کرسیهای آزاداندیشی از حرف تا عمل - بخش پایانی
زمینهسازی انتخابهای آگاهانه با گسترش فرهنگ آزاد فکری
رضا الماسی
خیلی وقتها یک مطالبه را در سطح جامعه ملاحظه میکنیم که آنچنان عمومیتی پیدا کرده که هرکسی اگر به دور و بر خود نظاره کند، بعینه آن مطالبه را مشاهده مینماید. اما در عین حال وقتی بستر تحقق آن مطالبه فراهم میشود میبینیم بسیاری از مردم و حتی نخبگان به وسیله بازیهای رسانهای، فریب افکار عمومی و شگردهای جابجایی و وارونهنمایی مطالبات اولویتدار، همه چیز را فراموش کرده و آن مطالبه جای خود را به مطالبات کاذب دیگر میدهد.
کارشناسان رسانه معتقدند که این اتفاق در سایه نبود بسترهایی برای گفتوگوهای آزاداندیشانه اتفاق میافتد و عموماً دروغهای رسانهای موجب فریب افکار عمومی میشود.
در ادامه گفتوگو با برخی فعالین حوزوی و دانشجویی در زمینه آزاد فکری، سراغ آقای محمدسعید فیاضی، دانشجوی سابق مهندسی مکانیک دانشگاه تهران میروم. او در حال حاضر طلبه سطح 2 در حوزه علمیه قم است و در دوره دانشجویی مسئول بسیج دانشکده مکانیک دانشگاه تهران بوده و بعد از آن هم در دورهای مسئولیت هسته راهاندازی کرسیهای آزاداندیشی سازمان بسیج دانشجویی را برعهده داشته است.
فیاضی که در حال حاضر مسئول مرکز تفکر و آزاداندیشی است در بیان ماموریت این مرکز به گزارشگر کیهان میگوید: «ما در مرکز تفکر و آزاداندیشی پیگیر فعالیتها و پویشهای آزاداندیشی در حوزه و دانشگاه هستیم.»
وی کرسیها را بهترین محمل و کاراترین ابزار برای تعامل افکار و تفاهم اذهان میداند و معتقد است: «وقتی مجموعه دغدغهها و آرمانهای شخص منعطف به اندیشهورزی و تکاپوی فکری میشود، حتما به یادگرفتن و یاد دادن نیازمند میشود. کرسی آزاداندیشی یک بستر تعاملی برای یاد گرفتن و یاد دادن است. کرسی به ما میآموزد هم خوب بشنویم و هم خوب بگوییم. موتور محرک فکر وقتی خوب کار میکند که این دو خصوصیت را توأمان داشته باشد.»
آزاداندیشی چه دردی از جامعه را دوا میکند؟
مسئول سابق هسته راهاندازی کرسیهای آزاداندیشی سازمان بسیج دانشجویی در پاسخ به این سؤال اظهار میدارد: «وقتی صحبت از حل مسئله میشود، اولین و مهمترین نکته این است که مسئله را درست بیابیم. خیلی از سؤالاتی که به عنوان مسئله در کشور مطرح میشود در واقع مسئله نیست و بحث و مجادله در پیرامون آنها بیهوده است. همچنین مسئلهیابی درست، پیدا کردن راهحل را نیز آسان میکند. این بیان پیامبر اعظم(ص) که فرمود «حسن السؤال نصف العلم» به همین معناست. سؤال خوب ما را تا نیمه راه رسیدن به راهحل پیش میبرد. یکی از مهمترین کاربردهای کرسی آزاداندیشی در این مرحله است. بارش و تضارب افکار در یک موضوع، محل دقیق مشکلات را برای ما روشن و واضح میکند. دومین نکته پیدا کردن راهحل است. کشور ما در مرحلهای قرار دارد که راهحلهای تقلیدی بسیاری را از شرق و غرب در مشکلات و چالشهایش امتحان کرده است. راهحلهایی که متناسب با زیست بومهای خودشان طراحی شده و تناسبی با مختصات ما ندارند. ما باید یک لباس متناسب و اندازه خودمان بدوزیم. بنابراین تولید و نوآوری در راهحلها مهمترین گردنهای است که برای صعود به اهداف، پیش روی کشور قرار دارد. کرسی آزاداندیشی در این مرحله نیز بهترین و موثرترین ابزار ماست. این جمله طلایی از مولای متقیان به همین مسئله اشاره دارد: «آراء و اندیشهها را با هم به تضارب و مقایسه بگذارید که در این صورت راهحل درست متولد میشود.» ما چوب تقلیدهایمان را زیاد خوردهایم و نیازمند تولد راهحلهای جدید هستیم. کرسیها برای ما بستر مقایسه، تضارب و سنجش اندیشهها را ایجاد میکند و هرچه این مقایسه و هماوردی اندیشهها بیشتر باشد تولد راهحلهای صواب بیشتر خواهد بود.»
سجاد اکبری دانشجوی دکتری جامعهشناسی اقتصادی و مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر در این خصوص برایمان توضیح میدهد: «در مورد مشکلات کشور دو گونه میتوانیم صحبت کنیم؛ یک نوع از مشکلات کشور ناظر به مسائل و حوزههای نرمافزاری مانند حوزههای فرهنگی و علوم انسانی است که ضرورت گفتوگو و بحث در مورد آنها به نظر بنده روشن بوده و سخن بسیاری در مورد ضرورت آن گفته شده است. طبیعت کار فکری، فرهنگی و علمورزی، گفتن و شنیدن و نقدکردن است که زمینه یک حرکت فکری را به وجود میآورد. تا وقتی که حرفها در یک بستر گفتوگو و تضارب آرا به نقد کشیده نشوند، عیار و اعتبار آنها مورد سؤال است و نظام و سیستمی که بنای خود را بر حق گذاشته ناگزیر است که به دنبال حرف حق برود و حتما لازم است که بستری ایجاد کند که بتواند بهترین حرف را بشنود. ایجاد فرهنگ آزاداندیشی و گفتوگو حتماً از ضروریات چنین نظامی است و در حوزه مسائل کشور هم چنین رویکردی لازم است.»
وی معتقد است: «در حوزه مسائل سختافزاری که ناظر به اجرائیات و حوزه عمل است، آزاداندیشی ضرورتی عینیتر و فوریتر دارد، چرا که کارشناسان نظرات مختلفی دارند و وجوه مختلفی را مورد بررسی قرار میدهند. لازم است مجریان مسائل اجرایی کشور، آن وجوه را مورد نظر داشته باشند. توجه به آراء و نظرات متعدد، حتی اگر برای مسئلهای اجرایی راهحلی دربر نداشته باشد حداقل موجب میشود ابعاد مسئله آشکار شده و آن مسئله به صورت سطحی بررسی و پرداخت نشود.»
متولیان اصلی آزاداندیشی
چه کسانی هستند؟
اکبری میگوید: «در پاسخ به مطالبات رهبر معظم انقلاب، تعدادی از اساتید بنده از جمله آقایان رحیمپور ازغدی، پارسانیا، آملیلاریجانی و... برای پیگیری این امر اعلام آمادگی میکنند و رهبر انقلاب به نامه آنها پاسخ داده و از آنها میخواهند که تا لحظه عملیاتی شدن، آن را پیگیری کنند. اما در عمل از این جمع جز تعداد معدودی کارهای موردی درباره آزاداندیشی چیزی مشاهده نمیشود. در اواسط دهه 80 نیز رهبر معظم انقلاب بار دیگر این مطالبه را مطرح میکنند تا اینکه در سال 88 به صورت جدی و با لفظ «صد بار گفتم» از آن یاد کرده و بسیاری از دغدغهمندان و دانشجویان را به حرکت درآوردند. اما متأسفانه در بین مسئولین و نهادهای مربوط، این کار در لایه نوشتن آییننامههای دست و پاگیر تاکنون متوقف مانده است و جز موارد معدودی شاهد یک اراده و کار قابل توجهی نبودیم. متأسفانه هر چه فاصله زمانی از صحبتهای رهبری بیشتر میشود دغدغههای مسئولین کاهش یافته و توجه به برگزاری کرسیهای آزاداندیشی رفته رفته از برنامهها یا حذف و یا خیلی کمرنگ میشود.»
او انتظارات رهبری درباره توسعه کرسیهای آزادفکری را خیلی واضح و شفاف عنوان کرده و میافزاید: «ایشان میخواهند دانشجو رشد فکری کند و برای این رشد فکر باید بتواند آزادانه فکر کند، حرف بزند، گفتوگو کند و در فضای لایتناهی فکر، بال و پر بزند. با بیان سادهای هم بیان کردهاند: «دو یا چند نفر دانشجو تو همین دانشگاه تهران، تو همین دانشگاه شریف، تو همین دانشگاه امیرکبیر با هم حرف بزنند» متأسفانه همین مطالبات ساده در فضای مسئولین آنقدر پیچیده میشود و در فضای آییننامهنویسی آنقدر تبصره میخورد که برای اجرای آن باید از هفتخوان عبور کرد.»
محمدسعید فیاضی با استناد به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب، مسئول اصلی برگزاری و رونق کرسیهای آزاداندیشی را بدنه دانشجویان و طلاب معرفی کرده و تاکید میکند: «ما در تجربیات خودمان در موارد متعددی مشاهده کردیم هر جا محوریت با بدنه دانشگاه و حوزه بوده است تجربیات موفقتر و موثرتری رقم خورده است و هر جا نهادهای حاکمیتی متصدی کار بودهاند تصنع و غلبه فرم بر محتوا بیشتر مشاهده شده است. میبایست نهادهای مرتبطی همچون وزارت علوم، مدیریت حوزههای علمیه، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، مدیریتهای دانشگاهها، سازمان بسیج دانشجویی و... نقش خود را بیشتر در زمینهسازی و تشویق بدنه فعال به منظور نقشآفرینی تعریف کنند تا تصدیگری امور.»
سجاد اکبری هم وظیفه اصلی برگزاری کرسیهای آزاداندیشی را بر دوش دانشجویان و تشکلهای دانشجویی میبیند و تاکید میکند: «نمیتوان همه مشکلات را متوجه مسئولین دانست، گرچه مسئولین نیز همّی برای این کار ندارند اما اگر واقعا دانشجویی به دنبال گوهر آزاداندیشی و حقطلبی باشد خواهد توانست همه موانع منجمله مانع مسئولین را پشت سرگذارد. رهبری تأکید دارند که جمهوری اسلامی موظف است که از آزادی و آزاداندیشی حمایت کند و این امر باید در اراده مسئولین و ساختارهای نظام مشهود باشد اما متأسفانه اینگونه نیست و محافظهکاری مسئولین در دانشگاهها مشکلی جدی پیرامون مسئله کرسیهای آزاداندیشی است.»
موانع اصلی آزادفکری
آقای فیاضی مهمترین مانع در مسیر آزادفکری را نبود باور جدی به این مقوله میداند و در اینباره به گزارشگر کیهان میگوید: «این باورمندی در همه ارکان و سطوح نهادهای نخبگی و حاکمیتی مورد نیاز است. متاسفانه برخی به آزاداندیشی به عنوان یک سوپاپ اطمینان نگاه میکنند. اجرای شو با شعار آزادی و آزاداندیشی که در پسِ آن ذرهای اعتقاد به آزاداندیشی وجود ندارد یک حربه تبلیغاتی برای برخی مدیران بوده است. این نگاه باید تغییر کند. رهبر انقلاب در این زمینه میفرمایند نگاه ما به آزادی یک نگاه واقعی است نه یک نگاه تاکتیکی. هر فرد و گروهی، از هر طیف و رنگ سیاسی، مذهبی و فکری باشد اگر به دنبال حقیقت باشد از آزاداندیشی منتفع میگردد. و اگر منافعی را برای خودش به عنوان خط قرمز تعیین کرده باشد این خط قرمزها اندیشه آزاد و حقیقتطلب را از او سلب خواهد کرد. کرسی آزاداندیشی حقیقی نیز بر همین قاعده استوار است. هر جا رفتارها با محوریت منافع گروهی و قبیلهای شکل بگیرد کرسیهای آزاداندیشی حقیقی مانع و موجب ضرر این گروه خواهد بود.»
به گفته سجاد اکبری فعال دانشجویی، مهمترین مانعی که بر سر راه رونق کرسیهای آزاداندیشی در دانشگاهها و مراکز فکری و نخبگانی وجود دارد، نبود ارادهای محکم و معتقد به آزاداندیشی در بین دانشجویان و مسئولین است. او در این باره به گزارشگر کیهان میگوید: «طبیعتا گروههایی در تمام طیفهای سیاسی وجود دارند که اهداف حزبی و جناحیشان بر اهداف واقعی انقلاب من جمله آزادی میچربد و طبیعتاً در معرض نقد و گفتوگو قرار گرفتن آنها و پاسخگو شدن شان به آحاد مردم مطلوبشان نخواهد بود. لذا وقتی اهداف نهان این دسته در یک فرآیند آزاداندیشانه آشکار میشود، مسلما متضرر خواهند شد و عمدتا هم شاهد هستیم که با بهانههایی مانند مصلحتاندیشی، امنیت ملی و... از گفتوگو و نقد فرار میکنند. در مقابل؛ کسانی که حقطلبی را بهعنوان مشی خود قرار دادهاند طبیعتا در هر صورت پیروز این عرصه خواهند بود.»
خانم فهیمه شریفیان، مسئول واحد خواهران تشکل جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران نیز در گفتوگویی با گزارشگر کیهان اظهار میدارد: «کسانی که به دنبال سیاستزدگی و سیاستزدایی، فاسد کردن فضای فرهنگی و همچنین به دنبال انحصار بیان فقط برای صاحبان قدرت و پول هستند طبیعتاً از برگزاری و رونق کرسیهای آزاداندیشی متضرر میشوند و غلط بودن افکارشان برای همگان مشخص میشود. اما افرادی که میخواهند آزادی با اخلاق و منطق توأم شود، قلمها بنویسند، جوان ما در فضای نشاط و تولید علم، استعدادهای خود را بهتر بشناسند، مطمئناً از بستر این فضا منتفع میشوند.»
زمینهسازی انتخاب آگاهانه
فیاضی، مسئول مرکز تفکر و آزاداندیشی در بخش پایانی گفتوگو با گزارشگر کیهان، ضمن اشاره به اینکه نتیجه انتخابات، چکیده و عصاره باورها و اذهان مردم است، تاکید میکند: «انتخابات یک اتفاق صرفاً سیاسی نیست بلکه به نحوی میتواند محل سنجش افکار نیز قرار گیرد. قطعاً محافل گفتوگو و تضارب آراء معرفی بهتری از عیارهای سنجش در منظر مردم قرار میدهد. مخاطبین این محافل در فضای مقایسه، معیارها و میزانهای سنجش خود را حک و اصلاح میکنند، همچنین قدرت بهتری برای تطبیق مصادیق بر معیارها پیدا خواهند کرد.»
شریفیان هم در این خصوص با استناد به آیه شریفه «فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» میگوید: «وقتی ما شاخصهایمان برای انتخاب اصلح را بر رفتار و گفتار و موضعگیریهای کاندیداها عرضه کنیم و سخن همه را منصفانه بشنویم؛ میتوانیم با مقایسه دست به انتخاب صحیحتری بزنیم و این اقدام از سوی خداوند در آیه مذکور امری پسندیده معرفی شده است.»