سیری در اشعار شاعر انقلابی و عاشورایی، «ژولیده نیشابوری»
درس آزادگی در مکتب حسین(ع)
رضا اسماعیلی
آنکه نوشید می از جام بلا کیست؟ حسین
آنکه کوشید به یاری خدا کیست؟ حسین
آنکه از کعبۀ گل جانب معشوق شتافت
خیمه در کعبۀ دل کرد به پا کیست؟ حسین
آنکه با سعی و صفا کرد وداع و چو خلیل
کرد آهنگ سفر سوی منا کیست؟ حسین
آنکه در مدرسۀ عشق پی حفظ شرف
هله آموخت به ما درس وفا کیست؟ حسین...
آنکه در سنگر آزادگی و آزادی
سر نَهَد در خطِ تسلیم و رضا کیست؟ حسین
آنکه با دادن هفتاد و دو تن قربانی
درس آزادگی آموخت به ما کیست؟ حسین
آنکه از خون علیاصغر ششماهه گذشت
تا شود شافع ما روز جزا کیست؟ حسین
آنکه لب تشنه لب آب روان گشت شهید
در عوض داد به ما آب بقا کیست؟ حسین...
محمدحسن فرحبخشیان، متخلص به «ژولیدۀ نیشابوری» شاعری مردمی، آزاده، انقلابی و اخلاقگرا بود که در سال 1320 در نیشابور دیده به جهان گشود و از سال 1368 تا پایان عمر پر برکت خویش را در ورامین سکونت داشت.
او در وقایع خرداد سال ۴۲ به سرودن شعرهای انقلابی روی آورد که بهخاطر آن سه سال و هشت ماه را در زندان گذراند و پس از آزادی از زندان نیز تا سال ۱۳۵۷، دو بار دیگر بهخاطر مبارزات انقلابی و جمعا به مدت شش ماه دیگر طعم زندان را چشید. ژولیده در مصاحبهای با روزنامه کیهان گفته بود: «تخلص «ژولیده» را در آخرین روزهای زندگی خود آیتالله طالقانی بر من نهاده است.»
(روزنامه کیهان، سال شصت و ششم، پنجشنبه دهم آبان ماه 1386، ققنوس شرق؛ فرزند نیشابور)
وی سرانجام در نوزدهم مهر ماه 1386 بر اثر سکته قلبی در بیمارستان سوم شعبان تهران جان به جانآفرین تسلیم کرد و در گلزار شهدای ورامین به خاک سپرده شد.
به اعتبار اینکه ژولیده شاعری اخلاقگرا بود، نام بلند او را میتوان در ردیف اکثر شاعران مسلمان فارسیزبان، بهخصوص شاعرانی چون سعدی، ناصرخسرو، صائب، علامه اقبال لاهوری، پروین اعتصامی و... قرار داد، و به اعتبار مردمیبودن در کنار نام شاعرانی چون: بابا طاهر، یغمای خشتمال نیشابوری، محمدرضا آقاسی و اصغر حاج حیدری (خاسته)، شاعر مردمی خمینیشهری.
وی با غزل معروف «لطف حق» با مطلع: «دلت را خانــه مــا کـن، مصفّـا کردنش با من» و همچنین با شعار انقلابی «در بهار آزادی، جای شهدا خالی» نام خود را برای همیشه در تاریخ ادبیات ایران ثبت کرده است. چرا که این سرودهها مُهر قبول و پسند مردم را بر پیشانی خود دارند و به تعبیر خود او، هر شعری که مورد پسند مردم قرار گیرد، ماندگار خواهد شد:
چون پسند خلق گردد، شعر شاعر ماندنی ست
گر صدف گردد پذیرا، قطره گوهــر میشود
(گلبانگ عشق، تکبیر بیداری، ص 151)
مضمون و محتوا
در شعر ژولیده
همچنان که در طلیعۀ این نوشتار اشاره شد، ژولیده پیش و بیش از هر چیز، شاعری تعلیمی و اخلاقگراست و شعرهایش سرشار از آموزههای اخلاقی منبعث از دین و آیین (پند، حکمت و عرفان.)
هدف اصلی در شعر تعلیمی(اخلاقی): «تعلیم، آموختن و یاد دادن است و وعظ و حکمت، پند دادن و اندرزگویی و معنی عرفان، شناخت خداوند یا وقوف به دقایق و رموز چیزی است که در مقابل علم سطحی قرار میگیرد. شعر تعلیمی آن است که هدف سراینده آن آموزش اخلاق و تعلیم اندیشههای پسندیده مذهبی و عرفانی یا علوم و فنون باشد.»
(رزمجو، حسین؛ انواع ادبی، مشهد، آستان قدس، چ سوم، 74، صص79ـ 84 )
البته ژولیده چنانکه در آیینه اشعارش پیداست، بیشتر متأثر از سبک و اسلوب شعری شاعران سبک هندی- بهخصوص صائب- بوده است. چنانکه خود در بیتی به این نکته اقرار کرده است:
شعر «صائب» را برای ما تداعی میکند
چون کند «ژولیده» شعرش چهره گفتار، سرخ
(گلبانگ عشق، غزل رخسار، ص 102)
در واقع میتوان گفت اکثر غزلهای ژولیده، «غزل- پند» است. غزلهایی که شاکلۀ محتوایی آنها پند و اندرز است. تأثیرپذیری مضمونی شاعر از صائب و دیگر شاعران سبک هندی نیز در این غزلها به خوبی آشکار است، با این تفاوت که بیان ژولیده در این «غزل- پندها» مستقیمتر و مفهومیتر است و غموض و پیچیدگـــی و ایهام و «لفظ غریب» در آنها کمتر راه دارد. به زعم راقم این سطور، صراحت لهجه و مستقیمگویی شاعر در ابلاغ آموزههای دینی و اخلاقی، تعمدی و بر اساس نوعی تکلیف دینی بوده است. شاعر از آنجا که نمیخواسته مصداق آیه «وَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ» (آیه 224 سورۀ شعراء) قرار بگیرد، تلاش کرده است که در وادی شعر و شاعری سلوکی قرآنی داشته باشد تا مصداق بخش دوم آیه باشد: «إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا الله كَثِيرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ
(سوره شعرا، آیه 227).
مراقبه و محاسبه ادبی شاعر در انطباق شعرهای خویش با آموزههای وحیانی و قرآنی، عدم عدول از حدود شرعی و حرکت در مسیر روشنگری و هدایت قابل ستایش است، هر چند این تقید در پارهای موارد عیار ادبی شعرهای او را تنزل داده و به جوهره شعری آنها آسیب وارد کرده است. به همین خاطر است که میگویم برای شاعر «چه گفتن؟» به اندازه «چگونه گفتن؟» مهم بوده است.
این دغدغه و رسالتمندی در جان شاعر چنان قدرتمند و ریشهدار است که شاعر را در مواردی ناگزیر به موضع گیری صریح و بیپرده در ارتباط با احکام دینی کرده است. چنانکه در بسیاری از غزلها- شاعر فارغ از هرگونه تعصب ادبی- در شعر به چیزی جز «امر به معروف» و «نهی از منکر» نمیاندیشد، حتی اگر این موضعمندی، شعر او را به نظمی معمولی تبدیل کند. برای مثال شاعر در مورد حرمت موسیقی غزلی گفته است که از سطر به سطر و واژه به واژه آن پیداست که از سرودن این غزل، هدفی جز ارشاد و نهی از منکر نداشته است:
ای که هستی بیخبر از ماجرای موسیقی
بشنو از من ماجرای غمفزای موسیقی
رهزن فکر است و دزد دین و ضد پیشرفت
بد بلایی هست بهر ما، بلای موسیقی
وه! چه بدبخت است آن فردی که عمر خویش را
میکند بیهوده صرف هوی و های موسیقی
بر نوای موسیقی دل خوش مکن، چون روز حشر
میبرندت در جهنم، با نوای موسیقی...
در مورد حجاب، ازدواج و... نیز شاعراشعاری با همین سبک و سیاق و از روی تعهد و تکلیف سروده است که این شعرها سیمای غیرت و تعهد دینی شاعر را به نمایش میگذارد.
حماسی- سرودههای ژولیده
ژولیده بهخاطر برخورداری از باورهای اصیل دینی، در برابر زشتیها و پلشتیها بهصورت فطری موضعگیری میکرد. روح خداباور او در مکتب حضرت اباعبدالله (ع) ظلمستیزی را آموخته بود و جان او در پیروی از مولای متقیان حضرت علی (ع) تشنۀ عدالت بود. به همین خاطر آزادیخواهی و بیان حماسی در اشعار انقلابی او از جایگاه ویژهای برخوردار است.
وی قیام علیه ظلم و بیعدالتی را رسالت ذاتی یک انسان مسلمان میدانست. از همین رو به علت سرودن و قرائت ابیاتی در حمایت از نهضت اسلامی و رهبر کبیر انقلاب امام خمینی(ره) در زمان سخنرانی ایشان در مدرسه فیضیه قم (سال ۱۳۴۲) از طرف ساواك دستگیر و به مدت سه سال و هشت ماه زندانی و مورد شکنجه قرار گرفت. وی با سرودن دو بیت زیر ضمن لبیک به دعوت حضرت امام(ره)، به جبهه مبارزان و انقلابیون پیوست:
پیـام رهـبر ایران در این جهـــان این اسـت
سـکوت در بـــر ظالم، خـلاف آییـــن است
چـو دید عکس خمینی، به خود بگفتا شاه:
کسی که کاخ مرا زیر و رو کند، این است!
وی هنگام ورود رهبر انقلاب به ایران نیز با سرودن غزل زیر با امام خمینی (ره) شاعرانه بیعت کرد:
ای رهنمای خلق مسلمان! خوش آمدی
ای در زمانه ثانی سلمان! خوش آمدی
ای قائد عظیم، و ای رهبر بزرگ
ای نور چشم ختم رسولان! خوش آمدی
بعد از فرار شاه ز کنعان به سوی مصر
ای یوسف زمانه! به کنعان خوش آمدی
از مژده ورود تــــو، ای آیت خدای!
«ژولیده» گشته شاد و غزلخوان، خوش آمدی
شاید سرودههایی از این جنس در نظر صرافان سخن و ادیبان نکتهسنج از پایه و مایه ادبی چندانی برخوردار نباشد، ولی رسالت انسانی و انقلابی ما حکم میکند که گاهی از پیله زبانبازیهای صرف زبانی و صنعتگریهای شاعرانه بیرون بیاییم و برای همراهی و همدلی با مردم و پاسخ به مطالبات اجتماعی شعر بگوییم. چنانکه شاعران بزرگی چون قیصر با «شعری برای جنگ»، سید حسن حسینی با شعر «میروم مادر که اینک کربلا میخواندم»، محمدرضا عبدالملکیان با شعر «خیابان هاشمی» و علیرضا قزوه با شعر «مولا ویلا نداشت» این کار را کردهاند.
سرودن شعرهایی از اینگونه که با چاشنی شعارهای انقلابی آمیخته، در تمام انقلابهای بزرگ دنیا مرسوم بوده است. حماسی- سرودههای انقلابی نه تنها چیزی از شکوه و عظمت شاعران بزرگ کم نمـــیکند، بلکه گاهـــــی شکوه و عظمت آنها را در چشم و دل مردم دوچندان میکند. بیعلت نیست که وقتی از قلۀ غزل فارسی استاد شهریار- که رحمت خدا بر او باد- میپرسند بهترین شعری که تا کنون خوانده اید چه شعری است؟ با سربلندی و افتخار میگوید: «من تا کنون شعری زیباتر، جاندارتر و باشکوهتر از شعر: «خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار» نخواندهام.» در حالی که ممکن است این جمله در نظر منتقدان ادبی بیش از یک شعار نباشد.
ژولیده نیشابوری نیز در زمرۀ شاعرانی بود که به حکم رسالت انقلابی و تکلیف دینی، در دوران انقلاب به اقیانوس کرانهناپدید ملت پیوست و زبان شعرهای خویش را با شعارهای انقلابی تلفیق کرد تا در پیروزی انقلاب اسلامی سهمی- هر چند ناچیز- داشته باشد.
ابیات زیر برگزیدهای از شعرهای حماسی و انقلابی اوست:
ما همه بندۀ حق، پیرو حزباللهیم
نازم این حزب، که رسواگر رستاخیز است
(گلبانگ، غزل حزبالله، صص 68 و 69)
ای شهیدان وطن! پر لاله گلزار شماست
چهرۀ سرخ شفق، مرآت رخسار شماست
ای به خون غلتیدگان جبهۀ قرآن و دین!
راضی و خشنود ذات حق، ز پیکار شماست
(همان، غزل شهیدان، ص 73)
فتح و ظفر، نصیب سپاه محمد است
بادا بر او نثار، درود و سلام صبح
(همان، غزل صبح، ص 101)
هست از خون شهیدان، تا در و دیوار سرخ
لاله میبندد به سر، از داغ دل، دستار سرخ
(همان، غزل رخسار، ص 102)
ما میثم تماریم، از دار نمیترسیم
دلباختۀ یاریم، ز اغیار نمیترسیم
صدام اگر صد دام، گسترده به ره، بر گو
صیاد دو صد دامیم، ستوار، نمیترسیم
تا فتنه به عالم هست، آمادۀ پیکاریم
آمادۀ پیکاریم، زین کار نمیترسیم
(همان، غزل نمیترسیم، ص 202)
شعرهایی سرشار از
تلمیحات وحیانی و قرآنی
در تعریف تلمیح گفتهاند: تلمیح در لغت به معنی (به گوشه چشم اشارهکردن) و از جمله صنایع معنوی بدیع است که در آن نویسنده یا گوینده در ضمن نوشتار یا گفتار خودش به آیه، حدیث، داستان یا مثل معروفی اشاره داشته باشد.
(صفحه ۳۲۸، فنون بلاغت و صناعات ادبی، جلد دوّم)
شعرهای ژولیده سرشار از تلمیحات وحیانی و قرآنی است. این امتیاز بدان خاطر است که شاعر تربیتیافته مکتب اسلام و قرآن است و دانشآموخته دانشگاه اهلبیت (علیهمالسلام). علاوه بر این، نشانۀ آشنایی نسبی شاعر با تاریخ، فرهنگ و علوم و معارف اسلامی است.
برای نمونه تنها به ابیاتی برگزیده از غزلهای ژولیده که آمیخته با تلمیحات اسلامی و قرآنی است اشاره میکنیم و میگذریم:
ز سعی هاجر است و از خودی، بیگانه گردیدن
که زیر پای طفلی، چشمهساری میشود پیدا
(گلبانگ عشق، فصل بهار، ص 22)
به جرم بستن تهمت به دامن یوسف
قضا کشید به دریوزگی زلیخا را
(همان، ص 24)
از قناعت، حلقه در گوش سلیمان میکند
هر که سازد پیشه خود، خط و مشی مور را
(همان، ص 34)
از سگ اصحاب کهف، در بندگی کمتر مباش
تا کنی ویران به خوابی، کاخ دقیانوس را
(همان، اصحاب کهف، ص 35)
چون عقیل از حد خود، پا را فراتر مینهد
میگذارد در کف او، آهن تفتیده را
(همان، جام بلا، ص 42)
مردمگرایی
و مخاطباندیشی
ژولیده در شعر لهجهای کاملاًً مردمی داشت و همین رمز موفقیت او بود، چنانکه شاعر این محبوبیت و مقبولیت مردمی را بعد از مرگ خویش پیشبینی کرده و گفته بود:
هر بنایی کهنه گردد، میشود قدرش عزیز
ارزشاشعار من، از بعد من پیدا شود
(گلبانگ عشق، لطف حق، ص 149)
و باز در غزلی دیگر به ماندگاری خود اشاره میکند و میگوید:
چون پسند خلق گردد، شعر شاعر ماندنی ست
گر صدف گردد پذیرا، قطره گوهر میشود
(همان، تکبیر بیداری، ص 151)
اشعار ژولیده سرشار از ضربالمثلها و تعابیر و واژگان مردمی است و زبان او در شعر، زبان ساده و صمیمیمردم کوچه و بازار. به همین خاطر است که شعر ساده و بیتکلف او در ذهن و زبان مردم اهل دل خوش مینشیند و مقبول خاطر بزرگ و کوچک قرار میگیرد.
در ابیات انتخابی زیر، لهجه ساده، صمیمی و مردمی ژولیده به خوبی قابل لمس است. زبانی که در بطن فرهنگ مردم کوچه و بازار ریشه دارد، زبانی سرشار از ضربالمثلها و تکیهکلامهای عامیانه و مردمی که موید توانایی شگفت شاعر در استفاده از صنعت معنوی «ارسال المثل» نیز میباشد:
در این سرای دو در، سرسری، سری متراش
که سرسری ست سراسر، سرای هیچ،ای هیچ!
(اشاره به ضربالمثل: سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی)
گذشت آب از سرت ای قطره! دریا را چه خواهی کرد؟
به غفلت رفت امروز تو، فردا را چه خواهی کرد؟
(اشاره به ضربالمثل: آب که از سر گذشت، چه یک نی، چه صد نی)
روزگاری گر به کامت گشت، چرخ روزگار
باد در غبغب میفکن، ورنه خوارت میکند
(اشاره به اصطلاح عامیانه و ضربالمثل باد در غبغب انداختن است)
خواندن یاسین به گوش ابلهان از ابلهی ست
قدر دانش در بر نادان، تنزل میکند
(اصطلاح عامیانه یاسین در گوش خر خواندن؛ کنایه از کار بیحاصل کردن و رنج بیهوده بردن است)
مدعی گوید که با یک گل نمیگردد بهار
من گلی دارم، که عالم را گلستان میکند
(اشاره به ضربالمثل: با یک گل بهار نمیشه)
سخن آخر
در باره احوال و آثار ژولیده نیشابوری سخن برای گفتن بسیار است. امید آنکه این نوشتار مقدمهای برای ورود اهل ادب به حوزه «ژولیدهپژوهی» باشد. چرا که شاعرانی همچون ژولیده که بهخاطر برخورداری از ارزشهای مردمی، در چشم و دل مردم مینشینند و در ذهن و زبان مردم جا باز میکنند، استحقاقی بیشتر از این دارند. با سلام و درود به روح پرفتوح ژولیده نیشابوری، این یادداشت را با غزلی عاشورایی از او به پایان میبرم:
الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم
نه تنها سر، برایت بلکه از سر بهتر آوردم
پی ابقایِ قَد قامَت، به ظهر روز عاشورا
برای گفتن اللهاکبر، اکبر آوردم...
علی را در غدیرخم، نبی بگرفت روی دست
ولی من روی دست خود، علی اصغر آوردم
اگر با کشتن من دین تو جاوید میگردد
برای خنجر شمر ستمگر، حنجر آوردم
برای آنکه قرآنت نگردد پایمال خصم
برای سُمّ مرکبها، خدایا پیکر آوردم
علی، انگشتر خود را به سائل داد اما من
برای ساربان انگشت با انگشتر آوردم...
من «ژولیده» میگویم، حسینبن علی گفتا:
الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم