کد خبر: ۱۶۹۴۳۶
تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۲:۲۲

روضه حضرت عباس‌(ع)(به جای گفت و شنود )




این روزها که غم شهادت سید‌الشهدا حضرت ابا‌عبدالله‌الحسین علیه‌السلام و یاران باوفایش را بر تارک دارد، ستون گفت و شنود را دیگرگونه می‌نگاریم و به مرثیه‌ای از شاعر متعهد کشورمان جناب آقای حسن لطفی در سوگ حضرت ابوالفضل‌العباس علیه‌السلام اختصاص می‌دهیم؛
علقمه موج شد، عکسِ قمرش ریخت به هم
دستش افتاد زمین، بال و پرش ریخت به هم
تا که از گیسویِ او لختۀ خون ریخت به مشک
گیـسویِ دختـرکِ منتـظرش، ریخت به هم
تیـر را با سـرِ زانـوش کشیـد از چشـمش
حیف از آن چشم، که مژگانِ ترش ریخت به هم
خواهرش خورد زمین، مادرِ اصغر غش کرد
او که افتاد زمیـن، دور و برش ریخت به هم
قبـل از آنیـکه بـرادر بـرسـد بـالیـنش
پـدرش از نجف آمـد، پدرش ریخت به هم
به سـرش بـود بیـاید به سـرش، ام‌بنـین
عوضش فاطمه آمـد به سرش ریخت به هم
کِتـف‌ها را کـه تکان داد، حسیـن افتـاد و
دست بگذاشت به رویِ کمـرش، ریخت به هم
خواست تـا خیمه رساند، بغـلش کـرد، ولی
مـادرش گفت به خیـمه نبرش، ریخت به هم
نـه فقط ضـرب عمـود آمـد و ابـرو وا شد
خورد بر فرقِ سرش، پشتِ سرش ریخت به هم
تیـر بود و تبـر و دِشـنه، ولـی مـادر دید
نیزه از سینه که ردّ شد، جگرش ریخت به هم
بـه سـرِ نیـزه ز پهـلو سرش آویـزان بود
آه بـا سنگ زدنـد و گـذرش ریخت به هم