فقرزدایی از جامعه با پیروی از سبک زندگیِ کریم اهلبیت
علی قنبریان
در این مقاله برآنیم تا درباره «کریم» بودن امام حسن(ع) و سبک و سیره آن حضرت با فقرا و مستمندان بحث کرده و لزومِ پیروی شیعیان و بلکه تمامیانسانها از چنین رفتاری را تبیین کنیم.
***
امام مجتبی(ع) در جود و کرم از همگان سبقت گرفته بود؛ آن چنانکه با بذل و بخششهای خداپسندانه، دست از داراییهای خویش میکشید و همه را در راه خشنودی خدا تقدیم میکرد. این، در واقع بیانگر بیاعتنایی آن حضرت به مظاهر فریبنده دنیا بود.
اگر افراد جامعه در حد توانایی خویش به نیازمندان جامعه یاری رسانند، فقر در جامعه کمرنگ شده و حتی از بین میرود و فاصله طبقاتی کاهش پیدا میکند. تبعیت از سیره عملی امام حسن(ع) در سبک زندگی اسلامی، ضامن عمل به حقوق مالی است که در اسلام تعیین شده است. حقوقی همچون خمس، زکات فطره و زکات مال، انفاق، صدقه، و کفارات (همچون کفاره باطل کردن روزه و یا عمل نکردن به نذر).
الف) غربت و مظلومیت امام حسن(ع)
امامان معصوم(ع) همواره در مقابل دشمنیهای فراوانی قرار میگرفتند،اما در این میان غربت امام دوم شیعیان بیشتر از همه دیده میشود. غربتی که او را بهقدری تنها میکند که امام برای بقای اسلام، صلاح را در صلح با معاویه میبیند. ایشان در قضیه صلح با معاویه از طرف صحابه جاهل و در زمان شهادت از سوی همسری خائن مورد ظلم واقع شدند. شهادت امام حسن(ع) توسط جعده ملعون بود که به اصطلاح شریک زندگی امام بودند! همه ما میدانیم، اگر انسانی دچار حادثه و یا آسیبی شود در اولین گام برای مشورت و همدلی، آنها را با شریک زندگی و همسرش در میان میگذارد. حال اگر خود همسر انسان بهجای اینکه مرهم دردها باشد؛ عامل درد شود، چقدر دردآور و سوزناک خواهد بود.
بعداز شهادت نیز به بدن مطهر آن حضرت اهانت شد. حقّ آن بود که بدن مطهّر حضرت بهواسطه اینکه نوه ارشد پیامبر(ص) و امام دوم شیعیان بود، در کنار قبر رسول اکرم(ص) دفن میشد، اما از این کار ممانعت کردند و به وصیت امام حسن(ع) عمل نشد.
از عوامل تنهایی و غربت امام حسن(ع) در جنگ با معاویه، جنایات و فعالیتهای جبهه دشمن به فرماندهی معاویه است. آنها با قوت بالا و بهوسیله ابزارهای متعدد مادی مانند پول و تطمیع و ابزارهای مسموم فرهنگی مانند تبلیغات و شایعهپراکنی سبب پراکندگی لشکر امام حسن(ع) شدند. معاویه با کمک جاسوسان خود، شایعاتی در عراق منتشر میکرد و بدین وسیله تخم تردید و دودلی را در میان مردم این ناحیه میپاشید. پیدایش خوارج این تردید را فزونی بخشید و بسیاری از مردم قدرت تحلیل درست جریانها را از دست داده بودند.
مقام معظم رهبری در تبیین این فضا و تأثیرگذاری آن بر شکست امام حسن(ع) در مقابل معاویه میفرماید:
بنده در قضایای تاریخ اسلام این مطلب را مکرراً گفتهام که، چیزی که امام حسن مجتبی(ع) را شکست داد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود. مردم، تحلیل سیاسی نداشتند. چیزی که فتنه خوارج را بهوجود آورد و امیرالمؤمنین(ع) را آنطور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آنگونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود والا همه مردم که بیدین نبودند. تحلیل سیاسی نداشتند. یک شایعه دشمن میانداخت، فوراً این شایعه همه جا پخش میشد و همه آن را قبول میکردند. (سیدعلی خامنهای، بیانات در دیدار جمعی از دانشآموزان و دانشجویان، 12/08/1372)
این ضعف بینش عمومیباعث شده بود، شایعاتی که از سوی حکومت شام پخش میشد، راحت بر روی روحیه مردم تأثیرگذار باشد و کمکم روحیه خود را برای ادامه یاری امام مجتبی(ع) از دست بدهند. معاویه تنها یک حاکم نبود بلکه یک سیاستمدار هنرمند بود که میتوانست با انواع و اقسام نیرنگها، اذهان مردم ساده و بیبصیرت را به سادگی در اختیار بگیرد و به سمت مسیر دلخواه خود ببرد. امام حسن مجتبی(ع) قصد داشت، سنّت نبوی را در جامعه احیا و تثبیت کند ولی اسلام ظاهری معاویه موجب شد تا بسیاری از یاران و صحابه امام به او ملحق شده و از جنگ با معاویه خودداری کنند.
بعداز صلح امام با معاویه، برخی مدعیان و خوارجمذهبها، امام حسن(ع) را بهخاطرِ این امر نکوهش میکردند، ولی ایشان طبق آیه {وَ اصْبِرْ عَلي ما يَقُولُون} (مزمل: 73/10) بزرگوارانه بر این کجاندیشیها صبر میکردند زیرا با کسانی روبهرو بودند که درک و بینش ضعیفی نسبت بهجایگاه امامت و ولایت داشتند.
از مجموعه گزارشهای بیان شده در منابع تاریخی میتوان دلایل غربت و تنهایی امام حسن مجتبی(ع) را چنین برشمرد:
نبود روحیه دلاوری در اغلب مردم، پخش شایعات، تبلیغات گسترده علیه امام، مورد اتهام قرار دادن امام، تطمیع و خریدن یاران اصلی امام همچون عبداللّهبن عباس، ایجاد یک فضای منفی روانی علیه امام حسن(ع)، یاری نکردن امام حسن(ع) توسط مردم به دلیلترس از حکومت شام و معاویه و مجازاتهای سنگین آنها، کمرنگ دیده شدن صلح امام حسن(ع) و درک نکردن اهمیت آن و در مقابل عمیق و بزرگ بودن فاجعه کربلا، تهمتها و شبهات علیه امام حسن(ع) حتی بعد از وفات ایشان و سعی بر محو شخصیت امام در میان مردم و جامعه و موارد دیگر.
ب) انفاق و دستگیری از نیازمندان در سیره علمی و عملی امام مجتبی(ع)
در آیات مختلف قرآن مجید 46 بار واژه «کَرَمَ» با مشتقاتش تکرار شده است، و این نشان از اهمیت این صفت برجسته اخلاقی نزد خداوند متعال دارد. این صفت در سیره و سبک زندگی امام حسن(ع) در اعلیمرتبه خود به منصه ظهور رسیده است.
خداوند متعال در آیه 23 سوره اسراء میفرماید:{فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلًا کَرِیماً} (اسراء: 17/23) به پدر و مادر خود احسان كنيد، اگر يكى از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها حتى اُفّ مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى. در این آیه کرامت به قول و گفتار نسبت داده شده است. امام حسن(ع) هم در گفتار و هم در اعمالشان کرامت داشتند.
امام حسن مجتبی(ع) تمام توان خویش را در راه انجام امور نیک و خداپسندانه بهکار میگرفت و اموال فراوانی در راه خدا میبخشید و يکبار تمام دارايیهاى خود را در راه خدا صرف كرد. (گروه مترجمان، تفسير هدايت، ج15، ص98)
صدقه دادن و برآوردن حاجات قشر درمانده و کمدرآمد جامعه در سخنان و کردار امام(ع) ظهور وبروز داشته است. در ادامه بحث انفاق و تصدق را در گفتار و کردار امام(ع) بازگو میکنیم:
1. سیره علمی (انفاق در سخنان امام)
امام(ع) برای فقرزدایی در جامعه، در مواضع عدیدهای شیعیان و پیروان خویش را به کمک کردن به مستمندان و دستگیری از آنهاترغیب و تشویق کردند. به 2 نمونه اشاره میشود:
الف) وقتی از خود امام پرسیدند، چرا هرگز سائلی را ناامید برنمیگردانید؟ فرمودند: «من هم سائل درگاه خداوند هستم و میخواهم که خدا مرا محروم نسازد و شرم دارم که با چنین امیدی سائلان را ناامید کنم. خداوندی که عنایتش را به من ارزانی میدارد، میخواهد که من هم به مردم کمک کنم». (باقر شریف قرشی، زندگانی امام حسن(ع)، ص135)
ب) امام حسن(ع) میفرماید: قدم بر داشتن براى حاجت مؤمن بهتر است از اعتكاف دو ماه با حالت روزه در مسجدالحرام. (حسينبن سعيد كوفى اهوازى، مؤمن كيست؟ وظيفهاش چيست؟، ص101)
2. سیره عملی امام مجتبی(ع)
مورخان و دانشمندان در شرح حال زندگانی پرافتخار ایشان، بخششهای بیسابقه و انفاقهای بسیار بزرگ و بینظیری ثبت کردهاند. تاریخ از بخشندگیهای امام حسن(ع) داستانهای فراوان به یاد دارد، در ذیل به برخی از دستگیریها و مساعدتهای امام(ع) نسبت به قشر محتاج و درمانده اشاره میشود:
الف) آن حضرت در طول عمر خود دو مرتبه تمام اموال و دارایی خود را در راه خدا خرج کردند و سه بار نیز ثروت خود را به دو نیم تقسیم کردند و نصف آن را در راه خدا به فقرا بخشیدند. (شیخ عباس قمی، منتهیالآمال، ج1، ص417؛ مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص90)
ب) از ابنشهر آشوب روایت شده که روزی امام حسن(ع) بر جمعی از گدایان گذشت که پارهای چند از نان خشکها را بر روی زمین گذاشتهاند و میخورند. چون نظر ایشان به آن حضرت افتاد از امام دعوت کردند و حضرت از اسب پیاده شدند و فرمودند: خدا متکبّران را دوست نمیدارد و با ایشان نشستند و از طعام ایشان تناول کردند و سپس از همه گدایان خواستند که برای صرف غذا به خانه حضرت بروند و حضرت با غذاهای خوب از ایشان پذیرایی کرده و به همه آنها لباسهای مناسب هدیه دادند. (محمدباقر مجلسی، جلاءالعیون، ص241)
پ) روزی عربی به نزد ایشان آمد و درخواست کمک کرد و امام(ع) دستور دادند که آنچه موجود است به او بدهند و قریب ده هزار درهم موجود را به آن اعرابی بخشیدند. (شیخ عباس قمی، منتهیالآمال، ج1، ص418)
ت) روايت شده شخص سائلى از آن بزرگوار سؤال نمود. امام مجتبى(ع) آن شش درهم [که نزدش بود] را به وى عطا فرمود... بعداً آيه شريفه: {اَلَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ} نازل شد. (محمدجواد نجفى خمينى، تفسير آسان، ص146)
ث) كنيزی يک شاخه گل به حضور حضرت امام حسن مجتبى(ع) آورد و امام آن كنيز را در راه خدا آزاد كرد. هنگامى كه راجع به اين رفتار آن بزرگوار جويا شدند فرمود: خدا اين ادب را به ما آموخته است. چنانكه میفرمايد: {وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسيباً} هرگاه به شما تحيّت گويند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهيد يا (لااقل) به همانگونه پاسخ گوييد! خداوند حساب همه چيز را دارد. (نسا:4/86) تحيت بهتر (كه قرآن فرموده) آزاد كردن اين كنيزک است. (محمدجواد نجفى خمينى، تفسير آسان، ج3، ص328)
ج) چنانكه از سیره امام حسن(ع) روایت شده كه تصدق مىكرد از شكر و چون وجه آن را پرسيدند فرمود كه من دوست مىدارم شكر را و خداى تعالى فرموده كه {لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}. (آلعمران:3/92) يعنى نخواهيد يافت ثواب كامل را تا آن كه تصدق كنيد از آنچه دوست مىداريد. (سيد امير ابوالفتوح حسينىجرجانى، آياتالاحكام (الجرجانی)، ج1، ص311)
چ) فردی از چادرنشینان خدمت امام مجتبی(ع) شرفیاب شد. قبل از آنکه اظهار نیاز کند، حضرت امر فرمود که هرچه در خزانه هست، به او بدهند. وقتی به سراغ خزانه رفتند، مبلغ بیست هزار درهم یافتند و همه را به سائل نیازمند دادند. مرد سائل که از رفتار سخاوتمندانه امام به شگفت آمده بود، عرض کرد: آقای من! چرا به من فرصت ندادید تا نیاز خود را بیان کنم و در مدح شما سخن بگویم؟ امام در پاسخش فرمود: «ما گروهی هستیم که بخششهایمان تازه و بیدرنگ صورت میگیرد.»
ح) وقتی برخی شامیان و طرفداران معاویه به حضرت بیاحترامیکرده و یا بعضی مخالفان صلح، به ایشان توهین میکردند، آن حضرت در مقابل آنان گفتار کریمانهای داشتند، بهطوریکه برخی از این افراد از اعمال خود پشیمان میشدند.
بهخاطر این بخشندگیها و کارهای نیکی که از سوی امام حسن(ع) در مسیر خیر، احسان، و کمک به طبقات درمانده و نیازمند انجام میگرفت، آن حضرت را کریم اهلبیت لقب دادهاند. با توجه به کرامتها و بخششهای کمنظیر و گاهی بینظیر آن امام بزرگوار، لقب «کریم» برازنده آن حضرت است.
ج) فقرزدایی در جامعه و کاهش اختلاف طبقاتی
در آيين اسلام، ثروتمندان مسئوليت سنگينى در برابر مستمندان و تهيدستان اجتماع به عهدهدارند و به حكم پيوندهاى عميق معنوى و رشتههاى برادرى دينى كه در ميان مسلمانان برقرار است، بايد همواره در تأمين نيازمندیهاى محرومان اجتماع كوشا باشند. پيامبر اسلام(ص) و پيشوايان دينى ما، نه تنها سفارشهاى مؤكدى در اين زمينه نمودهاند، بلكه هركدام در عصر خود، نمونه برجستهاى از انساندوستى و ضعيفنوازى به شمار میرفتند.
در عصر حاضر نیز همانند گذشته، انسانهای نیازمند وجود دارند. کمک و یاری به آنها وظیفه انسانی و دینی است. برخی از نیازمندان صورت خود را با سیلی سرخ نگه میدارند و بهخاطر عزت نفس و آبرو، احتیاج خویش را مطرح نمیکنند. از احتیاج و نیاز این افراد، غالباًً خویشاوندان و همسایگان مطلع هستند. بر هر دو گروه لازم است که در حدّ توان خویش، به چنین انسانها و خانوادههای شرافتمندی یاری رسانند و کمکهای مادی خویش را از آنها دریغ نکنند.
1. راههای فقرزدایی
کمکرسانی به دیگران منحصر در پرداخت وجه و پول نیست، بلکه راههای دیگری هم برای کاستن از فقر و احتیاج مستمندان وجود دارد، مثلاً:
الف) واسطه شدن در پرداخت پول: با افراد خیّر و نیکوکار مذاکره کرد و از آنها برای شخص فقیر و درمانده کمک مالی بلاعوض و یا وام گرفت. واسطه شدن در چنین امر خیری، ثواب بسیاری دارد.
ب) قرض دادن: افرادی که مقداری پسانداز دارند و تا مدتی (مثلاً چند ماه) به آن احتیاج ندارند، میتوانند آن پول را برای مدت مذکور به شخص محتاج قرض دهند.
پ) کسب و کار مناسب: ریشه فقر و احتیاج معمولاً در نداشتن شغل مناسب است. با شغل و درآمد ماهانه، علاوه بر آنکه خانواده از آرامش روحی برخوردار شده و احساس امنیت میکنند، فقر و احتیاج نیز مرتفع میشود.
بنابراین افرادی که آنقدر تمکن مالی ندارند که خودشان شخصاً پول نقدی را به شخص درمانده کمک کنند، میتوانند از راههای ذکرشده استفاده کنند.
2. اقسام احتیاج
احتیاج و نیاز افراد بر دو دسته است و به هر دسته نیز لازم است بهگونهای خاص کمک و یاری رساند.
الف) دائمی (ناگذرا): این دسته شامل افراد و خانوادههایی است که دخل و خرج آنها با هم نمیسازد. عوامل مختلفی زمینهساز
بهوجود آمدن این دسته است:
ـ همچون نداشتن شغل مناسب و پردرآمد.
ـ تعداد زیاد اعضای خانواده و عدم برنامریزی صحیح و نداشتن بینش آیندهنگری.
از دست دادن سرپرست خانوار با مرگ یا طلاق یا اعتیاد یا زندان، و....
در مرحله اول لازم است ریشه مشکل شناسایی شده و برطرف شود. به قول معروف ریشه مشکل همان چشمهای است که سبب بهوجود آمدن رود شده است. در مرحله دوم لازم است تا زمان برطرف شدن علت و خشکیده شدن آن، فرد و یا خانواده را تحت حمایت مالی گرفت بهوسیله کمیته امداد امام خمینی، بنگاههای مددرسان اجتماعی، بنیادهای خیریه، افراد خیر. به این صورت که اشخاص حقیقی و یا حقوقی مددرسان، تا برطرفشدن مشکل، ماهانه وجهی را به خانواده مستمند پرداخت کنند.
ب) مقطعی (گذارا): برخی مواقع احتیاج دائمیو همیشگی نیست بلکه عارضی و موقتی است. این دسته، افراد و خانوادههایی هستند که میتوانند مایحتاج خود را تأمین کنند و از نظر مسکن، تغذیه، پوشاک و... مستغنی و بینیاز هستند اما بهخاطر عارضه و پیشآمدی موقتاً محتاج شدهاند و درآمدشان آنقدر نیست که مشکلشان را حل کند. مشکل اینگونه اشخاص و خانوادهها علل مختلفی دارد همچون:
ـ بیماری و مخارج سرسامآور بیمارستان، جراحی، و دارو.
ـ تهیه جهیزیه دختران دمِ بخت.
ـ مصیبتهای طبیعی (مانند سیل و زلزله) و غیرطبیعی (مانند تصادف).