معنی و مفهوم مودت اهل بیت(ع)(خوان حکمت)
در ايام ولايت، تولّي ذوات قدسي ائمه(ع) و تبرّي از دشمنان اينها لازم است. ما مادامي پيرو اينها خواهيم بود که به اينها علاقهمند باشيم؛ اما اين علاقه يک وقت در حدّ محبت است که نيمهراه است؛ يک وقتي در حدّ مودّت است که پايان راه است. اين مودّت اجر رسالت است که ذات أقدس اله در قرآن کريم به رسولش فرمود به مردم ابلاغ بکن: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَهًْ فِي الْقُرْبى»؛[1] اجر رسالت که عمل به رسالت است در مودّت اهلبيت است. اين مودّت باعث ميشود که انسان به ولايت اينها معتقد ميشود، اولاً؛ احکام و حِکَم اينها را فرا ميگيرد، ثانياً و آنچه ياد گرفت عمل ميکند، ثالثاً و آنچه عمل کرد با بنان يا بيان تدوين و تحقيق ميکند، خامساً و تبليغ ميکند، سادساً و مانند آن. اين وظيفه ماست.
عمده آن است که ذات أقدس اله به رسولش دستور داد اجر رسالت، مودّت اين خاندان است: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهًْ فِي الْقُرْبى». دوستي اهلبيت يک امري است که خيلي تبليغ نميخواهد، خيلي تعيين و تبيين نميخواهد، ممکن نيست کسي علي(ع)، امام حسين(ع) و ساير ائمه(ع) را بشناسد و به اينها علاقهمند نباشد. اين علاقه به اميرمؤمنان و ساير ائمه مزد رسالت نيست. در آيه فرمود: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهًْ فِي الْقُرْبى»؛ اين «فِي الْقُرْبَي» مفعول واسطه براي مودّت نيست، چون اين ظرف، ظرف لغو نيست، وگرنه کيست که علي را بشناسد و دوست او نباشد. کيست که حسين بن علي را بشناسد و به او علاقهمند نباشد؟ شما ببينيد اين کليميها در شبهاي تاسوعا و عاشورا دنبال نذري ابوالفضل هستند. اين مقدار از مودّت منظور آيه نيست. اين «فِي الْقُرْبَی» مفعول واسطه براي مودّت نيست که اين ظرف بشود ظرف لغو. اين ظرف، ظرف مستقر است. «إِلاّ الْمَوَدَهًْ» «المستقِرَهًْ»، «فِي الْقُرْبَي».
هر ظرف که او حال و صفت يا خبر است
البتـه مـدان لغـو کـه او مستقـر اسـت
اين ظرف مستقر معنايش اين است که آن دوستي پايدار و مستمر، اجر رسالت است؛ دوستي عادي را ديگري هم دارد. «إِلاّ الْمَوَدَهًْ» «المستقِرَّهًْ» «فِي الْقُرْبَي». اگر آدم دارای مودّت مستقر در اهلبيت بود، جا براي دوستي چيزي ديگر نيست. مگر انسان چند تا قلب دارد؟
یک دل، جای دو محبوب نیست
در سوره مبارکه «احزاب» فرمود بفهم ای انسان! آن کسي که تو را آفريد بيش از يک دل به تو نداد و در يک دل هم بيش از دو محبوب نميگنجد: «مَّا جَعَلَ الله لِرَجُلٍ مِن قَلْبَينِ فِي جَوْفِهِ»،[2] اين را آنکه به ما داد به ما گفت بفهم که بيش از يک دل نداري و در يک دل هم جاي دو تا محبوب نيست. اگر مودّت اهلبيت آمد در دل نشست، نمیشود انسان مال را دوست داشته باشد در راه آن اختلاس يا نجومي بکند. يا بخواهد ـ خداي ناکرده ـ راه ديگران را ببندد يا بيراهه برود که نميشود. فرمود اجر رسالت دوستي خالص صد درصد مستقر است. اگر دوستي مستقر آمد ديگر جا براي غير نيست. وگرنه شما کسي را ميشناسيد روي کره زمين که علي بن ابيطالب را بشناسد و دوست او نباشد؟ حسين بن علي را بشناسد و دوست او نباشد؟ ولو کافر!
بنابراين آن مودّتي که اجر رسالت است، مودّت مستقره است نه مودّت مستودع. مودّت مستقر جا براي غير نميگذارد.
اگـر دل ز يـاد تـو غافـل نشينـد
خـدنـگ بـلا بـر دلِ دل نشينـد[3]
اگر چنانچه يک وقت اين دل غافل از ياد خدا بود، آن دل در واقع دل نيست.
«دِه بود آن نه دل که اندر وي اسب و فلان باشد و فلان و فلان».[4] اگر ما مودّت مستقره داشتيم، اين دل يکسان در پيشگاه اهلبيت خاضع است، نه بيگانه را راه ميدهد نه پريشانانديش است و نه دگرانديش است و مانند آن؛ اين اجر رسالت است و اين را ذات أقدس اله از همه ما خواسته است و پيغمبر(ص) هم ابلاغ کرده است و مؤمنان هم از همين راه هم تأمين کردند.
راه دستیابی به مودت مستقره اهل بیت(ع)
براي اينکه ما به اين مودّت مستقره برسيم دستورهاي فراواني دادند، گفتند عالِم بشويد و «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَهًْ»؛[5] اما اين بين راه است، طريق اول است، قدم اول است. اگر کسي عالِم شد تازه در بين راه است، به مقصد نرسيده است. فرمود اين علم نردبان خوبي است: «وَ تِلْكَ الأمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَ مَا يعْقِلُهَا إِلاّ الْعَالِمُونَ؛ و این مثلها را برای مردم میزنیم، ولی جز اهل معرفت و دانش در آنها تعقّل نمیکنند.»؛[6]. اين علم نردبان است، آن کسي که عالم است باید با نردبان علم بالا برود، عاقل بشود تا محبوب و مرضي ما بشود. عاقل را هم وجود مبارک حضرت معرفي کرده که «العقل مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَان وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجنان»[7] عقل آن است که انسان بنده خدا باشد و بتواند بهشت کسب بکند. هيچ کسي از آينده باخبر نيست؛ ولي برابر وعده الهي مردان الهي جايشان را ميبينند و مطمئن هستند.
بنابراين علم هدف نيست، علم وسيله است، نردبان است که انسان با علم به عقل برسد: «وَ تِلْكَ الأمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَ مَا يعْقِلُهَا إِلاّ الْعَالِمُونَ». عالِم ميتواند عاقل بشود، غير عالم توان آن را ندارد که عاقل بشود. عقل مجموع علم و عمل است، اين مجموع و اين جامع برای انساني است که از نردبان بهره صحيح برده است.
بيانات حضرت آيتالله جوادي آملي (دام ظله)
در جلسه درس اخلاق؛ 24/5/98
مرکز اطلاعرسانی اسرا
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
[1]. شوری، 23.
[2]. احزاب، 4.
[3]. اشعار طبيب اصفهانی.
[4]. سنايي، ديوان اشعار، قصيده شماره75؛ «دِه بود آن نه دل که اندر وي گاو و خر باشد و ضياع و عقار».
[5]. كافي(ط ـ الإسلاميه)، ج1، ص30.
[6]. عنکبوت، 43.
[7]. کافي(ط ـ الاسلاميه)، ج1، ص11.
خوان حکمت روزهای یکشنبه منتشر میشود.