کد خبر: ۱۸۰۲۸۲
تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۹۸ - ۲۱:۵۲

تحریم جشنواره یک کمدی مبتذل و تکراری!



  آرش فهیم
عده انگشت شماری از سینماگران و اهالی تئاتر، اعلام کرده‌اند که به بهانه سوگواری برای جانباختگان سقوط هواپیمای اوکراینی و به بهای اعتراض، جشنواره‌های فیلم و تئاتر فجر را تحریم کرده یا از آنها انصراف داده‌اند؛ عدم حضور در جشنواره‌ها، یک تصمیم شخصی برای هنرمندان است و محدود به طیف خاصی هم نبوده است. چهار سال قبل هم ابوالقاسم طالبی از نمایش فیلم اخیرش یعنی «یتیم خانه ایران» در جشنواره فیلم فجر انصراف داد! طالبی بعدا گفت که در اعتراض به حضور افراد دو تابعیتی در مدیریت سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر، از این جشنواره انصراف داده بود.
اما چرا در پس رفتار اخیر جماعتی از هنرمندان در تحریم جشنواره‌های فجر، «زیبایی» نیست و ریایی به نظر می‌رسد؟ چرا حتی بسیاری از همکاران، همفکران و هم‌طیف‌های آنها هم احترام چندانی برای نمایش جدیدی که
راه انداخته‌اند قائل نیستند؟
نمی‌توان غرور کاذب نهان در پس تحریم جشنواره‌ها را نادیده گرفت. افرادی که جشنواره فیلم یا تئاتر فجر را تحریم می‌کنند، این پیام را در سطح عرصه فرهنگ و بین افکار عمومی منتشر می‌کنند که «ما آدم‌های مهمی هستیم که با عدم حضورمان، جشنواره‌ها را از رسمیت خواهیم انداخت و داغ حضورمان را بر دل حاکمیت خواهیم گذاشت!» غافل از اینکه آنها به‌خاطر ضعف مدیریت به صدر رسانه‌ها و جشنواره‌ها آمده‌اند و به ‌اشتباه، جایگاه‌هایی را گرفته‌اند اما در تمام این سال‌ها حاضر نبودند دین خود را به این جایگاه ادا نمایند. یعنی بسیاری از آنها طی ادوار مختلف، به ‌اشتباه به جشنواره‌ها راه یافتند! برخی از این هنرمندان، سال‌هاست که جشن‌های هنری بزرگداشت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را بدون اینکه سنخیتی با این مناسبت داشته باشند «اشغال» کرده‌اند. آنها خودشان را بزرگ می‌پندارند اما از نظر نگارنده، خیلی از سلبریتی‌ها و ازجمله، تحریم‌کنندگان جشنواره‌ها و صدا و سیما و... خودشان از عوارض ضعف مسئولان فرهنگی و سینمایی هستند. اخلال در مدیریت فرهنگی باعث شد تا «فجر» به انزوا رانده شود و در مقابل، برای افرادی فرش قرمز پهن گردد که این روزها نماد قهر با اندیشه و ریشه‌های فرهنگی کشورمان محسوب می‌شوند. آن‌قدر در جشنواره فیلم فجر برای عده‌ای فرش قرمز پهن شد که باور کردند، اعتبار این جشنواره هستند و حالا که انصراف می‌دهند، نه تنها جشنواره لنگ می‌ماند که لرزه بر اندام نظام می‌افتد! این است طنز تلخ دنیای وارونه‌ای که «اشغالگران» فرهنگ و رسانه و جشنواره و صدا و سیما، این عرصه‌ها را تحریم می‌کنند!
ضمن اینکه تجربه نشان داده است، حرکات سیاسی و اعتراضی گروهی که به «سلبریتی» مشهور هستند، آنقدر بی‌بنیاد و سطحی است که حتی خود آنها، با گذشت زمان از کرده خودشان پشیمان می‌شوند! 10 سال قبل در چنین روزهایی نیز جماعتی از تحریم جشنواره‌ها در جهت هواداری از آشوب‌های خیابانی سال 88 دم می‌زدند. اما همان افراد، یک یا چند سال بعد، دوباره ملتمس همان جشنواره‌هایی شدند که قبلا تحریمشان کرده بودند! این مسئله درباره صداوسیما نیز صادق است؛ یکی از مجریان «زرد» تلویزیون‌– مثل خیلی‌های دیگر- قبلا گفته بود که «حتی اگر کلاهم در جام جم بیفتد آن را بر نخواهم داشت.» اما در همه این سال‌ها، آقای مجری و بسیاری مانند او، کلاه که هیچ، هر پیشنهاد نان و آب داری را در جام جم برداشتند!
چرا راه دور برویم؟ همین جماعت، دو سال قبل، تبلیغاتچی رئیس‌جمهور در انتخابات بودند و شعار می‌دادند «با روحانی تا 1400» اما اکثر قریب به اتفاق آنها از حمایت‌های خودشان پشیمان شدند! تحریم جشنواره‌های فجر، اعلام قطع همکاری با صدا و سیما و... نیز دقیقا مصداق‌های جدید رفتارهای هیجانی و موقت این گروه است. خواهیم دید که خیلی از تحریم‌کنندگان‌– متأسفانه- سال‌های بعد نه تنها در جشنواره‌ها حاضر خواهند شد که بر سر جایزه و نامزدی هم دعوا راه خواهند انداخت؛ باز هم مدیران غیرمسئول، برای آنها فرش قرمز پهن خواهند کرد و با آنها قراردادهای چند صد میلیونی خواهند بست و این سیکل معیوب، دائم تکرار خواهد شد. و این میان، تنها مردم، فرهنگ و انقلاب است که مظلوم می‌مانند.