کد خبر: ۱۵۶۵
تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۹۲ - ۱۶:۰۲

حماسه 9 دي از منظر جامعه شناختي

حماسه نهم دي 1388 پديده اي منفک و گسسته از کل فرآيند انقلاب اسلامي ايران نيست ؛ بلکه همان انگيزه ، ارزش و باوري که مردم – ملت را در دفاع از مرجعيت و جايگاه دين و مذهب در جامعه ، در 19 دي ماه 1356 به خيابان ها کشاند ، همان باوري که عامه ي مردم کوچه و بازار را به تفسيري جديد از نقش دين در زندگي اجتماعي و روزمره رساند که در محرم سال 1357 بگويند : «کربلا نبوديد ، نمونه اش بنگريد / هست خميني ( رض ) حسين ( ع ) ، شاه به مثل يزيد » ، مردم را در 9 دي 1388 به خيابان ها کشاند که فرياد بزنند «خواص بي بصيرت ؛ مايه ي ننگ ملّت » و .... 
البته تحليل محتواي شعارهاي مطرح شده در رخداد ها و حوادث گذشته ي کشور ما و حماسه نه دي 88 مجالي ديگر مي طلبد اما در اينجا به ذکر شعاري از ميان شعار هاي مطروحه ي امت حزب الله اشاره مي شود که به لحاظ اجتماعي و فرهنگي در جامعه ي ما بسي قابل تامل است . شعار « سلمٌ لمن سالمکم خامنه اي - حربٌ لمن حاربکم خامنه اي » شعاري هوشمندانه بود . در اين حماسه ي عظيم که ضمن برقراري پيوندي تاريخي با مفاهيمي چون عاشورا ، امام و ولايت ، جهان اجتماعي را به دو جبهه دوستان خدا و دشمنان خدا تقسيم مي کند . کنشگر ( ملت ) حاضر در حماسه نه دي زندگي خود را چنين « معنا » مي کند که دوستي و دشمني معيار دارد و معيار آن حمايت از مسير رهبر جامعه ي اسلامي ، تبعيت از ولايت فقيه و حضور در صحنه به وقت نياز است . به قولي ولايت و رهبري را در جامعه خط قرمز خود مي داند .
به بياني ساده تر ممکن است برخي دلايل حماسه نه دي را به خاطر توانايي نهادهاي نظام و يا تلاش هاي رسانه ي ملي را در افشاي هتک حرمت و اهانت به ساحت مقدس سيد و سالار شهيدان امام حسين (عليه السلام) را از علل وقوع اين حماسه ي عظيم بدانند  ؛ اما اگر واقع بين باشيم آيا اين نگرش صحيح است ؟! آيا با اين طرز تفکر حماسه اي به اين وسعت روي خواهد داد ؟! يقينا خير ؛ به تعبيري ديگر مي توان اصالت را به امر فرهنگي و اجتماعي و نحوه ي معنا دهي زندگي مردم  و رابطه ي ناگسستني آنان با اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) و تاريخ اسلام و ولايت و ولايت مداري را در نظر گرفت . 
مردم ( ملت ) حاضرِ ما در حماسه نه دي ، از منظر مطالعات جامعه شناختي با رويکرد فرهنگي، افرادي منفعل هستند که ايدئولوژي ، باور و ارزش آنها محرک و عامل کنشگري هاي آنان است. به قولي اين فرهنگ مردم است که در کنار ساختارهاي اقتصادي و سياسي محرک اصلي آنها است. اين فرهنگ است که مردم را فراتر از طبقه و تضاد قدرت ها و منافع مادي به خيابان ها کشانده تا از جوهره فرهنگ ديني خود که از اسلام ناب محمدي (ص) سرچشمه مي گيرد و با انديشه هاي بزرگ مردي چون ابا عبد الله الحسين ( ع) عجين است ؛ دفاع کنند . به بيان حضرت امام خميني(رض) " وحدت کلمه " يعني اعتقاد وايماني قلبي و وحدتي بي بديل در بدنه ي جامعه و حضور آنان در عرصه هاي مختلف است که يکي از رموز پيروزي و بقاي انقلاب و نظام اسلامي است .
9 دي نشان داد آنهايي که قصد داشتند حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري ايران را با ارجاع به نيازهاي جديد طبقه متوسط و زندگي غربي تحليل کنند همواره در اشتباه به سر مي‌بردند. آنهايي که دين را نفهميده و باورها ، ارزش ها و هنجارهاي ملي و مذهبي مردم را درک نکرده اند و کارکرد هاي مثبت دين و باورهاي مذهبي را در جامعه ناديده گرفته اند ؛ فهميدند که اين باورها و اعتقادات مذهبي و ملي دلالت هاي معرفت افزايانه هم دارد و کنشگري هاي انقلابي هم مي تواند ايجاد کند . 
به بيان استاد بزرگ شهيد مرتضي مطهري که مي فرمود : « روشنفکران پنداشته‏ اند همان ‏طور که مارکس نظر داده است " انقلاب فقط مي‏تواند از يک جنبش قهرآميز و يک جنبش توده ‏اي ناشي شود " ؛ اينان نيز اين چنين پنداشته اند  به خيالي خام . آنان نمي‏توانند تصور کنند که اگر يک‏ فرهنگ ، يک مکتب و يک ملت خاستگاهي الهي داشته باشد و مخاطبش‏ سعادت و کمال انسان ، و در حقيقت فطرت انساني انسان باشد و پيامش جامع و کلي باشد و جهت‏گيري‏ اش به سوي عدالت ، مساوات و برابري ، پاکي و معنويت ، محبت‏ و احسان و مبارزه با ظلم باشد ، بتواند جنبشي عظيم را به وجود آورد و انقلابي‏ عميق برپا نمايد . اما انقلابي الهي و انساني که در آن شور الهي ، نشاط معنوي ، جذبه خدايي و ارزشهاي الهي و انساني به معناي اخص کلمه موج زند ، آن چنان که نمونه‏اش را مکررا در تاريخ سرافراز ايران مشاهده کرده‏ايم و انقلاب اسلامي ، دفاع مقدس و ... نمونه هاي روشن و گواه آن است.  »
رُهام رضائيان