نگاهی به دیروزنامههای زنجیرهای
مگر نمیگویید «شفافیت آرا» طرح ما است پس چرا با آن مخالفت میکنید؟!
پس از هجمه افسارگسیخته مدعیان اصلاحات و اهانت آنان به حجتالاسلام والمسلمین پناهیان به دلیل مطالبهگری در راستای شفافیت آرای نمایندگان مجلس، روزنامه دولتی ایران در شماره روز پنجشنبه از این طرح حمایت کرد. ارگان دولت در یادداشتی با عنوان «ضرورت علنی بودن رأی نمایندگان» نوشت: «معتقدم اهمیتی ندارد که اصولگرایان یا هر گروه سیاسی دیگری به چه نیتی دنبال علنی شدن رأی نمایندگان هستند و اصلاً مهم نیست که با ایشان اختلاف سلیقه سیاسی داریم یا نداریم، مهم این است که باید از ایده درست «علنی شدن رأی نمایندگان» دفاع کرد و آنرا ایدهای از اساس اصلاحطلبانه میدانم... علنی و شفاف شدن رأی نمایندگان در کل زمینه را برای آشکار شدن کردار سیاسی نمایندگان، پاسخگو ساختن آنها در برابر گروهها و احزابی که به آنها منسوب هستند و روشن کردن نسبت مردم با نمایندگان کمک کند.»
سرویس سیاسی-
شفافیت رأی نمایندگان مجلس به استناد نوشته فوق، ایدهای از اساس اصلاحطلبانه است. وقتی همین گزاره را مبنا قرار دهیم و کنار آن، طرز مواجهه این طیف با مطالبهگری حجتالاسلام والمسلمین پناهیان در همین زمینه را ببینیم، آنچه نمایان میشود، برخورد قبیلهای و جناحی مدعیان اصلاحات با مقوله مهم شفافیت است. طیفی که این مهم را ایده خود میداند، با فریاد رسای شفافیت، صرف اینکه از طیف مقابل بلند شده است، چنان درگیر میشود و هتک حرمت میکند که به تقلا برای سرکوب و قلع و قمع شبیه است. این مواجهه چه نسبتی با اعتقاد آنها به شفافیت دارد؟
نویسنده همچنین آورده است: «برخی گفتهاند که آشکار شدن رأی نمایندگان ایشان را از جهت رد صلاحیت یا سایر برخوردها در معرض فشار قرار میدهد. رد صلاحیت حتی به صورت گسترده، سابقه زیادی دارد و مرجع رد صلاحیت برای این کار به دانستن رأی نماینده نیز نیاز ندارد. رد صلاحیتها در گذشته نیز بر اساس دانستن رأی دادن نمایندگان انجام نشده است. رأی دادن حق نماینده است و شورای نگهبان نمیتواند به استناد رأی نماینده او را رد صلاحیت کند. اگر هم چنین قصدی داشته باشند، باید دلایل دیگری برای رد صلاحیت اقامه شود که اغلب چنین دلایلی فارغ از رأی نمایندگان، در صورت لزوم و وجود اراده بر رد صلاحیت، اقامه خواهند شد. به نظر نمیرسد استدلال مخالفان شفافیت رأی نمایندگان از این نظر استوار باشد.»
عقبنشینی اصلاحطلبان از ادعایی مضحک
قاسم میرزایی نیکو، عضو فراکسیون امید مجلس در مصاحبه با روزنامه آرمان گفت: «در ميان اصلاحطلبان درباره انتخابات يک جمعبندي وجود دارد و آن اين است که کسي قهر با صندوق راي را قبول ندارد ولي شرط و شروطي با خود و ليست اصلاحطلبي داريم. ما بايد بپذيريم که افرادي پايبند به اهداف اصلاحطلبي وارد مجلس شوند و اين نباشد که فرداي انتخابات سينهشان را جاي ديگري بزنند و شامشان را جاي ديگري بخورند. وقتي صحبت از شرط و شروط انتخاباتي به ميان ميآيد مقصود شرط و شروط اصلاحطلبان با خودشان است».
این نماینده عضو فراکسیون امید اذعان کرده است که منظور از حضور مشروط اصلاحطلبان در انتخابات، شرط و شروط با خودشان است. این در حالی است که پیش از این مدعیان اصلاحات در رویکردی مضحک خواستار اعلام شرط و شروط برای حاکمیت درخصوص حضور در انتخابات بودند.
فعالین اصلاحطلب در ماههای اخیر بارها اذعان کردهاند که ادعای حضور مشروط در انتخابات از سوی این طیف، به هیچ عنوان با واقعیات موجود همخوانی ندارد.
چندی پیش غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران اذعان کرده بود که حضور مشروط یا تحریم انتخابات توسط اصلاحطلبان، نتیجه معکوس دارد.
همچنین چندی پیش صادق خرازی، از فعالین اصلاحطلب گفته بود:«در جامعه سیاسی ایران سناریو مشارکت مشروط جواب نمیدهد. حاکمیت کشور ما مبتنی بر رأی تودههای مردم است و هنوز نظام و حاکمیت قدرت بالایی را در بین لایههای اجتماع و اکثریت مردم دارد. زمانی میتوان این چانهزنیها را در ادبیات سیاسی کشور مطرح کرد که حاکمیت و نظام سیاسی فرآیندی از تصمیمسازی مردم نباشد؛ اما در کشور ما اینطور نیست. بهنظر من آنطور که آقای حجاریان مطرح کرده، حاکمیت هیچ شرطی را نه تنها نمیپذیرد، بلکه اینگونه شعارها باعث میشود فاصله بین اصلاحطلبان و حاکمیت بیشتر شود. از سویی این سناریو حتی اقبال عمومی اصلاحطلبان را ندارد و نمیتواند به نتیجه برسد».
هدف؛ بازگشت به شرايط گذشته!
روزنامه اعتماد در یادداشتی با عنوان «عبور از زلزله اقتصادی» نوشت :« وقتي اقتصاد يك كشور با تحريم مواجه ميشود، شرايط جديد شباهتي با گذشته ندارد و بايد خود را براي اوضاع جديد آماده كند. آنچه در سال 97 در اقتصاد ما رخ داد نيز تجربهاي شبيه به همين شرايط بود و شوكها و تلاطمها را ميتوان به يك زلزله اقتصادي تشبيه كرد. همانطور كه پس از وقوع يك زلزله در شهر، نميتوان انتظار داشت بلافاصله تمام خرابيها جبران شده و همهچيز به حالت عادي بازگردد، در اقتصاد ايران نيز نميتوان تصور كرد در مدتي كوتاه تمام مشكلات حل شده و همهچيز به حالت عادي برگردد... امروز هدف ابتدايي ما بايد بازگشت به شرايط گذشته باشد. اقتصاد ما در سال 96 نيز اوضاع ايدهآلي نداشت اما شرايط بهتري را تجربه ميكرد و از اين رو در كوتاهمدت برنامهريزي براي بازگشت به شرايط دو سال قبل ميتواند در دستور كار قرار بگيرد»
گفتنی است مدعیان اصلاحات شعار «به عقب باز نمیگردیم» را برای تخریب دولت دهم و برای ترساندن مردم جهت رایدهی به روحانی مطرح کردند، اما عاقبت این شعار چه شد؟ همواره مطرح میشد که اگر دولتی مشابه دولت نهم و دهم روی کار بیاید بلافاصله تحریمها باز میگردد. اما امروز شاهد آن هستیم که آمریکاییها بدون هیچ هزینهای از برجام خارج میشوند و حالا تهدید میکنند که عدم اجازه صادرات نفت را به ایران نمیدهند تا به قول خود شریانهای حیاتی اقتصاد ایران را ببندند.
در این زمینه آمریکاییها آنقدر وقیح عمل میکنند که به سراغ شرکای تجاری ایران و کشورهایی که کشورمان با آنها مراودات تجاری دارند رفته و سعی دارند اقتصاد ایران را علاوهبر تحریمها فلج کنند و روابط بینالمللی اقتصادی کشورمان را از بین ببرند.
از سوی دیگر بسیاری از اقتصاددانان و کارشناسان اقتصادی معتقدند که آنچه بیش از تحریمهای اقتصادی و فشار کشورهای غربی علیه ایران، بر اقتصاد کشور اثر گذاشته است، سوءمدیریت و بیتوجهی به اجرای قانون و همچنین بیتوجهی به توصیههای کارشناسی در مدیریت اقتصادی کشور است.