چرا نظارت بر VOD جدی گرفته نمی شود؟
رضا رئوفی
با رشد روز افزون نفوذ اینترنت در کشور، صنعت جدیدی حول پخش فیلم و سریال در فضای مجازی شکل گرفته است. این صنعت قدمتی بیش از یک دهه در جهان دارد که از آن با عنوان سرویسهای مبتنی بر تقاضا یا VOD نام برده میشود. این سرویسها به دلیل ارائه خدمت تصویری به صورت پخش در بستر اینترنت، به نوعی کارکرد تلویزیونها را در فضای مجازی ایفا میکنند.
امروزه شرکت های بزرگی در سطح جهانی مثل نت فلیکس، آمازون، تایم وارنر و ... به ارائه محصولات فیلم و سریال مشغول هستند و شتاب بالای مصرف رسانهای کاربران، سرمایهگذاران دیگری را به سرمایهگذاری در این حوزه ترغیب می کند.
در داخل کشورمان این بازار عمری کوتاه تر از صنعت جهانی آن دارد و به نوعی میتوان گفت این صنعت در داخل کشور به تازگی از دوران طفولیت خارج شده است. ولی شاهدیم که به علت کوچک بودن این صنعت تا یکی دو سال اخیر، توجه جدی از سوی حاکمیت برای نظارت و کنترل بر محتوای آن صورت نگرفته است. البته مشکل دیگری که شاهد آن بودیم، عدم هماهنگی در دستگاههای دولتی و به طور خاص وزارت خانه های فرهنگ و ارشاد و ارتباطات و فناوری اطلاعات برای نظارت جدی و موثر بر سرویسهای صوت و تصویر در اینترنت بوده است. همین بی توجهی یا کم توجهی موجب شده است در سال های اخیر هر از چند گاهی خبرهایی مبنی بر انتشار بدون سانسور برخی از سریال های خارجی در سرویسهای ویدئویی مبتنی بر تقاضا منتشر میشود و این سوال در افکار عمومی پدید میآید که اگر صدا و سیما با نظارتهای چند لایه اقدام به پخش برنامه میکند، چگونه کسی به محتوایی که از طریق اینترنت کاربران را هدف قرار میدهد، توجهی نکرده است.
بسامد رسانهای مورد اخیری که چندی پیش در فضای رسانه ای کشور با عنوان «ژلوفن» سر و صدا کرده بود، گویای اهمیت ویدئوهای فضای مجازی در جامعه است. در کلیپ مذکور یک خانم معروف در شبکه اجتماعی اینستاگرام از خردسالان سوالاتی با محتوای جنسی میپرسید و واکنشهای آنها نسبت به این مسئله، سوژه کلیپ شده بود. نکته تأسف بار تر اینکه سازندگان ویدئو اعلام کردند، سایت آپارات به عنوان سرویس خدمات دهنده اشتراک ویدئوی داخل کشور با آنها تماس گرفته بود و از آنها خواسته بود با اضافه کردن آرم آن شرکت، از خدمات ویژه تبلیغاتی که میبایست در اختیار ویدئوهای با محتوای سالم و مناسب باشد، استفاده کنند. این در حالی است که سایت آپارات چند سال پیش از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز فعالیت گرفته بود! ولی به نظر میرسد این مجوز که می بایست موجب فعالیت در چارچوب قانون و ارزشهای فرهنگی کشور شود، تا کنون موثر واقع نشده است. شاید اگر مورد شبیه به آنچه اخیراً شاهد آن بودیم در یک کشور غربی رخ میداد، سازمان تنظیمگر آن کشور، انجمنهای حمایت از کودکان و گروه های مردم نهاد حامی خانواده به طور جدی از پلتفرمی که اینگونه محتوا را میزبانی کرده است شکایت میکردند و تا عذرخواهی رسمی و پذیرش برخی اقدامات جبرانی از سوی پلتفرم کار را جلو می بردند. ولی این مورد در کشورمان به دلیل ضعف وزارت ارشاد در نظارت بر رسانههایی که از این نهاد مجوز گرفتهاند، به هیچ اقدام موثر و جدی
منتج نشد.
سوال مهمی که افکار عمومی مطرح میکند این است آیا نظارت بر تلویزیون و رها کردن بستر اینترنت، نقض غرض در این حوزه محسوب نمیشود؟ آیا حاکمیت میتواند فقط بر رسانههای رسمی نظارت داشته باشد و بستر فضای مجازی را «رها شده» به حال خود واگذارد؟
البته چند صباحی است که سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر در فضای مجازی (ساترا) با مصوبه شورای عالی فضای مجازی شکل گرفته است که امید است با جدیت به این مسئله نوظهور ورود کند و از کاربران در برابر محتواهای ناسالم و آسیبزا حفاظت نماید.