خطر برخورد موروثی و انحصاری در تلویزیون
امیررضا سجادیان
زمانی تلویزیون بیرقیب و با دو شبکه، فعالیت میکرد یا یک قسمت در هفته سریال روی آنتن میبرد یا برنامههای ترکیبی کودکانه و بزرگسال پخش میکرد. قدری جلوتر که رفتیم به برنامههای ترکیبی «اکسیژن» و «نیمرخ» و کمکم اجرای مسابقه رونق پیدا کرد. «صندلی داغ» اوج گفت وگوهای چالشی تلویزیون بود و حوزه طنز و درام هم جسته وگریخته کارهایی انجام میداد. حوزه ورزشی هم با صدای ماندگار «بهرام شفیع»، «ورزش و مردم» را روی آنتن میبرد و گفت وگوهای جنجالی و جذابی را مردم میدیدند. البته کمی آن سوی ماجرا هم سیمای خانوادهای بود و شجاعیمهر که درباره زندگی و جامعه صحبت میکردند. اما همه اینها با یک رویکرد مداوم بدون کمترین تنوعی همینطور سالها پیش رفتند تا اینکه فضای مجازی تشکیل شد و متوجه رسانههای متعددی شدند که به هر قیمتی مخاطب جذب میکنند. حالا با زرق و برق، چهره، سلبریتی، آگهیهای خاص و نوع چیدمان فضا و دکور میکوشند تا مخاطب ایرانی با سبکهایی که خودشان میپرورانند و به نفع جامعه ما نیست آشنا کنند.
شاید نتیجه این ضعیف شدن برخی از برنامهها و تلاش تلویزیون برای جذب مخاطب با استفاده از چهرهها همین رویکردهایی باشد که برخی با آن موروثی رفتار کردهاند. یعنی تهیهکننده یا مجری علاقهمندند همیشه باشند و هیچ تغییر رویکردی هم نداشته باشند. در صورتی که تلویزیونهای دیگر روز به روز شاخصها، اهداف و نیروی انسانی خودشان را تغییر میدهند تا مخاطب دچار آفت روزمرگی نشود. قرار است مخاطب ما از رسانه دریافت متنوع و کاربردی داشته باشد و عدهای با خودخواهی همیشه میخواهند باشند و حتی یک مجری جوان در کنار خودشان را نمیتوانند تحمل کنند. رسانه باید راهش پویا و رویکردهایش هم کارآمد باشد نه اینکه خودش را معطوف به یک شخص و یا جریانی کند. راه رسانه پر پیچ و خم است و در روزگاری که آنقدر رسانه متعدد و پرهیاهو شده نیازمند یک مدیریت توأم با رویکردهای جدید و به روز است.
امروز تلویزیون نیازمند باز کردن فضا برای استعدادهای جدید است و از تجارب ارزشمند پیشکسوتانش بهره ببرد و بگذارند با پویایی رسانه، موروثی برخورد نشود. البته نگاه انحصاری کماکان در برخی برنامههای تلویزیونی وجود دارد و از روی سفارش و توصیه به برخی میدان میدهند که معلوم نیست از آن شخص مجری درمیآید یا خیر؟ تلویزیون باید بیش از پیش به دانشگاه صداوسیما مراجعه کند و وقت تغذیه شدن از استعدادهای جدید است. استعدادهایی که در دانشگاه صداوسیما پرورش پیدا میکنند اما کمتر میدان عملیاتی در اختیارشان قرار میگیرد که خودشان را بهتر بسنجند. یا وقت نوشتن در مقام نویسنده، یا وقت تهیه در مقام تهیهکنندگی و یا وقت کارگردانی در مقام فیلمسازی یا برنامهسازی در اختیارشان قرار بگیرد. البته در این میان اسپانسرها هم دخالتهایی دارند که با مدیریت مناسبتر این آسیبها تبدیل به فرصت میشود. چرا که بخش خصوصی هم از اسپانسر بهره میبرد اما در بسیاری از موقعیتها به موفقیتهای خوبی هم رسیده که نشاندهنده استفاده درست از سرمایهگذاریهای فرهنگی است.
امروز دیگر وقت استفاده رسانهملی از متخصصین، اهالی با دانش، پویا، کارآمد و اختصاصاً به روز است. برخی از رویکردهای گذشته به کار نمیآیند و وقت شکفتن تراوشات جدیدتر و نابتر است. رفتار سفارشی یا به نوعی برخورد موروثی که در سینما، تلویزیون و حتی تئاتر بسط و گسترش پیدا کرده مسیری جز ناکجاآباد به فرهنگ و هنر ما نشان نمیدهد. برای مخاطب امروز حرفها و محتواهایی اهمیت دارد که در فضای مجازی پیدا نمیکند. تلویزیون نباید اینستاگرامی رفتار کند؛ رسانهملی باید پایش را فراتر بگذارد، چون تریبون رسای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است. مصداق این ناگفتنیها که بسیار هم جذاب بوده همین مستند «خارج از دید» مهدی نقویان است. باید رفتار مجریان، عوامل سریالها و برنامهها در انتخاب سوژه و مضامین و حتی سؤالاتی که با مهمان گفت وگو میکنند نخنما و کلیشه نباشد. باز شاید آیتمهای ویژه بخش خبری 20:30 هم یک درس ساخت آثار کاربردی به تهیهکنندگان و کارگردانان دیگر برنامههای تلویزیونی باشد.
یا در بخش سریال هم اگراشاره کنیم به تعبیر بازیگران پیشکسوت ما هر موقع کاری را میدیدیم یکسری از هنرمندان ما در همه سریالها به ایفای نقش میپردازند اما کارگردانی مثل عزیزالله حمیدنژاد از بازیگرانی برای «بانوی عمارت» استفاده کرد که در تلویزیون دیده نشده بودند. این هنر ناب کارگردانی این فیلمساز را به رخ میکشد که تحت سفارش و چهره، قصد دیده شدن ندارد. اصالت در کارگردانی، تهیهکنندگی، بازیگری و اجرا قدری در تلویزیون گمشده که امیدوارم هرچه زودتر رسانهملی به افراد با اصالت خود بیشتر میدان بدهد، کاربلدها را بازگرداند و در را به روی با استعدادهای فرهنگ و هنر باز کند.
تلویزیون نباید درگیر سفارش و توصیه افراد و اصطلاحاً با برنامهها و سریالهایش، موروثی برخورد شود. زیرا اصالت در کارگردانی، تهیهکنندگی، بازیگری و اجرا قدری در تلویزیون گمشده و زمان برگرداندن کاربلدها، بااستعدادها و با اصالتها فرا رسیده است.