عـراق ادامه یافتن شیطنتهای آمریکا
سبحان محقق
عراق بخش اعظم سال گذشته را آرام بوده است. اما، همان طور که گروههای سیاسی این کشور حدس میزدهاند، این آرامش همراه با حضور نظامی آمریکا در شمال و غرب عراق، مثل سراب بوده است. نگاه ابزاری آمریکا به عراق باعث شد که بار دیگر بحران تازهای این کشور را فرا بگیرد.
در هر حال، از 20 آذر سال 1396 که دولت عراق رسما شکست داعش را اعلام کرده بود، تا اوایل مهر سال جاری، مردم این کشور روزهای آرامتری را نسبت به قبل تجربه کردهاند و همان طور که بعدا اشاره خواهد شد، آشوبهای خیابانی از 9 مهر به بعد، این کشور را وارد مرحله جدیدی کرد.
اما، سال جاری میلادی(2019) با ورود مخفیانه «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، به پایگاه هوایی «عین الاسد» در استان الانبار عراق آغاز شد. این سفر مخفیانه، که البته با واکنش منفی مقامات عراقی مواجه شد، یکبار دیگر ثابت کرد که آمریکا به عراق، خصوصا مناطق نزدیک به سوریه، نگاه راهبردی دارد. مهمترین علت این رویکرد آمریکا نیز پیوند خوردن ایران و عراق به سوریه و لبنان است. حساسیت آمریکا نسبت به این مسئله آن قدر زیاد است که مقامات واشنگتن آن را بارها اعلام کردهاند. در چارچوب همین سیاست، آمریکا طی سال جاری میلادی تحرکات گسترده را برای توسعه و تجهیز پایگاههای خود در شمال و غرب عراق داشته است.
در ارتباط با این مسئله، اگر بخواهیم یک جمعبندی از واکنش عراقیها به دست دهیم، باید بگوییم که واکنش دولت و گروههای سیاسی متفاوت بوده است؛ گروههای سیاسی مثل مردم عراق، به شدت نسبت به این حضور، واکنش نشان میدادهاند، اما دولت به شدت انفعالی عمل کرده و میتوان گفت که در برابر اقداماتاشغالگران آمریکایی سکوت کرده است.
سال گذشته مردم، گروههای سیاسی و فراکسیونهای پارلمانی عراق بارها خواستار برچیده شدن پایگاههای آمریکا در عراق شدهاند و حتی از دولت بغداد خواستند، از پیمان امنیتی بغداد- واشنگتن خارج شوند.
مورد دیگری که عراق طی سال اخیر شاهد آن بوده، موضعگیری آشکار مقامات آمریکایی علیه حشدالشعبی و ایران بوده است؛ در میانه بهمن سال گذشته بود که ابتدا ترامپ علیه ایران اظهاراتی را بر زبان آورده و گفته بود که قصد دارد از عراق ایران را هدف قرار دهد. این اظهارات با واکنش قاطع مردم و گروههای سیاسی عراق مواجه شد. گروههای عراقی از جمله جنبش نجبا، اعلام کردند که «دست آمریکا را قطع خواهند کرد و سیاستهای ضدایرانی ترامپ را در هم خواهند شکست.»
این واهمه از ایجاد پیوند از ایران تا مدیترانه، در سیاستهای آمریکا علیه حشدالشعبی عراق هم کاملا مشهود است؛ به جرات میتوان گفت که آمریکا طی یکسال اخیر از همه ابزارهای نظامی، سیاسی و رسانهای علیه حشدالشعبی استفاده کرده است. در عرصه سیاسی و رسانهای ، آمریکا روی دو موضوع متمرکز شده بود؛ اول اینکه به عراقیها بقبولاند که حشدالشعبی یک نیروی وابسته به ایران است و دوم ، آمریکا مدعی بود که حشدالشعبی نهادی غیردولتی است و همان طور که سایر گروههای شبهنظامی عراق منحل شدهاند، حشدالشعبی نیز باید منحل بشود.
هدف آمریکا این بود که موضوع مذکور را به یک مطالبه سیاسی در میان گروههای سیاسی عراق تبدیل کند.
در حوزه نظامی نیز آمریکا دست رژیم صهیونیستی را برای هدف قرار دادن مراکز حشدالشعبی بازگذاشت.
اما، پس از آنکه از این حملات نتیجه نگرفت، وارد فاز آشوبهای خیابانی شد.
قبل از اینکه به چند و چون ماجرای اعتراضات خیابانی بپردازیم، به طور اجمالیاشاره میکنیم که سیاستهای ملی و مستقل «عادل عبدالمهدی» نخستوزیر عراق، مثل نزدیک شدن به روسیه و چین و در دستور کار قرار دادن تسلیحات نظامی و حتی موشکهای راهبردی «اس- 400» از روسیه توسط دولت عبدالمهدی ، آمریکا را در ادامه دادن به توطئههای ضد عراقی خود، بیشتر تحریک کرد.
اوایل مهر گذشته بود که از عراق خبر رسید مردم این کشور در چند شهرعلیه فساد سیاسی و ناکارآمدی دولت در حوزه خدماتدهی تظاهرات کردند. این اعتراضات هر چند به حق بود، ولی از همان ابتدا بیم آن میرفت که گروههای نفوذی وارد صفوف تظاهر کنندگان شوند و این اعتراضات را به سمت دلخواه خود ببرند. دلیلش هم این بود که روند مذکور در عراق ، مسبوق به سابقه بوده است؛ سال قبل و زمانی که «حیدر عبادی» نخستوزیر عراق بود، دراین کشور ابتدا، مردم علیه فساد تظاهرات میکنند و پس از آن، آمریکا با مدیریت شرایط، عوامل بعثی، داعش و مزدوران نفوذی را وارد صفوف مردم کرده بود. این اعتراضات سپس، تبدیل به حمله آشوبگران علیه مراکز عمومی، اموال مردم و حتی کنسولگری ایران در شهر «بصره» شده بود.
در هر حال، اعتراضات خیابانی که از 9 مهر آغاز شده بود، خیلی زود مثل سال قبل ، تبدیل به جولانگاه آشوبگران و عوامل خارجی شد.
در این میان، برخی از کارشناسان معتقدند که تظاهرات مهر ماه از ابتدا، غیر موجه بوده است؛ چرا که هنوز عمر دولت عبدالمهدی، به یک سال نرسیده بود و این دولت به طور طبیعی نمیتوانست در شرایطی جنگ زده، مطالبات ضد فساد را خیلی زود بر آورده کند و دولت خودش را نیز به یک دولت کارآمد تبدیل کند.
در هر حال، از اوایل مهر به بعد، توپخانه رسانهای آمریکا، عربستان و سایر کشورهای وابسته، به شدت فعال شدند و فضای عراق را مسموم کردند، به طوری که معترضان و عوامل خارجی شروع به آتش زدن اماکن عمومی، بستن مسیرها و حمله به منازل مسئولان کردند و در این میان، بیش از 400 نفر نیز جان خود را از دست دادهاند که به گفته مقامات رسمی، بسیاری از این قربانیان در حمله و تیراندازی عوامل ناشناس جان خود را از دست دادهاند.
در هر حال، با ادامه یافتن نا آرامیهای خیابانی در عراق، شماری از مزدوران به همراه پیروان فردی به نام «السرخی»، هفتم آبان ماه کنسولگری ایران را در نجف آتش زدند. دو روز بعد نیز عبدالمهدی از پست نخستوزیری استعفاء داد.
اما، استعفای نخستوزیر هم نتوانست اوضاع را آرام کند و خود انتخاب نخستوزیر بعدی، تبدیل به یک مسئله جدید شد؛ به محض اینکه نام کسی به عنوان نامزد نخستوزیری مطرح میشد، رسانههای وابسته فورا شروع به تخریب وی میکردند و در برخی از شهرها هم علیه این نامزد، تظاهرات راه میافتاد.
این وضعیت ادامه داشت تا اینکه «مقتدا صدر» رهبر جریان «صدر» و ائتلاف «سائرون»، که بزرگترین ائتلاف پارلمان عراق بود، اعلام کرد که در ائتلاف وی در انتخاب نخستوزیر ، دخالت نخواهد کرد و او طرفدار نامزدی است که از طرف مردم انتخاب شود.
طولی نکشید که ائتلاف جدیدی به نام «ائتلاف سازندگی» متشکل از «ائتلاف فتح» و «ائتلاف دولت قانون» شکل گرفت و این ائتلاف نیز «السودانی» را به عنوان نامزد، به «برهم صالح» رئیسجمهور، معرفی کرد. در مدتی که رئیسجمهور از پارلمان در مورد بزرگترین ائتلاف پارلمان، استعلام کرد و منتظر جواب ماند، رسانهها خیلی زود ، السودانی را از سکه انداختند و او نیز با مشاهده اعتراضات خیابانی، از نامزدی صرفنظر کرد.
بعد از کنارهگیری السودانی، ائتلاف سازندگی «العیدانی» استاندار بصره را به عنوان نامزد جدید نخستوزیری، به رئیسجمهور معرفی کرد. اما، رئیسجمهور، به جای معرفی العیدانی به پارلمان، پس از ارسال نامهای برای پارلمان و اعلام اینکه آماده کنارهگیری از ریاستجمهوری است، بغداد را ترک کرد و به سلیمانیه رفت.
در واقع، کنارهگیری رئیسجمهور از قدرت هم در برنامه کسانی بود که آشوبهای عراق را مهندسی میکردند. آنها قصد داشتند که همه مقامات و نهادهای حاکم، از جمله نخستوزیر و رئیسجمهور و حتی مرجعیت را از نقشآفرینی برای عراقیها خارج کنند. اما، خوشبختانه رئیسجمهور به بغداد برگشت و اکنون به نظر میرسد که صحنه گردانان پشت پرده آشوبهای خیابانی، مثل هفتههای گذشته نمیتوانند نقشآفرینی کنند. در حال حاضر هر چند هنوز مشخص نشده است که چه کسی باید جانشین عبدالمهدی شود، ولی به نظر میرسد که شرایط مثل قبل حاد نیست و گروههای سیاسی منسجمتر از قبل عمل میکنند.
در این میان، حمله آمریکا به مقرهای حشدالشعبی در مرزهای عراق رخ داد. این اتفاق هر چند برای ملت عراق ناگوار است و شماری از بهترین فرزندان عراق، قربانی این حمله شدهاند، ولی به اعتقاد کارشناسان، این حمله، ملت عراق را بیدار کرده است و هماکنون احساسات ضدآمریکایی در میان عراقیها موج میزند. به همین خاطر، احتمال اینکه بحران جاری عراق به نفع مردم این کشور خاتمه یابد بسیار زیاد است.