قوی شدن در ورزش(نکته ورزشی)
* سیدمحمدسعید مدنی
ورزش ایران توان و ظرفیت « قوی» شدن را دارد.نیروی انسانی کیفی و توانمند به ویژه جوانان برومندومستعد بزرگترین ظرفیت و ثروت این ورزش است که بیگانه و خودی به وجود آن اذعان دارند.علاوه بر این امکانات تاسیساتی لازم و مناسب و شرایط طبیعی و اقلیمی متنوع و وسعت جغرافیایی قابل ملاحظه و...میتواند تسهیلکننده مسیر ورزش ایران به سوی قدرتمند شدن باشد.
تحقق این امر و حرکت دادن ورزش به سمت جلو و پیشرفت بزرگترین و اصلیترین وظیفه همه کسانی است که در حوزه ورزش کار و فعالیت میکنند و
بهطور طبیعی وظیفه مدیران و مسئولان در این باره بیشتر از دیگران است. وظیفهای که متاسفانه از سوی مدیران ورزش در ادوار مختلف از جمله در دوره فعلی، جدی به آن پرداخته و توجه نشده است به جای آن دلبستن به هیاهو و نتیجه و مدال و سکو و... مشغله و دغدغه اصلی مسئولان ورزش ما بوده است.
دلیل اصلی اینکه ورزش ما علیرغم ظرفیت انسانی و داشتههای مادی نتوانسته از قدرت و قوت لازم برخوردار باشد و هنوز بسیاری از تواناییهای آن به صورت بکر و بالقوه باقی مانده و به فعلیت نرسیده، همین هدفگذاری غلط در نزد مسئولان ورزش است که به نتیجهگرایی افراطی منجر شده است بدون اینکه در بعد نتیجهگیری هم به وضعیت مطلوبی رسیده باشیم. البته این سخن به معنای آن نیست که ورزش ما طی سالهای گذشته پیشرفت نکرده و نتایج مطلوب به دست نیاورده و به مدال و سکو دست نیافته؛ این حرف عین بیانصافی و نادیده گرفتن واقعیت غیر قابل کتمان است. حرف برسر این است که ورزش ایران برای رشد و پیشرفت ظرفیت بسیار بالایی دارد. بحث بر سر این است که با این امکانات و داشتهها جایگاه ورزش ایران بسیار بالاتر از وضعیت فعلی باید باشد. این هم حق این ورزش است هم ضرورت زمانه ماست. وقتی میگوییم ورزش ایران توان پیشرفت بیش از این را دارد غرضمان این نیست که از خودمان صرفا تعریف کنیم و دلمان را به این تعریفها خوش کنیم و... منظور این است که با توجه به شرایطی که کشورمان در دنیا و منطقه با آن مواجه است، شرایطی که در واقع به جرم استقلالطلبی و عزتخواهی این کشور دشمنان باجخواه و بدخواهان سربلندی این سرزمین و مردم برایش ایجاد کردهاند، «ما» باید و مجبوریم در همه عرصهها از سیاست و اقتصاد گرفته تا علم و فرهنگ و تا... هنر و ورزش « قوی» باشیم.
تلاش کنیم از اینی که هستیم قویتر باشیم و ضمن بهرهبرداری از مواهب این قوی بودن همهجانبه، موانع و سنگاندازیها وتهدیداتی را که قدرتهای سلطهگر و زیاده خواهی مثل آمریکا بر سر راه پیشرفت وحرکت رو به جلوی این ملک و ملت میگذارند، با قدرت و اقتدار از سر راه برداریم. بر این نکته هفتهگذشته رهبرمعظم انقلاب در خطبههای نماز جمعه تا کیدکردند « همت ملی برای قوی شدن ایران،تنها راه ادامه مسیر ایرانیان است» و خاطرنشان کردند« این ملت عزیز و این کشور عزیز به فضل الهی قویتر نیز میشوند، نه تنها در بعد نظامی بلکه در ابعاد اقتصادی و جهش علمی و فناوری و...» و اظهار امیدواری فرمودند« به فضل الهی این ملت و کشور در آیندهای نه چندان دور به نقطهای میرسد که دشمنان حتی جرات تهدید اورا همپیدا نکنند...» ورزش به عنوان یکی از حوزههای پرمخاطب و جذاب جامعه و اهالی ورزش به عنوان بخش بزرگی از جامعه بزرگ ایران هم باید خود را مخاطب این پیام و سخن بدانند و درجهت قوی شدن هرچه بیشتر تا آنجایی که هر بیسروبی پای خود فروخته که برای اربابان غربی خود دم تکان میدهد و خودشیرینی میکند نتواند بر سر راه پیشرفت و افتخار آفرینی ورزش ایران مانع ایجاد کند.
ورزش ایران در یک حرکت هماهنگ، مدبرانه و شجاعانه باید به جایگاهی برسد که هیچ فرد و تشکیلاتی نظیر آنچه که کنفدراسیون آسیا وآدمکهایی که مسئولیت آن را برعهدهدارند برای نمایندگان باشگاهی ما در مسابقات آسیایی بهوجود آورد جرات نکند جلوی آن سنگاندازی کند. ما علاوه بر عامل تماشاگر که برگ برنده فوتبال ماست باید با محکم کردن درون و قرص کردن پایهها و زیرساختها به فوتبالی تبدیل شویم که خار چشم دشمنان و بدخواهان باشد و کسی به خود اجازه مانع تراشی ندهد.با توجه به سوابق شرایط تحقق این امر به طور بالقوه درذات فوتبال ما و بسیاری از رشتههای ورزشی وجود دارد.شرط مهم اما برای انجام این هدف« قوی شدن» و رسیدن ورزش بدین جایگاه این است که هرکسی به وظیفه خود در قبال ورزش عمل کند باز در این باره وظیفه مدیران و مسئولان از دیگران بالاتر است. اینان باید با جبران کم کاریهای گذشته و اصلاح بد عمل کردنها و تغییر ریل ورزش به سوی هدفهای واقعی نه هدفهای غلط و مبتنی بر نتیجهگرایی جهت حرکت ورزش را به سمت پیشرفت واقعی تنظیم کنند. در این باره با دعوت کردن از دلسوزان و کارشناسان واقعی ورزش و نه کاسبکارهای کارشناس نما! که جز کسب منفعت دغدغهای ندارند و عقب ماندههای روشنفکرنما! که بدون اجازه غرب جرات نفس کشیدن ندارند و هر چه از آنطرف میشنوند بهعنوان وحیمُنزل میپذیرند و طوطی وار تکرار میکنند و در رسانههایشان منعکس میکنند در صداوسیما میگویند و...، مثل شعار مضحک و سیاهکارانه « ورزش از سیاست جداست!» (و در ماجرای اخیر باشگاههای آسیا دیدیم که کنفدراسیون آسیا و دستاندرکاران ذلیل و بیشخصیت آن چگونه با رفتار و تصمیمی کاملا سیاسی آن هم از نوع کثیفش به جنگ فوتبال ایران آمدند و...) و مهمتر از این به میدان فراخواندن مردم (که بزرگترین ثروت و سلاح ورزش ما هستند و باید قدر و حرمتشان رعایت شود که خیلی جاها نمیشود) و در میان گذاشتن مشکلات و موانع با آنها وکمک گرفتن از آنان و... از ظرفیت و توان نهفته و بالقوه ورزش در جهت« قوی»تر شدن ورزش بهترین استفاده را ببرند. سخن در این باره مفصل است که در مجالی دیگر به آن خواهیم پرداخت.