ترازوی علم و عالِم در دانشگاهها
طی چهل سال گذشته با افزایش مراکز آموزش عالی و جمعیت تحصیل کرده همراه بودهایم که مدیریت این افراد و برطرف کردن انتظارات و توقعاتشان در زمینه خدمات علمی و پژوهشی در دوران تحصیلی و بعد از آن، میتواند ثبات جامعه و توسعه و پیشرفت کشور را در پی داشته باشد.
مهمترین اهداف هر نظام آموزشی بخصوص مراکز آموزش عالی در هر کشوری اشاعه تاریخ، آداب و رسوم، زبان و دیگر مولفههای فرهنگ به نسلهای بعدی است. البته قابل ذکر است این مولفهها میتواند در زمینههای مختلف فرهنگی از جمله فرهنگ اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و دینی باشد که باعث اجتماعی شدن دانشجویان و جوانان و درونی شدن فرهنگ بطور کلی در افراد میشود. این مهم از جمله مسائلی است که با برنامهریزی جهت ایجاد ارتباط بین دانشگاهها با جامعه و صنعت، میتواند گامی موثر جهت پیشرفت و توسعه و همچنین ثبات جامعه در عرصههای مختلف شود.
از جمله برنامههایی که با پیروزی انقلاب اسلامی در دستور کار قرار گرفت، توسعه مراکز آموزشی بخصوص آموزش عالی و دانشگاهها بوده است. مراکزی که امروزه در کشور ما واحد مستقلی نیستند و به بخش لاینفک جامعه تبدیل شدهاند. بطوری که هرتصمیمی در این مراکز میتواند با ورود دانشجویان و جوانان به جامعه اثرگذار باشد. پس برنامهریزی دقیق جهت ورود جوانان به این مراکز و تناسب محتوای آموزشی با نیازهای صنعتی کشور میتواند ازجمله برنامههایی باشد که مسئولین باید در دستور کار خود قرار دهند.
طبق جدیدترین آمارهایی که منتشر شده است و به گزارش اداره کل روابط عمومی وزارت علوم، امروزه تعداد کل دانشجویان به ۳ میلیون و ۶۱۶ هزار و ۱۱۴ نفر در سال ۱۳۹۷ افزایش یافته است که در طی چهل سال این افزایش جمعیت دانشجویی با میزان رشد حدود 21 برابری از ۱۷۵ هزار و ۶۷۵ دانشجو در سال ۱۳۵۷ به این تعداد دانشجو رسیده است. همچنین تعداد کل دانشگاهها و مراکز آموزش عالی (دولتی و غیردولتی) از ۲۳۲ دانشگاه در سال ۱۳۵۷ و آغاز نظام جمهوری اسلامی، با رشد دوازده برابری به ۲هزار و ۷۲۴ دانشگاه و مرکز آموزش عالی در سال تحصیلی ۱۳۹۷-۱۳۹۶ رسیده است. تعداد اعضای هیئت علمی تمام وقت دانشگاهها و مراکز آموزش عالی(دولتی و غیردولتی) از ۷هزار و ۲۳۱ نفر در سال ۱۳۵۷، به ۸۵ هزار و ۵۹۲ افزایش یافته که رشد حدود ۱۲ برابری را نشان میدهد.
در دوره جدید مرز خاصی میان دانشگاه، صنعت و دولت وجود ندارد. در خيلي از زمينهها به آساني نميتوان حدود مرز نهادهاي مذكور را از يكديگر تميز داد، بطوري كه بخشي از قلمرو دانشگاه، صنعت محسوب ميشود و قسمتي از قلمرو صنعت را دانشگاه ميتوان به حساب آورد. یونسکو در چشمانداز جهانی آموزش عالی براي قرن بیستویکم، دانشگاههاي نوین را اینگونه تعریف میکند: جایگاهی است که در آن مهارتهاي کارآفرینی در آموزش عالی به منظور قابلیتهاي دانشآموختگان و براي تبدیل شدن به کارآفرینان توسعه مییابد. نگرش کارآفرینانه به عنوان یکی از راهحلهاي ممکن براي آمیختن دانشگاهها با پیچیدگی بسیار سازوکارهاي اقتصادي است. دانشگاههای کارآفرینی بطور کلی مراکزی هستند که امکان تجارت و نوآوری را فراهم میکند و با ایجاد مشارکتهای تجاری، توسط فنورزان و دانشگاهیان درگیر است.
به گزارش خبرگزاری علم و فناوری؛ طبق پژوهشی که در داخل کشور، در سالهای اخیر انجام شده است، ارائه و توسعه دانشگاه کارآفرین میتواند ازجمله راهحلهای برداشتن موانع اقتصادی و صنعتی باشد. افزایش افراد تحصیلکرده طبق معیارهای یک دانشگاه کارآفرین میتواند ارتباط میان مراکز آموزش عالی با صنعت و نیازهای روز جامعه را بهبود و در جهت توسعه و پیشرفت همهجانبه سوق دهد. گسترش دانشگاه کارآفرین به عنوان پدیده اصلی مدل شامل مقولههاي اصلاحات شورایی دانشگاه، تشکیل نظام پیشنهادات، طراحی و استفاده از یک مدل منسجم کارآفرینی دانشگاهی، بکارگیري فناوري اطلاعات و ارتباطات کارآفرینانه، سیاستگذاري با رویکرد کارآفرینی است.
به نقل از این پژوهش ظهور دانشگاه کارآفرین درنتیجه اهمیت روزافزون دانش در اقتصاد و توسعه فناوري است و اینکه درواقع دانشگاهها حاملان به صرفه نوآوري و همچنین انتقال دانش و فناوري به جامعه هستند. ایجاد دانشگاه کارآفرینانه به حفظ شهرت دانشگاه کمک میکند، زیرا نشانی است از اینکه دانشگاه آماده است و میداند چگونه مسائل خاص محیطی را حل کند، به توسعه اقتصادي منطقهاي که در آن واقع شده کمک کند و همچنین میداند چگونه شرایط محیطی را تغییر دهد و خود را با محیطی سازگار سازد که دائما در حال تغییر است.