ما بايد بگوييم؛ حالا بعضي بيشتر بعضي کمتر. آیا اين کتاب قرآن بوسيدني نيست! آن وقت ما در چنين جامعه‌اي ـ خداي ناکرده ـ غارت داريم، اختلاس داريم، نجومي داريم تا عده‌اي در اثر فشار فقر و اينها فرياد بکشند؟ هم براي خودشان زحمت ايجاد کنند، هم براي ديگران ايجاد کنند؟
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دام ظله)
در جلسه درس اخلاق؛ 5/10/98
مرکز اطلاع‌رسانی اسرا
________________________
1. قيامت، 37.
2. حديد، 3.
3. غاشيه، 17ـ 20.
4 ملک، 3.
5. ديوان حكيم الهي قمشه‌اي (انتشارات علميه اسلاميه), ص598, غزل 187؛ «عقل داند طاير اندر بيضه بال و پر ندارد *** آدمي درنطفه جان و حسن و زيب و فر ندارد».
6. بقره، 171.
خوان حکمت روزهای یکشنبه منتشر می‌شود.