سامان یافتن دو باشگاه...؟! (نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
وزیر ورزش در تازهترین اظهارات خود درباره وضعیت دو باشگاه و در بیان درستتر دوتیم استقلال و پرسپولیس از وضعیت حالیه و فعلی آنها اظهار رضایت کرده ومعتقد است این دو باشگاه سروسامان گرفتهاند. «هم اکنون وضعیت این دوباشگاه سروسامان پیدا کرده و موضوع تامین منابع مالی و اسپانسرینگ به گونهای حل شده که بدون اتکا به بودجه دولتی که ممنوعیت و محدودیت دارد، با کمکهای مردمی و تبلیغات، هزینههای آنها تامین شود.»
اینطور که از حرفهای آقای وزیر برمیآید ظاهراً با اقدامات صورت گرفته وضعیت دو تیم« درحال حاضر» و«موقتاً» سروسامان گرفته است. چرا که خود ایشان در بخشی از همین اظهارات بحث واگذاری دو باشگاه را برای چندمین بار پیش میکشد و میگوید«هر روز که امکانپذیر باشد، ما این دو باشگاه را واگذار کنیم، استقبال میکنیم.» و بعد هماندر فایده واگذار شدن دو باشگاهگریزی به جنبههای داخلی و بینالمللی میزند و توضیح میدهد«هم از جهت رعایت الزامات بینالمللی و هم از این جهت که باشگاههای ورزشی خصوصی، فرآیند رشد وتوسعه را بهتر طی میکنند...» از بحث واگذاری استقبال میکنیم.
درباره بخش اول صحبتهای ایشان و اینکه واقعا وضعیت فعلی این دوباشگاه چقدر بهسامان و مرتب است باید پرسید آیا به فرض که مسئله مالیات و اسپانسر و تامین منابع مالی این تیمها حل شده باشد دیگر نباید حداقل به طور موقت از بابت این تیمها نگرانی وجود داشته باشد؟!
امروز همه اهالی فوتبال میبینند و شاهد هستند که این دو تیم درگیر مسائل و مشکلاتی هستند که نظیر آن را تقریبا هیچ کجای دنیا نمیتوان پیدا کرد. مشکلاتی مثل کلاف سردرگم عقد قرارداد با مربیان خا رجی و... مشکلاتی که خود معلول عوامل دیگر و در راس همه«مدیریت» است.آیا همین که مشکل تامین منابع مالی حل شد آقای وزیر و به تبع ایشان اهالی ورزش باید بپذیرند و باور کنند که همه چیز در این دوتیم سروسامان گرفته است؟
این تیمهای مردمی و ریشهدار که بیسروسامانی چندین و چند ساله آنها بیش از هر چیز نشان دهنده فقدان وجود«رشد مدیریتی» در ورزش ماست با دهها درد ظاهرا بیدرمان دست بهگریبان هستند که همهاش هم با«پول» و«تامین منابع مالی» حل نمیشود.
این دو تیم اگر مشکلاتشان- نه فقط مشکلات مالی- حل شود و به معنای واقعی«باشگاه» شوند بر خلاف نظر آقای وزیر نه فقط«بنیه فوتبال» را که «بنیه ورزش» را تقویت کرده وحتی میتوانند به طور مستقیم و غیرمستقیم بر حوزههای دیگر (فرهنگی، تربیتی، اقتصادی و...) تاثیر مثبت بگذارند.اصلیترین مشکل این دوتیم هم وضعیت برزخی و نامشخص آنهاست که از نظر مالکیتی و مدیریتی با آن درگیر هستند.تا این مشکل اساسی حل نشود و مدیران آنها بر اساس کاردانی و شایستگی انتخاب نشوند و... نمیتوان به بهبود شرایط این تیمها و به تعبیر وزیر ورزش « سروسامان گرفتن» آنها امیدوار بود مگر اینکه بخواهیم سرخودمان کلاه بگذاریم و مخاطب را دست بیندازیم.
و اما اینکه تکلیف واگذاری و مالکیت این دو تیم کی مشخص خواهدشد ظاهراً کسی اطلاع ندارد و جزو اسرارخفیه است! چرا که در این باره هم شخص اول اجرایی ورزش کشور یعنی آقای وزیر هم فقط«اظهار امیدواری»! میکند.این نشریه البته با اطلاع نسبی از مشکلات و موانع واقعی و ساختگی بر سرراه خصوصیسازی این دو تیم بارها موضع خود را اعلام کرده است و آن اینکه برای ما در وهله اول مهم نیست که بحث واگذاری این دو تیم به کجا میانجامد آیا بالاخره به بخش خصوصی واگذار میشوند یا خیر...؟ بلکه آنچه مهم است این است که این دوتیم مردمی و پرمخاطب از حیث اداره و مدیریت سر و سامان داشته باشند. نمیتوان و نباید به بهانه بحث واگذاری این دوتیم را به حال خود رها کرد و مدیریت آنها را به دست هر کسی ولو نااهل و ناکارآمد سپرد و به توقعات و احساسات هواداران پرشمار آنها بیتوجه بود.
این دو تیم از سرمایههای کم نظیر ورزش هستند و مادامکه مالکیت آنها دولتی و زیرنظر وزارت ورزش است باید کاروبار و به ویژه بحث مدیریت آنها از سوی وزارت ورزش جدی گرفته شود و... ضمن جذب عناصر لایق و کاربلد در دفع افراد نابلد و به اشتباه آمده نهایت تلاش را مبذول نمایند.