چرا هر اقدام استکبار در منطقه باعث قدرتمندتر شدن جمهوری اسلامی میشود؟ - بخش پایانی
سایه اقتدار جمهوری اسلامی بر سر غرب آسیا
هدیه آقاپور
جمهوری اسلامی ایران در وضعیت فعلی و در سایه تحولات منطقه، در اوج قدرت خود به سر میبرد این در حالی است که همه کشورها و همه حکومتهای منطقه در فضایی از تردید و بیم و امید به سر میبرند و حتی رژیمی مثل اسرائیل که از حمایت گسترده جامعه غربی بهره میبرد نیز هیچگاه خود را این چنین گرفتار در جهنمی به این بزرگی ندیده است.
شاید اغراق نباشد اگر بگوییم بنگاهها و نظریه پردازهای غربی بیشتر از خودمان به قدرت جمهوری اسلامی ایران اذعان کرده و بسیار دقیق آن را اثبات میکنند. این مهم قطعا برای آنها به منزله هشدار بوده و برای ما نشان دهنده مسیر درستی است که محور مقاومت به رهبری ایران اسلامی میپیماید.
خاطرات تلخ آمریکا در منطقه
آمریکا برای نخستین بار در جنگ هشت ساله به صورت نیابتی در مقابل انقلاب اسلامی ایران وارد جنگ شد و آن تجربه تبدیل به درس مهمی برای سران این کشور شده است.
بروس ریدل کارشناس اندیشکده بروکینگز یکی از تحلیلگرانی است که سالها پیش در تحلیلی با عنوان «درسهای آمریکا از اولین جنگ با ایران» به این امر اعتراف کرده است. بنابراین از لحاظ تاریخی آمریکا یک بار وارد جنگ با ایران شده و شکست خورده است. علاوه بر این در دو دهه اخیر آمریکا در منطقه چند جنگ به راه انداخته که تبدیل به تجربههای دردناکی برای این کشور شده است.
ورود مستقيم آمريكا به جنگهای افغانستان و عراق و همچنين ورود به بحران هاي سوريه و يمن جايگاه اين كشور را تضعيف كرده است. آمریکا با داشتن مدرنترین جنگ افزارها و حتي با كمك متحدان اروپایی خود نتوانست گروه طالبان را شکست دهد و حال و روز افغانستان فعلي به خوبی گويای اين حقيقت است كه سياستهای آمريكا در افغانستان به شكست منجر شده و منفعتی برای کاخ سفید به دنبال نداشته است.
شكست ارتش آمريكا در افغانستان و عراق اعتماد به نفس نيروهای نظامي آمريكا را كاهش داده و آنها را از درگيرشدن در جنگهاي آتي نگران كرده است، علاوهبر این آمریکا نتوانسته به رژیم اسرائیل برای شکست گروههای مقاومت کمک کند و حتی در یمن نیز واشنگتن عملا به نفع ائتلاف سعودی ورود کرده اما باز به پیروزی نرسیده است.
در مجموع تجربه مداخلههای آمریکا در چند دهه اخیر نشان دهنده این است که آمریکا در هیچ جنگی پیروز نشده و این مسئله خود از لحاظ روانی نقطه ضعف بزرگی برای نظامیان آمریکایی در منطقه است.
بدینترتیب اوباما از عدم حضور مستقیم آمریکا در جنگهای آتی، پرده برداشت. ترامپ از این نیز فراتر رفت و سیاست مداخله نظامی آمریکا در غرب آسیا را زیر سؤال برد و بارها از 7 تریلیون دلاری که دولتهای آمریکا در جنگهای این منطقه هزینه کرده و در واقع هدر داده اند، انتقاد کرد و فتنههای امروز در عراق و سوریه و لبنان برآیند تفکر جدید آمریکاست که البته مانند سناریوهای قبلی راه به جایی نخواهد برد.
فرهنگ مقاومت و شهادت
خاری در چشم آمریکا
فرهنگ ایثار و شهادت عامل اصلی ایستادگی و مقابله و پیروزی در برابر دشمنان است، تجهیزات و امکانات نظامی اگر چه ضروری است اما آنچه باعث شد در دوران هشت سال دفاع مقدس با وجود کمبود امکانات نظامی در برابر دنیا پیروز شویم همین روحیه بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و 8 سال جنگ دفاع مقدس این روحیه و فرهنگ مقاومت به کشورهای منطقه سرایت کرد و پیروزیهای سوریه و عراق در برابر داعش را رقم زد و شاکله محور مقاومت را شکل داد.
حزبالله لبنان، حشدالشعبی عراق و انصارالله یمن دقیقا حاصل فرهنگ مقاومت و شهادت طلبی بودند که با تجهیزات قوی و ضعیف اما با روحیه بالا در برابر ظلم ایستادند و قطعا فتنههای امروز عراق و لبنان هم دقیقا به واسطه همین روحیه مقاومت خنثی شده وخواهد شد.
محمدجواد منصوری کارشناس سیاست خارجی در گفتوگو با گزارشگر کیهان میگوید: «پیروزی انقلاب اسلامی در ادامه ترکیب 3 عنصر قدرت آفرین بود. این 3 قدرت عبارت بودند از وحدت مردم آگاه، متدین، مسئول و حاضر در صحنه که از سالهای 1341 به حرکت و نهضت انقلاب را ادامه دادند، عنصر دوم اسلام بود که به عنوان یک انگیزه و یک قدرت درونی موثر واقع شد و عنصر سوم رهبری مرجعیت دینی بود که زمینهساز پیروزی انقلاب اسلامی شد.»
وی ادامه میدهد: « ا دامه انقلاب هم با ترکیب همین 3 عنصر بود که توانست تداوم پیدا کند و معضلات و فتنهها را به اشکال مختلفی خنثی کرده و در جهت تثبیت و اقتدار جمهوری اسلامی حرکت کند، اتفاقی که در 40 سال گذشته افتاد این بود همه قدرتهای بزرگ امکانات خود را به کار گرفتند تا از تثبیت جمهوری اسلامی ایران جلوگیری کنند.»
منصوری تصریح میکند: «بدون تردید کشورمان مشکلات و چالشهایی دارد اما به معنی آن نیست که قدرت و توان حل آن را نداریم یا باید در برابر آن تسلیم شویم، فرهنگ انقلابی و شهادت طلبی و مقاومت شیعه در این زمینه نقش بسیار مهمی داشته و ولایت فقیه نقش مهمی در مقاومت داخلی و منطقه داشته است.»
این کارشناس سیاست خارجی میافزاید: «دولتهای بزرگ و استکباری میدانند اگر فرهنگ مقاومت و شهادتپذیری به یک الگوی جا افتاده در منطقه تبدیل شود دیگر تسلطی بر منطقه غرب آسیا نخواهند داشت لذا تلاش میکنند تا این الگو در منطقه جایگاه فراگیری پیدا نکند، بنابراین کلیه تلاشها بر این است که حضور، نفوذ و اعتبار جمهوری اسلامی در منطقه فروکش کند تا آنها بتوانند تسلط خود را برای کسب منافع حداکثری داشته باشند.»
وی تاکید میکند: «علیرغم همه این اقدامات و مشکلاتی که برای مردم منطقهایجاد کردند مقاومت ادامه پیدا میکند و در آینده خاورمیانه جدیدی را شاهد خواهیم بود و منطقه غرب آسیا اکنون در حال گذار میباشد.»
منصوری خاطرنشان میکند: «تصور میشد داعش آخرین حربه استکبار باشد اما هرج و مرج و توطئههای اخیر نیز نشان میدهد که چقدر قدرتهای بزرگ از قدرت جمهوری اسلامی ایران خشمگین بوده و موقعیت خود را در منطقه در خطر میبینند.»
بنگاههای غربی
درباره ایران چه میگویند؟
تارنمای شبکه «دویچه وله» در مطلبی به عوامل منطقهای قدرت گیری ایران پرداخته و تاکید میکند که ایران با وجود داشتن دشمنان و رقبای بسیار مانند ایالات متحده، رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی توانسته به محدودیتها غلبه کرده و خود را به عنوان قدرتی منطقهای بشناساند.
کارشناسان بینالمللی و تحلیلگران آمریکایی دلایل مختلفی را برای ناتوانی واشینگتن در مهارکردن ایران برشمردهاند از جمله : توان نظامی و به طور خاص، ظرفیتهای موشکی، بهکارگیری روشهای جنگ نامتقارن، برخورداری از شبکه گستردهای از نیروهای نیابتی، استفاده کارآمد از راهبرد ضد دسترسی و منع منطقهای، نفوذ استراتژیک در غرب آسیا (خاورمیانه) و موارد دیگر.
اندیشکده «شورای آتلانتیک» (یکی از تأثیرگذارترین اندیشکدههای آمریکایی) طی گزارشی تحت عنوان «پردهبرداری از انقلاب: نگاهی نزدیکتر به حضور و نفوذ ایران در غرب آسیا (خاورمیانه)» به جنبههای قدرت ایران اذعان داشت.
در حالی که برخی کارشناسان بینالمللی، توانایی انجام «جنگ ترکیبی» را صرفاً منحصر به آمریکا میدانند و معتقدند هیچ کشور دیگری در دنیا ابزار نظامی، دیپلماتیک و رسانهای لازم برای به راه انداختن جنگ ترکیبی را ندارد، «داو زخیم» معاون وزیر دفاع دولت جورج بوش پسر و عضو کنونی هیئت مدیره شورای آتلانتیک، در بخش پیشگفتار گزارش این اندیشکده اعتراف میکند که ایران بیش از آمریکا در بهکارگیری جنگ ترکیبی موفق بوده است.
پیشرفت روزافزون
و چشمگیر نظامی ایران
ایران در منطقه خلیجفارس و غرب آسیا و در میان همسایگان عربش جایگاه نخست را به لحاظ تجهیزات دارد. هر چند بودجه نظامی بیشتر کشورهای عربی خلیجفارس بیشتر از ایران است، اما تعداد نیروی انسانی فعال و سرباز جمهوری اسلامی ایران بیشتر از همه کشورهای منطقه است.
اوایل انقلاب و جنگ دفاع مقدس در شرایطی به سر میبردیم که هیچ عدوات پیشرفتهای در کشور ساخته نمیشد، امروز در ساخت پهپاد (اولین سلاح نسل آینده) جزو کشورهای برتر شدهایم. همچنین در ساخت موشک نیز توانستهایم دکترین نظامی را عوض کنیم که آمریکاییها نیز به آن اذعان کردهاند.
در حوزههای امنیتی نیز در کل منطقه دستگاه امنیتی کشورمان دشمن قدری برای استکبار شده است و درحوزه نظامی به جایی رسیده ایم که از ترس کشمکش و فلج شدن بازوی عملکننده آمریکا در منطقه، سرفرماندهی آمریکا را از دوحه به کارولینای جنوبی منتقل میکنند!
ناگفته نماند ایران در مقایسه با برخی از همسایگان قدرتمندش هم از جایگاه مناسبی برخوردارد است. هر چند در زمینه نیروی هوایی و زمینی اختلاف اندکی بین نیروهای همسایگان ایران با ما وجود دارد اما تعداد کشتیها و زیردریاییهای ایران در مقایسه با ارتش قدرتمند پاکستان و ترکیه به مراتب بیشتر است.
سایه بلند قدرت ایران بر سر اسرائیل
ایران در مقایسه با دشمن اول منطقهایاش یعنی رژیم اشغالگر قدس هم از وضعیت بهتری برخوردار است.
نیروی دریایی ایران برتر از اسرائیل است، تعداد سربازان فعال ایران بیشتر است و حتی کمیت هواپیماهای جنگی جمهوری اسلامی ایران هم بیشتر از رژیم اشغالگر قدس است.
محمد ساجدی تحلیلگر مسائل منطقهای در گفتوگو با گزارشگر کیهان میگوید: «برای واکاوی قدرت جمهوری اسلامی ایران در منطقه باید اول به سالهای گذشته نگاهی داشته باشیم.»
وی ادامه میدهد: «سال 1967 زمانی که جنگ 6 روزه اتفاق افتاد غربیها با تمام توان به میدان آمدند تا اعراب را شکست دهند و اکنون حدود 50 سال از آن زمان میگذرد و انتظار میرود که اسرائیلِ امروز، قویتر شده باشد چراکه کشورهای عربی در برابرش قرار نمیگیرند و حامیانی در منطقه دارد آمریکا هم که با تمام توان در کنار اوست و شورویای هم وجود ندارد، اکنون این سؤال مطرح میشود چرا اسرائیل از پس یک گروه به نام «حزبالله» بر نمیآید؟»
ساجدی تاکید میکند: «این موضوع نشان میدهد قدرت رژیم صهیونیستی به مراتب تنزل یافته و آمریکا دیگر دارای جایگاه تعیین کنندگی در منطقه نیست و محور مقاومت است که حرف اول را میزند، این موضوع را تمام منابع غربی تاکنون اذعان کردهاند.»
این تحلیلگر مسائل منطقه غرب آسیا اضافه میکند: «اخیرا برایان هوک اعلام کرد که اگر ما هواپیمای ایران را پس از سقوط پهپاد میزدیم با پاسخ سخت آقای خامنهای رو به رو میشدیم، این صحبت قدرت جمهوری اسلامی ایران و ترس آنان را نشان میدهد.»
وی یادآور میشود: «ما امروز به سمت جهان چند قطبی میرویم و بنابر آمارهای موجود و اعتراف خود غربیها در طول 5 سال آینده ایران یکی از 5 قدرت برتر و بزرگ دنیا خواهد شد.»
فراموش نمیکنیم که رهبر معظم انقلاب تاکنون پیشبینیهای درست و متعددی از مسائل پیرامون داشته اند، بنابراین بد نیست در پایان به یک پیشبینی بسیار مهم ایشان درباره رژیم صهیونیستی اشارهای داشته باشیم.
«اسرائیل 25 سال آینده را نخواهد دید.» این جمله کلیدی مقام معظم رهبری در سال 94 بود و اکنون 22 سال دیگر تا این شمارش معکوس مانده است و تحولات منطقه هم به خوبی بیانگر افول این رژیم بوده است.
تجهیز داعش و استفاده از آن به عنوان یک سپر در تحولات منطقه و معطوف کردن نگاهها به نزاعهای منطقهای نقشه شکستخوردهای است که نتوانست برای امنیت اسرائیل حائل شود.
امروز میبینیم غیر از فتنهانگیزی در سطوح عالی دیپلماسی و روابط بین کشورها رژیم جعلی صهیونیستی نه تنها جایگاهی ندارد بلکه حتی نقش آن تعیینکننده هم نیست در حالی که جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک دست برتر نقش بهسزایی در تعیین معادلات منطقهای دارد.