13 آبان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی- بخش پایانی
تداوم استکبار ستیزی تا قطع ایادی مستکبرین
گالیا توانگر
جوانان دانشآموزِ ما کاری کردند که سیزدهم آبان به نام آن هاست. خُب اگر داخل میدان نبودند و مبارزه نمیکردند، اگر وجودشان تأثیر نداشت، با آن سبُعیّت و خباثتِ مأمورین رژیم طاغوت مواجه نمی شدند و به شهادت نمیرسیدند. در دوران جنگ تحمیلی که غوغا است! نوجوانهای چهاردهساله، پانزدهساله رفتند داخل میدان جنگ و مثل مردانِ جوانِ کارآمدِ رشید جنگیدند؛ بعضی به شهادت رسیدند، مثل حسین فهمیده؛ بعضی به اسارت افتادند. کجای دنیا اینچیزها هست؟ کدام نسل جوانی در دنیا شامل یک چنین افرادی میشوند؟(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشآموزان و دانشجویان 11آبان 96)
13 آبان سه واقعه مهم را در خود جای داده است. هر کدام از این رویدادها به نوعی نشانگر مبارزه مردم ایران با استکبار بوده و با نگاهی به ماجرای تبعید امام خمینی(ره) در تاریخ معاصر ایران، درمییابیم که این تبعید در نتیجه اعتراض امام (ره) به «کاپیتولاسیون» و مصونیت مستشاران آمریکایی اتفاق افتاده و در حقیقت منشاء مبارزه با استکبار و استعمار بوده است.
شهادت جمعی از دانشآموزان از دیگر مناسبتهای این روز است که در 13 آبان سال 57 رخ داد. دانشآموزان احساس تکلیف کردند و مدارس را تعطیل کرده و روانه دانشگاهها شدند تا اعتراض و مخالفت خود را با رژیم پهلوی اعلام کنند. این حرکت، مبارزه با طاغوت بوده و همچنین تسخیر لانه جاسوسی آمریکا نیز که به تعبیر حضرت امام(ره) انقلاب دوم بود نیز از جمله رویدادهای 13 آبان است که ماهیتی ضد استکباری داشت.
ما شکست ناپذیریم
مرتضی علیمردانی نوجوان ریزنقشی است، اما سن عقلیاش او را به یک فهمیده دیگر شبیه کرده است. وی در پاسخ به این سوال که چرا در راهپیمایی روز 13 آبان شرکت می کنی؟ میگوید: «تازندهایم پیرو این ولایت میمانیم.»
آری این است شور حماسی، این است ولایتمداری ملتی که با اهداف شوم بیصفتان بازهم با دستانی پر ازعشق و امید در این راهپیمایی ضداستکباری شرکت می کنند.
هدی مهدیانی دانشآموز دوره متوسطه نیز دلیل شرکتش در راهپیمایی 13 آبان را اینگونه بیان می کند: «دلیلمان پاسداشت خون شهداست، دلیلمان آرمان فهمیدههایی است که درون کشورمان پرورش یافته بودند و جانشان را در راه استقلال میهن و تداوم انقلاب اسلامی اهدا کردند. هنوز هم این فهمیده ها کم نیستند که با فهم و درک و بصیرت انقلابی خویش در برابر استکبار سینه سپر کردهاند.»
علیرضا صادقیان دانشجو در پاسخ به سوال «هدفتان از شرکت در راهپیمایی روز 13 آبان چیست؟» می گوید: «حفظ کشورمان است که هیچگاه آن را به دست دشمنان نخواهیم داد. آری، همبستگی این ملت ازهم گسسته نخواهد شد. هدفمان تا قیام مهدی موعود همین است و خواهد بود. ایران طلایهدار شهدایی است که هیچ گاه از ذهن مردم پاک نخواهند شد.»
پشت کردن به استکبار و تکیه بر ظرفیتهای داخلی
عدهای تصور میکنند عامل عزت و قدرت در دنیا آمریکا و رابطه با آمریکاست، در حالی که بیاعتمادی به آمریکا و اتکا به داخل، عامل قدرت نظام اسلامی است.
ایوب حقیقی یک فرهنگی برایمان میگوید: «عدم پایبندی و خروج یک طرفه آمریکا از برجام ماهیت استکباری و غیر قبال اعتماد بودن سیاستمداران آن را آشکار کرد؛ لذا به نظر میرسد بهترین راهکار برای مقابله با آمریکا، باور داخلی و استفاده از ظرفیتهای موجود داخلی همچون رهبری و جوانان کشور است.»
وی ادامه میدهد: «کنار گذاشتن هزینههای غیرضروری و پرداختن به اشتغال و تولید راهکار رشد و توسعه کشور و حفظ استقلال و قدرت ایران است. جای جای این کشور گنجی بزرگ است که باید کشف شده و از آن به بهترین شکل بهرهبرداری شود. تحقق این مهم نیازمند غیرت دینی و اسلامی و بیتوجهی به این ظرفیتها و هدر دادن آنها مصداق خیانت است.»
صفحات روشن تاریخ معاصر کشورمان چه میگویند؟
کاپیتولاسیون یا حق قضاوت کنسولی حقی است که به اتباع بیگانه داده میشود و آنها را از شمول قوانین کشور مصون و مستثنی میکند؛ در واقع در صورت ارتکاب جرم در خاک کشور، دولت میزبان حق محاکمه آن مجرم را ندارد.
کاپیتولاسیون ریشه در استعمار دارد و کشورهای استعمارگران این قانون را به کشورهای ضعیف تحت سلطه تحمیل میکردند؛ کاپیتولاسیون در ایران طی معاهده ترکمانچای برای اتباع روسیه به رسمیت شناخته شد و پس از آن برخی کشورهای استعمارگر دیگر، این امتیاز نامشروع را به علت ضعف حکومتهای قاجاریه کسب کردند؛ اما، کاپیتولاسیون در سال 1306، تحت فشار افکار عمومی و فضای حاکم بر روابط بینالملل پس از جنگ اول جهانی لغو گردید.
امیرمحسنی کارشناس ارشد تاریخ ایران اسلامی برایمان با ورق زدن صفحات تاریخ معاصر این مرز و بوم توضیح میدهد: «هنوز بیش از 3 دهه از الغای کاپیتولاسیون نمیگذشت که محمدرضا پهلوی احیاگر مجدد آن شد. کابینه اسدالله علم در سیزدهم مهر سال 1342، به دستور شاه، پیشنهاد آمریکا مبنی بر اعطای مصونیت قضایی به اتباع آمریکایی را به صورت یک لایحه قانونی در هیئت دولت تصویب کرد. چندی بعد این خبر به حضرت امام(ره) رسید و ایشان را به خروش و فریاد واداشت به طوری که در4 آبان 1343 ایشان طی نطقی تاریخی به رسوایی این اقدام ننگین پرداختند.
رژیم که در طول دو سالی که امام قیام کرده بودند، نتوانسته بود با هیچ شیوهای، ایشان را آرام کند، تنها یک راه پیش پای خود میدید و آن تبعید امام بود.
در شب 13 آبان 1343، کماندوها به همراه مزدوران ساواک به منزل امام(ره) در قم حملهور شدند ایشان را دستگیر و به تهران منتقل کردند و سپس با یک هواپیمای نظامی ایشان را به ترکیه تبعید کردند. این سرآغار هجرتی بود که 14 سال بعد پیروزی انقلاب اسلامی را به بار آورد.»
این پژوهشگر دوره معاصر تاریخ ایران در تبیین واقعه دیگر روز 13 آبان در صفحات زرین تاریخ جمهوری اسلامی می گوید: «در حالی که انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره) به روزهای سرنوشت سازی نزدیک میشد همه اقشار مردم ایران از زن و مرد و پیر و جوان، سعی در ایفا کردن نقش تاریخی خود و عمل به تکلیف الهی داشتند. در این میان دانشآموزان و نوجوانان شور و حال دیگری داشتند. صبح روز 13 آبان 1357، دانشآموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند، به سمت دانشگاه تهران حرکت کردند تا صدای اعتراض خود را به گوش همگان برسانند. در این هنگام تیراندازی آغاز شد و جوانان و نوجوانان بیگناه، یکی پس از دیگری، در خون خود غلتیدند. در این روز، 56 نفر شهید و صدها نفر مجروح شدند. حضرت امام(ره) در پیامی به همین مناسبت فرمودند: «عزیزان من صبور باشید، که پیروزی نهایی نزدیک است و خدا با صابران است. ایران امروز جایگاه آزادگان است. من از این راه دور، چشم امید به شما دوختهام . صدای آزادیخواهی و استقلالطلبی شما را به گوش جهانیان میرسانم.»
وی در مورد سومین واقعه روز 13 آبان که ماهیت استکبارستیزی پررنگی دارد، می گوید: «در ابتدای انقلاب و زمان حکومت دولت موقت با هدف وادار کردن آمریکا به استرداد شاه و اموال ملت ایران، دانشجویان تصمیم به اشغال سفارت آمریکا گرفتند. دانشجویان از دانشگاههای تهران، پلیتکنیک، صنعتی شریف، شهید بهشتی و ... گرد هم آمدند و طی یک راهپیمایی تا سفارت آمریکا از دیوارهای سفارت بالا رفته و علیرغم مقاومت محافظین و آمریکاییها، سفارت را به تصرف کامل درآوردند.
در هنگام تسخیر سفارت، آمریکاییها به سرعت مشغول نابود کردن بسیاری از اسناد دخالتها و تجاوزات و غارتهای خود شدند ولی پس از تسخیر سفارت به سرعت از نابودی باقیمانده اسناد جلوگیری شد و بعدها اسنادی که از لانه جاسوسی آمریکا به دست آمده بود چاپ شده و در اختیار همگان قرار گرفت. به محض انتشار این خبر، مردم بسیاری با خشم و انزجار مقابل لانه جاسوسی تجمع کرده و از حرکت دانشجویان حمایت کردند.
امام خمینی(ره) نیز در پیامی این حرکت را انقلاب دوم و بزرگتر از انقلاب اول نامیدند. این حرکت دانشجویان معترض، خشم آمریکاییها را برانگیخت و آنها که ناتوان از درک ملتی استقلالطلب و آزادیخواه بودند، دست به اقداماتی بر ضد جمهوری اسلامی ایران زدند؛ از آن جمله فشار آوردن به مجامع بینالمللی مانند سازمان ملل، سازمان کنفرانس اسلامی، شورای امنیت و ...، ایجاد جو منفی تبلیغاتی علیه دانشجویان مسلمان و برخی اقدامات دیگر از جمله آنهاست.
اما پس از بیثمر ماندن، آنها به اقدامات جدیتری روی آوردند؛ از جمله قطع کامل روابط سیاسی در 20 مهر 1359، حمله نظامی به ایران و تجاوز به خاک کشورمان که به شکست مفتضحانه آنها در صحرای طبس انجامید و نیز محاصره اقتصادی و بلوکه کردن داراییها و اموال ایران و... که هیچکدام تاکنون درعزم ملت ایران برای مقابله با ظلم و بیعدالتی جهانی و منشا اصلی آن در جهان یعنی استکبار جهانی و آمریکا خللی وارد نکرده است.»
آمریکا در فلسفه سیاسی خود شکست خورده است
سردار حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در مورد ماهیت سیاستهای متضاد آمریکا میگوید: «حقیقت این است که میتوان آمریکا را هویتی متضاد و متناقض توصیف کرد، یک شخصیت سیاسی کاملاً متضادگونه، همانطور که میدانید در اکثر جنگهای بزرگ جهان و همچنین جنگهای 40 سال اخیر در منطقه جهان اسلام یا به واسطه یا مستقیم نقش اول را ایفا کرده است.»
سردار سلامی می افزاید: «آمریکا تاکنون دوبار از سلاح هستهای استفاده کرده و هزاران نفر را در کسری از ثانیه کشته است. آیا چنین کشوری که سلاح هسته ای در اختیار دارد و دنیا را به نابودی میکشاند، میتواند ادعای مقابله با چنین چیزی را داشته باشد؟ آمریکا درحالی از حقوق بشر سخن میگوید که در همه نقاط دنیا آن را نادیده میگیرد. آیا هجوم شبانه نیروهای آمریکایی به مردم عراق حقوق بشر است؟ آیا زندانهای ابوغریب، گوآنتانامو و زندانهای کشف نشده نماد حقوق بشر است؟ این یک توصیف جدید از حقوق بشر است که آمریکا ارائه داد و نگاه جهان از لنز چشمهای آمریکایی یعنی هیچ کس حق زندگی آزاد، آرام و عزتمند را ندارد و همه باید آمریکا و جنایاتش را تحمل کنند.»
وی در ادامه سخنان خود با اشاره به اینکه آمریکا از سطوح راهبردی خود تغییر مسیر داده است، می گوید: «حافظان آمریکا دیگر قادر نیستند حافظان مطمئنی برای آمریکاییها در اقصی نقاط عالم باشند، چرا که منافعی برای خود تعریف کردهاند و همچنین خیزش عظیم فراجغرافیایی علیه آن ها موجب شده تا آن ها گسترش بیش از حد نظامی دهند. آمریکاییها سال هاست نمیتوانند موازنهای میان هزینههای کارهایشان و مسائل اقتصادی کشور خود برقرار کنند. آنها در مارپیچ هزینههای خود گیر افتادهاند و هرچه بیشتر خرج میکنند بیشتر شکست میخورند.»
سردار سلامی تصریح می کند: «مقاومت سیار است و مرزهایش را گسترش میدهد و برای آمریکا سازوکارهای وجود یک تغییر برای استفاده از عناصر یک قدرت ازدست رفته است و به همین دلیل آن ها با فقدان استراتژی و نبود راهبرد مواجه شدند و به این درجه از ناتوانی رسیدند که دارای قدرت هستند، اما تدبیری که به این قدرت کمک کند، ندارند؛ چرا که این قدرت، خسته، فرسوده، کهنه و پرهزینه شده و وقتی نتیجه نمیگیرد افسرده نیز میشود. آمریکا در افغانستان گروهکهای تروریستی ساخت، اما در آخر مجبور به نابودی آنها شد. همچنین سرکرده داعش را پرورش داد اما مجبور به سرنگونی آن شد. این رفتار آمریکا بیشتر شبیه بازی کودکانه است که خانه میسازند و خراب میکنند. این نیست که آنها قدرتمند نیستند، اما تفکر، فلسفه و منطقی که این قدرت را به حرکت دربیاورد وجود ندارد و دشمنان آمریکا با اندک اعمال قدرتی میتوانند خاصیت و جایگاه بزرگ بگیرند و این عین قانون پاسکال است.»