کد خبر: ۱۷۷۸۸۲
تاریخ انتشار : ۰۱ دی ۱۳۹۸ - ۲۰:۳۳
نقد و تحلیل فیلم «23 نفر»

رسیدن به گوهر یگانگی از مسیر مقاومت باطنی


محمدرضا محقق
بناست درباره یکی از مهم‌ترین و موفق‌ترین فیلم‌های مربوط به ژانر جنگ در سینمای ایران به نقد و تحلیل بپردازیم.
داستان فیلم «23 نفر» به زندگی 23 نوجوان ایرانی اسیر شده در عراق می‌پردازد و در طول روایت خویش سعی می‌کند موقعیت، شرایط، رفتارها و کنش‌های این گروه از زمان اسارت تا پذیرفته شدن درخواستشان را که به نوعی روند تدریجی دوره نوجوانی تا جوانی آنها را نشان می‌دهد، بازنمایی کند.
فیلم یک درام موفق است. یک رئالیسم منطبق بر روایت سینمایی؛ حاوی جذابیت‌های موقعیتی، طنز به اندازه، میزانسن درخور، کارگردانی مؤثر و البته مهم‌تر و ارزشمندتر از همه حرکت از «فردیت» به سمت «جمعیت» و منتهی شد و رسیدن به یک کل واحد و یگانه. این بی‌تردید بزرگ‌ترین و دیدنی‌ترین دستاورد فیلم 23 نفر است که می‌توان گفت در کل سینمای ایران شاید به تعداد انگشتان یک دست هم به منصه ظهور و بروز نرسیده است.
روایت تاریخی در باب موقعیت و عینیت «23 نفر» و وجوه عینی شرایط و واقعیت آنها می‌گوید: بیست و سه نفر، گروهی از رزمندگان نوجوان ایرانی بودند که در جریان جنگ ایران و عراق در سال 1361 به اسارت نیروهای عراقی درآمدند. این گروه کم سن و سال بین 13 تا 17 سال داشتند، اکثراً از تیپ ثارالله کرمان اعزام شده بودند و اردیبهشت 1361 در مرحله مقدماتی عملیات بیت‌المقدس در مناطق مختلف جبهه اسیر شدند.
صدام پس از آگاهی از این موضوع و دیدن گزارش اسارت قوای ایرانی به دلیل شکست در خرمشهر سعی می‌کند از این ماجرا سوءاستفاده و به نفع خود بهره‌برداری تبلیغاتی کند و دستور می‌دهد که آنها را از بقیه اسرا جدا کنند و به کاخ وی بیاورند.
در دیداری که این نوجوانان با شخص اول کشور رژیم بعث عراق یعنی صدام داشتند وی سعی می‌کند تا با ناراحت شدن از این موضوع که اینها کودکانی بیش نیستند که به زور به جنگ فرستاده شدند، با آنها احساس همدردی کند و به دختر کوچکش «حلا» می‌گوید که شاخه گل‌هایی را به آنها بدهد و بعد با آنها عکس یادگاری می‌گیرد و می‌گوید که به زودی با موافقت کمیته بین‌المللی صلیب سرخ آنها را به ایران برمی‌گرداند.
مطبوعات عراق پس از این ماجرا فیلم‌ها و عکس‌هایی از آنها منتشر می‌کنند و در تیتر روزنامه‌های عراق جمله معروف صدام را می‌نویسند: «کل اطفال العالم اطفالنا» همه بچه‌های دنیا بچه‌های ما هستند. این 23 نفر که در موضع انفعالی قرار گرفته بودند اعتصاب غذا می‌کنند تا به جمع دیگر اسیران بازگردند. آنها در نهایت پس از اتفاقات زیادی به خواسته خود می‌رسند ولی تا 26 مرداد 1369 در اسارت می‌مانند.
اسیر ایرانی دیگری به نام ملاصالح قاری مترجم صدام در این دیدار بود که بعدها پس از آزادی به جرم خیانت به ایران از طرف وزارت اطلاعات ایران زندانی و بازجویی شد و نهایتاً با نامه سید علی‌اکبر ابوترابی‌فرد روحانی آزاد شده از اسارت بی‌گناهی وی اثبات شده و از وی رفع اتهام می‌شود.
این کل ماجرای تاریخی 23 نفر است که اتفاقا مایه‌ها و پایه‌های دراماتیک و جذاب بسیاری در خود دارد. مایه‌هایی که در فیلم، با توفیقی نادر روبرو شده و آن را تبدیل به یکی از بهترین آثار تاریخ ژانر جنگ و دفاع مقدس در سینمای ایران نموده است.
 بی‌تردید این موفقیت مرهون عوامل بسیاری است که یکی از مهم‌ترین آنها وفادار ماندن فیلمنامه به متن کتاب خاطرات منتشر شده در باب این 23 نفر است. کتاب «آن بیست و سه نفر» خاطرات خود نوشت احمد یوسف زاده و کتاب ملا صالح، سرگذشت ملا صالح قاری مترجم اسرا به قلم رضیه غبیشی درون مایه اصلی فیلمنامه 23 نفر هستند و همین وفاداری و مرهون بودن به ماده اولیه تاریخی با حفظ میزانسن داستانی‌اش و انتقال امانتدارانه آن به سینما، زمینه را برای توفیق فیلم فراهم کرده است.
تلاش فیلم به خصوص در حوزه فیلمنامه برای وفاداری به متون اصلی تا اندازه‌ای است که داستان با دو راوی بیان و بنان می‌شود و در واقع در بخشهایی با صدای احمد و در سایر بخشها با صدای ملاصالح روایت می‌گردد.
همین استفاده درست و به اندازه و به جا در شیوه روایی باعث شده تا کارگردان 23 نفر رفته‌رفته شکل مستند گونه‌ای را به دست آورد که هم به جذابیت‌های محتوایی آن کمک کرده و هم توانسته میزانسن سینمایی را در تلفیقی جذاب و درخور و به اندازه با وجوه مستندگونگی اثر، تدارک ببیند.
به جهت مضمونی و شخصیت پردازی اما علاوه‌بر 23 نفر و موقعیت تلخ و شیرین آنها و یگانگی جذاب و معناداری که به آن می‌رسند ما با شخصیت دیگری هم روبروییم: ملاصالح. او که در برهه‌ای مترجم گروه 23 نفره نوجوانان بوده در روایت داستانی به موازات داستان اصلی پیش می‌رود و حضوری جدی و یکپارچه در فیلم دارد. اما آیا این انتخاب، از الزامات فیلمنامه و جزیی از واقعیت عینی تاریخی بوده یا نکته دیگری در میان است؟ اسم فیلم 23 نفر است و موضوع هم روایت اسارت تا آزادی گروه 23 نفر اما نقش ملا صالح در روند داستان چیزی بیشتر و پیشتر از یک کاتالیزور روایی است.
البته شخصیت پردازی ملاصالح به دلایل مختلف از جمله اینکه قصه او هم‌راستا با روایت اصلی فیلم مبتنی بر علاقه شخصی و یا حتی ادای دین نویسنده و فیلمساز به او صورت گرفته است و چه بسا بتوان دلایل دیگری را هم از متن و فرامتن فیلم برای پاسخ به این سؤال یافت.
کنش فیلمنامه متمرکز روی کش و قوس‌های زندگی و رفتارهای این گروه از زمان اسارت تا پذیرفته شدن درخواستشان برای انتقال به اردوگاه اسرا است و در این میان چگونگی روند تدریجی حرکت این نوجوانان در یک مسیر مدرج جذاب به شدت زیبا از دوره نوجوانی به مردانگی ظاهری و باطن را نشان می‌دهد.
اجتناب هوشمندانه از تصویرگری دقیق و جزیی از وضعیت اسرا در اردوگاه‌ها، ریتم خوب فیلم که با تندی و عصارگی از صحنه درگیری رزمندگان فیلم با سربازان بعثی می‌گذرد و بی‌واسطه و اتلاف وقت، اسارت را به نمایش می‌گذارد از جمله ویژگی‌های ارزشمند و بارز فیلمنامه 23است که شاید بتوان گفت در سکانس بازجویی نوجوانان توسط مامور عراقی به تصویر در می‌آید؛ آنجا که به اجبار از آنان می‌خواهد سن خود را بسیار کمتر از آنچه هست بگویند و یکی از شیرین‌ترین و جذاب‌ترین و طنازانه‌ترین موقعیت‌های دراماتیک تلخ فیلم را به ظهور می‌رساند.
از منظر ساختار و به لحاظ ویژگی‌های تکنیکی فیلم 23 نفر بیان روایی و لحن فشرده و سلیسی انتخاب کرده است. ضمن اینکه همان طور که در قبل گفتیم در ساختار با نوعی مستند سینمایی مواجهیم که میزانسنی موجه و مؤثر را برای بیان روایت سینمای خود مبتنی بر تجربه تاریخی و به خصوص با امانتداری نسبت به متن وقایع انتخاب کرده است.
آری؛ بی‌تردید فیلم افتخارآمیز «23 نفر» یک خاطره موفق و یادگاری ماندگار بر تارک سینمای ایران است.