طلبههای جهادگر آبادگران بیادعا
فاطمه زورمند
چه سخاوتمندند دستانی که بنیان سرپناهی را برای مردمانی بیسرپناه پایهگذاری میکنند، چه مخلصند پاهایی که کیلومترها راه را برای سامان دادن به زندگی از دست رفته بندگانی از خدا میپیمایند؛ چه عظیمند دلهایی که پریشانی همنوعی را تاب نمیآورند و چه بیادعایند مردانی که جهاد را سرلوحه عملی حیات خویش کردهاند و لزوما میدان نبرد و پیکار نیاز نیست تا آنان وارد عمل شوند؛ اکنون همه جای میهن اسلامی میتواند صحنه جهاد و پیکار با فقر و محرومیت و کاستیها باشد، چه جهادی از این بالاتر که خلقی مستاصل را شادمان و امیدوار کرده و به زندگی برگردانی، جهادگران قرارگاه سازندگی و خدمترسانی بقیهالله، طلبههای جوانی هستند که بیهیچ مزد و منت قدم در راه سازندگی این مرز و بوم نهادهاند. آن روز که کرمانشاه فراخواندشان آنجا بودند و از روزی که سیل به خوزستان زد اینجا مستقرند.
نقطه آغاز، زلزله کرمانشاه
«امین ذوالفقاری» مسئول قرارگاه سازندگی و خدمترسانی بقیهالله(عج) زمان تشکیل این قرارگاه را مصادف با زلزله کرمانشاه عنوان میکند و میگوید: با وقوع زلزله بازدیدی از مناطق داشتیم و خصوصا سرکشی از منطقه سرپل ذهاب داشتیم و روستاهای مختلفی را دیدیم؛ روستایی در 5 کیلومتری سرپل ذهاب بود که بنا را بر بازسازی این روستا گذاشتیم. مردم را تشویق کردیم که ما خانههایتان را میسازیم شما هم مسجد روستا را بسازید. که عید غدیر همان سال مراسم تحویل منازل را برگزار کردیم.
نام روستا «حاجی بابا» شد
روستای «تپه عظیمه» روستایی است که حکایت جالبی دارد؛ شهید «حاجی بابا» معاون عملیات سپاه در زمان جنگ بودند که در این روستا شهید میشود؛ پیکرشان را برای خاکسپاری به تهران میبرند که حین دفن متوجه میشوند یک دست و یک پای شهید به همراه پیکر نیست و احتمالا در محل شهادت ایشان یعنی جایی که زیر تانک رفتهاند؛ در همان روستا باقی مانده وقتی برای بردن اعضای شهید مراجعه میکنند؛ مردم روستا با شنیدن ماجرا درخواست میکنند که اعضای مقطوع این شهید به تبرک در این روستا بماند و در حال حاضر زیارتگاهی است که مردم به آن ارادت بسیار دارند. که در جریان سازندگی بنای یادمان این شهید نیز بازسازی شد.
مردم هم اصرار داشتند که نام روستا را به نام شهید «حاجی بابا» تغییر بدهند که به همین نام معروف شده است. خصوصیات ساختوساز قرارگاه بقیهالله این بود که ساخت و سازها نصف قیمت از سایر مجموعههایی که کار سازندگی را برعهده داشتند انجام شد. از طرف دیگر مصالح مرغوب و استحکام ساخت و ساز را نیز داشتند و در زلزلههای بعدی هم که در منطقه آمد سازههای ما استقامت خود را نشان دادند و هیچ آسیبی ندیدند در حالی که برخی واحدهای نوساز ترک برداشتند.
رفاقت ماندگار مردم روستا
و طلبهها
این طلبه جهادگر میافزاید: عملکرد ما در کرمانشاه موفق بود و نگاه مردم به نظام و جمهوری اسلامی و طلاب حوزه علمیه کاملا تغییر کرد و به مزاح و جدی حرف دلشان را به ما میرساندند، چون فکر نمیکردند این همه کار انجام بشود و تصور ذهنی دیگری از طلاب داشتند. رفاقت خوبی میانمان شکل گرفت، حتی مردم روستا وقتی به تهران مراجعه میکنند و کاری دارند به ما سرمیزنند و عدهای پیش ما میمانند و استراحت میکنند و ارتباط همچنان برقرار است.
این قرارگاه بدنهاش متشکل از سه مجموعه بود حوزه علیمه بقیهالله تهران، حوزه علیمه بابالحوائج اهواز و ضلع سوم مسجد موسیبن جعفر(ع) اهواز است، در ایام ساخت و ساز کرمانشاه دو هفته حوزه تهران نیرو میفرستاد، یک هفته ما از اهواز نیرو اعزام میکردیم. چون فاصله آنها کمتر بود. هم زمان کلاسهای درس حوزه هم در همان محل برگزار میشد و درس تعطیلی نداشت؛ صبح تا ظهر کار میکردند و بعد از ظهر کلاسهای طلبگی دایر بود.
سیل قرارگاه را با خود
به خوزستان برد
حجتالاسلام ذوالفقاری در ادامه میگوید: تا اینکه با سیل فروردین 98 مواجه شدیم، با توجه به اینکه بازسازی روستا به بیش از 95 درصد رسیده بود، قرارگاه را به خوزستان منتقل کردیم، دو هفته اول سیل چون سوسنگرد به ویژه روستای هوفل شرقی وضعیت خوبی نداشت، 100 طلبه از تهران و 30 طلبه از اهواز آنجا مستقر شدیم و مشغول کار جهادی بودیم به طوری که مراسم عمامهگذاری طلبههای تهرانی هم ایام عید نیمه شعبان در اهواز انجام شد و کار توقف نداشت.
پادگان جوادالائمه منطقه حمیدیه محل اسکان 700 خانواده از حمیدیه و سوسنگرد بود که اداره این اردوگاه خانوادگی توزیع غذا، اقامه نماز، مسائل بهداشتی و... نیز به قرارگاه ما سپرده شد.یک ماهی خدماترسانی در این پادگان ادامه داشت. بعد از اینکه تقریبا خانوادهها به خانه و زندگی خود برگشتند متوجه شدیم یکی از نقاط بحرانی در اهواز منطقه عین 2 است، تقریبا امداد و نجات اضطراری در مناطق سیلزده فروکش کرده بود به همین خاطر کار را به اهواز منتقل کردیم.
عین ۲ در آب
مسئول قرارگاه سازندگی بقیهالله تصریح میکند: عین 2 هم آبگرفتگی داشت و هم رسیدگی نمیشد و مردم خیلی ناراحت بودند. دو کانال از پشت منطقه عین 2 عبور میکنند یکی کانال سلمان و دیگری کانال شهید چمران، کانال سلمان قبل از سیل خاک برداری شده بود و با بالا آمدن آب شکسته بود و آب دوسوم منطقه را گرفته بود و در طول روز تا چشم کار میکرد آب بود. روزهای اول اصلا امیدی به تخلیه آب نداشتیم و میگفتیم این حجم از آب چطور تخلیه میشود. ابتدا کانال را ترمیم کردیم و سپس مشغول تخلیه آب شدیم. در مرحله اول 4 پمپ شروع به کارکردند ولی توان زیادی نداشتند بعد یک پمپ بزرگتر آوردیم باز هم افاقه نکرد تا اینکه دوستان یک ابرپمپ آوردند که واقعا کاری بود. 10 روز با پمپهایی که شبانهروز کار میکردند موفق به تخلیه آب از عین 2 شدیم.
پایگاه ثقلین
حاج آقا ذوالفقاری برای عین 2 خصوصیات جالبی قائل میشود و توضیح میدهد: عین 2 جمعیتی حدود 20 هزار نفر را در خود جای داده است و 30 حسینیه و 5 مسجد دارد. مردمش هفتاد موکب برای اربعین در ابتدای طریقالحسین تا حمیدیه برپا میکنند که تقریبا در بین مناطق بینظیر و منحصر به فرد است.
فضای قرآنی این منطقه هم قابل توجه است، شخصیتهای قرآنی ملی و استانی بسیار زیادی دارند؛ و تقریبا اکثر مسابقات قرآنی در اهواز و استان را عین دوییها حائز رتبه برترند. ابتهال خوانهای خوبی هم دارد؛ بدون اغراق میشود نام این منطقه را پایگاه ثقلین نامگذاری کرد.چون هم در زمینه قرآنی و هم خدمت گزاری به ائمه اطهار فوقالعادهاند. هر خانواده باید یک حسینیه داشته باشد و اگر نداشته باشد انگار کمیت ارادتش میلنگد و به نوعی این موضوع برایشان قبح دارد.
مطالبه کولر برای عزاداران حسینی
او در ادامه میگوید: در ایام سیل به منزلی رفتیم خانمی تقریبا میانسال که مسئولیت نگهداری خواهری معلول را برعهده داشت میگفت: «ما در منزل کولر نداریم ولی از شما میخواهیم برای ایام محرم و صفر یک کولر برای حسینیه ما بیاورید، پایان ماه صفر آن را ببرید، تا ما به خاطر گرما شرمنده عزاداران حسینی نشویم.» یا برای تعمیر برخی منازل که میرفتیم میگفتند: دست به خانه ما نزنید اول حسینیه را بازسازی کنید؛ چون محرم و صفر در پیش است. وقتی ارادت این مردم مستضعف را میدیدیم که چطور دغدغه حسینیه و اربعین و زوار را دارند واقعا شرمنده میشدیم و احساس دین میکردیم.
ارادت و احترام مردم
زمینگیرمان کرد
از روزی که وارد عین 2 شدیم در حالی که مردم زندگیشان از بین رفته بود و مشخص نبود چه زمانی آب از زندگیشان یا زندگیشان از آب بیرون میآید و خیلی ناراحت بودند اما انصافا به جز احترام ندیدیم.
همین ویژگیهای خاص منطقه ما را زمینگیر کرد؛ به تایید بنیاد مسکن 860 خانه آسیب دیده در عین 2 وجود داشت؛ از سوی دیگر خانوادههای محرومی هم بودند که وضعشان حتی از سیل زدهها هم بدتر و در واقع سیل دنیا به آنها زده بود. تا از نزدیک ندیدیم باورمان نمیشد که چطور یک خانواده میتواند در این شرایط زندگی کند. در محلهای چسبیده به کلان شهر اهواز خانوادهای در خانهای زندگی میکردند که سقف آن را تیرهای چوبی با پوششی از حصیر تشکیل داده بود.
مناعت طبع در عین محرومیت
جای دیگر جوانی 30 ساله بود که پدرش فوت کرده بود و دو برادر نابینا و یک خواهر علیل هر سه دیابتی و مادری مریض احوال را تحت سرپرستی خود داشت و میگفت: «چند سال پیش هرجا برای خواستگاری میرفتم میگفتند: خواهر و برادرت نباید با تو زندگی کنند، اما خدا همسری به من عطا کرد که گفت: کوتاهی در نگهداری از اینها معصیت دارد.» این جوان تنها درخواستی که از ما داشت یک ماشین لباسشویی بود و اذعان میکرد لباسهایشان زیاد است و همسرش خیلی خسته میشود.
با هدف بازسازی 100 تا 150 واحد مسکونی وارد کار شدیم چون فکر نمیکردیم بیشتر از این در توان تیم ما باشد، اما آغاز به کار ما مصادف شد با بازدید سردار سلامی از منطقه و ایشان هم کمک خوبی کردند و از ما خواستند در منطقه بمانیم و گفتند: «شما تعهدتان را به 700 واحد افزایش بدهید کمکتان میکنیم» با حمایتهای سپاه و بسیج سازندگی در حال حاضر از 700 خانه تعمیری تفاهمنامه 410 واحد را امضا کردهایم.
به این منازل وامی تعلق میگیرد که تقریبا کفاف مصالح را میدهد؛ قرارگاه با اینها تفاهمنامه امضا میکند که شما وام بگیرید و مصالح را خریداری کنید و ما هم کارگر و بنا و مصالح تکمیلی را بر عهده میگیریم و با نیروهای جهادی پای کار میرویم؛ چون معمولا مصالحشان کفایت نمیکند.
واگذاری 110 واحد در عید غدیر
50 واحد احداثی از پی را نیز برعهده گرفتهایم که هزینه زیادی میطلبد و وام اعطایی فقط کفاف سفت کاری را میدهد و برای نازککاری با مشکل مواجه میشوند و عمده هزینه بر عهده قرارگاه میشود.
110 تا را که تعهد اولیهمان بود در عید غدیر واگذار کردیم و کار ادامه دارد؛ در تلاشیم تا هفته بسیج این تعداد را به 400 واحد برسانیم و ان شاءالله تا پایان امسال کار ساختوساز در عین 2، هم در بخش تعمیری و هم در بخش احداثی به اتمام برسد. این عمده فعالیت قرارگاه در بخش عمرانی و بازسازی است. بقیه ارگانها هم باید دخیل باشند ولی همراهی قابل توجهی دیده نمیشود.
وعده دادن چاره کار نیست
حاج آقا ذوالفقاری ادامه میدهد: بخش دوم فعالیت عمرانی قرارگاه آبادانی منطقه است که خود این بحث نیز مشتمل بر دو بخش است بخش اول نیازهای فوری و ضروری مثل آب و فاضلاب و آسفالت است شهرداری چند باری آمده و وعدههایی دادهاما فقط در حد وعده ماندند و ما گلهمندیم، نهضت آسفالتی که وعده دادند محقق نشد. آبفا هم همین طور در منطقه حاضر شدند با مردم و بزرگان و نخبگان جلسه گذاشتند.
نماینده ولی فقیه در استان خوزستان؛ جناب آقای موسوی فرد بزرگترین حامی ما بودند، خودشان تماس میگیرند و پیگیری میکنند و میگویند: «چه کاری از دست من بر میآید کجا مشکل دارید و...» گفتیم: با شهرداری و آبفا مشکل داریم، فورا آنها را در منطقه خواستند و آنها هم قولهایی دادند اما اقدام موثری هنوز دیده نشده است.
وای از آن روزی که باران ببارد
چند روز بعد از اولین بارندگی در شهر اهواز وضعیت فاضلاب در منطقه عین 2 بحرانی شد به طوری که خیابانها به ارتفاع 30 تا 50 سانتی متر فاضلاب جریان داشت و بچهها با چکمه از این رود روان فاضلاب عبور میکردند و به مدرسه میرفتند. مردم روزانه از این دریای متعفن عبور میکنند. مردم منطقه واقعا صبورند و با امضای طومار حرف خود را به مسئولین میرسانند.
مشکل آب را هم بر مشکلات مردم بیفزایید، ما که در منطقه مستقریم گاهی در طول روز فقط دو ساعت آب هست و ساعتها آب قطع است.
انتهای عین ۲، 250 خانواده زندگی میکنند که به منطقه «لج» معروف است؛ محرومترین و فقیرترین منطقه آنجاست. نه فاضلاب دارند، نه آب و نه آسفالت. در سیل هم پایینترین منطقه و آخرین جایی که آب از آن خارج شد همین جا بود. در بازدیدی که از این خانوادهها صورت گرفت کمتر خانوادهای بود که معلول یا بیمار یا عقب مانده ذهنی و دیابتی و افراد با بیماریهای خاص نداشته باشد. این منطقه در بحث هزینه درمان هم مشکلات اساسی دارند. که برای حل این مشکل دست یاری به سوی دانشگاه علوم پزشکی دراز کردهایم. وعدههایی هم دادهاند اما هزینههای درمانی اهالی منطقه به گونهای است که ورود خیرین را هم میطلبد.
سایه دیو سیاه بیسوادی بر منطقه
معاون تعلیم و تربیت سپاه حضرت ولیعصر(عج) استان خوزستان میافزاید: بخش دوم در بحث آبادانی تامین زیرساختها و امکاناتی نظیر فضای بازی و زمین ورزش و خانه بهداشت و مدارس و... است.
خانه بهداشت نیاز دارند؛ مدارسشان مخروبه است، قرارگاه یک مدرسه را با حدود 100 میلیون تومان هزینه به طور کامل بازسازی کرد و دو مدرسه دیگر را نیز در حد رفع برخی اشکالات نظیر روشنایی ورود کرد. آمار 50 تا 70 نفر دانشآموز در یک کلاس در مدارس این منطقه عادی است. سال گذشته 150 نفر به خاطر فقر و ضعف مالی ترک تحصیل کردند. امسال 560 نفر اعلام کردند که توان مالی برای تحصیل ندارند که هزینه ثبتنامشان پرداخت و کیف مدرسه، کتب و لوازمالتحریر مورد نیازشان خریداری شد و روانه مدرسه شدند. بیسوادی خیلی عادی است و در هر خانواده یک یا چند نفر بیسواد پیدا میشود. 150 نفر دیگر هم هستند که یا مطلقا دوست ندارند درس بخوانند یا آموزش و پرورش میگوید سنشان زیاد شده است و باید به مدارس بزرگسال یا شبانهروزی و یا نهضت بروند که چون این مدارس در منطقه وجود ندارد آنها هم ترک تحصیل میکنند. ما با صحبت و ارشاد توانستیم 10 نفر از این تعداد را به درس برگردانیم ولی 140 نفر دیگر همچنان بیسوادند. البته به دنبال تشکیل نهضت سوادآموزی برای بزرگسالان در منطقه هستیم تا ان شاءالله بتوانیم بیسوادی را ریشهکن کنیم.
خانوادههایی هم در منطقه زندگی میکنند که فاقد شناسنامه و هویت سجلی هستند، اغلب جنگ زدههایی هستند که بعد از جنگ از عراق به ایران آمدهاند و ثبت احوال برای تعیین هویت از آنها آزمایش دیانای خواسته که به علت هزینه زیاد این آزمایش نتوانستهاند آن را انجام بدهند و از هر گونه امکانات و خدمات بیبهره و محرومند نه فرزندانشان میتوانند به مدرسه بروند؛ نه میتوانند استخدام شوند و نه یارانه دریافت میکنند و در واقع به نوعی فقط حیات دارند.
لیسانسههای بیکار
اما روی دیگر سکه تحصیل کردههای بیکار منطقه است، بیکاری مشکل تمام جوانان اهوازی بالاخص عین 2 است، فردی که با دو مدرک دانشگاهی مسافرکشی میکند، دیگری با مدرک کارشناسی کنار خیابان میایستد تا به عنوان کارگر سر کار برود.
برای بحث اشتغال در منطقه نیز کمیته اشتغال قرارگاه سازندگی بقیهالله با دانشگاه شهید چمران اهواز و موسسات کارآفرین جلساتی داشتیم و یک طرح 40 صفحهای آماده شده و قریب به 35 نوع شغل که قابلیت راهاندازی در منطقه را دارد طراحی، برنامهریزی و آماده کردهایم. 50 نفر از نوجوانان و جوانان منطقه نیز که آمادگی و توانایی اشتغال دارند شناسایی شدهاند و در حال رایزنی برای جذب سرمایهگذار هستیم.
نکته قابل توجه اینکه ما در بحث سازندگی منطقه بیش از 90 درصد کار را با استفاده از نیروهای منطقه پیش بردیم و ساخت و ساز و برق کشی و لوله کشی و... توسط کاربلدهای منطقه صورت گرفت و نگذاشتیم اعتباری که برای این منطقه آمده خارج از آن صرف شود البته بسیاری از مردم هم به صورت جهادی با قرارگاه همکاری کردند.
دو سوم خیابان اصلی عین دو تحت تصرف بساطیهاست که اگر ما بتوانیم دو سه بازارچه مناسب احداث کنیم بخش زیادی از مشکلات مردم حل میشود به دنبال تامین زمین هستیم و شهرداری هم قول احداث بازارچه را داده است.
طلبهها ساکن منطقه شدند
کمیته فرهنگی اجتماعی قرارگاه نیز فعال است و دو کارکرد دارد، کارکرد اول فرهنگ عمومی یعنی فعالیت در عرصه تعلیم و تربیت در مدارس، مساجد، حلقات صالحین، حوزههای علیمه و دورههای آشنایی با علوم اسلامی است. که برخی از طلاب ما داوطلبانه خانه و زندگی خود را برای فعالیت در این زمینه به منطقه منتقل و ساکن منطقه شدهاند. به طوری یکی از ساکنین به مزاح گفته بود همه پیشرفت میکنند به شهر میروند شما زندگیتان را در شهر رها کردهاید به عین دو آمدهاید.
فعالیت دیگر کمیته فرهنگی اجتماعی قرارگاه فرهنگ عمومی در بحث ورزشی بود، در عین۲، ۳۸ تیم ورزشی وجود دارد که ما تقریبا با بیست تیم ارتباط برقرار کردیم و دو جام ورزشی برگزار کردیم، که این مسابقات روحیه را به جوانان منطقه برگرداند. زمین فوتسال چمن مصنوعی در منطقه بود که برق نداشت، با همت قرارگاه برق و روشنایی به این زمین برگشت. همچنین با مجموعه فرهنگی ورزشی جهانآرا هماهنگی شد و بچههای منطقه بدون هزینه از زمین فوتبال و فوتسال و استخر استفاده کردند.
همچنین راهاندازی دارالقرآن، خانه عالم، مهدهای قرآنی، فرهنگسرا، مراکز مشاوره به عنوان اماکن فرهنگی را دردست پیگیری داریم. البته فرهنگسرا اختلافات بین سازمانی دارد که باید حل شود.
90 نفر از افراد بیبضاعت منطقه را با هزینه قرارگاه به کربلا و 40 نفر را هم به سفر مشهد مقدس اعزام کردیم.
ارادت مردم به اهل بیت
خط بطلانی بر جریانهای ضاله
مسائل اجتماعی منطقه هم بسیار حائز اهمیت است؛ بخش اول آسیبهای فکری و جریان نفوذ وهابیت است که در واقع بیشتر به یک تهدید شباهت دارد زیرا آنها تلاش میکنند که در منطقه جولان بدهند ولی بحمدالله مردم، نخبگان و متدینین عین 2 اذعان دارند که هیچ فردی آلوده به این تفکرات در منطقه وجود ندارد. مسئله نفوذ جریانهای فکری ضاله در واقع یک تهدید برای بعضی از مناطق حاشیه است که حرکت کاروانهای پیاده اربعین در همین مناطق با تعداد بیش از 7 هزار نفر نشان میدهد که این تهدید هیچ اثری نداشته است.
فقر و محرومیت بالای منطقه از دیگر آسیبهای اجتماعی منطقه است؛ ما در مقاطعی توزیع 2 هزار بسته معیشتی در منطقه را انجام دادیم حدود 70 کولر و 100 بشکه آب 1000 لیتری و 70 پمپ آب برای منازل نصب کردیم ولی همه این اقدامات حالت تسکینی و موقتی است. مشکلات باید ریشهای و دائمی حل و فصل شوند.
روایت تلاش مخلصانه نیروهای جهادی قرارگاه بقیهالله از زبان مسئولش به پایان میرسد، اما به نظر میرسد جای حمایت از این حرکتهای خودجوش و موثر که با همراهی مردم نیز شکل ویژهای به خود میگیرد خالی است؛ مناطق آسیبدیده و محروم در کشورمان کم نیست بنابراین تداوم حرکتهایی از این دست نیازمند نگاه و حمایت بیشتری از سوی مسئولین دستگاههایی است که خدمترسانی جزو وظایف تعریف شده و اصلی آنان است.
چه سخاوتمندند دستانی که بنیان سرپناهی را برای مردمانی بیسرپناه پایهگذاری میکنند، چه مخلصند پاهایی که کیلومترها راه را برای سامان دادن به زندگی از دست رفته بندگانی از خدا میپیمایند؛ چه عظیمند دلهایی که پریشانی همنوعی را تاب نمیآورند و چه بیادعایند مردانی که جهاد را سرلوحه عملی حیات خویش کردهاند و لزوما میدان نبرد و پیکار نیاز نیست تا آنان وارد عمل شوند؛ اکنون همه جای میهن اسلامی میتواند صحنه جهاد و پیکار با فقر و محرومیت و کاستیها باشد، چه جهادی از این بالاتر که خلقی مستاصل را شادمان و امیدوار کرده و به زندگی برگردانی، جهادگران قرارگاه سازندگی و خدمترسانی بقیهالله، طلبههای جوانی هستند که بیهیچ مزد و منت قدم در راه سازندگی این مرز و بوم نهادهاند. آن روز که کرمانشاه فراخواندشان آنجا بودند و از روزی که سیل به خوزستان زد اینجا مستقرند.
نقطه آغاز، زلزله کرمانشاه
«امین ذوالفقاری» مسئول قرارگاه سازندگی و خدمترسانی بقیهالله(عج) زمان تشکیل این قرارگاه را مصادف با زلزله کرمانشاه عنوان میکند و میگوید: با وقوع زلزله بازدیدی از مناطق داشتیم و خصوصا سرکشی از منطقه سرپل ذهاب داشتیم و روستاهای مختلفی را دیدیم؛ روستایی در 5 کیلومتری سرپل ذهاب بود که بنا را بر بازسازی این روستا گذاشتیم. مردم را تشویق کردیم که ما خانههایتان را میسازیم شما هم مسجد روستا را بسازید. که عید غدیر همان سال مراسم تحویل منازل را برگزار کردیم.
نام روستا «حاجی بابا» شد
روستای «تپه عظیمه» روستایی است که حکایت جالبی دارد؛ شهید «حاجی بابا» معاون عملیات سپاه در زمان جنگ بودند که در این روستا شهید میشود؛ پیکرشان را برای خاکسپاری به تهران میبرند که حین دفن متوجه میشوند یک دست و یک پای شهید به همراه پیکر نیست و احتمالا در محل شهادت ایشان یعنی جایی که زیر تانک رفتهاند؛ در همان روستا باقی مانده وقتی برای بردن اعضای شهید مراجعه میکنند؛ مردم روستا با شنیدن ماجرا درخواست میکنند که اعضای مقطوع این شهید به تبرک در این روستا بماند و در حال حاضر زیارتگاهی است که مردم به آن ارادت بسیار دارند. که در جریان سازندگی بنای یادمان این شهید نیز بازسازی شد.
مردم هم اصرار داشتند که نام روستا را به نام شهید «حاجی بابا» تغییر بدهند که به همین نام معروف شده است. خصوصیات ساختوساز قرارگاه بقیهالله این بود که ساخت و سازها نصف قیمت از سایر مجموعههایی که کار سازندگی را برعهده داشتند انجام شد. از طرف دیگر مصالح مرغوب و استحکام ساخت و ساز را نیز داشتند و در زلزلههای بعدی هم که در منطقه آمد سازههای ما استقامت خود را نشان دادند و هیچ آسیبی ندیدند در حالی که برخی واحدهای نوساز ترک برداشتند.
رفاقت ماندگار مردم روستا
و طلبهها
این طلبه جهادگر میافزاید: عملکرد ما در کرمانشاه موفق بود و نگاه مردم به نظام و جمهوری اسلامی و طلاب حوزه علمیه کاملا تغییر کرد و به مزاح و جدی حرف دلشان را به ما میرساندند، چون فکر نمیکردند این همه کار انجام بشود و تصور ذهنی دیگری از طلاب داشتند. رفاقت خوبی میانمان شکل گرفت، حتی مردم روستا وقتی به تهران مراجعه میکنند و کاری دارند به ما سرمیزنند و عدهای پیش ما میمانند و استراحت میکنند و ارتباط همچنان برقرار است.
این قرارگاه بدنهاش متشکل از سه مجموعه بود حوزه علیمه بقیهالله تهران، حوزه علیمه بابالحوائج اهواز و ضلع سوم مسجد موسیبن جعفر(ع) اهواز است، در ایام ساخت و ساز کرمانشاه دو هفته حوزه تهران نیرو میفرستاد، یک هفته ما از اهواز نیرو اعزام میکردیم. چون فاصله آنها کمتر بود. هم زمان کلاسهای درس حوزه هم در همان محل برگزار میشد و درس تعطیلی نداشت؛ صبح تا ظهر کار میکردند و بعد از ظهر کلاسهای طلبگی دایر بود.
سیل قرارگاه را با خود
به خوزستان برد
حجتالاسلام ذوالفقاری در ادامه میگوید: تا اینکه با سیل فروردین 98 مواجه شدیم، با توجه به اینکه بازسازی روستا به بیش از 95 درصد رسیده بود، قرارگاه را به خوزستان منتقل کردیم، دو هفته اول سیل چون سوسنگرد به ویژه روستای هوفل شرقی وضعیت خوبی نداشت، 100 طلبه از تهران و 30 طلبه از اهواز آنجا مستقر شدیم و مشغول کار جهادی بودیم به طوری که مراسم عمامهگذاری طلبههای تهرانی هم ایام عید نیمه شعبان در اهواز انجام شد و کار توقف نداشت.
پادگان جوادالائمه منطقه حمیدیه محل اسکان 700 خانواده از حمیدیه و سوسنگرد بود که اداره این اردوگاه خانوادگی توزیع غذا، اقامه نماز، مسائل بهداشتی و... نیز به قرارگاه ما سپرده شد.یک ماهی خدماترسانی در این پادگان ادامه داشت. بعد از اینکه تقریبا خانوادهها به خانه و زندگی خود برگشتند متوجه شدیم یکی از نقاط بحرانی در اهواز منطقه عین 2 است، تقریبا امداد و نجات اضطراری در مناطق سیلزده فروکش کرده بود به همین خاطر کار را به اهواز منتقل کردیم.
عین ۲ در آب
مسئول قرارگاه سازندگی بقیهالله تصریح میکند: عین 2 هم آبگرفتگی داشت و هم رسیدگی نمیشد و مردم خیلی ناراحت بودند. دو کانال از پشت منطقه عین 2 عبور میکنند یکی کانال سلمان و دیگری کانال شهید چمران، کانال سلمان قبل از سیل خاک برداری شده بود و با بالا آمدن آب شکسته بود و آب دوسوم منطقه را گرفته بود و در طول روز تا چشم کار میکرد آب بود. روزهای اول اصلا امیدی به تخلیه آب نداشتیم و میگفتیم این حجم از آب چطور تخلیه میشود. ابتدا کانال را ترمیم کردیم و سپس مشغول تخلیه آب شدیم. در مرحله اول 4 پمپ شروع به کارکردند ولی توان زیادی نداشتند بعد یک پمپ بزرگتر آوردیم باز هم افاقه نکرد تا اینکه دوستان یک ابرپمپ آوردند که واقعا کاری بود. 10 روز با پمپهایی که شبانهروز کار میکردند موفق به تخلیه آب از عین 2 شدیم.
پایگاه ثقلین
حاج آقا ذوالفقاری برای عین 2 خصوصیات جالبی قائل میشود و توضیح میدهد: عین 2 جمعیتی حدود 20 هزار نفر را در خود جای داده است و 30 حسینیه و 5 مسجد دارد. مردمش هفتاد موکب برای اربعین در ابتدای طریقالحسین تا حمیدیه برپا میکنند که تقریبا در بین مناطق بینظیر و منحصر به فرد است.
فضای قرآنی این منطقه هم قابل توجه است، شخصیتهای قرآنی ملی و استانی بسیار زیادی دارند؛ و تقریبا اکثر مسابقات قرآنی در اهواز و استان را عین دوییها حائز رتبه برترند. ابتهال خوانهای خوبی هم دارد؛ بدون اغراق میشود نام این منطقه را پایگاه ثقلین نامگذاری کرد.چون هم در زمینه قرآنی و هم خدمت گزاری به ائمه اطهار فوقالعادهاند. هر خانواده باید یک حسینیه داشته باشد و اگر نداشته باشد انگار کمیت ارادتش میلنگد و به نوعی این موضوع برایشان قبح دارد.
مطالبه کولر برای عزاداران حسینی
او در ادامه میگوید: در ایام سیل به منزلی رفتیم خانمی تقریبا میانسال که مسئولیت نگهداری خواهری معلول را برعهده داشت میگفت: «ما در منزل کولر نداریم ولی از شما میخواهیم برای ایام محرم و صفر یک کولر برای حسینیه ما بیاورید، پایان ماه صفر آن را ببرید، تا ما به خاطر گرما شرمنده عزاداران حسینی نشویم.» یا برای تعمیر برخی منازل که میرفتیم میگفتند: دست به خانه ما نزنید اول حسینیه را بازسازی کنید؛ چون محرم و صفر در پیش است. وقتی ارادت این مردم مستضعف را میدیدیم که چطور دغدغه حسینیه و اربعین و زوار را دارند واقعا شرمنده میشدیم و احساس دین میکردیم.
ارادت و احترام مردم
زمینگیرمان کرد
از روزی که وارد عین 2 شدیم در حالی که مردم زندگیشان از بین رفته بود و مشخص نبود چه زمانی آب از زندگیشان یا زندگیشان از آب بیرون میآید و خیلی ناراحت بودند اما انصافا به جز احترام ندیدیم.
همین ویژگیهای خاص منطقه ما را زمینگیر کرد؛ به تایید بنیاد مسکن 860 خانه آسیب دیده در عین 2 وجود داشت؛ از سوی دیگر خانوادههای محرومی هم بودند که وضعشان حتی از سیل زدهها هم بدتر و در واقع سیل دنیا به آنها زده بود. تا از نزدیک ندیدیم باورمان نمیشد که چطور یک خانواده میتواند در این شرایط زندگی کند. در محلهای چسبیده به کلان شهر اهواز خانوادهای در خانهای زندگی میکردند که سقف آن را تیرهای چوبی با پوششی از حصیر تشکیل داده بود.
مناعت طبع در عین محرومیت
جای دیگر جوانی 30 ساله بود که پدرش فوت کرده بود و دو برادر نابینا و یک خواهر علیل هر سه دیابتی و مادری مریض احوال را تحت سرپرستی خود داشت و میگفت: «چند سال پیش هرجا برای خواستگاری میرفتم میگفتند: خواهر و برادرت نباید با تو زندگی کنند، اما خدا همسری به من عطا کرد که گفت: کوتاهی در نگهداری از اینها معصیت دارد.» این جوان تنها درخواستی که از ما داشت یک ماشین لباسشویی بود و اذعان میکرد لباسهایشان زیاد است و همسرش خیلی خسته میشود.
با هدف بازسازی 100 تا 150 واحد مسکونی وارد کار شدیم چون فکر نمیکردیم بیشتر از این در توان تیم ما باشد، اما آغاز به کار ما مصادف شد با بازدید سردار سلامی از منطقه و ایشان هم کمک خوبی کردند و از ما خواستند در منطقه بمانیم و گفتند: «شما تعهدتان را به 700 واحد افزایش بدهید کمکتان میکنیم» با حمایتهای سپاه و بسیج سازندگی در حال حاضر از 700 خانه تعمیری تفاهمنامه 410 واحد را امضا کردهایم.
به این منازل وامی تعلق میگیرد که تقریبا کفاف مصالح را میدهد؛ قرارگاه با اینها تفاهمنامه امضا میکند که شما وام بگیرید و مصالح را خریداری کنید و ما هم کارگر و بنا و مصالح تکمیلی را بر عهده میگیریم و با نیروهای جهادی پای کار میرویم؛ چون معمولا مصالحشان کفایت نمیکند.
واگذاری 110 واحد در عید غدیر
50 واحد احداثی از پی را نیز برعهده گرفتهایم که هزینه زیادی میطلبد و وام اعطایی فقط کفاف سفت کاری را میدهد و برای نازککاری با مشکل مواجه میشوند و عمده هزینه بر عهده قرارگاه میشود.
110 تا را که تعهد اولیهمان بود در عید غدیر واگذار کردیم و کار ادامه دارد؛ در تلاشیم تا هفته بسیج این تعداد را به 400 واحد برسانیم و ان شاءالله تا پایان امسال کار ساختوساز در عین 2، هم در بخش تعمیری و هم در بخش احداثی به اتمام برسد. این عمده فعالیت قرارگاه در بخش عمرانی و بازسازی است. بقیه ارگانها هم باید دخیل باشند ولی همراهی قابل توجهی دیده نمیشود.
وعده دادن چاره کار نیست
حاج آقا ذوالفقاری ادامه میدهد: بخش دوم فعالیت عمرانی قرارگاه آبادانی منطقه است که خود این بحث نیز مشتمل بر دو بخش است بخش اول نیازهای فوری و ضروری مثل آب و فاضلاب و آسفالت است شهرداری چند باری آمده و وعدههایی دادهاما فقط در حد وعده ماندند و ما گلهمندیم، نهضت آسفالتی که وعده دادند محقق نشد. آبفا هم همین طور در منطقه حاضر شدند با مردم و بزرگان و نخبگان جلسه گذاشتند.
نماینده ولی فقیه در استان خوزستان؛ جناب آقای موسوی فرد بزرگترین حامی ما بودند، خودشان تماس میگیرند و پیگیری میکنند و میگویند: «چه کاری از دست من بر میآید کجا مشکل دارید و...» گفتیم: با شهرداری و آبفا مشکل داریم، فورا آنها را در منطقه خواستند و آنها هم قولهایی دادند اما اقدام موثری هنوز دیده نشده است.
وای از آن روزی که باران ببارد
چند روز بعد از اولین بارندگی در شهر اهواز وضعیت فاضلاب در منطقه عین 2 بحرانی شد به طوری که خیابانها به ارتفاع 30 تا 50 سانتی متر فاضلاب جریان داشت و بچهها با چکمه از این رود روان فاضلاب عبور میکردند و به مدرسه میرفتند. مردم روزانه از این دریای متعفن عبور میکنند. مردم منطقه واقعا صبورند و با امضای طومار حرف خود را به مسئولین میرسانند.
مشکل آب را هم بر مشکلات مردم بیفزایید، ما که در منطقه مستقریم گاهی در طول روز فقط دو ساعت آب هست و ساعتها آب قطع است.
انتهای عین ۲، 250 خانواده زندگی میکنند که به منطقه «لج» معروف است؛ محرومترین و فقیرترین منطقه آنجاست. نه فاضلاب دارند، نه آب و نه آسفالت. در سیل هم پایینترین منطقه و آخرین جایی که آب از آن خارج شد همین جا بود. در بازدیدی که از این خانوادهها صورت گرفت کمتر خانوادهای بود که معلول یا بیمار یا عقب مانده ذهنی و دیابتی و افراد با بیماریهای خاص نداشته باشد. این منطقه در بحث هزینه درمان هم مشکلات اساسی دارند. که برای حل این مشکل دست یاری به سوی دانشگاه علوم پزشکی دراز کردهایم. وعدههایی هم دادهاند اما هزینههای درمانی اهالی منطقه به گونهای است که ورود خیرین را هم میطلبد.
سایه دیو سیاه بیسوادی بر منطقه
معاون تعلیم و تربیت سپاه حضرت ولیعصر(عج) استان خوزستان میافزاید: بخش دوم در بحث آبادانی تامین زیرساختها و امکاناتی نظیر فضای بازی و زمین ورزش و خانه بهداشت و مدارس و... است.
خانه بهداشت نیاز دارند؛ مدارسشان مخروبه است، قرارگاه یک مدرسه را با حدود 100 میلیون تومان هزینه به طور کامل بازسازی کرد و دو مدرسه دیگر را نیز در حد رفع برخی اشکالات نظیر روشنایی ورود کرد. آمار 50 تا 70 نفر دانشآموز در یک کلاس در مدارس این منطقه عادی است. سال گذشته 150 نفر به خاطر فقر و ضعف مالی ترک تحصیل کردند. امسال 560 نفر اعلام کردند که توان مالی برای تحصیل ندارند که هزینه ثبتنامشان پرداخت و کیف مدرسه، کتب و لوازمالتحریر مورد نیازشان خریداری شد و روانه مدرسه شدند. بیسوادی خیلی عادی است و در هر خانواده یک یا چند نفر بیسواد پیدا میشود. 150 نفر دیگر هم هستند که یا مطلقا دوست ندارند درس بخوانند یا آموزش و پرورش میگوید سنشان زیاد شده است و باید به مدارس بزرگسال یا شبانهروزی و یا نهضت بروند که چون این مدارس در منطقه وجود ندارد آنها هم ترک تحصیل میکنند. ما با صحبت و ارشاد توانستیم 10 نفر از این تعداد را به درس برگردانیم ولی 140 نفر دیگر همچنان بیسوادند. البته به دنبال تشکیل نهضت سوادآموزی برای بزرگسالان در منطقه هستیم تا ان شاءالله بتوانیم بیسوادی را ریشهکن کنیم.
خانوادههایی هم در منطقه زندگی میکنند که فاقد شناسنامه و هویت سجلی هستند، اغلب جنگ زدههایی هستند که بعد از جنگ از عراق به ایران آمدهاند و ثبت احوال برای تعیین هویت از آنها آزمایش دیانای خواسته که به علت هزینه زیاد این آزمایش نتوانستهاند آن را انجام بدهند و از هر گونه امکانات و خدمات بیبهره و محرومند نه فرزندانشان میتوانند به مدرسه بروند؛ نه میتوانند استخدام شوند و نه یارانه دریافت میکنند و در واقع به نوعی فقط حیات دارند.
لیسانسههای بیکار
اما روی دیگر سکه تحصیل کردههای بیکار منطقه است، بیکاری مشکل تمام جوانان اهوازی بالاخص عین 2 است، فردی که با دو مدرک دانشگاهی مسافرکشی میکند، دیگری با مدرک کارشناسی کنار خیابان میایستد تا به عنوان کارگر سر کار برود.
برای بحث اشتغال در منطقه نیز کمیته اشتغال قرارگاه سازندگی بقیهالله با دانشگاه شهید چمران اهواز و موسسات کارآفرین جلساتی داشتیم و یک طرح 40 صفحهای آماده شده و قریب به 35 نوع شغل که قابلیت راهاندازی در منطقه را دارد طراحی، برنامهریزی و آماده کردهایم. 50 نفر از نوجوانان و جوانان منطقه نیز که آمادگی و توانایی اشتغال دارند شناسایی شدهاند و در حال رایزنی برای جذب سرمایهگذار هستیم.
نکته قابل توجه اینکه ما در بحث سازندگی منطقه بیش از 90 درصد کار را با استفاده از نیروهای منطقه پیش بردیم و ساخت و ساز و برق کشی و لوله کشی و... توسط کاربلدهای منطقه صورت گرفت و نگذاشتیم اعتباری که برای این منطقه آمده خارج از آن صرف شود البته بسیاری از مردم هم به صورت جهادی با قرارگاه همکاری کردند.
دو سوم خیابان اصلی عین دو تحت تصرف بساطیهاست که اگر ما بتوانیم دو سه بازارچه مناسب احداث کنیم بخش زیادی از مشکلات مردم حل میشود به دنبال تامین زمین هستیم و شهرداری هم قول احداث بازارچه را داده است.
طلبهها ساکن منطقه شدند
کمیته فرهنگی اجتماعی قرارگاه نیز فعال است و دو کارکرد دارد، کارکرد اول فرهنگ عمومی یعنی فعالیت در عرصه تعلیم و تربیت در مدارس، مساجد، حلقات صالحین، حوزههای علیمه و دورههای آشنایی با علوم اسلامی است. که برخی از طلاب ما داوطلبانه خانه و زندگی خود را برای فعالیت در این زمینه به منطقه منتقل و ساکن منطقه شدهاند. به طوری یکی از ساکنین به مزاح گفته بود همه پیشرفت میکنند به شهر میروند شما زندگیتان را در شهر رها کردهاید به عین دو آمدهاید.
فعالیت دیگر کمیته فرهنگی اجتماعی قرارگاه فرهنگ عمومی در بحث ورزشی بود، در عین۲، ۳۸ تیم ورزشی وجود دارد که ما تقریبا با بیست تیم ارتباط برقرار کردیم و دو جام ورزشی برگزار کردیم، که این مسابقات روحیه را به جوانان منطقه برگرداند. زمین فوتسال چمن مصنوعی در منطقه بود که برق نداشت، با همت قرارگاه برق و روشنایی به این زمین برگشت. همچنین با مجموعه فرهنگی ورزشی جهانآرا هماهنگی شد و بچههای منطقه بدون هزینه از زمین فوتبال و فوتسال و استخر استفاده کردند.
همچنین راهاندازی دارالقرآن، خانه عالم، مهدهای قرآنی، فرهنگسرا، مراکز مشاوره به عنوان اماکن فرهنگی را دردست پیگیری داریم. البته فرهنگسرا اختلافات بین سازمانی دارد که باید حل شود.
90 نفر از افراد بیبضاعت منطقه را با هزینه قرارگاه به کربلا و 40 نفر را هم به سفر مشهد مقدس اعزام کردیم.
ارادت مردم به اهل بیت
خط بطلانی بر جریانهای ضاله
مسائل اجتماعی منطقه هم بسیار حائز اهمیت است؛ بخش اول آسیبهای فکری و جریان نفوذ وهابیت است که در واقع بیشتر به یک تهدید شباهت دارد زیرا آنها تلاش میکنند که در منطقه جولان بدهند ولی بحمدالله مردم، نخبگان و متدینین عین 2 اذعان دارند که هیچ فردی آلوده به این تفکرات در منطقه وجود ندارد. مسئله نفوذ جریانهای فکری ضاله در واقع یک تهدید برای بعضی از مناطق حاشیه است که حرکت کاروانهای پیاده اربعین در همین مناطق با تعداد بیش از 7 هزار نفر نشان میدهد که این تهدید هیچ اثری نداشته است.
فقر و محرومیت بالای منطقه از دیگر آسیبهای اجتماعی منطقه است؛ ما در مقاطعی توزیع 2 هزار بسته معیشتی در منطقه را انجام دادیم حدود 70 کولر و 100 بشکه آب 1000 لیتری و 70 پمپ آب برای منازل نصب کردیم ولی همه این اقدامات حالت تسکینی و موقتی است. مشکلات باید ریشهای و دائمی حل و فصل شوند.
روایت تلاش مخلصانه نیروهای جهادی قرارگاه بقیهالله از زبان مسئولش به پایان میرسد، اما به نظر میرسد جای حمایت از این حرکتهای خودجوش و موثر که با همراهی مردم نیز شکل ویژهای به خود میگیرد خالی است؛ مناطق آسیبدیده و محروم در کشورمان کم نیست بنابراین تداوم حرکتهایی از این دست نیازمند نگاه و حمایت بیشتری از سوی مسئولین دستگاههایی است که خدمترسانی جزو وظایف تعریف شده و اصلی آنان است.