کد خبر: ۱۸۱۱۹۰
تاریخ انتشار : ۱۲ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۹:۳۴
رونق اقتصاد غیر نفتی با تکیه بر کار آفرینی- بخش پایانی

وصل شدن به دریای کارآفرینی با موج استعداد ذاتی



گالیا توانگر
دنیای کارآفرینان زیباست، حتی مشقت‌هایش. اینکه از هیچ به همه چیز برسی، رویای خیلی از ماست، اما کارآفرین با همت مضاعفش، به همه جا رسیدن را رقم می‌زند. خیلی‌ها تصور می‌کنند رسیدن به همه چیز، شانس می‌خواهد؛ اما به شما می‌گوییم شانس خیالی بیش نیست و خدا تنها پاسخ تلاش‌های واقعی را نیک می‌دهد.
کارآفرینان حداقل به چهار گروه تقسیم‌بندی می‌شوند: کارآفرین سنتی، کارآفرین درحال رشد، کارآفرین پروژه‌ محور، کارآفرین سبک زندگی.
تجارت‌های سنتی آنهایی هستند که سال‌های سال دوام آورده‌اند، مانند رستوران‌ها، فروشگاه‌ها، نجاری‌ها، آرایشگاه‌ها، مکانیکی‌ها و شرکت‌هایی که به عملکرد جامعه‌ ما کمک می‌کنند.
تجارت‌های درحال رشد معمولا در حوزه‌ تهیه‌ نرم‌افزار و برنامه برای گوشی‌های هوشمند و تبلت‌ها، مشاوره، ارتباطات و بازاریابی، تولید تجهیزات پزشکی و اطلاعات تجاری فعالیت دارند. تجارت‌های سطح بالا در این گروه قابل بهبود هم هستند.
تجارت‌های پروژه محور را معمولا کارآفرینان تحصیل کرده اداره می‌کنند و در این مورد معمولا نوع تجارت با تحصیلات آنها مرتبط است. به عنوان مثال ترجمه، طراحی سازه‌ها و برگزاری نمایشگاه در موزه‌ها، طراحی گرافیکی، نویسندگی، روان‌شناسی، فیلم‌‌سازی، طراحی پارچه و غیره.
 کارآفرینان سبک زندگی معمولا شرکت خود را بر پایه‌ تحصیلات بنا نمی‌کنند. کار آنها معمولا «علاقه‌ای» است، کاری که انجام می‌دهند را دوست دارند. کارآفرین سبک زندگی ممکن است فروشنده‌ آلوئه ‌ورا یا محصولات لاغری باشد، ویترین کار کند، نویسنده‌ کتاب‌های کودکان باشد، هنر درمانی کند یا مشاوره و روان‌سنجی انجام دهد.
بنابراین شما می‌توانید با تکیه بر استعدادهای هنری و مهارت‌های خود لااقل یک نمونه از کسب و کار را راه‌اندازی کنید. استعدادهایی که همیشه در ما نهفته بوده‌اند و هیچ گاه آن قدر جدیشان نگرفته‌ایم.
دستیابی به جوهر کارآفرینی با جواهردوزی
«رسا» بانوی خانه‌داری است که اخیرا به هنر جواهردوزی روی آورده است. وی برایمان توضیح   می‌دهد: «همیشه می‌دانستم در جوهره‌ام هنر نهفته است، اما هیچ‌گاه جدی‌اش نگرفتم. الان 48 سال دارم، پسرم بزرگ شده و من در خانه احساس تنهایی می‌کردم. به یک باره به خودم آمدم و گفتم زندگی من بعد از بزرگ شدن پسرم تمام نشده، بلکه فصل جدیدی آغاز شده است. در خودم کند و کاو کردم و دیدم دوست دارم یک کار هنری را در منزل شروع کنم.»
از او می‌خواهم هنر جواهردوزی را خیلی مختصر معرفی کند. وی توضیح می‌دهد: «یکی از هنرهای خانگی که این روزها خیلی پر طرفدار است، هنر جواهردوزی است. این هنر در ساخت انواع و اقسام پیکسل‌ها (دکمه‌های تزیینی)، مروارید، سنگ‌ها و مهره‌ها، نگین، پولک و... به کار می‌رود.»
در سؤال دیگری از این بانوی کار آفرین می‌پرسم: «مهم‌ترین چالش‌های پیش روی کسب و کار خانگی را چه می‌دانید؟» وی پاسخ می‌دهد: «کسب و کار خانگی هم محاسن و هم مشکلاتی دارد. بزرگ‌ترین حسنش این است که یک نوع آزادی عمل برای شاغلین ایجاد می‌کند. آزادی به دست آمده در خانه فوق‌العاده است، اینکه ساعت کاری را خودِ شخص، تعیین می‌کند و هر زمان اراده کند، می‌تواند استراحت کند.
اما بزرگ‌ترین چالش پیش روی کسب و کار خانگی این است که فرد هم باید خودش تولید کند و هم بازاریابی داشته باشد. هیچ نهادی نیست که برای بازاریابی به این قشر مساعدتی داشته باشد. وقتی تولید می‌کنی، ولی محل فروشش را نمی‌دانی کجاست؟ واقعا دلسرد‌کننده می‌شود و از لحاظ روحی اذیت می‌شوی.»
این بانوی هنرمند به نهادهایی که توان یاری‌گری دارند- نهادهایی چون شهرداری‌ها- توصیه می‌کند: «باید این نهادها با برگزاری بازارهای محلی و هفتگی و نیز اختصاص دادن غرفه رایگان در جایگاه‌های از پیش تعیین شده، بیش از پیش به این قشر کمک کنند. در شرایط فعلی و اقتصادی ما، خیلی‌ها که با هنرشان تولیداتی دارند، مجبورند به دستفروشی روی بیاورند که این شایسته هنرمندانِ کارآفرین نیست. باید از کسانی که تولید می‌کنند، با تمام توان حمایت شود.»
پخت و پز سنتی با تکیه بر استعداد مادری
«دیپلمم را به زور گرفتم. اهل درس نبودم. مانده بودم با تحصیلات کم، کجا استخدام شوم؟ همه جا رفتم از مکانیکی تا آبدارچی شدن. یک مدت هم دستفروشی کردم.»
ایمان بیگ محمدی با مرور این خاطرات، ادامه می‌دهد: «من فقط یک هنر داشتم و آن هم اینکه با وجود مرد بودنم، از کودکی کنار دستِ مادر، روش پخت غذاهای سنتی ایرانی را یاد گرفته بودم. به ذهنم رسید با یک چرخ دستی شروع کنم. ظهرها سیب‌زمینی پخته، تخم مرغ آب پز، کتلت، املت و... به صورت ساندویچ دست ساز بین مراکز تجاری تهران که کارگر ساده مشغول به کار داشتند، توزیع می‌کردم. در آمدم هر روز بهتر شد و سفارشات بیشتر. پولی جمع کردم و از صندوق خانوادگی مان نیز 15 میلیون وام گرفتم و یک مغازه کوچک زیر راه پله‌ای را - در یکی از همین مناطق تجاری- اجاره کرده و به صورت ثابت مشغول فعالیت پخت‌و‌پز شدم.»
 وی ادامه می‌دهد: «در همین مسیر با خانمی آشنا شدم که او هم کارآفرین بود و کترینگ خانگی داشت. دستپخت‌اش عالی بود. یک مدت از خانه غذاهای خورشتی می‌پخت و به مغازه‌ام برای فروش می‌داد. بالاخره با ایشان ازدواج کردم و بعد از ازدواج روزیمان دو برابر شد. الان خدا را شکر چون غذاهایی مرسوم و سنتی با قیمت پایین‌تر از جاهای دیگر می‌پزیم و به قشر کارگری سرویس‌دهی داریم و همین طور حمایت‌های همسرم را دارم، هر روز کسب و کارم رونق بیشتری می‌گیرد.»
وی در تکمیل صحبت هایش می‌گوید: «درست است که کار نیست، اما کسی بُرد می‌کند که یک کار را بیافریند و تمام تلاشش را برای توسعه آن کسب و کار خلاقانه به خرج دهد.»
راه‌اندازی کسب و کار در حیاط خانه پدری
«بعداز فراز و نشیب‌های فراوان به کشت و پرورش گیاهان دارویی پرداختم و در زمین پدری و حیاط منزل، گلخانه‌ای کوچک ساختم. از گیاهان دارویی که به پرورش‌شان مشغول شدم، می‌توانم گل محمدی، به لیمو، گل گاوزبان، زعفران، چای ترش، گوجه مشکی یا (ایندیگو رز) و… را نام ببرم. سال گذشته تعداد ۳۰۰۰ نهال گل محمدی به استان‌های هم جوار فرستادم.»
احمد گلچین که خودش کارآفرینی را گلچین کرده و می‌خواهد در یک مجموعه فعالیت‌های خلاقانه، کسب و کارش را رونق ببخشد، برایمان در ادامه می‌گوید: « هدف از راه‌اندازی این مجموعه شناساندن روستای مرزبن (از توابع آزادشهر استان گلستان ) به شهرهای اطراف و کل کشور و برنامه بلندمدتم جذب گردشگر است. هدف در نظر گرفته شده، توسعه و آشنایی آنها با رسومات محلی، سوغات، محصولات ارگانیک بوده و ویژگی مهمی که در پیش دارم کمک به اقتصاد و رونق کسب و کار اهالی است. این طرح در نوع خودش ظرفیت‌های ‌اشتغالزایی خوبی دارد، زیرا تعداد ۲۰ نفر به طور مستقیم و ۱۵۰ نفر غیر مستقیم مشغول به کار می‌شوند.»
وی در ادامه به تشریح سایر طرح‌های خلاقانه خود پرداخته و می‌گوید: «تبدیل روستای مرزبن - دیار مهربانی- به بهشت گل محمدی که طی رایزنی‌های انجام شده با دفتر دهیاری قرار بر این شده که در تمام پیاده‌روهای روستا را به صورت رایگان نهال کاری کنیم که می‌تواند درآمد خوبی برای عمران و آبادی روستا شود. با پیگیری، امکانات گلاب‌گیری و عرضه گلاب روستای مرزبن با برند خودمان فراهم شده است. چنانچه در بازار عرضه شود، با این طرح تعدادی از جوانان روستا مشغول به کار می‌شوند.»
مشکل جامعه را با کارآفرینی حل کنید
اگر می‌خواهید کارآفرینی کنید و کسب و کار یا استارتاپ خود را راه‌اندازی کنید، اما نمی‌دانید از کجا، نگران نباشید. امروزه با توجه به شرایط اقتصادی حال حاضر و اینکه جوانان بعد از تحصیلات در دانشگاه و گذراندن کلاس‌هایی تخصصی، تازه متوجه شرایط بد بازارکارمی‌شوند و از خود می‌پرسند «یعنی این همه سال تحصیل و هزینه، کشک بود؟» بحث راه‌اندازی یک کسب و کار اینترنتی بسیار بسیار داغ‌تر از گذشته شده است.
برخی از این افراد که موفق به یافتن کاری نمی‌شوند، به این نتیجه می‌رسند که خودشان یک کسب و کار را که دوست دارند شروع کنند، اما نمی‌دانند از کجا و چگونه؟ برخی دیگر نیز که شاغل هستند، چون به دنبال اهداف بزرگ‌تری فکر می‌کنند، تصمیم به کارآفرینی می‌گیرند و می‌خواهند خودشان کسب و کار خودشان را راه بیاندازند.
مهین حق دوست گراننده یک استارتاپ (کسب و کار جدید و خلاقانه اینترنتی) با تکیه بر هنر خیاطی و مزون‌داری برایمان در مورد تجربیات کارآفرینی‌اش توضیح می‌دهد: «من از تبلیغ کارهای طراحی لباسم از فضای مجازی شروع کردم. ما بر پایه اِلمان‌های سنتی و بومی مناطق مختلف کشورمان، لباس کاربردی (امروزی) طراحی کرده و می‌دوزیم. الان سلیقه مشتری به سمت لباس‌هایی با نقش و نگار ایرانی خیلی پر رنگ‌تر از گذشته است و این گونه لباس‌ها با طراحی خاص‌شان؛ در بازار مشتری زیاد
دارد.»
وی در ادامه می‌گوید: «اگر از شرایط فعلی خود ناراضی هستید، باید بدانید که هیچ کس جز شما نمی‌تواند این شرایط را تغییر دهد. بهانه آوردن و سرزنش کردن خودتان با وضعیت اقتصادی، همسر یا خانواده‌تان هیچ دردی را از شما دوا نخواهد کرد. فقط زمانی می‌توانید تبدیل به یک کارآفرین موفق شوید که تصمیمی قاطع و آگاهانه برای انجام آن گرفته باشید.
کارهایی را که خودتان به آنها مسلط هستید انجام دهید. به کارهایی که در گذشته برای دیگران انجام داده‌اید خوب فکر کنید. آیا این امکان وجود دارد که مهارت‌ها و تخصص‌های مربوط به کارهای گذشته خود را در قالب یک محصول و یا خدمت به مشتری بفروشید؟ خود من قبلا چند سال یک شاگرد خیاط ساده بودم.
کارهایی را که دیگران انجام می‌دهند را انجام دهید. درباره کسب و کارهای دیگری که شما به آنها علاقه دارید اطلاعات کسب کنید. زمانی که یکی از آنها را به خوبی شناسایی کردید، فقط کافی است از آن تقلید کنید و پشتکار داشته باشید.
یک مشکل را در جامعه حل کنید. آیا شکافی در بازار وجود دارد؟ آیا سرویس یا محصولی که می‌خواهید به بازار عرضه کنید، در حال حاضر وجود دارد؟ (توجه داشته باشید که این رویکرد، در بین ۳ مورد پُر ریسک‌ترین رویکرد است.) اگر تصمیم به انجام این کار دارید، قبل از هزینه و شروع به کار کردن، باید دانش خود را در آن زمینه افزایش دهید.»
وی در تکمیل صحبت‌هایش می‌گوید: «به خودتان اجازه اکتشاف درونی دهید. به جنبه‌های مختلف خودتان (شخصیت، مدل رفتار اجتماعی، سن) دقت کنید و به اعماق وجودتان با دقت گوش کنید. ما انسان‌ها به نادیده گرفتن احساس خود عادت داریم؛ حتی زمانی که این احساس بسیارعمیق است. از خودتان بپرسید: چه چیزی حتی زمانی که خیلی خسته‌ام، به من انگیزه می‌دهد؟»