شاخصهای مدیریت کریمانه در جامعه(خوان حکمت)
برخيها در حضور مبارک حضرت امیر(ع) او را مدح و ثنا کردند .حضرت به خدا عرض کرد: «اَللَّهُمَّ إِنَّكَ أَعْلَمُ بِي مِنْ نَفْسِي وَ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِي مِنْهُمْ اللَّهُمَّ [اجْعَلْنِي] اجْعَلْنَا خَيْراً مِمَّا يَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ [لِي] لَنَا مَا لَا يَعْلَمُون»[1] عرض کرد خدايا! تو از من و اينها به من آگاهتر و عالمتري؛ به هر چيزي خداي سبحان عالم است و علم أحدي هم همتاي علم خدا نيست، پس خدا به ما از خود ما که ممدوحين آنها هستيم و آنها که مادحان ما هستند تو أعلمي، اين يک، «وَ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِي مِنْهُمْ»؛ من خودم را بهتر از اين آقايان ميشناسم،حالا آنها از من تعريف ميکنند ولي من خودم را بهتر ميشناسم؛ اين نهايت تواضع حضرت است. بعد در بخش سوم عرض کرد خدايا! گرچه آنها از ما تعريف ميکنند هر چه آنها گمان ميکنند خدايا آن توفيق را به ما بده که ما بهتر از آن باشيم و آن چيزهايي که آنها نميدانند تو ببخش.
شیوه معلّمانه ائمه(ع)
بخش مهمّ کلمات نوراني معصوم براي تعليم است، آن حضرت که نور است، چه در ظاهر،چه در باطن، مشکلي در باطن ندارد تا به خدا عرض کند: «اللهم اغفر»؛ اين برای تعليم ماست. اگر کسي در نامهاي،درمقال و سخنی، يا در مقالتي از ما تعريف کرد، ما هم اين سه جمله را بگوييم. روش ائمه روش معلّمانه است، اينها دارند ياد ميدهند که ما چگونه زندگي کنيم. آنها به ما یاد میدهند که چگونه تمدّنساز باشيم و چگونه زندگي کنيم؟ وقتي خودشان را معرفي ميکنند دعاهاي خودشان را ذکر ميکنند، يعني اين طور زندگي کنيد، امام معنايش اين نيست که فقط سخن بگويد و برود، امام نقشه نشان ميدهد، ما در زيارت وجود مبارک حضرت امير عرض ميکنيم شما صراط مستقيم هستيد، ميزان اعمال هستيد؛[2] يعني داريد به ما ياد ميدهيد که ما چگونه زندگي کنيم.
اينها دارند جامعه را متمدّن ميسازند،اين هدفشان است. چه وقت جامعه متمدّن ميشود؟ اولين قدم اين است که اختلاف نداشته باشند، با هم هماهنگ باشند، دومين قدم اين است که مشکل شخص ديگري را مشکل خودشان بدانند، تعاون کنند.مرحله سوم آن است که نه تنها مشکل ديگري را مشکل خود بدانند، کريمانه مشکل يکديگر را حل بکنند چرا؟ چون وقتي خدا دستور ميدهد ميفرمايد من انسان را کريم خلق کردم (وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني آدَم)[3] و شما يعني انبيا و ائمه(عليهم السلام) خلفاي خدا هستيد بايد با جامعه انساني کريمانه رفتار کنيد و قرآن و اهل بيت و وجود مبارک پيغمبر(عليهم السلام) که خلفاي الهياند بياناتي به وسيله مقال يا مقالت به ما ميفهمانند يعني شما هم موظف هستيد جامعه را کريمانه اداره کنيد، آن مقام خلافت الهي که برای آنهاست، نصيب شما و افراد عادي مثل ما نميشود، امام فرمود شما ميتوانيد طوري کريمانه جامعه را اداره کنيد که متّقيان جامعه به شما اقتدا کنند، شما بشويد «إمام المتّقين» که چيز بدي نيست.
حاصل سخن معصومان ميخواهند جامعه متمدّن باشد، ولي «به هوس راست نيايد به تمنّي نشود»[4] چگونه جامعه را متمدّن کنيم؟ اولين راه اين است که باهم اختلاف نداشته باشيم. ثانياً بعد از اينکه يکدست شديم،اختلافي نداشتيم،اعضاي يک خانواده شديم، مشکل ديگري را مشکل خودمان بدانيم (تَعَاوَنُوا عَلَي الْبِرِّ وَ التَّقْوَي)،[5] اين دو. سوم: اين تعاون به نحو تعامل نباشد که يک معامله اخلاقي باشد يا يک معامله اقتصادي باشد که توقع داشته باشيم ديگري هم پاداش ما را با عمل خير بدهد بلکه کريمانه باشد؛ چون فرمود: (وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني آدَم) راه اين کرامت را وجود مبارک حضرت امير مشخص ميکند که چگونه است؟ آنگاه اين دعا را خدا در قرآن براي مؤمنين ذکر کرد، آن وقت ما هم اين دعا را ميتوانيم بخوانيم بگوييم:
(وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً)[6] خدايا آن توفيق را به من بده من در هر شهري يا روستايي يا کلان شهري يا شهرهاي کوچکي که زندگي ميکنم خوبان آن شهر به من اقتدا بکنند،اين که چيز بدي نيست، اين که با تواضع سازگار است.
تفاوت آرزو با امید
اگر اين در يک روايت بود ممکن بود کسي بگويد سند ضعيف است،اما صريح قرآن است و ما را هم دستور داد که شما ميتوانيد اين چنين باشيد، از خدا بخواهيد و چگونه بخواهيم؟ ما يک اميد داريم،يک آرزو، يک رجاء داريم يک تمنّي به تعبير قرآن کريم؛ با آرزو مشکل حل نميشود فرمود: (لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَ لا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ)[7] کسي که با آرزو زنده است به مقصد نميرسد اما اگر به اميد زنده باشد به مقصد خواهد رسيد. فرق آرزو و اميد اين است که آرزو چيز بسيار بدي است و اميد چيز بسيار خوبي است. آرزو اين است که باران فراواني آمده زمين آماده کشاورزي است، اين شخص کِشت نکرده تا از آن باران بهره ببرد،او کاري نکرده است يا در قسمتهايي که خشکسالي است اين کِشت کرده ولي آبي تهيه نکرده است. اين فقط آرزو دارد که باراني از راه غيب بيايد و مشکل او را حل بکند. شما کاري نکرديد، کِشتي نکرديد،کشتهاي تو مناسب نيست.
اميد آن است که کسي تمام کارهاي کشاورزي را فراهم کرده، اميدوار است که باران رحمتي هم بيايد، اين چيز خوبي است. آن که همه مقدمات را فراهم کرده آنچه در دست اوست و به عهده اوست آن را فراهم کرده، منتظر مدد غيبي است، آن اميد است، اما آنچه مربوط به اوست، در دست اوست، کاري انجام نداده، او ديگر آرزو دارد نه اميد. فرمود (لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ)؛ با أُمنيه و با آرزو کار حل نميشود. يک بيان نوراني از حضرت امير(ع) است که «إِيَّاكَ وَ الِاتِّكَالَ عَلَی الْمُنَی فَإِنَّهَا بَضَائِعُ النَّوْكَی»؛[8] مبادا با آرزو زنده باشيد، آرزو سرمايه زنان سالمند و سالخورده است که کاري از آنها ساخته نيست؛ به اميد زنده باشيد، نه به تمنّي.
پس اصل اول وحدت بود، اصل دوم تعاون بود، اصل سوم کرامت بود، فرمود کريمانه مشکل يکديگر را حل کنيد؛اگر جامعهاي جامعه کريمانه شد فرشته گونه زندگي ميکند؛ آن وقت متّقيان جامعه به چنين مردان الهي اقتدا ميکنند.
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دام ظله)
در جلسه درس اخلاق؛ 5/10/98
مرکز اطلاعرسانی اسرا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1]. نهجالبلاغه صبحی صالح، حکمت100. [2]. المزار الكبير (لابن المشهدي)، ص259. [3]. اسراء، 70. [4]. شرح فارسی اسفار، حضرت علامه حسنزاده آملی، ج۶، ص۶۲۵؛ «به هوس راست نيايد به تمنّي نشود *** اندرين راه بسی خون جگر بايد خورد». [5]. مائده، 2. [6]. فرقان، 74. [7]. نساء، 123. [8]. نهجالبلاغه صبحی صالح، نامه31.
خوان حکمت روزهای یک شنبه منتشر میشود.