نگاهی به سریال «یلو استون»
میراثی به قیمت خون بیگناهان
فاطمه قاسمآبادی
فیلمهای مربوط به چگونگی فتح زمینهای سرخپوستان، توسط سفیدپوستان آنگلوساکسون، از همان ابتدای بهوجود آمدن سینما ساخته میشد. البته در گذشته این قبیل فیلمها معمولا سرخپوستان را موجوداتی وحشی و دور از تمدن نشان میدادند که بیدلیل به مزارع سفیدپوستان، حمله میکنند و زندگی آرام آنها را بههم میریزند. در حال حاضر اما، با توجه به آشکار شدن جنایات آنگلوساکسونها علیه بومیان آمریکا، دیگر آن شکل تصویرسازی بکار نمیآید و باورپذیر نیست، بهخاطر همین همهالیوود به سمت ساخت فیلمها و سریالهایی رفته است که نه با اغراق قبلی ولی همچنان بومیان را به شکل انگلهایی جدا نشدنی در زندگی سفیدپوستان وطنپرست، نشان دهد.
سریال «یلواستون» یکی از ساختههای دو سال اخیر است که با دیدی مدرن، پیامی کلاسیک را قرار است به مخاطب خود القا کند و آن پیام این مطلب است که هر کس با یک آمریکایی سفیدپوست، سر زمینهای غصبیاش شوخی کند، بد میبیند!
شروع درگیریها
یلواستون یا (Yellowstone) نام مجموعه تلویزیونی در ژانر درام، وسترن مدرن و هیجانی است به نویسندگی و کارگردانی «تیلور شریدان» که پخشش از سال ۲۰۱۸ از شبکه Paramount ادامه داشته است.
داستان سریال یلواستون در مورد زمینداری به نام «جان داتون» است که اهل ایالت مونتانا است. این مرد که گذشتهای مبهم و همراه با خشونت دارد، صاحب بزرگترین مزرعه و ملکِ ایالت مونتانا یعنی مزرعه یلواستون است.
از همان ابتدای ماجرا و به دلیل واقع شدن این مزرعه در املاک سرخپوستها، بین داتون و بومیهای منطقه درگیریهایی وجود دارد ولی داتون که مرد قدرتمندی است و بر تمام سیاستمداران و گلهداران این ایالت نفوذ دارد، با استفاده از همین نفوذ همیشه حق بومیان و هر کسی که بخواهد بر قدرت او سایه بیندازد را نابود میکند... اما در نهایت، اوضاع به این منوال باقی نمیماند و رقیبان و دشمنان او که از گذشته کینهاش را در دل داشتهاند و مدام علیه او در حال دسیسه بودهاند با نقشههای جدید و استفاده از نقاط ضعفش، باز برای نابودیاش دست به دست هم میدهند.
حالا داتون که علاوهبر دشمنان خارجی، رابطه درستی هم با فرزندان خود ندارد، مجبور است بهخاطر حفظ اموال و زمینهایش دوباره با فرزندانش رابطه بر قرار کند و آنها را برای حفظ میراثشان ترغیب کند....
سفیدپوستانِ مالک
در سریال یلواستون مخاطب در همان ابتدا با مرد میان سال، سفیدپوست و قدرتمندی مواجه میشود که مجبور است برای اموال و زمینهایش بجنگد، چرا که چشمهای زیادی به دنبال این زمینهاست. داتون بهعنوان یک قهرمان آمریکایی میانسال به نوعی در این سریال وظیفه دارد به تمام مخاطبینش اعلام کند که بهخاطر حفظ زمینهایش از هیچ جنایتی رویگردان نیست و با هیچکس حتی صاحبان قدیمی هم شوخی ندارد.
داتون و فرزندانش در این سریال با وجود اختلافاتی که با یکدیگر دارند، وقتی صحبت از منافع و زمینهایشان وسط میآید با یکدیگر صلح میکنند و نمیگذارند که دشمنان موفق شوند و میراثشان را از چنگالشان در بیآورند.
در این بین پسر کوچک داتون «کیس» که در گذشته با افکار و رفتار پدرش مشکل داشته، در ظاهر سالها قبل از خانوادهاش جدا میشود و با دختری بومی به نام «مونیکا» ازدواج میکند و از او صاحب فرزند میشود ولی کیس هم وقتی زمینها را در خطر میبیند در جنگ بین پدرش و بومیان طرف خانواده خود را میگیرد و بعد از سالها به خانه بر میگردد تا شخصا از میراثش محافظت کند.
مجموعه تلاشهای این خانواده سفیدپوست و پدر سرسختشان برای حفظ برتری و قدرت، تا امروز دو فصل سریال یلواستون را پیش برده است.
خانوادهای درهم شکسته
در سریال یلواستون خانواده به هیچ وجه شبیه مفهوم کلاسیک و قدیمیاش نیست، افراد این به اصطلاح خانواده از یکدیگر نفرت دارند و بهخاطر زورگوییهای پدرشان هیچ کدام از آنها به غیراز کیس، نتوانسته است خانواده خود را تشکیل بدهد و همگی مانند سربازانی آماده به خدمت، تنها هدفشان حفظ منافع پدرشان است.
شخصیت کیس بهعنوان مردی که توانسته با بدنه سرخپوستان رابطه بر قرار کند و زنی سرخپوست به نام مونیکا را به همسری بگیرد، قابل توجه است. مخصوصاًً که طبق ادبیات استراتژیک، زن نمادی از سرزمین است و کیس در حقیقت با این ازدواج و تصاحب زنی از میان بومیان نشان میدهد که بهترین جایگزین پدرش برای تصاحب میراث او یا مزرعه یلواستون است.
این پسر علاوهبر هوشمندی و انتخاب درستش، به اندازهای که یک قهرمان آمریکایی باید بیرحم باشد، خشونت به خرج میدهد و از کشیدن ماشه تفنگش و ریختن خون دشمنان خودش و پدرش هیچ ابایی ندارد. کیس که زمانی جزو نیروی دریایی ارتش آمریکا نیز بوده است تمام خصوصیات قهرمانی که قرار است حق نسلش را حفظ کند، دارد و نمونه تمامعیار کابوی سفیدپوستِ مدرن است.
دوباره قهرمان آمریکایی جان میگیرد
در سریال یلواستون ماجرا به ایالت مونتانا و زمینهایی کشیده میشود که به ناحق از دست سرخپوستان آن منطقه گرفته شده و حالا سفیدپوستان غاصب برای حفظ یا تصاحب این میراث به جان هم افتادهاند. البته طبق استانداردهایهالیوودی، خانواده داتون که حالا صاحب بزرگترین مزرعه و زمین این ایالت است، هر بار از دامی که دشمنانشان برایشان گذاشتهاند، به نوعی جان سالم به در میبرند و در عوض دشمنانشان را با خاک یکسان میکنند چرا که قهرمانان آمریکایی همیشه به طریقی میتوانند علت و معلول را دور بزنند و پیروز ماجرا باشند.
استفاده از بازیگری مانند «کوین کاستنر» که در دهههای گذشته بهعنوان قهرمان آمریکایی تازه نفس، هر بار در فیلمها درخشیده، برای ایفای نقش جان داتون، انتخاب قابل توجهی است؛ مخصوصاًً که این بازیگر حالا و در میانسالی خود، باز هم باید وظیفه یک قهرمان قدیمی را بر عهده بگیرد و با دشمنان که بازمانده بومیان و مخالفین هستند، بجنگد.
سریال یلواستون فیلمنامه متوسطی دارد و با وجود تبلیغات قابل قبولی که برایش شده، حرف جدیدی در بر ندارد اما با توجه به اینکه مشکلات ایالتهای جنوبی آمریکا با بومیان باقی مانده و همچنین بهخاطر حفظ تفکرات کلاسیک مردم این ایالتها در مورد لزوم وطنپرستی و حفظ برتری نژادی خود، ساخت سریالی مانند یلواستون و حمایت از آن برای ادامهاش، قابل توجیه بهنظر میرسد.
بهخاطر تمام این دلایل، عجیب نیست که سریال یلواستون بعد از پخش دو فصل برای فصل سوم هم تمدید شده است و بعید نیست که ماجراهای این خانواده جنگجو و بیرحم، فعلا در شبکه پارامونت ادامه پیدا کند.