رد خـــون پاک شدنی نیست
حسین کارگر
امسال هم طبق روال همیشه، اعطای جوایز در مراسم اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر با بیانصافی همراه شد. برخی از فیلمها به رغم شایستگی، هیچ جایزهای نگرفتند. فیلمی ، با فیلمنامهای پرحفره و بیسر و ته، نامزد جایزه بهترین فیلمنامه شد! و فیلمی با فیلمنامهای متوسط سیمرغ بهترین فیلمنامه را گرفت. اما سه فیلم انقلابی که توجه بسیاری از منتقدان و مردم را جلب کرده بودند، با بیتوجهی مواجه شدند؛ آن هم در شب چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی. این سه فیلم عبارتند از:
رد خون
قسمت دوم «ماجرای نیمروز» این بار به دل گروهک نفاق و ترور رفته است و جنایات آنها را بیپرده نمایش میدهد. هر چند که «رد خون» نسبت به قسمت قبلی این فیلم، روایتی پیچیدهتر دارد و جنبههای روان شناختی در آن پررنگتر است. این پیچیدگی در جبهه «خیر» بیشتر است. چون در قسمت قبلی، نیروهای خودی، خالصتر نمایش داده شد و مخاطب با هر گرایش فکری با آنها همراه میشد؛ اما «ماجرای نیمروز: رد خون» فاقد قهرمان به معنای واقعی است و شخصیتهای مثبت آن، خاکستری به تصویر کشیده شدهاند. این باعث میشود تا مخاطب مسائل تاریخی فیلم را با نگاهی واقعیتر نظاره کند. اما جلوههای ویژه، صحنههای جنگی و حتی نقشآفرینی بازیگران فیلم، واجد توجه و اعطای جایزه از سوی جشنواره فجر بود.
23 نفر دوست داشتنی
یکی از آثار دوست داشتنی این دوره از جشنواره فجر، «23 نفر» به کارگردانی مهدی جعفری بود. فیلمی که روایتی صادقانه و خالصانه از جنگ تحمیلی و اسارتگاههای رژیم بعث عراق را نمایش میدهد. «23 نفر» سندی از پاکی و به حق بودن جبهه مقاومت ما در جنگ هشت ساله بود. جبههای که حتی کودکان و نوجوانان نیز به شوق حمایت از این حق، به خط مقدم میشتافتند. یک فیلم تمیز و شسته رفته با بازیها، کارگردانی و فیلمنامهای تأثیرگذار و قوی. نکته مهم این است که این فیلم، براساس واقعیت ساخته شده اما جنبههای دراماتیک در آن پررنگ است. چون معمولا فیلمهایی که با ارجاع به ماجراهای واقعی ساخته میشوند، شکل و شمایلی مستندگونه پیدا میکنند، اما «23 نفر» دچار این مشکل نشده است. بدون تردید «23 نفر» از نظر فیلمنامه از نامزدها و برگزیده این بخش یک سر و گردن بالاتر است.
اعتراض انقلابی
از دیگر آثار مهم سی و هفتمین جشنواره فجر که نادیده گرفته شد «دیدن این فیلم جرم است» بود. کار بزرگ رضا زهتابچیان در اولین فیلم خود این است که آرمانگرایی انقلابی را در قالب یک روایت سراسر ملتهب و دراماتیک به تصویر کشیده است. فیلمی که در فضایی محدود و کوچک ساخته شده، اما هیچ گاه حس محدودیت و کوچک بودن را به مخاطب نمیرساند و از ابتدا تا انتها، تماشاگر را غرق خود میکند. حرف فیلم تند و اعتراضی است، اما از سیاهنمایی محفوظ مانده است. «دیدن این فیلم جرم است» از برخی مشکلات ساختاری، به ویژه در سکانسهای اولیه رنج میبرد، اما در بین فیلمهای اول جشنواره، قابلیت توجه بیشتر از سوی جشنواره را داشت و حداقل میتوانست نامزد بخش نگاه نو شود.