کد خبر: ۱۶۳۳
تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۹۲ - ۱۷:۵۲
نگاهی به نمایش «نوای نی نوا»

آنجا که صدا باز می‌ماند،‌حرکت آغاز می‌شود

نمایش «نوای نی نوا» همان طور که از نامش پیداست یک اثر عاشورایی است. مجید ستایش به عنوان نویسنده و کارگردان دست به کار مهمی زده است که در نوع خود کم نظیر و قابل تقدیر است، او با جوانان ناشنوا بیش از هفت ماه تمرین کرده است و نمایشی را به صحنه آورده که کمی و کژی از یک نمایش حرفه‌ای ندارد و با خیلی کارها از این نوع برابری می‌کند.


سیدعلی تدین صدوقی

نمایش «نوای نی نوا» همان طور که از نامش پیداست یک اثر عاشورایی است. مجید ستایش به عنوان نویسنده و کارگردان دست به کار مهمی زده است که در نوع خود کم نظیر و قابل تقدیر است، او با جوانان ناشنوا بیش از هفت ماه تمرین کرده است و نمایشی را به صحنه آورده که کمی و کژی از یک نمایش حرفه‌ای ندارد و با خیلی کارها از این نوع برابری می‌کند.
نمایش از داستان حضرت مسلم(ع) شروع می‌شود، او حکم ماموریت خود را از امام حسین(ع) گرفته و راهی کوفه می‌شود. نمایش از وقایعی که برای مسلم(ع) اتفاق افتاده شروع و تا شهادت حضرت اباعبدالله ادامه یافته و با اسیری اهل بیت علیهما السلام خاتمه می‌یابد. در تمام طول نمایش، ما با حرکت و تصویرسازی‌ها روبرو هستیم، تابلوهایی تصویری که در نوع خود بدیع هستند، بدون شعارزدگی و ادا و اطوار درآوردن. حرکات هم به همین گونه. میزانسن‌ها و حرکات موزون اشقیا و اولیا، به خصوص در هنگام نبرد و جنگ، حرکات آهسته‌ای که تاکید دارد و سریع به حالت معمول برمی‌گردد. حرکات بدن و دست همه بازیگران چه دختر و چه پسر که با توجه به پوشیده بودن صورت‌شان این امر سخت‌تر می‌نماید و باید با حرکات بدن و دست، احساس و تحول در بازی و شخصیت را نشان دهند. بازی خوب بازیگران نقش‌های منفی و به اصطلاح اشقیا، خواندن سرود توسط دختران و پسران با حرکات مخصوص ناشنوایان و به طور کلی باید گفت نمایش در ایجاد ارتباط با مخاطب بسیار خوب و پویا و درست عمل کرده و موفق بوده است. از سویی باید به جنبه روانشناختی کار با ناشنوایان هم توجه کرد که مانند یک سایکودراما عمل کرده و با ایجاد تحرک، نشاط، پویایی، اعتماد به نفس خودباوری و... در کل گروه که همگی به جز یک نفر ناشنوا هستند کاری شگرف انجام داده‌اند و این از عشق و ایمان به کاری که انجام می‌دهند سرچشمه می‌گیرد. اما از همه اینها که بگذریم چند موردی هم هست که باید بدان اشاره کرد، اولا می‌شد که نمایش از ماجرای مسلم شروع نشود و مثلا از ورود کاروان اباعبدالله(ع) به کربلا و مقابله  با امام حسین شروع گردد. این گونه، زمان‌ها نزدیکتر می‌شوند وضرب آهنگ تندتر می‌گردد و به زمان مطلوب‌تری دست خواهیم یافت.مطلب  دیگر اینکه نمایش به اندازه کافی گویاست، دیگر خیلی نیاز به نریشن‌های طولانی ندارد. چرا که اولا ما یعنی مخاطبان اکثر واقعه عاشورا را ریز به ریز می‌دانیم. دوم؛ با نریشن‌گاهی اوقات ارتباط بین مخاطب و گروه بازی منقطع می‌گردد و حس و تمرکز تماشاگران به اصطلاح پاره می‌شود. پیشنهاد دیگر این است که نقطه طلایی پایان نمایش می‌توانست همان جایی باشد که حضرت زینب(س) به پیکر بی‌جان برادر می‌رسد آنجا بهترین نقطه پایان نمایش است. صحنه بعد از آن خیلی محلی از اعراب ندارد و از این‌ها که بگذریم لباس‌ها و موسیقی با کار هماهنگ و همراه بودند، به خصوص موسیقی که به نوعی چون یک مکمل عمل می‌کرد و نورپردازی که روی آن فکر شده بود.
در پایان باید گفت شاهد نمایشی تاثیرگذار، صمیمی و قابل تامل و تعمق به لحاظ تکنیک و جنبه‌های دراماتیک بودیم، به کارگردان و عوامل و گروه بازیگران خسته نباشید می‌گویم و از مدیریت و مسئولان و کارکنان تالار محراب نیز باید تشکر کرد که صمیمانه و خالصانه همه امکانات را در اختیار گروه قرار داده‌اند. این نمایش می‌باید ادامه بیابد و در تالارهای دیگر نیز به اجرا درآید تا همگان و به ویژه مسئولان شاهد باشند که معلولیت محرومیت نیست بلکه فرصت است بلکه ببینند تئاتر چگونه می‌تواند فرهنگ‌ساز باشد و چگونه می‌تواند با همه اقشار و به خصوص معلولان همراه شود و ارتباط برقرار سازد و آنان را به تلاشی مضاعف وادارد که تمام استعدادهایشان شکوفا شود و این یعنی معجزه تئاتر. شاید این گونه مسئولین رده بالا نظر ویژه به تئاتر پیدا کرده و حمایت‌های مادی و معنوی بیشتر و بهتر و مستحکم‌تری از تئاتر و تئاترها و هنرهای نمایشی به عمل بیاورند. تئاتر فقط وسیله‌ای برای پرکردن اوقات فراغت نیست بلکه یک راه است. یک راهکار بی‌نظیر است. یک درمان بدون ضرر و صددرصد  است، اعتمادساز است و اطمینان بخش، زنده است و زندگی‌ساز. ذوق و شوق را زنده می‌کند و خلاقیت را می‌پروراند و خیال را به پرواز در می‌آورد. این تئاتر است که شما را پای نمایش ناشنوایان می‌نشاند بدون آن که یک لحظه فکر کنید آنان که روی صحنه‌اند ناشنوایند. والسلام