پيامهاي استراتژيک «کمربند امنيت دريايي» (ديدگاه)
رزمايش مركب دريايي سه جانبه ايران، روسيه و چين، با عنوان «کمربند امنيت دريايي» از روز جمعه (6/10/98)، به مدت سه روز در آبهاي نيمه شمالي اقيانوس هند، درياي عمان و درياي عرب به وسعت تقريبي 17 هزار كيلومترمربع برگزار شد. بهنظر ميرسد نقش، جايگاه و رويكرد سه كشور عضو رزمايش در ساختار قدرت جهاني، در تقابل با سيستم غرب به رهبري ايالات متحده آمريكا قرار دارد.
دکتر محمدرضا حافظنيا *
اين رزمايش بيانگر نوعي صفبندي ژئواستراتژيک جديد، بين دو استراتژي بري و بحري در منطقه عمومي رزمايش (شمال اقيانوس هند و تنگه هرمز) است. اين منطقه جغرافيايي از اعتبار ژئوپليتيکي بالا، بهدليل ارزشهاي اقتصادي، ارتباطي، دريانوردي بينالمللي، تجاري، نظامي، گذرگاهي، کنترلي و دسترسي تأثيرگذار بر سرنوشت جهان که مطلوب بازيگران اصلي قدرت جهاني و منطقهاي ميباشد، برخوردار است.
امروزه سياست جهاني و بينالمللي ماهيتي كاملاً ژئوپليتيکي بهخود گرفته است. بهندرت سياستي توسط بازيگران سياسي قدرت اتخاذ ميگردد که بهصورت مستقيم يا غيرمستقيم تابع يک انگيزه يا ارزش و عامل ژئوپليتيکي نباشد.
جهان امروز، پس از فروپاشي نظام دو قطبي همچنان در مرحله گذار ژئوپليتيکي قرار دارد و هنوز نظام مشخص و با ثبات ژئوپليتيکي در فضاي جهاني مستقر نشده است. ساختارهاي قدرت نيز در مناطق ژئوپليتيکي حالت ديناميکي و شناور دارند. در نتيجه، فرآيندي متناقض از رقابت، همکاري، همگرايي، واگرايي همراه با ائتلافهاي غيرمنتظره و متعارض و بعضاً ناپايدار يا تاکتيکي در فضاهاي جغرافيايي بين کشورها و بازيگران اصلي قدرت جهاني، منطقهاي و محلي ايجاد ميشود. علاوهبر اين، استراتژيهاي ژئواکونوميکي (بُعد اقتصادي ژئوپليتيک) نيز جايگاه مهمي در منازعات بينالمللي و جهاني به دست آوردهاند.
هسته مرکزي بحرانهاي حاصل از اينگونه رقابتها و تنشها، بر روي فضاي جغرافيايي مشخصي موصوف به جنوب غرب آسيا تمرکز يافته است که بخشي از هارتلند جديد جهاني پس از جنگ سرد را تشکيل ميدهد. در اين منطقه پديدهها، عوارض و فضاهاي جغرافيايي ارزشمندي چون خليجفارس، تنگه هرمز، اقيانوس هند، شرق مديترانه، بينالنهرين، درياي خزر، قفقاز، کشورهاي ايران، پاکستان، افغانستان، ترکيه، عراق، عربستان، يمن، سوريه، فلسطين، تنگههاي استراتژيک، مسيرها و گذرگاههاي دريانوردي بينالمللي و غيره قرار گرفته است که اهميت فوق استراتژيك يافته و به صحنه رقابت بازيگران قدرت جهاني، منطقهاي و محلي تبديل شده است.
بهرغم اينكه آمريکا همچنان از منزلت قدرت برتر جهاني برخوردار است، ليكن شکستگي نظام قدرت جهاني در دوران گذار ژئوپليتيکي، سبب شده تا تفوق آمريكا توسط بازيگران مدعي از قبيل چين، روسيه، ايران و کره شمالي در سيستم شرق و حتي فرانسه در درون سيستم غرب به چالش کشيده شود. چين سوداي رهبري نظام قدرت جهاني آينده را دارد و رقيب بالقوه قدرت جهاني آمريکاست. روسيه قدرت بالفعل و رقيب کنوني آمريکا است و در باشگاه قدرتهاي جهاني جزو بازيگران اصلي است. جمهوري اسلامي ايران نيز، توانسته قدرت ملي خود را ارتقاء دهد و در جايگاه يک قدرت مؤثر منطقهاي ظاهر شود. فرانسه نيز به عنوان قدرت درجه دو سيستم غرب با آمريکا در حالت رقابت قرار گرفته است.
در وراي دوره گذار ژئوپليتيکي، جهان آرام آرام به سمت نظم جديدي درحرکت است که مبيّن يک ساختار جديد دو بخشي (شرقي و غربي) در نظام قدرت جهاني است. در بخش غربي، منظومههاي قدرت آمريکايي، اروپايي- آتلانتيكي؛ و در بخش شرقي، منظومههاي قدرت اوراسيايي (شانگهاي) و آسيا- پاسيفيکي در حال سازمانيابي قدرت هستند که چين و روسيه و ايران در منظومه شرقي جهان قرار ميگيرند.
با برگزاري رزمايش مركب سهجانبه دريايي، سه قدرت بخش شرقي ساختار ژئوپليتيکي درحال ظهور جهان، يعني ايران، روسيه و چين كه اصالت و استقلال قدرت دارند، حضور بخش غربي ساختار مزبور، يعني آمريكا و متحدين آنرا در يكي از حساسترين و اصليترين مناطق ژئواستراتژيكي و ژئوپليتيكي جهان، يعني منطقه شمال اقيانوس هند و تنگه هرمز به چالش كشيدهاند.
بر اين اساس، ضرورت تأمين امنيت گذرگاه استراتژيک تنگه هرمز در شمال اقيانوس هند و درياي عمان که جزو سياستهاي اعلامي و رسمي جمهوري اسلامي ايران به عنوان کشور ذيحق آن ميباشد، بهانه مداخله بازيگران قدرت جهاني قرار گرفته و منجر به شکلگيري ساختارهاي نوظهور امنيتي در منطقه شده است. ائتلاف بحري به رهبري آمريکا و ائتلاف اروپايي به رهبري فرانسه که به بهانه امنيت تنگه هرمز در حال شکلگيري هستند؛ دو ساختار مداخلهگر بهنظر ميرسند که نقش کليدي و توان استراتژيک ايران را در اين زمينه ناديده گرفتهاند. درحاليکه ج. ا. ايران در سال جاري رسماً سياست رسمي و تعهد امنيتي خود نسبت به تنگه هرمز را به جهانيان در سازمان ملل اعلام و پيشگام بينالمللي کردن امنيت تنگه هرمز گرديد.
مداخله بيجا قدرتهاي غربي آمريکايي و اروپايي به بهانه امنيت تنگه هرمز، و ناديده انگاشتن سياست رسمي و تعهد امنيتي ايران نسبت به تنگه هرمز و نيز انکار قدرت نظامي و امنيتي ج. ا. ايران براي انجام مأموريت مزبور، جمهوري اسلامي ايران به عنوان بزرگترين کشور ذيحق در منطقه عمومي تنگه هرمز، خليجفارس و شمال اقيانوس هند را وادار کرد تا با اتخاذ نوعي ابتکار استراتژيک توسط نيروي دريايي راهبردي ارتش جمهوري اسلامي ايران، ساختارهاي غربي ياد شده را به چالش بکشد و ساختار امنيتي قابل توسعه جديدي را با مشارکت رقباي قدرتهاي غربي، يعني چين و روسيه تشکيل دهد و قدرت خود را براي ايفاي تعهد امنيتي و سياست اعلامي خود، براي جهانيان و نيز رقبايش، در قالب رزمايش مشترک دريايي با حضور چين و روسيه به نمايش بگذارد.
بديهي است که سه کشور مشارکتکننده در رزمايش دريايي موصوف، علايق و دغدغههاي ژئوپليتيکي مشترکي دارند و در يک ساختار ژئوپليتيکي همسو در برابر آمريکا و متحدان غربي آن نيز قرار گرفتهاند. چين، با هدف تضعيف فشار محاصره استراتژيك در درياي چين جنوبي و شرق اقيانوس آرام و نيز حضور مؤثر در مسيرهاي دريايي منطقه اقيانوس هند؛ روسيه به منظور كاهش فشار انقباض فضايي ناشي از گسترش ناتو به سمت شرق و نيز تحقق روياي تاريخي حضور استراتژيک در اقيانوس هند و جنوب اوراسيا؛ و ايران نيز به منظور شكستن انزواي ژئوپليتيكي ناشي از سياست «فشار حداكثري اقتصادي» آمريکا بر عليه خود، نياز به همسويي و همگرايي با يکديگر دارند. تا بتوانند ظرفيتهاي ژئوپليتيکي اين منطقه را به اهرم فشار استراتژيکي عليه آمريکا تبديل کنند و ضمن كاهش توان آمريكا در چالشسازي امنيتي و اقتصادي در اين منطقه، منافع اين قدرت مداخلهگر را نيز در معرض تهديد قرار دهند.
________________________
* استاد جغرافياي سياسي و ژئوپليتيک دانشگاه تربيت مدرس