نگاهی به چالشهای پیشروی مجموعههای تلویزیونی( بخش نخست)
خواست مردم:سریالهایی با محتوای اسلامی- ایرانی(گزارش روز)
ایرج نظافتی
بهبود: جان نقی اصلا رودربایستی نکنیها، میخوای زنگ بزنم دامپزشکی، اداره محیطبانی بگم بیان یک واکسن هاری، چیزی به تو بدن؟!
نقی: رمبو شدی؟ من میخوام بدونم این دسته بیلی که دادن دست جنابعالی آیا ضامن نداره که دست تو گذاشتی رو ماشه تررررررر!
بهبود: یکی از شبا که من طبق روال همیشه داشتم در جنگل گشتزنی میکردم، یک دفعه دیدم که صدای یک خسخسی وسط بوتههای جنگل به گوش من میرسید، خوب که دقت کردم دیدم یه دو چشم زیبای عسلی...!
- پلنگ بود؟
بهبود: پلنگ بود دیگه... پس آنجلیکا جلینا بود؟! پلنگ بود برادر من!
نقی: من در منزل داماد سکونت دارم، هیچ داغی بزرگتر از این نیست، دارم به قهقرا میرم؛ فقط بذارید برم من!
آنچه خواندید دیالوگهایی از مجموعه تلویزیونی پایتخت3 بود که در نوروز 93 از رسانه ملی پخش شد.
یکی از مباحث مهمی که باید در محافل کارشناسی مورد تحلیل و آسیبشناسی صاحبنظران قرار بگیرد بررسی کمی و کیفی مجموعههای تلویزیونی است.
امروز متأسفانه با این واقعیت غیرقابل انکار روبهرو هستیم که بیشتر سریالهای تلویزیونی که از رسانه ملی پخش میشود نمایش تجملگرایی و نشان دادن زندگیهای مرفه است؛ به گونهای که در اغلب مجموعههای تلویزیونی زندگیهای آنچنانی در مجللترین خانهها تبلیغ میشود و در واقع نمایش گرانقیمتترین سرویس منزل و ماشین و زندگی به سبک غربی است و از سبک زندگی اسلامی- ایرانی خبری نیست. از طرفی هم سریالهایی که به نوعی با عامه مردم ارتباط برقرار میکنند از حمایتهای آنچنانی برای تداوم چنین مجموعههایی برخوردار نیستند.
به عنوان مثال سریالی همچون پایتخت، نمایشی از همدلی و همبستگی خانواده ایرانی اسلامی است و از درون قشر متوسط و پایین جامعه سخن میگوید و در عین سادگی و صمیمیت، طنز و جدی را توأمان به همراه دارد و مخاطب ایرانی را تا پایان نمایش پای تلویزیون نگه میدارد، و در مقابل برخی دیگر از سریالها همچون «ستایش» نمایشی از تجملگرایی و زندگیهای آنچنانی را پیش روی مخاطب قرار میدهد. در گزارش امروز و فردای کیهان به آسیبشناسی برخی مجموعههای تلویزیونی و دلایل مخالفت یا موافقت با بعضی از سریالها خواهیم پرداخت. همراه ما در این گزارش باشید.
اضطراب و استرس در سریالها
مردم در واقع اصلیترین مخاطب مجموعههای تلویزیونی هستند و مسئولان مربوطه در وهله اول باید خواست عمومی مردم را در ساخت سریالها مدنظر قرار دهند.
صدیقه رحمتی کارمند یک دستگاه فرهنگی معتقد است: «اغلب سریالهای تلویزیونی نمایش تجملات زندگیهای آنچنانی است که از اول تا آخر سریال به مردم اضطراب و استرس وارد میکند و دست آخر هم با یک طلاق یا فرار یکی از اعضاء خانواده و یا دستگیری فرد دیگری به پایان میرسد.»
وی مشخصا سریال «ستایش» را مثال میزند و میگوید: «در این سریال علاوه بر نمایش تجملات آنچنانی و زندگیهای مرفه، پسر حشمت فردوس دو تا زن داشته تازه به دنبال زن سوم میگردد! و یا در قسمتهای دیگر، پدر خانواده نه تنها هیچگونه نظارتی بر دختران دمبخت خود ندارد بلکه آنها را به در منزل دوست پسرشان میبرد تا در پارتی شبانه شرکت کنند!»
وی ادامه میدهد: «حال پسر نوجوان من هم چنین سریالهایی را از تلویزیون خودمان میبیند، آیا به راستی نمایش چنین سریالهایی بدآموزی ندارد و آیا همین سریالها دنبالهرو سریالهای برخی شبکههای ماهوارهای غربی نیست؟!»
خانم رحمتی به سریال پایتخت اشاره میکند و میگوید: «سریال پایتخت خیلی به مردم نزدیک شد و همه آن را دوست داشتند و از قشر پایین جامعه شروع کرد و نمایش تجملات نبود.»
محسن رستمیان، دبیر آموزش و پرورش میگوید: «بسیاری از سریالها حرفی برای گفتن ندارند و حتی برخی هم بدآموزی دارند.»
وی میگوید: «در برخی سریالها طرف 7، 8 نفر نوکر و پرستار و راننده دارد و یا به مسایل تجملگرایی میپردازد و حتی برخی سریالها طوری بدآموزی دارد که نکات مثبت در آن اصلا دیده نمیشود.»
مردم مازندران در انتظار پایتخت 4
برای اطلاع از دیدگاه مردم شمال کشورمان درباره مجموعههای تلویزیونی و مشخصا سریال پایتخت که به معرفی فرهنگ مازندران میپرداخت با همکاری دفاتر نمایندگی کیهان در استان مازندران دیدگاه برخی از مردم و نخبگان استان را در این باره جویا شدیم.
جمشید گرائیلی، خبرنگار کیهان در قائمشهر میگوید: «اکثر مردم مازندران سریال پایتخت را پسندیدند چون آداب و رسوم و فرهنگ مازندران را به زیبایی به تصویر کشیده بود خصوصا سادگی، صمیمیت و مهماننوازی مردم این خطه، از همه مهمتر در معرفی ظرفیتهای ورزشی و خصوصا کشتی مازندران نقش بسیار موثری داشت.»
خبرنگار کیهان در قائمشهر در ادامه تصریح میکند: «دراین مجموعه تلویزیونی هیچگونه توهینی به مردم وجود ندارد و یک اثر بسیار زیبا و تأثیرگذار در مقایسه با دیگر سریالهای نوروزی امسال بود.»
ملکمحمدی از ساکنان شیرگاه در مازندران که راننده تاکسی است معتقد است سریالهای تلویزیونی باید از آپارتماننشینی بیرون بیاید و به شهرستانها هم توجه کند. الآن اغلب سریالها را در داخل یک آپارتمان میسازند و نه تنها جذابیت ندارد بلکه در برخی مواقع بدآموزی دارند.»
باقر احمدی، کارمند اداره پست در ساری هم به گزارشگر کیهان میگوید: «صدا و سیما باید از طریق سریالهای تلویزیونی به معرفی فرهنگ شهرهای مختلف کشور بپردازد. به عنوان مثال در این چند سالی که مجموعه پایتخت پخش شده در معرفی فرهنگ و آداب و رسوم مازندران و گلستان به سایر مردم کشورمان خیلی نقش داشته است و امیدواریم از این دست سریالها ادامه داشته باشد، ما منتظر پایتخت 4 هستیم.»
جعفر سلیمانزاده، کارمند و اهل مشهد مقدس اما در شهر ساری مخاطب سؤال گزارشگر کیهان قرار گرفته، میگوید: «در کشورمان فرهنگها و خرده فرهنگهای فراوانی وجود دارد که رسانه ملی باید به معرفی آنها بپردازد، مثلا در سریال پایتخت که به معرفی فرهنگ مازندرانی پرداخته شد با زیبایی خاص فرهنگ و گویش مشهدی هم با آن درآمیخته شد - اشاره به نقش اوسموسی- که چنین کارهایی باید ادامه یابد.»
حسن خالقی، کارمند شهرداری و از دیگر اهالی مازندران معتقد است:«سریال پایتخت در معرفی صفاو صمیمیت خانوادههای مازندرانی خیلی موثر بوده و توانسته در دل مردم جا باز کند، علتش هم این بود که در این اثر مثل برخی سریالها به زندگیهای تجملاتی پرداخته نشد بلکه در عین سادگی فرهنگ خطه شمال را معرفی کرد.»
غلامرضا نوروزی دارای شغل آزاد در رامسر میگوید: «یکی از نقاط قوت سریال پایتخت این بود که احترام به تکتک اعضاء خانواده در آن نمود عینی داشت و مثلا نسبت به پسرخاله خود تعصب داشتند و یا اینکه بنا به دلایلی دو ماه در منزل دامادشان سکنی گزیدند که اینها همه از فرهنگ اسلامی و ایرانی نشأت میگیرد.»
توجه به دغدغههای مقام معظم رهبری
خانم دکتر لاله افتخاری، نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس به گزارشگر کیهان میگوید: «تهیهکنندگان و کارگردانان باید در ساخت سریالها دغدغههای فرهنگی مدنظر رهبر معظم انقلاب را مدنظر قرار دهند تا اثر ارائه شده آنها هم نسخه شفابخش برای مردم باشد، هم نیاز مخاطب را پاسخ دهد و هم ما را از پیروی فرهنگ منحط غرب باز دارد.»
این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس میگوید: «در سریالها نشان دادن خانههای مرفه اشکالی ندارد ولی باید در کنار آن نشان داده شود که در زندگیهای حداقلی هم افراد میتوانند با صداقت و عشق و ایثار زندگی کنند که به نظر من در بین سریالهای نوروزی «پایتخت 3» اینگونه بود.»
نگاهی متفاوت!
«چرا هما زن نقی در سریال پایتخت گویش تهرانی صحبت میکند و عقل کل است و با فرهنگتر نشان داده میشود اما مابقی افراد اینگونه نیستند؟! این توهین به فرهنگ مازندران است!»
این نگاه انتقادی رمضان شجاعی کیاسری، نماینده مازندران در مجلس به سریال پایتخت است.
وی در ادامه گفتوگویش با گزارشگر کیهان میگوید: «کدام قهرمان است که ده پاکت غذای حیوان خانگی را به او میدهند و متوجه نمیشود؟»
- خب طنز است آقای شجاعی.
- بنا نیست به نام طنز همه ارزشهای مردم را به تمسخر گرفت، این سریال توهین به مازندران بود. شما که بچه غرب کشور هستید اگر سریالی علیه فرهنگ شما بسازند ناراحت نمیشوید؟ به او میگویم: آیا نباید شما به عنوان یک عضو کمیسیون فرهنگی در فرهنگسازی و بالابردن ظرفیت جامعه در پذیرش طنز در سریالها نقش داشته باشید؟ میگوید: «اگر کسی بخواهد در این زمینه نظر بدهد قطعا فقط من هستم! چون 10 سال مدیرکل صدا و سیما بودم! و با فیلمنامهنویسی آشنا هستم و این سریال به مردم مازندران توهین کرد!»
- آیا این نگاه شما یک نگاه شخصی و سلیقهای نیست؟ چون مردم این نگاه شما را ندارند و حتی دفاتر نمایندگی ما در استان مازندران هم در گزارشهای ارسالی خود از استقبال مردم از سریال پایتخت حکایت دارد و نظرسنجی صدا و سیما هم نشان میدهد بالای 90 درصد مردم مازندران از این سریال رضایت دارند.
نماینده مازندران در پاسخ میگوید: «قشرفرهیخته و نخبه استان اعتراض داشتند.»
به نماینده مازندران میگویم: «گزارشی داشتیم مبنی بر اینکه برخی نمایندگان مازندران با بخشهایی از مدیریت صدا و سیما اختلاف دارند و همانها عدهای را بردند در مقابل استانداری ساری به نام اعتراض به سریال پایتخت علیه آقای ضرغامی شعار بدهند و سپس آقای نماینده پس از تجمع آن افراد در جمعشان سخنرانی کند و جار و جنجال رسانهای علیه رسانه ملی راه بیندازند، آیا این موضوع صحت دارد؟
شجاعی کیاسری میگوید: «نهخیر، من خودم عضو شورای نظارت بر صدا و سیما هستم و تعامل خوبی دارم و کارشناس این کار هستم! من معتقدم بخشی از این سریال دچار اشکال بوده و توهین به مردم مازندران است.»
این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در ادامه میافزاید: «البته در نکات ارزیابی مثبت درباره سریال پایتخت نوشتم که تحکیم و ارتباطات صحیح بین خانواده خوب بود و یا به بحث محیط زیست خوب پرداخته شد اما توهینهایی هم شد که قابل اغماض نیست.»
هیچ توهینی نشد
««پایتخت» سریالی متفاوت، خوش فرم، مطلوب، جا افتاده و به درد بخور بود، اینکه بگوییم این سریال مازنیها را به عنوان افرادی ساده با فرهنگ پایین معرفی کرده اشتباه بزرگ و نگاهی غیرکارشناسانه است.»
این سخنان حجتالاسلام والمسلمین رحمان محقق از روحانیون حزباللهی و از نخبگان فرهیخته در استان مازندران است که در گفتوگو با گزارشگر کیهان مطرح میکند.
این کارشناس فرهنگی میگوید: «کارگردان در این سریال محور خانواده را خیلی خوب درآورده بود یا احترام به پدر و مادر و مسائل عاطفی و احساسی در رتبه اول و پول در مرحله بعد قرار داشت، حتی بنده معتقدم نه تنها توهین به مازنیها نبود بلکه توهین به تهرانیها بود، چون اصل و اساس این سریال برخلاف بسیاری از سریالهای دیگر، ریشه عاطفی داشت، یعنی وقتی خانواده را به تهران آوردند خانواده تهرانی یک خانواده بیقید و بند و از هم گسسته و در هم تنیده بود که اصلا برادرهای تهرانی با هم ارتباطی نداشتند و هر کدام به فکر منافع مالی خود بودند اما خانواده مازندرانی کاملا خانوادهای پیوسته باصفا و صمیمیت مازنی بودند که حتی فرد غریبهای مثل اوس موسی را چند ماه تیمار کردند.»
وی از دو زاویه به مقوله طنز میپردازد و میگوید: «اول اینکه معمولا کار طنز در برخی سریالها به سمت لودگی و ابتذال میرود اما در این سریال هیچگاه چنین نبود. در ثانی احساس میکنم کارگردان، بازیگران و نویسندگان و عوامل این سریال مدت زیادی با فرهنگ و آداب و رسوم و حتی نوع گویش با مازندرانیها کار کردهاند که اینقدر به فرهنگ مازنی مسلط بودند و حتی میدانستند که چه تکیه کلامی را به کار ببرند.»
جار و جنجال خیابانی علیه رسانه ملی!
یک کارشناس فرهنگی به کیهان میگوید: «در قضیه پخش سریال پایتخت 3، دستهای پیدا و پنهانی در تلاش بود تا مردم مازندران را به بهانه اعتراض به این مجموعه تلویزیونی به خیابانها بکشاند و اگر نبود هوشیاری دستگاههای امنیتی و نیروهای بسیج و امت حزباللهی این استان، قطعا بازیگردانان پشت صحنه این ماجرا جار و جنجالی را علیه رسانه ملی و نظام اسلامی در ساری به راه میانداختند.»
سخنان قابل تامل مدیر شبکه یک سیما
برای پی بردن به حقایق موجود در پس پرده سریال پایتخت 3 با مهندس مهدی فرجی، مدیر شبکه یک سیما گفتوگو کردیم.
وی تصریح میکند: «در جریان پخش سریال پایتخت 3 در نوروز امسال متاسفانه تلاشهایی دیده شد تا مردم را در استان مازندران علیه رسانه ملی بشورانند و همین امر سبب گردید تا عوامل این سریال از ادامه کار دلسرد شوند.»
مدیر شبکه یک سیما در ادامه میگوید: «طبق نظرسنجی که از خود مازندران انجام شد، بالای 90 درصد مردم این استان از سریال پایتخت رضایت داشتند و همین امر نشان میدهد افراد معدودی که به اسم معترض به خیابانهای ساری آورده شدند اهداف دیگری را دنبال میکردند!»فرجی میافزاید: «در ساخت مجموعههای تلویزیونی در سراسر دنیا با این واقعیت روبه رو هستیم وقتی سریالی در بین مردم محبوبیت پیدا میکند و دارای شناسنامه میشود باید آن موقعیت را به احترام مردم حفظ کرد و آن را ادامه داد، چرا که مردم دوست دارند شخصیتهای آن اثر را دنبال کنند. در سریال پایتخت هم معیارهای فرهنگ اسلامی- ایرانی در آن کاملا نمود عینی داشت. از احترام به والدین، اینکه خانواده اصلی سریال مؤمن و اهل حلال و حرام بودند و خیلی همبستگی داشتند و از همه مهمتر، به یکی از مباحث مهمی که ریشه در فرهنگ بومی استان مازندران داشت یعنی کشتی پرداخته شد، چون مازندران را پایتخت کشتی جهان میشناسند و با این رشته ورزشی غرور ملی ایرانیان را به نمایش گذاشتیم و درست روز 12 فروردین پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی را بر فراز پرچم آمریکا و دیگر کشورها به اهتزاز درآوردیم که همه این مسائل حساب شده و براساس نگاههای بسیار دقیق کارشناسی بود و همچنان که خود مردم مازندران تصریح میکنند، این سریال به دنبال توهین به مردم نبود.»
مدیر شبکه یک به ذکر خاطرهای میپردازد و میگوید: «در همان ایام نوروز آقای دبیر که از قهرمانان کشتی کشورمان است به من گفت که در یکی از روزها به آقای سوریان- قهرمان کشتی- زنگ زدم و به شوخی به ایشان گفتم مردم آنقدر که نگران کشتی نقی هستند و تحت تاثیر این سریال قرار گرفتهاند، به همان میزان نگران کشتی ما نبودند!»
مدیر شبکه یک سیما تاکید میکند که اگر شرایطی فراهم باشد و مردم هم حمایت کنند امکان ادامه این سریال وجود دارد چون عوامل این مجموعه تلویزیونی هم ایده آن را دارند و هم توان ادامه کار را بهتر از قبل و با رفع ایرادات قبلی دارند. فرجی اظهار امیدواری میکند که پایتخت 4 در نوروز 94 بدون حاشیه باشد و دلسردی عوامل این سریال برطرف شود.