کد خبر: ۱۶۳۲
تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۹۲ - ۱۷:۵۱
سینمای استراتژیک

سینمای استراتژیک چیست ؟و چه نسبتی با سینمای سیاسی دارد؟

به طور فشرده باید گفت؛سینمایی که موضوع های استراتژیک را در دامنه ی زمانی بی اندازه، هدف نگاه و دستمایه قرار می دهد سینمای استراتژیک خوانده می شود.

پژمان کریمی

به طور فشرده باید گفت؛سینمایی که موضوع های استراتژیک را در دامنه ی زمانی بی اندازه، هدف نگاه و دستمایه قرار می دهد سینمای استراتژیک خوانده می شود.
حال این پرسش پیش می آید که موضوع استراتژیک چیست و چه مختصاتی دارد؟
موضوع استراتژیک موضوعی است برآمده از  ضروری ترین و مبنایی ترین مسئله و ایده ی یک ملت یا  یک کشور که نه تنها منافع کنونی که هویت ،جایگاه، منافع و خواستهای ملی را در افق بلند آینده دنبال می کند.غایت این نوع سینما ،برجسته سازی و گسترانیدن ارزشهای کلان و سرنوشت ساز  یک ملت و جامعه است.
بطور مثال ؛"انرژی هسته ای" یک موضوع استراتژیک به شمار می آید و یا   "انقلاب اسلامی " یا ""دفاع مقدس".
هنگامی که ابزار سینما به سوی موضوع های استراتژیک می رود،می توان امید داشت که موضوع هدف دستمایه  بصورت روشن و عمیق در قاب نگاه و در بستر درک مخاطب جای گیرد.زیرا ذات سینما جذاب و موثر است و در نتیجه محمول یا مضمون و محتوای آن نیز به شرط پرداخت خلاقانه ،براحتی از سوی دریافتگر یا مخاطب ،درک و فهم می شود.
بنا به ذات، سینمای استراتژیک هم از حیث مفهومی هیئت" سینمای سیاسی" دارد و هم اعتبار" سینمای ملی "!
زیرا - چنان که اشاره آمد- دربرگیرنده ی مسئله و ایده ی یک ملت و جامعه است و لاجرم و بالضروره مولفه های ملی و مردمی را داراست.
بحث سینمای استراتژیک را می توان در همان سالهای نخست پیدایی سینما رد گیری کرد.در همان سالها که دیوید .و.گریفیث " جهود ،"تولد یک ملت "را ساخت تا  سفیدپوستان را بر رنگین پوستان تفوق دهد و ارزش اشغالگران سرزمین آمریکا به رخ بومی ها و سایر ملتها کشیده شود.در این مرحله باید پرسید:سینمای ایران چه؟آیا سینمای ما بعدی یا جلوه ای از سینمای استراتژیک است؟آیا اصلا هنرمندان میدان هنر هفتم ما به ضرورت پاگیری و اصل چنین سینمایی قائل اند؟آیا چون اجنبیان و خاصه جهودان ،هنرمندان ما توانسته اند نسبتی با  سلاح کارآمد سینما  و موضوع های استراتژیک برقرار کنند؟باید به روشنی اذعان کرد چیزی به عنوان سینمای استراتژیک وجود ندارد.فیلمهایی هست   مانند "جنگ نفت کشها"(محمد بزرگ نیا)،توفان شن" (جواد شمقدری)،"ملکه"(محمد علی باشه آهنگر) و ...اما وجود چند فیلم که با اغماض تعدادشان به 50عنوان هم نمی رسد، به معنای داشتن سینمای استراتژیک نیست.نداشتن تعهد لازم، نداشتن بصیرت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی ،نداشتن قدرت تحلیل ،مدیریت سترون و کاهل و به دور از حساسیت به هنگام و تدبیر سیاسی – فرهنگی ، چهار دلیل نداشتن سینمای استراتژیک است.با این وصف؛آیا می توان به پاگرفتن سینمای پیشرو و بالنده و کارآمد برای گسترانیدن ارزشهای ملت ایران و مانع استحاله فرهنگی ، خوش بین شد؟
پاسخ روشن است!