کد خبر: ۱۵۸۴۹۳
تاریخ انتشار : ۳۰ فروردين ۱۳۹۸ - ۲۱:۴۶

پاکسازی جهادی و انقلابی اخلالگران فرهنگی در ورزش

در کنار اتفاقات مثبت و امیدوارکننده‌ای که در محیط ورزش کشورمان، رخ می‌دهد و باعث خوشحالی و خرسندی علاقمندان می‌شود، متأسفانه به شکلی ملموس و غیرقابل انکار هم شاهد برخوردها و رفتارهایی در این حوزه و خاصه در رشته‌های پرطرفداری مثل فوتبال هستیم که بیش از هر چیز از کمرنگ شدن ارزش‌های اخلاقی و پهلوانی و به بیانی دیگر کم توجهی به موضوع و مسئله مهم و اساسی به نام «فرهنگ» در حوزه ورزش حکایت دارد.


سرویس ورزشی-

البته ما می‌دانیم که معضلات فرهنگی و گرفتاری‌های اخلاقی یکی از مهم‌ترین مسائلی است که کلیت جامعه ما با آن درگیر است و تنها به حوزه ورزش منحصر نمی‌شود. سال‌های سال است که بدخواهان این آب و خاک سرفراز به این تجربه و نتیجه رسیده‌اند که برای در افتادن با این مردم و این کشور، بهترین میدان، میدان جنگ نرم است و مهم‌ترین موضوع در این میدان هم «فرهنگ» است و بنابراین به شکل و شیوه‌های مختلف و با پیشرفته‌ترین روش‌ها و تکنیک‌ها و استفاده از قوی‌ترین ابزارها- علی‌الخصوص رسانه‌ها- به فرهنگ این کشور و باورها و اعتقادات مردم که سازنده و مقوم فرهنگ اصیل هستند هجوم و تاختن آغاز کرده‌اند و... که این داستان مفصل و موضوعی بسیار مهم و حیاتی است که پرداختن به آن، کار این قلم و این نوشته نیست، همین بس که بدانیم در این باره سال‌هاست جنگی تمام عیار بپاست که هر چه زمان بیشتر می‌گذرد و جلوتر می‌رویم شدت و در عین حال ظرافت بیشتری به خود می‌گیرد و هوشیاری و بیدارباشی همگان به ویژه نهادها و تشکیلاتی را که صفت فرهنگی را یدک می‌کشند و در عرصه این نبرد، نقش دیده‌بان و رزمنده مستقیم و رویاروی را بازی می‌کنند، می‌طلبد.
طبیعی است که ورزش هم مثل دیگر حوزه‌ها و عرصه‌ها، از این تهاجم مصون و در امان نبوده، و اتفاقاً برخلاف بعضی دستکم‌گیری‌ها و جدی‌نگرفتن‌های داخلی، دشمنان آن را سخت جدی گرفته‌اند، چرا که می‌دانند اکثریت مخاطبان اصلی و طرفداران سینه چاک ورزش را نسل جوان تشکیل می‌دهند و برای تهاجم فرهنگی و تبلیغات و القائات و تخریب فرهنگی و نفوذ به جسم و جان آینده‌سازان این مملکت اینجا یکی از بهترین و مناسبت‌ترین میدان‌هاست و بنابراین در اینجا هم از داخل و خارج، ورزش و فرهنگ ورزش را هدف حرکات و اقدامات تخریبی خود قرار داده‌اند.
متأسفانه علیرغم این واقعیت غیرقابل انکار، در یک سنجش دقیق و ارزیابی واقع‌گرایانه، که برای اثبات آن مثال‌ها و نمونه‌های فراوان موجود است، باید گفت وضعیت فرهنگی ورزش نگران‌کننده است و همان طور که بالاتر‌اشاره شد اخبار و اطلاعاتی تقریباً به صورت پیاپی به گوش می‌رسد که با وجود اختلاف در موضوع و تنوع در مکان و زمان جملگی موید این نگرانی و اثبات‌گر این وضعیت نامطلوب هستند.
در همین هفته گذشته شنیدیم و خواندیم که در رشته‌ای مثل فوتبال و پیرامون تیم‌های بزرگ و پرطرفداری مثل استقلال، پرسپولیس، تراکتورسازی، سپاهان و... چقدر مسائل آزاردهنده و حاشیه‌های غیراخلاقی اتفاق افتاده است. حرمت‌شکنی، تهمت زدن، ایجاد جو بدبینی و اتهام و... آن هم درباره تیم‌های بزرگ و از سوی چهره‌ها و افرادی که به هر حال، بخواهیم و نخواهیم، جزو «بزرگترها»ی این ورزش هستند و خیلی از نوجوانان و جوانان به آنان به چشم الگو و تیپ‌های ایده‌آل نگاه می‌کنند. و این اتفاقات نه فقط هفته گذشته که تقریباً هر روز و همیشه، به شکل و با هنرنمایی! افراد و چهره‌های متفاوت، در صحنه فوتبال ما به چشم می‌آید و موجب اذیت و آزار مخاطبان و علاقه‌مندان می‌شود.
البته در حوزه‌ای مثل ورزش با فعالانی پرشور و پرانرژی، به ویژه وقتی پای رقابت و هماوردی و... پیش می‌آید، اتفاق افتادن بعضی مسائل و درگیری‌ها و بگومگوها و... طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است، در همه جا، حتی در پیشرفته‌ترین و حرفه‌ای‌ترین مسابقات هم رخ می‌دهد، اما بعضی از آنچه ما شاهد آن هستیم و چند سالی است که تقریبا هر روز و هر هفته هم اتفاق می‌افتد، به نظر «غیرطبیعی» و «ساختگی» می‌آید و گویی دست‌ها و جریاناتی هستند که عزم خود را جزم کرده‌اند، تا ورزش ایران سامان نگیرد، فوتبال مستعد ایران در مسیر صحیح و فضای سالم و کاری و محترمانه قرار نگیرد و... خلاصه ورزش به ویژه فوتبال ایران به جای ایجاد وحدت همبستگی اجتماعی و ارتقای غرور ملی و افزایش انگیزه و دلگرمی و امید در نزد نسل جوان، آنان را به موجوداتی افسرده و بی‌انگیزه و پرخاشجو و... تبدیل نمایند.
بحث در این باره و تبیین آن مفصل‌تر از این مجال است، اما با توجه به اینکه در این‌باره جز کسانی که خود را به خواب نزده و یا قصد فرار از مسئولیت و پاسخگویی ندارند، شک و تردیدی ندارند، عرض می‌کنیم درباره موضوع فرهنگ، - حداقل در حوزه ورزش- کم‌کاری‌ها و سهل‌انگاری‌های فراوان صورت گرفته است و مدیران و مسئولان ورزش چه امروز و چه در مقاطع و دوره‌های مدیریتی قبلی به این موضوع اهمیت لازم را نداده و چنان در بند نتیجه‌گرایی و برد و باخت اسیر و گرفتار آمده که تهاجمات آشکار و نهان فرهنگی و اخلاقی به حوزه ورزش را یا ندیده، یا آن را جدی نگرفته، سهل است بلکه در بسیاری از موارد به آن مهاجمان پاداش و جایزه و پست‌های مشاورتی و مقام‌های رسمی هم داده‌اند!
به علاوه همان‌طور که گفتیم درباره وضعیت نابسامان فرهنگی- و به تعبیر رهبر انقلاب ولنگاری فرهنگی- اکثر دستگاه‌ها و تشکیلات در حوزه‌های مختلف سال‌هاست به مسئولیت و وظیفه خود عمل نکرده و... درباره ورزش هم وضع همین بوده و هست و متاسفانه دستگاه‌های در ارتباط و ذیربط مثل رسانه‌ها، رادیو و تلویزیون‌، حتی مجلس و قوه قضائیه، دغدغه لازم را نداشته و بر کاروبار ورزش و عملکرد مخرب و حساب شده فرهنگی بعضی جریانات پشت پرده و حتی تاخت و تاز گستاخانه، نوچه‌ها و پیاده نظام آنها، نظارت لازم را نداشته‌اند و... کار به اینجا رسیده است که برای تشریح آن فقط به «وضعیت نگران‌کننده و نزدیک به خطرناک»، اکتفا می‌کنیم. متاسفانه در این باره و طی سال‌های اخیر جریانات مخرب فرهنگی، البته با ژست‌های دلسوزانه و عالمانه و... با نفوذ در بعضی پایگاه‌های حساس به ویژه رسانه‌ها و علی‌الخصوص صداوسیما، به ویژه در تلویزیون ضربات فراوان و لطمات کاری به جسم و جان ورزش زده‌اند و با روش‌های موذیانه و مزورانه به اسم مبارزه با فساد، قبح قضیه را ریخته و‌اشاعه منکرات کرده، به اسم مبارزه با مافیا، خود باندهای مافیایی و اختاپوسی تشکیل داده‌اند، به اسم «ورزش روز دنیا»، به جان ارزش‌ها و حرمت‌‌ها و مفاخر این ورزش افتاده و آنها را تحقیر کرده، به اسم شفافیت و صراحت، وقاحت و نفرت‌پراکنی و تفرقه و بدبینی و... را در ورزش و به ویژه فوتبال دامن زده‌اند و... به اسم آگاهی‌بخشی، ذائقه مخاطب را باب میل خود درآورده و آن را سطحی، احساسی، خودخواهانه کرده، به طوری که همین هفته گذشته دیدیم که درباره حرف‌های خیلی بدیهی و منطقی آقای جعفر کاشانی(که در حد دو دو تا، چهار تا بود) چه حواشی و جنجال‌سازی و بی‌حرمتی‌ها صورت گرفت و... که این داستانی است پر از آب چشم که در این مجمل نمی‌گنجد.
با این حال به مصداق «جلوی ضرر را از هر جا بگیری، نفع است»، جای نگرانی و نومیدی نیست و همتی و اراده‌ای شجاعانه و مدیریتی جهادی و انقلابی لازم است تا ریشه این مفاسد را بخشکاند و دودمان مفسدان و فاسدپروران را به باد دهد. در این باره همگان، وظیفه دارند، اما مسئولیت اصلی برعهده مدیران ورزش و مسئولان فرهنگی در این حوزه است که به خود آیند، موضوع فرهنگ و اخلاق در ورزش را جدی بگیرند، اهمال‌ها و کم‌کاری‌ها و غفلت‌های خود و اسلاف خود را جبران کنند و با کمک و همکاری سایر دستگاه‌ها و تشکیلات مثل صداوسیما، وزارت ارشاد، مجلس، قوه قضائیه و... به پاکسازی و پالایش جدی و جهادی اخلاق و فرهنگ ورزش بپردازند.