کد خبر: ۱۶۹۴۴۴
تاریخ انتشار : ۱۶ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۹:۲۳

احیاگر اسلام ناب



   سید محمدسعید مدنی
  حال و هوای کوفیان
در مسیر حرکت به سوی عراق، در منزلی به نام «الصفاح» (یا ذات عرق)،  کاروان امام حسین(ع) به افرادی برخورد کرد که از کوفه به مکه می‌رفتند. یکی از آنها فرزدق شاعر بود که از دوستداران اهل بیت به حساب می‌آمد. بعد از سلام و احوالپرسی، امام حسین(ع) از فرزدق درباره حال و هوای کوفه و شرایط آن سؤال کرد. فرزدق با تأسف و ناراحتی عرض کرد؛ از کوفه در حالی خارج شدم که قلوب مردم با تو بود، اما شمشیرهایشان علیه تو! (قلوبهم معک، سیوفهم علیک) (تاریخ طبری، جلد 4، ص 290)
بسیار پیش آمده است که انسان برخلاف آنچه قلباً اعتقاد دارد و یا بر زبان دارد، آگاهانه یا از سر جهل و ناآگاهی عمل می‌کند. گروهی دانسته و از سر طمع و آز و جاه‌طلبی و عده‌ای که اکثریت هم هستند به خاطر حماقت و ناآگاهی و تحت تأثیر تبلیغات و القائات قرار گرفتن.
شرایط اجتماعی عصر امام حسین(ع)
در دوران امام حسین(ع) و قیام کربلا، چنین شرایطی به طور ملموس و تأسف‌انگیزی حاکم بود. در آن موقع نیز گروهی بودند که دانسته و آگاهانه، دین خود را تباه و آخرت را به دنیا فروخته بودند، و برای ارضای هوی و هوس و تمنیات نفسانی و پاسخ به جاه‌طلبی‌های غیر قابل مهار خود، عالمانه و عامدانه به جبهه باطل پیوسته و با قبول امارت و سروری فرزند فاسد معاویه، یعنی یزید، علیه جبهه حق و پرچمدار بی‌بدیل آن حسین بن علی(ع) شمشیر کشیده بودند. اینها مصادیق اصلی سخن فرزدق شاعر هستند که به امام حسین(ع) عرض کرد، مردم کوفه و بسیاری از شیوخ و بزرگان آن با اینکه شک در حقانیت تو که نواده دلبند پیامبر(ص) هستی، ندارند، اما اکثراً به خاطر وعده‌هایی که عبیدالله داده و سیم‌ و زری که خرج آنها کرده است به او پیوسته‌اند یا از ترس و ارعاب حاکم بر کوفه، با سکوت خود، روش و هدف این مرجانه را تأیید و حمایت می‌کنند. عمر بن سعد، چهره شاخص و مثال بارز کسانی است که هم از ترس از دست دادن موقعیت فعلی که احتمالاً با قتل او توسط ابن‌زیاد همراه بود، و هم به هوی وعده‌هایی که به او داده شده و به ویژه امارت ملک ری، با اینکه نیک می‌دانست حسین(ع) کیست؟ و چه می‌گوید و چه می‌خواهد؟،... اما سرانجام در برزخ انتخاب خود، رضایت یزید و امارت وی را بر خشنودی خدا و یاری امام حسین(ع)، ترجیح داد و خود در چند جا و حتی در مذاکره با امام حسین(ع) به این بدبختی و گرفتاری نابودکننده اخلاقی، اعتراف کرده است! پیامبر(ص) فرموده‌اند که: «آخر مایخرج من قلوب الصدیقین، حب‌الجاه (اخلاق در قرآن، آیت‌الله مکارم شیرازی، ج 3 ص 13) وقتی آخرین چیزی که از قلوب صدیقین و راستگویان خارج می‌شود، «حب جاه» است، تکلیف امثال عمربن سعد که از آغاز مجسمه جاه‌طلبی بود و حتی قبل از جنگ صفین، پدرش، سعدبن ابی‌وقاص را که انزوا گزیده بود، برای تصاحب پست و مقام تحریک و او را به یاری کردن معاویه و جنگ با علی(ع) تحریض و تشویق می‌کرد!
وصف حال دشمنان امام حسین(ع)
در حادثه عاشورا از این نمونه‌ها فراوان است که افرادی در سپاه کوفه، آگاهانه و حتی ناراحت و گریان علیه امام حسین(ع)، شمشیر به دست گرفته و اقدام می‌کردند. «فاطمه بنت‌الحسین، دختر کوچک سیدالشهداء،
* نقل می‌کند که کسی تندتند گوشواره‌های مرا در می‌آورد و در همان حال به‌شدت گریه می‌کرد. گفتم چرا گریه می‌کنی؟ گفت دلم به حال شما می‌سوزد، گفتم پس چرا غارت می‌کنی؟ گفت: اگر من نکنم دیگران خواهند کرد!... (به نقل از استاد شریعتی، از سرچشمه کویر، ص 188).
گروه دوم ناآگاهان وحمقا بودند که تحت‌تأثیر تبلیغات بی‌امان و بمباران روانی و القایی حکومت ضدانسانی و ضداسلامی یزید، در تشخیص حق و باطل دچار گمراهی و تردید شده و بازیچه دست او شده و برخلاف اعتقادات خود گام برمی‌داشتند. تا آنجا که «شهرها برای کشته‌شدن حسین(ع) جشن گرفتند. همه‌جا سخن از پیروزی خلیفه بود و از خطری که صفوف یکپارچه مسلمانان را می‌شکافت و اختلافاتی که میان مسلمانان پدید آمده بود. این فضای فریبنده را دستگاه‌های تبلیغاتی یزید ساخته بودند... دستگاه‌های تبلیغاتی که مردم را در جهان اسلام فریب می‌دادند، حسین(ع) را خارجی می‌شمردند. شریح قاضی [یکی از قضات و مفتیان دین به دنیا فروخته] در حکم خود می‌نویسد: حسین، از حد خود تجاوز کرده و آن‌گاه با شمشیر جدش کشته شد». (امام موسی صدر، سفر شهادت، ص 18 و 19)
راهبردهای تبلیغاتی پیچیده دشمنان
تشریح مکانیزم و نوع و نحوه عملکرد دستگاه تبلیغاتی یزید که یکسره در کار از بین بردن تدریجی حقایق اسلام و نابودکردن یکی، یکی احکام اسلامی و در نهایت «زشت جلوه‌دادن چهره اسلام» بود، خیلی مفصل و پیچیده است و نیاز به بحث و مقالات جداگانه دارد، کوتاه سخن آنکه جریان ضداسلام و رأس آنها بنی‌امیه، وقتی نتوانستند، به شکل رویاروی و بی‌نقاب، دین اسلام و دعوت فراگیر پیامبر خدا را نابود کنند، با زدن ماسک و نقاب مسلمانی و نفوذ در مراکز حساس حکومت که بعد از ماجرای سقیفه و به‌ویژه در دوران خلیفه سوم- آغاز شد و شدت گرفت، تلاش کردند اسلام را از ماهیت و معنا و جهت‌گیری خود، خالی و از آن جز اسم و ظواهری باقی نگذارند. به قول استاد شهید مطهری یزید «می‌خواست شکل اسلام حفظ شود و محتوا را خالی کند» (حماسه حسینی، جلد سوم ص 248) آنها برای تحقق این هدف خود از همه امکانات و وسایل و مهم‌تر از همه ابزار تبلیغ و تطمیع و تهدید، نهایت استفاده را بردند و بسیاری را با پول و وعده و تطمیع، به استخدام خود درآوردند یا وادار به سازش کردند، و شجاعان مومنی را که حاضر به کنار آمدن با انحرافات و بدعت‌ها و توطئه‌های اموی و یزیدی نبودند، مثل حجربن عدی، رشید هجری، میثم تمار، عمربن حمق و... را مظلومانه و به شکل فجیع به شهادت رساندند. از همه بدتر رواج‌دادن تفسیرهای قلابی و انحرافی درباره قرآن و ساختن احادیث جعلی از قول پیامبر (ص)، توسط علمای خودفروخته و مزدور، برای وارونه جلوه دادن حقایق دینی و اتفاقات تاریخی و در یک کلام باطل را حق و حق را باطل جلوه‌دادن بود. امام‌ حسین(ع) در این‌باره فرموده است: «انی اخاف ان یندرس هذا الحق و ذهب» همانا من از این نگرانم که حق و حقیقت و دین خدا از بین برود. (الغدیر، ج 11، ص 28)
* ترویج و تبلیغ مکاتب و مسلک‌هایی به نام اسلام که با حقیقت اسلام و دعوت پیامبر خدا(ص) کوچکترین سنخیتی نداشت، مثل تصوف و قدریه و جبرگرایی و مرجئه... از اقدامات دستگاه تبلیغی و فرهنگی بنی‌امیه و یزید برای تحقق این هدف بود. تمام این مکاتب علی‌رغم تفاوت‌هایی که در ظاهر و بعضی آموزه‌ها داشتند، از اسلام تعریفی را ارائه می‌دادند که، دین برای آخرت است و به درد آخرت مردم می‌خورد، و با دنیا کاری ندارد، و کافی است که انسان فقط در قلب خود به خدا ایمان داشته باشد، آن وقت با امید به عفو و بخشش خدای مهربان می‌توان دست به هر جنایت آلوده کند و برای اهداف دنیوی به هر خباثت و فریبی متوسل شود و...!
«هاشم معروف الحسنی» نویسنده لبنانی در این باره نوشته است:‌ «امویان در راه ریشه‌کن ساختن روح و هویت اسلامی، علاوه بر صرف مال و به‌کارگیری همه وسایل تهدید و ارعاب، مکاتب راویان و محدثان و افسانه‌سرایان را نیز برای این منظور به خدمت گرفتند. ابوهریره، سمره‌بن جندب، کعب‌الاحبار و دیگران در راس مکاتبی قرار داشتند که معاویه آنها را برای جعل احادیث تاسیس کرده بود. مکاتب مذکور احادیث گوناگون را ساخته و پرداخته کرده ، به پیامبر خدا نسبت دادند، که عمده‌ترین آنها قدح و عیب‌جویی نسبت به امیرالمومنان علی‌(ع) و خاندان او مربوط می‌شد. (جنبش‌های شیعی در تاریخ اسلام، ص432)
آشکار کردن چهره واقعی اسلام ناب
در چنین شرایطی مرگبار و سنگین بود که امام حسین(ع)، یکه و تنها به میدان آمد و برای احیا دین خدا و اصلاح انحراف و فسادی که سر تا پای جامعه را از لحاظ اعتقادی و اخلاقی فراگرفته بود، به تنها سلاحی که در اختیار داشت یعنی مرگ سرخ دست یازید، تا چهره واقعی یزید و بنی‌امیه را افشاء و توطئه‌های آنها را رسوا کند و به دنیا اعلام نماید «این مرد به رسالت اسلامی و ارزش‌های انسانی و هیچ چیز پایبند نیست و من برای همین قیام کردم و پنهان را به شما آشکار ساختم. اگر حسین نبود، یزید شناخته نمی‌شد...» (امام موسی صدر - سفر شهادت)
تاکید و توصیه بزرگان دین از ائمه دین گرفته تا علمای راستین اسلام برای شناخت و زنده نگاه داشتن اهداف قیام عاشورا، وقتی معنا و ضرورت آن بیشتر احساس می‌شود که بعد از قیام امام‌ حسین(ع) تا به امروز این ترفندها و توطئه‌ها برای تهی کردن اسلام از معنای خود و رواج مکاتب قلابی و فرقه‌ها و مذاهب دروغین، برای بدجلوه دادن اسلام به شکل پیچیده‌تر و فنی‌تر در ابعاد وسیع‌تر و جهانی ادامه دارد، تا آنجا که تلاش شده است معنی و هدف قیام احیاگرانه و مصلحانه قیام حسینی(ع) را هم تحریف و یزیدوار، آن را از محتوی و هدف خالی و فقط اسمی از آن باقی گذارند. این دقیقا همان چیزی است که استاد شهید مطهری(ره) آن را سومین مرحله شهادت امام حسین(ع) می‌داند.(حماسه حسینی، ج3، ص75) اهداف بنی‌امیه و یزید این بار با سلاح‌های بیشتر و تکنیک‌های پیچیده‌تر و... به دنبال شهید کردن هدف امام حسین(ع) هستند، به‌طوری که در ایام محرم، هر سال میلیون ها نفر در سراسر جهان، «حسین، حسین» بگویند، اما هرگز نفهمند و ندانند، این حسین کیست؟‌ هدف و ماهیت قیام خونین او چه بود؟ و فرهنگ عاشورا، مبلغ و تبیین‌گر چه ارزش‌ها و آموزه‌هایی است و...
در این باره همه عاشقان و پیروان و عزاداران حسینی(ع) باید هشیار باشند و اجازه ندهند دشمنان و در راس همه منافقان و مسلمان‌نمایان متظاهر با همدستی افراد پرمدعا اما بی‌بصیرت، آلت دست دشمن، به هدف شوم خود برسند و محتوا و سیر این عزاداری‌ها و بزرگداشت‌ها را به نفع خود تغییر دهند و... در این باره مسئولیت عالمان و اسلام‌شناسان و روشنفکران متعهد و.. سخنرانان و ذاکران و... بیش از دیگران است!